خبرنامه دانشجويان ايران: فرزانه ولي نژاد// وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم ، صدای رگبار در گوشم طنین می اندازد ، سکوت موحش بعد از رگبار ، بدنم را می لرزاند ، آه بلند و ناله ی مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم . دانشکده ی فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رأی العین می بینم . . .
این تنها توصیفی از حادثه ی عظیم 16 آذر ، دردناک ترین و البته عمیق ترین حادثه تاریخ دانشگاه های ایران است که در خاطرات شهید دکتر چمران دانشجوی مسلمان و مبارز دانشکده ی فنی دانشگاه تهران آمده است.
کودتای 28 مرداد 32 که برای قشر آگاه و آزاد اندیش جامعه ی ایرانی از جمله دانشجویان سرآغازی بر دور جدیدی از دیکتاتوری به حساب می آمد ، فضای دانشگاه را هر روز به سمت مبارزه با استکبار و استبداد سوق داده و موج اعتراضات و اعتصابات را در سطح دانشگاه فراگیرتر می کرد. تا آنکه در 16 آذر ماه همان سال و در آستانه ی ورود نیکسون ـ معاون رئیس جمهور آمریکا ـ به تهران ، گارد با حمله به دانشگاه تهران و بستن راهروهای دانشکده ی فنی ، دانشجویان را به رگبار گلوله بست که در جریان این حادثه سه تن از دانشجویان دانشکده ی فنی به نامهای مهدی شریعت رضوی ، مصطفی بزرگ نیا و احمد قند چی به شهادت رسیدند. روز بعد از این واقعه ی جانسوز ، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان مظلوم و بی گناه رنگین بود ، دکترای افتخاری دریافت کرد.صبح ورود نیکسون ، یکی از روزنامه ها در سر مقاله ی خود تحت عنوان " سه قطره خون " نامه ی سرگشاده ای به نیکسون نوشت. نویسنده ابتدا با اشاره به سنت کهن ایرانیان اشاره کرده بود که هر گاه مهمان عزیزی برایشان می رسد ، متناسب با شأن و مقام او برایش گوسفند و گاوی قربانی می کنند و سپس خطاب به نیکسون گفته بود " آقای نیکسون ! وجود شما آنقدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور ، یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند" . . .
16 آذر روزی است که در نظر تحلیلگران تاریخی و سیاسی به عنوان نقطه ی عطفی در فعالیت های سیاسی و اجتماعی دنشجویان علیه رژیم شاه از آن یاد می شود . حادثه ای که برای نخستین بار با درگیر کردن توده ی عظیمی از دانشجویان مذهبی و مسلمان در جریان مبارزات سیاسی ، به تحرکات دانشگاهی برای مقابله با ظلم و استبداد ، جان تازه ای داد . روندی که تا پیروزی انقلاب اسلامی متوقف نشده و به عنوان پیش قراول موج مبارزه با رژیم پهلوی نقش پر رنگی در آگاهی بخشی به مردم و علمی سازی ساختار مبارزه داشت.
حال با گذشت قریب به شصت سال از این حادثه و سپری شدن حوادث و جریانات گوناگون ، امروز جنبش دانشجویی و دانشگاه های ایران در برابر حجم تازه ای از تفکرات و تئوریها قرار گرفته است . جریان هایی که اگر به دقت مورد بررسی و تحلیل های کارشناسی قرار نگیرند حوادثی به مراتب تلخ تر از حادثه ی 16 آذر را خلق می کنند .
امروز بیش از آنکه بخواهیم در آستانه ی روز دانشجو ، دانشگاه را با تحرکات داغ و پر سر و صدا در روند سیاسی کشور وارد کنیم می بایست با بازگشت به انگیزه های شکل دهنده ی 16 آذر ، پرده خوان عوامل بستر ساز چنین روز بزرگی باشیم.
در آن روزها که تنها تشکل مذهبی والبته اصلی دانشگاه ها ، انجمن های اسلامی دانشجویان بود ، بدنه ی دانشجویان مسلمان را به شکلی ساخته بود که بر خلاف سایر جریانات سیاسی که یا خود در کودتای 28 مرداد دست داشته و یا به نحوی با دولت کودتا کنار آمده بودند ، به صورت اصولی و خارج از مرزبندی های سیاسی به مبارزه ی جدی با دولت کودتا برآمده بودند.
