خانه || آرشیو || جستجو || تماس با ما
سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۸

جهاد دانشگاهي تكليف خود را با اين "اسامي" مشخص كند

نامه الکترونیک چاپ

خبرنامه دانشجويان ايران: در حالي كه حساسيت مديران سياسي نهاد علمي «جهاد دانشگاهي» به انتقادهاي دانشجويي افزايش يافته است، بررسي بورسيه هاي جهاد دانشگاهي به عوامل تابلودار آشوب هاي دانشگاهي برگه هاي جديدي از برخي زد وبندهاي سياسي در اين نهاد را برملا مي كند.

 

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران» مديران جهاد دانشگاهي كه رسما در انتخابات اخير به تريبون مهندس ميرحسين موسوي تبديل شده بودند در آستانه انتخاب رئيس اين نهاد يادشان افتاده است كه «اصولگرا» هستند!

رئيس جهاد دانشگاهي بعد از آنكه ديد مصاحبه با خبرگزاري دوست و برادر يعني مهر! بي اثر است يك بيانيه بلند بالا در واكنش به خبر هاي «خبرنامه دانشجويان ايران» منتشر كرده است.

اين بيانيه كه سعي مي كند با خرج كردن از نام "رهبر انقلاب" افكار عمومي را فريب دهد اين بار اما پاسخي به اتهامات و شبهات دانشجويان نمي دهد تا بار ديگر مجبور شويم از آقايان سياست زده ي جهاد سوال كنيم اگر شما دلسوز مردم هستيد چرا با افراطي گري ها در اين نهاد علمي برخورد نمي كنيد؟

بهتر است مديران سياسي جهاد به جاي خرج از كيسه رهبري تكليف خودشان را با اين اسامي روشن كنند:
دكتر فرهمند، رئيس جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران و عضو حزب مشاركت؛ دكتر ظريفيان عضو جهاد دانشگاهي و عضو افراطي سازمان مجاهدين انقلاب؛ ايمان ملكا عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و عضو فعلي جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران؛ داوود دشتباني عضو افراطي انجمن اسلامي دانشگاه تهران و بورسيه جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران و ... .

اگر مديران جهاد بار ديگر منتقدين خود را متهم به سياسي كاري نمي كنند لطف كنند به اين شبهات و شبهاتي كه دانشجويان در بيانيه خود اعلام كردند و همچنين به سوال هاي برخي اعضاي خود جواب دهند.

در آستانه تعيين رئيس جديد جهاد دانشگاهي دانشجويان بيانيه اي صادر كردند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران» متن كامل اين نامه به شرح زير است:

هيئت امناي محترم جهاد دانشگاهي

نيك آگاهيد كه در پي فرمان رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني – قدس سره-  و در استاي تحقق بخشيدن به اهداف انقلاب فرهنگي، جهاد دانشگاهي  به عنوان يك نهاد انقلابي عمومي و غيردولتي زيرنظر شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، داراي شخصيت مستقل و برخاسته از انقلاب فرهنگي به عنوان پلي ميان دانشگاه و بخش صنعتي، خدماتي كشور تاسيس شد كه دو وظيفه عمده انجام تحقيقات علمي و فعاليتهاي فرهنگي همچنان به عهده اين نهاد مي باشد. 

از جمله  اهداف اين نهاد مستقل گسترش تحقيقات و شكوفايي روحيه تتبع و استعدادها در سطح جامعه براي نيل به خوداتكايي توسعه امور فرهنگي،گسترش طرحهاي كاربردي و نيمه صنعتي از طريق پيوند با مراكز علمي و تحقيقاتي به منظور به كارگيري نتايج پژوهش  بود ه است كه اين اهداف در راستاي وظايفي چون تبليغ و ترويج فرهنگ و هنر  اسلامي به منظور مقابله با غرب زدگي و انجام دادن تحقيقات توسعه اي و كاربردي ارائه به منظور ارائه خدمات علمي – فني در زمينه هاي مختلف مورد نياز جامعه بوده است.

اعضاي محترم هيئت امناي جهاد دانشگاهي

اما اين نهاد علمي كه افتخارات گسترده اي را در توشه خود اندوخته بود و مي بايست در راه اهداف و و ظايف خود كه برخواسته از تفكرات آرماني خميني كبير بوده است، امروز نه تنها از اين مسير دور شده است بلكه در مسيري خلاف انتظارات انقلابي از اين نهاد حركت مي كند.

متأسفانه اين نهاد كه مي بايست در راستاي تحقق آرمانهايي چون پيشرفت علمي و كاربردي كشور حركت كند امروز به پاتوق سياسي عده اي قليل تبديل شده است كه از اين نهاد مستقل در راستاي اهداف سران گروه هاي سياسي معدود كه به آن وابسته هستند، استفاده مي كنند.

شاهد هستيم كه دفاتر اين تشكيلات علمي دانشجويي در سال هاي اخير به محل رفت و آمدهاي عده اي غير دانشگاهي تبديل شده كه از اين نام و نشان براي يارگيري هاي سياسي خود سوء استفاده كنند.