نکته ای که در سیر اندیشه ی دانشجویان مسلمان دهه ی 30 و پس از آن بخوبی به چشم می خورد و از نام بزرگترین تشکل دانشجویی آن زمان نیز پیداست ، اسلامی بودنِ خط مشی حرکت و محور مبارزه است ؛ تا جایی که برای این دسته از دانشجویان که اتفاقاً طیف قابل توجهی از دانشگاه های کشور را تشكيل می دادند ، هیئت ها و دسته جات مذهبی به عنوان بهترین مکان هندسی جذب ، پرورش و گسترش نیرو به حساب می آمد و همین بود که تنها با گذشت چند سال از تشکیل این انجمن ، دانشگاه ها آبستن شخصیت های بزرگی همچون شهید چمران ، دکتر شریعتی و شهدای 16 آذر می شوند.
اما طي سال هاي اخير مرضي به جان دانشگاه هاي كشور افتاده كه عده اي ، هر چند اندك ، را دچار فساد فكري و فرهنگي كرده است.
بايد پذيرفت كه دردناکتر و جانسوز تر از مظلومیت سه یار دبستانی 16 آذر 32 ، آلوده کردن نام و هویت انجمن های اسلامی بدست کسانی است که امروز وقیحانه از کمونیست و مارکسیست دم می زنند و منكر هويت اسلامي نظام جمهوري اسلامي ايران مي شوند.
با نگاهی کوتاه به هویت اصیل جریان دانشجویی و روح مقدس اسلامی بودن که در کالبد انجمن های اسلامی جاری است ، یقیناً جایی برای لائیک ها نه در انجمن های اسلامی و دانشگاه های ایران که در فرهنگ غنی اسلامی ملت ایران نیز وجود ندارد.
در گزارش حوادث 16 آذر 32 آمده است که هنگام حمله ی گارد حکومتی به دانشکده ی فنی ، یکی از دانشجویان فریاد می زند " دست نظامیان از دانشگاه کوتاه !!!" . . . و امروز متأسفانه شاهد آنیم که نسل جدیدی از نظامیان از فرزندان نامشروع سیا و موساد ، در کسوت دانشجو به دانشگاه های ما راه باز کرده و به نام مبارزه با دیکتاتوری ، خود مرتکب وحشیانه ترین اعمال و آشوبگری هایی می شوند كه تا امروز در فضای دانشگاه سابقه نداشته است .
متأسفانه هر سال در سالگرد روز دانشجو و در روزهاي مانده به 16 آذر ، نيروهاي جهت داده شده ي دانشگاهي در سايه ي اهمال و سستي مديران دانشگاه ، دست به اغتشاشات جسته و گريخته در سطح دانشگاه زده و به پاسداشت خون شهيدان 16 آذر ، فيلم لاابلايگريهاي خود را به رسانه هاي بيگانه تقديم مي كنند و طي روزهاي بعد در مصاحبه با شبكه هايي كه دست گردانندگانشان هنوز به خون مردم ايران رنگين است ، گزارش خيانت خود به سرزمين ايران را به اطلاع دوستان آمريكايي و صهيونيستشان مي رسانند.
و تلخ تراينكه آناني كه دم از طرح وحدت ملي مي زدند ، اين روزها در جلساتي نيمه پنهان با اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تهران ، از عوامل اغتشاشات در دانشگاه تهران مي خواهند تا به مبارزات خود ادامه دهند .
در هر حال اين روزها بيش از هر زمان ديگري صورت زيبا و سيماي نجيب دانشگاه در معرض نگاه كثيف و چشم هرزه ي دشمنان ايران اسلامي قرار گرفته و اين وظيفه ي هر دانشجوي فرهيخته اي است كه به حرمت خون شهيدان و حفظ و صيانت از سرزمين ايران اسلامي ، فضاي دانشگاه را براي خائنان به ايران تنگ كرده و فرصت لجن پراكني و توهين به عقايد و مقدسات ملت مسلمان ايران را از كساني كه خود ادعاي بي ديني مي كنند ، گرفته و بستر ساز دانشگاهي در شأن دانشجويان ايراني باشد.




0 نظر