نمونه بارز سياسي كاري ها و سياسي بازي هايي كه جهاد دانشگاهي به آن مبتلا شده است را در انتخابات اخير به عينه شاهد بوديم. حمايت هاي مديريت اين نهاد علمي كشور از  دوستان و متمايلان سياسيشان به نحوي بود كه اين سازمان دانشگاهي مستقل روي دانشجويي بودن خود را از دست داد و به يك جولانگاه سياسي تبديل شد.

شاهد بوديم كه اين نهاد و ارگان دانشگاهي كه با استفاده از اموال بيت المال رسانه اي را براي پوشش خبري دانشجويان به نام ايسنا راه انداخته از مسير اصلي خود خارج شده و اين سايت خبري  به بنگاه خبر رساني گروهك هاي اقليت تندرويي چون نهضت آزادي، مشاركت و مجاهدين تبديل شده است. چه آنكه شاهد بوديم در ايام پيش از انتخابات اخير اين خبرگزاري به بنياد خبررساني ستادهاي كانديدايي خاص تبديل شد و اعضاي اين خبرگزاري بودند كه سركردگان  رسانه هاي موسوم به سبز از نشريه تا سايت هاي خبري را راه اندازي و مديريت كردند.

هيئت امناي جهاد دانشگاهي

سئوال اينجاست، چرا بايد پول بيت المال در راستاي امري پيش رود كه سرانجام آن به كودتاي رنگين عليه منافع ملت منجر شود؟

نياز به يادآوري نيست كه «ابولفضل فاتح» مدير عامل اسبق همين خبرگزاري غيردانشجويي كه شالوده ايسنا را براساس نظرات اصلاح طلبان راديكال  پي ريزي كرده، نمونه سياسي بازي هاي علني  در جهاد دانشگاهي است. وي كه بورسيه جهاد دانشگاهي براي تحصيل در انگلستان بوده است در جريان انتخابات 22خرداد در يك تخلف آشكار در زمان تحصيل با پول بيت المال به ايران باز مي گردد و به عنوان معاون تبليغات ستاد كودتا به فعاليت مي پردازد.

شاهد بوديم بورسيه اي كه با استفاده از اموال بيت المال در انگلستان مشغول به تحصيل بود چگونه پس از شكست موسوي در انتخابات به رابط خبري ستادهاي آشوب قيطريه و رسانه هايي چون بي بي سي تبديل شدكه هدفي جز كودتاي رنگين را در ذهن خود تصور نمي كردند.

آري گرچه نمونه پرورش اينگونه مارها در آستين جهاد دانشگاهي كم نيستند، اما سئوال اين است كه چرا نبايد با «ابو الفضل فاتح» كه در سر تخيل كودتا را مي پرورانده برخورد شود؟ و حال اگر بخواهيم از اين تخلف نامبرده بگذريم و اين گونه تخيلات رنگين را با ساده انديشي و سهل نگري به پاي مديريت جهاد دانشگاهي نگذاريم چگونه است  كه وي مجدداً رهسپار انگليس مي شود و با استفاده از اموال بيت المال به تحصيل مي پردازد؟ بيت المالي كه وي نقشه هاي شوم نابودي آن را در سر مي پروراند و به فكر غصب و تصاحب آن حتي به قيمت ريخته شدن خون جوانان كشورش بود.

اين نمونه ها در كنار ديدارهاي گلچين شده با بعضي شيوخ مورد نظر در قم كه با سلايق سياسي مديريت مطابق هستند و نيز رانت ها و قشون كشي ها و يارگيري ها و ديگر ابهامات موجود تنها و تنها نشان از ضعف مديريتي است كه متأسفانه چندين سال است كه به اين نهاد علمي دانشگاهي كشور مبتلا شده و بيم آن مي رود انحراف ها و كج روي به جايي برسد كه نبود و انحلال اين پايگاه علمي را به بار آورد.

هيئت امناي جهاد دانشگاهي

در پايان ما دانشجويان معتقديم  مشكلات موجود كه عمدتاً به دليل يارگيري ها و بازي هاي سياسي است به صورت عمده  مربوط به ضعف مديريت فعلي است،  لذا با توجه به پايان دوره حال حاضر رياست «حميد رضا طيبي» بر جهاد دانشگاهي و نيز تشكيل قريب الوقوع جلسه هيئت امناي اين نهاد جهت انتخاب رياست  جهاد دانشگاهي، خواستار تغيير مديريت فعلي و عدم ابقاي «طيبي» و انتخاب مديري انقلابي، دلسوز و دانشگاهي براي اين نهاد علمي كشور هستيم تا ضمن خروج از سياسي بازي ها اين تشكيلات به مسير اهداف و التزامات خود در قبال دانشگاهيان و جامعه علمي كشور باز گردد.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
بسيج دانشجويي دانشگاه هاي سراسر كشور
اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي سراسر كشور(دفتر تحكيم وحدت)
اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه هاي سراسر كشور

جمعي از اعضاي جهاد دانشگاهي در نامه اي سرگشاده به دکتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور و رييس شوراي عالي انقلاب فرهنگي، با برشماري پاره اي از مشکلات جهاد دانشگاهي، خواستار رسيدگي رئيس جمهور به اين مسئله شدند.

به گزارش ايرنا، نويسندگان نامه خطاب به دکتر احمدي نژاد تاکيد کرده اند: اصلاح طلبان زماني که قدرت را از دست داده اند از جهاد دانشگاهي بعنوان حيات خلوت خود استفاده نموده و براي بازسازي خود و کسب دوباره قدرت برنامه ريزي کرده اند. جهاد دانشگاهي به محلي براي بازسازي نيروهاي اصلاح طلبان و سپري کردن دوران فترت تبديل شده است.
امضا کنندگان خواستار انتخاب فردي که ولايت مداري، دين باوري، شجاعت ، تدبير و قاطعيت نصب العينش شده باشد به عنوان رئيس جهاد دانشگاهي شده اند تا مديريت پتانسيل هاي موجود در اين نهاد به بهترين شيوه ممکن در خدمت به نظام اسلامي قرار گيرد.
متن کامل اين نامه به شرح زير است:

جناب آقاي دکتر محمود احمدي نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران و رييس محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي

سلام عليکم

با عرض تبريک به مناسبت برگزاري انتخابات حداکثري و کم سابقه در زمان دولت نهم و بويژه پيروزي شما در حماسه تاريخي ملت شريف و نجيب ايران اسلامي، به استحضار مي رساند خوشبختانه دولت نهم که دولتي کارآمد و مردمي و مورد تأييد خاص مقام معظم رهبري بوده است در عرصه هاي مختلف علمي - فرهنگي – اقتصادي – سياسي- اجتماعي چه در سطح داخلي و چه در سطح بين المللي با عزت و اقتدار عمل نموده و اين موضوع مورد اعتراف منتقدان منصف دولت هم مي باشد.
آنجائي که موضوع سهميه بندي بنزين اجرا مي‌شود يا طرح تحول اقتصادي در دستور کار قرار مي گيرد، فناوري صلح آميز هسته اي با درايت و شجاعت و عزتمندانه توسط دولت نهم و با پشتيباني هاي رهبر معظم انقلاب پيگيري شده است، مجموعه سفرهاي استاني و ارتباط نزديک با ملت شريف و آگاه انجام مي گردد و بار ديگر صاحبان اصلي انقلاب مسئولين خدمتگزار را در کنار خود و همراه خود مي بينند و بسياري برنامه هاي ريز و درشت ديگر که انجام شده و ثمرات آن در آينده بيشتر نشان داده خواهد شد و انشاء الله در دولت دهم هم ادامه خواهد يافت.
آنچه که سبب شده براي دقايقي وقت شما را تصديع نماييم موضوع جهاددانشگاهي بعنوان يکي از اجزاء شوراي عالي انقلاب فرهنگي و نهادي برآمده از انقلاب شکوهمند اسلامي با فلسفه و اهداف خاص خود ميباشد. اين نهاد انقلابي عليرغم حضور اعضاي خدوم و پرتلاش و نيز افتخاراتي چون پژوهشکده رويان- که مورد عنايت رهبر معظم انقلاب اسلامي و جناب عالي مي باشد- اساسا در اختيار و سيطره يک جريان سياسي خاص قرار گرفته و اينان سرنوشت اين مجموعه را با سرنوشت جريان سياسي خود به صورت محسوس و نا محسوس پيوند زده اند.
مدت ها بود که مي خواستيم مطالبي را در خصوص اين نهاد، با آن مقام محترم در ميان بگذاريم اما همواره اميد به اصلاح در داخل مجموعه جهاددانشگاهي و مشغله هاي فراوان جناب عالي ما را از اين موضوع باز مي داشت. هر چند معتقديم بسياري از مطالب را شما بهتر از ما مي دانيد لکن بر حسب وظيفه و بعنوان جمعي از اعضاي اين نهاد نکاتي چند در خصوص جهاد دانشگاهي و برخي اجزاي آن خدمتتان عرض مي نماييم.

**الف_ جهاد دانشگاهي

بطور کلي تار و پود اين نهاد در اختيار يک جريان سياسي خاص قرار داشته و همواره تلاش مي شود از طرق گوناگون، حضور اين جريان تقويت شده و در مقابل اجازه ورود به جريان اصولگرا داده نشود. مگر در موارد استثنائي که آن هم با برنامه و اهداف خاص صورت مي گيرد. اين امر از طريق جذب، ايجاد فرصت هاي مديريتي و ارتقاء تحصيلي براي افراد خاص وابسته به جريان مذکور صورت مي پذيرد.

**ب_ هيات امناء

جداي از اعضايي که به واسطه جايگاه حقوقي در هيات امناء حضور دارند، ساير اعضا که از سوي جهاد معرفي مي شوند جملگي از وابستگان و پيوستگان اصلاح طلبان مي باشند از جمله شنيده مي شود افراد جديد پيشنهادي آقايان منتظري- قرنفلي و رحمتي مي باشند که با اين استراتژي معرفي شده اند تا از سوي جهاد کساني در هيات امناء حضور داشته باشند که با توجه به سوابق اجرايي و سياسي بتوانند در مقابل ساير اعضاي هيات امنا ء استراتژي تهاجمي داشته و اجازه اعمال نظر به آنها ندهند و به عبارتي ايشان رابه موضع انفعال کشيده و انها را در راستاي- به تعبير خودشان - تبديل تهديد دولت دهم براي جريان اصلاح طلب حاکم بر جهاد به فرصت مديريت نمايند.

**ج_ انتصابات در جهاد دانشگاهي

تا قبل از دولت نهم که همه مسئولين جهاد از اصلاح طلبان بوده اند و اين موضوع را با افتخار و به صورت علني اعلام مي نموده اند ،پس از حضور دولت اصولگرا ي نهم اميد اين بود تا بلکه تغييراتي اصولي را در برنامه ها و مسئولين شاهد باشيم ولي متاسفانه رييس جهاد دانشگاهي منصوب در دولت نهم هم همان روال گذشته را ادامه مي دهد و کساني را در مصادر امور قرار مي دهد که داراي سوابق افراطي اصلاح طلبي بوده و برخي حتي نسبت به قانون اساسي و رکن رکين آن يعني ولايت فقيه زاويه داشته و بدون هيچ ابايي آن را مطرح مي نمايند . از نمونه هاي بارز در اين قسمت مي توا ن به انتصاب رييس اصلاح طلب جهاد فارس به معاونت فرهنگي جهاد از سوي دکتر طيبي اشاره کرد ،متاسفانه کسي که در سوابقش جز تندروي ديده نمي شود عهده دار جايگاه حساس معاونت فرهنگي مي شود که امور فرهنگي جهاد در سراسر کشور با هدايت و حمايت ايشان صورت مي پذيرد ،ايشان با اين جايگاه عضو هيات مديره ايسنا مي شود و در عين حال مرکز افکار سنجي ، سازمان دانشجويان و برخي بخشهاي مهم ديگر نيز از زير مجموعه هاي ايشان مي باشد .همچنين مي توان به انتصاب حميدامين اسماعيلي که از اعضاي موثر حزب مشارکت مي باشد به رياست مجتمع تحقيقاتي "هلجرد" اشاره کرد ،شايان ذکر است نامبرده که تحصيلات علوم سياسي دارد عهده دار يک مجتمع تحقيقاتي تجربي و فني مي شود.بديهي است در اين مسير علاوه بر رويکرد شخص دکتر طيبي، حلقه اي که ايشان را احاطه نموده اند نيز بي تاثير نبوده اند.

**د_ مجراهاي جذب جهاد دانشگاهي

متأسفانه مکانيزم قانوني، رسمي و تعريف شدهاي براي جذب اعضا وجود ندارد و اين محل سوال است که چرا نبايستي يک مکانيزم مشخص وجود داشته باشد. هر چند نمي توان وجود مکانيزم مشخص را تضميني براي جلوگيري از اين اوضاع دانست، اما مي تواند بعنوان يک شاخصه تأثيرگذار مورد توجه باشد. مجاري اصلي جذب نيرو در جهاد دانشگاهي در گذشته صرفاً انجمن اسلامي (تحکيم وحدت) بوده است و امروز شبکه هاي شکل گرفته ناشي از رفاقت ها و دوستي هاي سياسي نيز به آن اضافه شده است.
شما بهتر مي دانيد که با توجه به ارتباط وثيق اين نهاد با انجمن اسلامي و جريان اصلاح طلبي در دانشگاه ها و حتي خارج از دانشگاه ها متأسفانه اکثريت قريب به اتفاق اعضايي که جذب مي شوند از اين تشکل دانشجويي هستند،در مقابل در صورت پيشنهاد براي جذب يک عنصر ارزشي و اصولگرا سريعاً با اتهام تندروي و افراطي گري آنها را کنار مي زنند و اجازه ورود به آنها داده نمي شود.

**ه_ جهاد دانشگاهي حيات خلوت اصلاح طلبان

اصلاح طلبان که تار و پود جهاددانشگاهي را بافته اند، و از آن به عنوان عقبه خود در مواقع نياز استفاده مي نمايند، به اين حد نيز اکتفا ننموده و هر گاه که به قدرت رسيده اند افراد مورد نظر خود را يا در درون سازمان ارتقاء داده يا آنها را به سازمان ها و دستگاه هاي ديگر مأمور نموده اند و زماني که قدرت را از دست داده اند از جهاد دانشگاهي بعنوان حيات خلوت خود استفاده نموده و براي بازسازي خود و کسب دوباره قدرت برنامه ريزي کرده اند که اين برنامه ريزي يا به شکل محسوس بوده و يا بگونه اي نامحسوس. در واقع جهاد به محلي براي بازسازي نيروهاي اصلاح طلبان و سپري کردن دوران فترت تبديل شده است.
اين موضوعات سبب گرديده تا اولاً همه فرصت ها و امکانات اين نهاد در اختيار اين جريان قرار گرفته و از سوي ديگر تعداد معدود اعضاي اصولگرا در اين نهاد اساسا فرصت نفس کشيدن نيز پيدا ننموده و همواره با تنگناهايي مواجه شوند و چون لب به انتقاد گشايند اعتنايي نمي شود و يا به صورت نامحسوس اين افراد حذف مي شوند.

**و_ سياست اعلامي بي‌طرفي و اعمالي جانبدارانه

همگان ميدانند که بي طرفي الزاماتي دارد و مسئولين جهاد دانشگاهي علي‌رغم اعلام بي طرفي هيچگاه به الزامات آن پايبند نبوده اند. در زمان قدرت اصلاح طلبان اين سياست صرفاً يک شعار و پوشش بوده براي حمايت از آنها و در زمان دولت اصولگرا و بويژه دولت نهم پوششي بوده براي نقدهاي مخرب و غير منصفانه.
به عنوان مثال در سال 84 و قبل از انتخابات، مديرعامل وقت ايسنا (ابوالفضل فاتح) ايسنا را به ستاد تبليغاتي آقاي ميرحسين موسوي تبديل مي نمايد، هر چند اين موضوع را مدت‌ها منکر بودند اما امروز خودشان هم به اين مسئله معترفند.

**ز_ مظلوميت جريان ارزشي و اصولگرا

افراد ارزشي و اصولگراي اين نهاد کافي است در مراسم و برنامه اي اصولگرايانه يا در جمعي يا نشريه اي اصولگرا رويت شوند، در اين صورت اين افراد انگشت‌نما شده و آنقدر به آنها فشار مي‌آورند و تخريبشان مي‌کنند که يا اين افراد از مجموعه خارج شوند و يا اينکه ديگر ارتباط خود را با جريان هاي اصولگرا قطع نمايند.

**ح_ برخوردهاي ساختاري و مخملي با اصولگرايان

همان‌طوري‌که قبلاً عرض نموديم، جريان حاکم همواره در صدد است تا برخي افراد اصولگرا را که به تعبير خودشان معقول و منطقي و متعادل هستند و يا حتي اگر اين‌گونه هم نباشند آنها را جهت حفظ پرستيژ بي طرفي، حفظ کنند لکن عملا اينان را از هر گونه پيشرفت و ترقي کاري، اجرايي و تحصيلي باز مي دارند تا آينده جناح حاکم هميشه تضمين شده باشد.
در اکثريت قريب به اتفاق بورس‌ها و فرصت هاي تحصيلي اين موضوع ديده مي شود و ميزان قرب جريان سياسي مورد نظر ملاک اصلي انتخاب است و افراد خودي مورد حمايت قرار مي گيرند تا امروز و فرداي خود در اين نهاد را تأمين کنند.(شايان ذکر است براي اثبات اين امر احراز شرايط کساني که از بورس استفاده نموده اند قابل بررسي است)
در يک جمله با افراد مطلوب جريان اصلاح طلبي با گشاده دستي در هر زمينه اي رفتار کرده و آنها را حمايت ميکنند و بالعکس با تعداد معدود اعضاي اصولگرا با سخت‌گيري تمام رفتار نموده و آنها را منزوي مي نمايند.

**ط_ وضعيت واحدهاي جهاد دانشگاهي

مواردي که عرضه شد در مورد واحدهاي جهاددانشگاهي مستقر در استان ها هم تقريباً صادق است و اکثريت قريب به اتفاق مسئولان واحد هاي جهاد دانشگاهي داراي تفکر اصلاح طلبي افراطي هستند به عنوان نمونه مي توان به واحدهاي استاني گيلان-خوزستان-تهران- خراسان رضوي-يزد-ايلام-اصفهان-مرکزي-همدان- زنجان-کهگيلويه و بوير احمد-شهيد بهشتي- علامه طباطبايي-کرمان و ... اشاره کرد .در اين راستا نگاهي اجمالي به وضعيت جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران گوياي بسياري از مسائل مي باشد:

1-برخي از اعضا و مديران آن در وقايع 18 تير نقش فعال داشته و حتي باز داشت شده اند.
2- مسئولين اصلي اين جهاد از اصلاح طلبان افراطي بوده و اين بر کمتر کسي پوشيده مانده است.
3-اين جهاد از کانون هاي اصلي حمايت از اصلاح طلبان در همه ادوار بوده است.
4-مسئولين اين جهاد از جمله معاون فرهنگي ان که جانشين فاتح در ستاد مير حسين بوده است با حمايت ساير مسئولين اين جهاد و حمايت افراد وابسته به احزابي چون مشارکت ،اعتماد ملي و مجاهدين برنامه ريزي هاي جهت ايجاد ناآرامي در دانشگاه تهران در سال تحصيلي جديد داشته اند.مثل حضور افراد مورد حمايت مسئولين اين جهاد در اعتراض به حضور شخصيت فرهنگي کشور دکتر حداد عادل جهت تدريس در دانشگاه ،همچنين ناآرامي در برنامه" سوء تفاهم بزرگ" که با حضور جناب آقاي صفار برگزار گرديد.
5-اين نهاد در دانشگاه تهران به عنوان نماد آموزش عالي کشور متاسفانه به اندزه اي به مسائل سياسي و خدمتگزاري به اصلاح طلبان مشغول است که از يک سو تخلفات برخي مسئولين آن آشکار است و از سوي ديگر به واسطه اين گونه اشتغالات متاسفانه از پرداختن به امور معيشتي کارکنان خويش باز مانده اند و بسياري مواقع چندين ماه حقوق اعضا به تعويق افتاده است.
6-شايان ذکر است اين جريان توانسته به انحاء مختلف و لطايف الحيلي بر افرادي ذي‌نفوذ از جمله حجه الاسلام ابوترابي تاثير گذار بوده و از ارتباط و نفوذ ايشان در جهت پيشبرد اهداف اصلاح طلبانه خويش سوء استفاده نمايد.

**مراکز و بخش هاي وابسته به جهاد دانشگاهي

در معاونت‌هاي جهاد و اجزاء معاونت‌ها هم اين روال کلي را شاهد مي باشيم که به عنوان نمونه به اجمال به مرکز افکار سنجي –ايسپا- و دانشگاه علم و فرهنگ اشاره مي گردد.

**ايسپا

مرور سطحي سوابق مسئولين و عملکرد اين مرکز حساس گوياي اين است که اين مرکز هم همواره در جهت وفاداري به اصلاح طلبان و با لعکس تخريب جريان اصولگرا و به ويژه دولت نهم و دهم حرکت کرده است، يک نمونه بارز عبارت است از اين که اين مرکز در 3/84/11 دو هفته قبل از انتخابات اعلام مي کند 3/5 درصد مردم محافظه کاران و 15 درصد اصلاح طلبان را پيروز انتخابات مي دانند . همين مرکز در تاريخ7/86/17 طي جلسه اي مفصل آمار و ارقامي ارائه مي دهد و در پوشش اين آمار حرف اصلي خود و تيتر رسانه هاي اصلاح طلب را تعيين مي کند ريزش 53 درصدي آراء احمدي نژاد و نهايتا اين مرکز کاملا بي طرف در 3/88/19 سه روز قبل از روز راي گيري و در شرايطي که همه نظرسنجي‌ها و از جمله نظر سنجي هاي خودشان حکايت از پيروزي دکتر احمدي نژاد دارد اعلام مي نمايد کليه نظر سنجي هاي منتصب به ايسپا که تا کنون در برخي رسانه ها منتشر شده صحت ندارد تا وفاداري بي چون و چرا ي جهاد به اصلاح طلبان اعلام شود ،نکته جالب اين است که پس از دسته گل‌هاي اصلاح طلبان و کانديداهاي ورشکسته شان پس از انتخابات و ايجاد هزينه هايي براي نظام هنوز هم نتيجه نظر سنجي‌هاي خود را اعلام ننموده اند حتي پس از اشاره جناب عالي به نتيجه اين نظر سنجي‌ها در گفتگو با خبرنگاران.

**خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)

**الف_ فلسفه وجودي

ايسنا از نظر حاميان و منتقدان از فلسفه وجودي خود فاصله گرفته و اساساً به جهتي غير از اهداف اوليه منحرف شده و در آن غوطه ور است. در واقع در حال حاضر ايسنا نيز به مانند جهاد تبديل به ابزاري مطمئن براي کادر سازي اصلاح طلبان در حوزه رسانه شده است. امري که بايستي مورد اهتمام جدي قرار گيرد تا بلکه اين رسانه مجددا به فلسفه وجودي اوليه خود بازگشته و به جاي خدمت به يک جناح آن هم با هزينه بيت المال، در خدمت نظام اسلامي قرار گيرد.

**ب_ هيأت مديره ايسنا

متأسفانه چه به لحاظ ساختاري و چه غير ساختاري ترکيب هيأت مديره بگونه اي تنظيم شده تا بتواند وضعيت موجود ايسنا را طي ايام دوري اصلاح طلبان از قدرت، حفظ کرده و با کمترين تغييرات و هزينه ها در ساليان بعد به همان جريان تحويل دهد.
در حالي که هم اکنون نيز قدرت در دست خودشان است و مستقيم و غيره مستقيم اهداف سياسي خود را دنبال مي کنند، با مظلوم نمايي عنوان مي کنند که دولت فشار مي آورد و نمي خواهد ايسنا باشد،به عنوان نمونه در اين بخش مي توان به حضور افرادي اشاره کرد که همراه با علي اصغر خداياري ،داود سليماني،شکوري راد و... نقش محوري در شکل گيري انجمن اسلامي فارغ التحصيلان دانشگاه تهران داشته اند که همواره داراي مواضع تند اصلاح طلبي بوده است.

**ج_ مشکلات ساختاري ايسنا

از يک سو وضعيت فعلي ايسنا به گونه اي است که در صورت لزوم مديرعامل در ايسنا کارهاي نيست.اين وضعيت به گونه اي است که در صورت تغيير مدير عامل و انتصاب فردي غير از جريان حاکم در جهاد به اين جايگاه، وي تنها به نحوي کاملا صوري مدير عامل مي باشد زيرا ساختار شبه حزبي ايسنا هدايت اين خبرگزاري را در دست دارد.
ساختار غير رسمي در ايسنا به گونه اي است که پتانسيل کاري اعضا آن ناشي از علايق سياسي مشترک و روابط عاطفي ايجاد شده بين آنان بوده و زماني که هدايتگران اصلي بخواهند موضوعي را تخريب نمايند از اين پتانسيل بهره برداري مي کنند.
امروز نقاط حساس و کليدي اين خبرگزاري در دست کساني است که ساليان طولاني است اين جايگاه ها را در دست داشته‌اند و امروز هم آنها از طريق ساختار غير رسمي، ايسنا را مديريت ميکنندو آنها هستند که خطدهي و جريان‌سازي را هدايت مي‌کنند.
از سوي ديگر مجراي ورودي خبرگزاري بگونه اي است که خيلي دقيق نيست، حتي ممکن است افرادي با سوابقي که مورد تأييد نظام نيست و يا بدون ارائه هيچ سند هويتي وارد اين مجموعه شوند. از سوي ديگر آموزش بدو ورود افراد جديد، در دست کساني است که بعنوان راهبران اصلي امروز عمل مي کنند، همان کساني که سالهاست در ايسنا جا خوش کرده‌اند و اين خبرگزاري و حتي مديريت جهاد را در موضوع ايسنا اداره مي کنند.
در خصوص منابع خبري ايسنا بايستي گفت به غير از اخبار رسمي که البته برخي مواقع با آنها هم سياسي برخورد ميشود در اخبار توليدي معمولاً سوژه‌هايي انتخاب مي‌شوند که در نهايت به حمايت از جريان اصلاح طلبي و نقد و تخريب دولت و جريان اصولگرا بند مي‌شود.
در حالي‌که وزرا و نمايندگان باب ميل انها نيستند بديهي است که نمي توان وزير و نماينده غير اصولگرا را منبع خبر قرار داد ولي در اينجا هم وظيفه سياسي خود را انجام مي دهند، براي اين موضوع نمونه هاي وجود داردکه در اين مقال نمي گنجد.

**ج_ مناطق و دفاتر خبري ايسنا در استان ها

مسائل پيش گفته در خصوص مناطق و دفاتر خبرگزاري نيز صدق مي کند. اين بخش ها نيز از قاعده اصلي جهاددانشگاهي و ايسنا خارج نيستند، يعني بطور کامل و حداکثري در اختيار جريان سياسي حاکم بر جهاد دانشگاهي و ايسنا قرار دارند. مديريت بر اين مجموعه در صورتي که در راستاي جريان سياسي مطلوب مسئولين جهاد و ايسنا باشد هيچ مشکلي ايجاد نمي کند اما اگر مديريتي بر خلاف سليقه آنها اعمال شود هر روز مانع تراشي مي کنند.

**دانشگاه علم و فرهنگ

متاسفانه اين دانشگاه عليرغم وابستگي به جهاد دانشگاهي هيچ اثري از جهادي و انقلابي بودن در ان ديده نمي شود الا اينکه جزيي از جهاد با رويکرد و تفکر اصلاح طلبي مي باشد. نگاهي به رويکرد و تفکر رييس دانشگاه ، مديران گروه ها ، اساتيد و فضاي حاکم بر آن مويد ديگري بر واقعيات موجود در جهاد مي باشد.

**پژوهشگاه علوم انساني و اجتماعي

در اين پژوهشکده که گويا قرار است همواره کمک رساني و پرورش اصلاح طلبان افراطي با مديريت حسينعلي قبادي صورت پذيرد شاهد حضور گسترده اصلاح طلبان در مسئوليت‌هاي مختلف بخش اداري و گروه‌هاي پژوهشي مي باشيم. مثلا شوراهايي علمي عمدتا توسط افرادي از گروه‌هاي سياسي اصلاح طلب اداره مي شود و اساسا از خود توانمندي چنداني ندارند ، مديريت اين مجموعه به منظور سيطره کامل بر مجموعه در کنار شاخص اصلاح طلب بودن شاخص مهم ديگرش جذب افراد همشهري مديريت مي باشد.
آنچه در اين جا خدمت جناب عالي که خود کسوت دانشگاهي داريد اعلام مي نماييم تنها گوشه اي از مسائل و مشکلات موجود در جهاد دانشگاهي ميباشد لکن انتظار است با اشراف و تدبير جناب عالي رسيدگي به ساختارها، روندها، سياست ها و برنامه هاي جهاد دانشگاهي و اجزاي آن به عنوان يکي از ارکان انقلاب اسلامي بيش از گذشته مورد توجه و اهتمام واقع گردد.
در پايان باتوجه به شرايط موجود در اين نهاد پيشنهاد مي گردد در صورت صلاحديد فردي که ولايت مداري، دين باوري، شجاعت ، تدبير و قاطعيت نصب العينش شده باشد به عنوان رئيس اين نهاد انتخاب شود تا بلکه مرعوب جوسازي هاي رسانه اي و محفلي جرياني که قبلا شعارش اين بود که "دولت احمدي نژاد دور دوم نخواهد داشت" و امروز نيز شعارش اين است که "دولت احمدي نژاد محکوم به پايان است"نشود و مديريت پتانسيل هاي موجود در اين نهاد به بهترين شيوه ممکن در خدمت به نظام اسلامي صورت پذيرد.
بديهي است تنها در اين صورت است که اين نهاد از ابزار دست بودن براي يک طيف خاص نجات يافته و با برگشت به فلسفه وجودي اوليه و آرمان هاي انقلاب اسلامي در خدمت نظام اسلامي قرار خواهد گرفت.
شايان ذکر است که بعيد نيست پس از اطلاع از اين نامه اساسا وجود امضاءکنندگان در جهاد تکذيب شود، در بيانيه هايي ادعاي واهي بي‌طرفي را تکرار کنند و با شناسايي امضاکنندگان نامه آنها را به سزاي انتقاد کردن برسانند.
ومن الله التوفيق

 
1 امتیاز

5 نظر

  1. ما يك توپخانه تهمت داريد كه متاسفانه دوست و دشمن را ميزند . تو روخدا اين بابايي كه ميگيد رييس جهاددانشگاهي تهرانه رو ولش كنيد . حقير در زمان دانشجويي با جهاد همكاري داشتم و وظيفخ خودم ديدم كه با اطلاعاتي كه دارم و از شما خيلي بيشتر است از حقانيت جهاد دفاع كنم . گرچخ مي دانم ضعفهايي هم هست. اما توفيقات جهاد بسيار بيشتر از نواقص آن است. نه مثل شما كه سراسر مشغول تهمت و افترا هستيد . "يعلم خائنه الاعين و ما تخفي الصدور "
  2. آقای دکتر مسعود...رییس محترم جهاد ع.پ.تهران سوابق اصلاح طلبانه وافراطی شما حداقل برای جهادیها روشن است شما از شاگردان فاتح هستید و باید هم از او حمایت کنید در ضمن همهانتصابها.درجهاد از کانال شخص شما میگذرد .آیا غیر از این است
  3. دكتر فاتح بورسيه جهاد دانشگاهي است كه در زمان انتخابات با استفاده از مرخصي تحصيلي يك ماه كه كاملاً قانوني است به كشور بازگشته است. لذا فعاليت او در انتخابات ربطي به جهاد ندارد. ضمناً شما كاسه داغتر از آش نشويد وي اگر مجرم بود نمي توانست از كشور خارج شود . واگر بعداً مراجع قانوني ثابت كنند كه او مجرم است جهاد نيز با او برخورد خواهد كرد . من مطمئنم كه اكثر بچه هاي جهاد از انقلابيون واقعي و با تفكر بسيجي هستند و هنگامي كه برخي از شما هنوز به دنيا نيامده بود مشغول دفاع از ارزشهاي انقلاب اسلامي بوده اند.
  4. من نمي دانم اين حسن آقاي عزيز واقعاً نمي داند يا خودش را در كوچه پس كوچه هاي علي چپ گم كرده! مگر كسي با فعاليت در ستاد انتخاباتي اين آقا و اين آقا كاري دارد! بحث سر طراحي كودتاي رنگي است كه توسط ابوالفضل فاتح هم پيشنهاد، هم طراحي و هم به اجرا گذاشته شد. بحث سر تخلف از قوانين بورسيه است كه فاتح در زماني كه بازگشتش به كشور ممنوع بود به ايران آمد و هيچ كس از جمله آقاي طيبي به روي مباركشان هم نياوردند و بورسيه وي را كه مي بايست طبق قانون لغو مي كردند، نكردند. اگر بازهم سوال داشتي بنويس تا در كامنت هاي بعدي به شما جواب بدهم.
  5. اگر منصف بوديد اسامي افراد تندرو آن جناح مثل آقاي داوري كه عضو هيات علمي جهاد است و آقاي نيستاني و .. را هم منتشر مي‌كرديد و مي‌گفتيد جهاد تكليفش را با كساني كه دربست در ستاد احمدي‌نژاد بودند چگونه بايد مشخص كند. مگر اين كه قبول كنيم كار در ستاد احمدي‌نژاد صواب داشته و در ستاد موسوي قبل از مسائل پس از انتخابات جرم بوده. يدالله فوق ايديهم

افزودن نظر



برای نمایش تصویر جدید کلیک کنید.

دریافت فایل

طنز


mirkaroob.jpg

پیام نوروزی «شیخ تغییرالدوله» و «حسین روانپریش»

lati.jpg

مهندس و خانم مهندس

terava.gif

دانشجوي رند

adolmalekrigi.jpg

دستگيري خداجوي بزرگ!

docter.gif

آدم شدن چه سخته!

آخرین اخبار

یادداشت


maarefati.jpg

مريم‌معرفتي-دانشجوي مديريت صنعتي

najafikh2.jpg

آمنه نجفی - دانشجوی مهندسی پزشکی

dayani.jpg

ميكائيل دياني - دانشجوي دانشگاه سمنان

soltanikh.jpg

زهرا سلطاني – دانشجوي ارشد دانشگاه تهران

yarane.jpg

الگوي نوين اجراي هدفمند كردن يارانه ها

rahnavard1.jpg

سهیلا رنگاور - دانشجوی مدیریت صنعتی

rezayati2.jpg

محمد رضايتي_دانشجوي فيزيك

dzamani.jpg

داريوش زماني-مهندس عمران

najafikh.jpg

آمنه نجفی - دانشجوی مهندسی پزشکی

farahanip.jpg

پيمان فراهاني - دانشجوي برق