خبرنامه دانشجویان ایران:علی اکبر عباسی// البته هجمه ها و هتاکی ها به ایشان چیز تازه ای نیست و منحصر به همین ماه های اخیر هم نمی شود؛ چرا که تیر کینه، کینه توزان نسبت به مطهری زمان سال ها است که شدت گرفته است؛ از همان زمانی که آیت الله مصباح یزدی در مقابل انحراف ها و سیاست های لیبرالی آقایان قد علم کرد و با استدلال های مستحکم خود پاسخ کسانی را که آرزوی به موزه فرستادن امام خمینی و افکار ایشان را در سر می پروراندند، می داد، از حمله های مداوم آن ها هم بی نصیب نمی ماند. آن روزها مدعیان "آزادی بیان" به استدلال ها و مباحث مستحکم علمی آیت الله مصیاح یزدی نه با مباحث علمی و منطقی، که با اهانت و هجمه های پی در پی جواب می دادند. شبکه رسانه ای گسترده ای که در اختیار این افراد بود کمتر زمانی بود که خالی از کینه توزی های مدعیان "زنده باد مخالف من" نسبت به میاحث علمی و منطقی علامه مصباح یزدی باشد.
البته کینه توزی ها و حمله ها به کسی که ابایی از مقابله با انحراف های انحصارطلبان نداشت، هیچ گاه در این سال ها متوقف نشد، اما چند ماهی است که بار دیگر هجمه ها و دروغ پردازی ها نسبت به علامه فزونی گرفته است و آنان که روشنگری های علمی و منطقی ایشان مانع نیل به اهداف شوم شان شده است، بار دیگر بستر را مناسب عقده گشایی دیده اند. به همین جهت است که می بینیم حتی کسانی که اگر قرار باشد از نظر علمی آن ها را سنجید، با شاگردان علامه هم قابل مقایسه نیستند به هجمه علیه ایشان می پردازند. از همین رو که چند روز قبل یکی از کسانی که به لطف و عنایت صدا و سیما حالا دیگر "استاد اخلاق"! هم نام گرفته است، به دروغ پردازی و هجمه علیه آیت الله مصیاح یزدی پرداخت. این آقای استاد اخلاق مدعی شده است که علامه مصباح یزدی در انقلاب حضور نداشته است و بهتر است در امور سیاسی دخالت نکند!
در رابطه با این ادعای تهی از واقعیت باید گفت؛ که اولا این سخن فقط ادعا و آرزوی این افراد است چرا که اسناد و مدارک زیادی وجود دارد که از حضور پر رنگ ایشان در انقلاب حکایت می کند به طوری که «در جلد سوم مرکز اسناد انقلاب اسلامی بیش از 18 امضاء از آیت الله مصباح یزدی در ذیل بیانیه ها و اطلاعیه ها در حمایت از امام و نهضت اسلامی ثبت است» که حتی برخی از کسانی که امروز ادعای انقلابی گری هم دارند این تعداد امضا ذیل بیانیه های مختلف از آن ها وجود ندارد. یا فعالیت های نظری و آموزشی علامه مصباح یزدی در راستای اهداف انقلاب و نهضت امام در سال های منتهی به انقلاب اسلامی، چیزی نیست که بتوان آن ها را انکار کرد. مگر می شود سلسله درس هایی که با عنوان «حقوق و سیاست در قرآن» توسط آیت الله مصباح یزدی برای طلاب جوان و در تببین نظام سیاسی اسلام در سال های 1356-1355 ارائه می شد را انکار کرد. یا چگونه می توان نقش برجسته ایشان در انتشار نشریه هایی مانند "بعثت" و "انتقام" به همراه برخی از دیگر شاگردان امام خمینی(ره) را که مشی انقلابی و مبارزه جویانه ای داشت، را در سال های منتهی به انقلاب اسلامی را نادیده گرفت.
البته یک واقعیت که وجود دارد و در دامن زدن به دورغ پردازی های برخی آقایان از جمله استاد اخلاق! یاد شده کمک می کند این است که آیت الله مصباح یزدی برخلاف مراد این آقایان، هیچ گاه تلاش نکرده است تا فعالیت های انقلابی خود را به رخ جامعه بکشد و از طریق رسانه های مختلف خود را صاحب انقلاب و یا انقلاب را فرزند خود عنوان کند! اما اینکه مثلا ایشان چنین تلاشی نکرده است و یا در شبکه رسانه ای آقایان تلاش می شود که نقش ایشان در فعالیت های انقلاب را نادیده بگیرند و واقعیت ها را تحریف کنند، دلیلی بر حضور نداشتن ایشان در نهضت نمی باشد!
نکته ی دیگر اینکه بر فرض اینکه شخصیتی علمی وجود داشته باشد که در آن سال ها در انقلاب حضور نداشته است (که البته بر طبق اسنادی که در بالا گفته شد چنین فرضی در مورد آیت الله مصباح صحت ندارد) و امروز در خدمت آرمان های انقلاب و نظام قرار دارد، آیا می توان مدعی شد چون این فرد در انقلاب نقش آفرینی نکرده است امروز هم حق ندارد از آرمان های انقلاب و نظام اسلامی دفاع کند؟! مگر غیر از این است که حضرت امام با صراحت فرموده اند: «ملاک حال فعلی افراد است». دیگر اینکه مگر غیر از این است که افرادی بوده اند و هستند که در انقلاب هم نقش آفرینی کرده اند اما گذشت زمان آن ها را در تقابل با انقلاب و آرمان های نظام قرار داد و برای مقابله با همان انقلاب از هیچ تلاشی دریغ نکردند و نمی کنند؟! مگر نبودند کسانی که حتی در هواپیما هم با امام بودند اما توسط همان امام طرد شدند؟! لذا امروز دیگر مبرهن است که توسل به این شیوه که به دروغ منکر نقش یک شخصیت برجسته در انقلاب می شوند و به این بهانه تلاش می کنند وی را تخریب کنند و یا از سوی دیگر فردی را که زمانی در انقلاب نقش آفرینی کرده است، انتظار دارند تمام انقلاب و نظام در پای وی فدا شود، نخ نما شده است و جوابگوی اهداف آقایان نخواهد بود.
اما سئوال اساسی که پیش می آید این است که چرا و با چه انگیزه ای عده ای با نام اخلاق و انقلابی گری به سهولت شخصیت علمی و برجسته ای چون علامه مصباح یزدی را حتی با دروغ پردازی مورد هجمه قرار می دهند و آشکارا آرزو می کنند که کاش ایشان در مباحث سیاسی ورود نکند؟! اساس دلیل این همه هجمه و اهانت به ایشان از سوی برخی از سیاسیون چیست؟! و چرا هیچ گاه، هیچ کدام از مخالفین ایشان در فضای علمی و منطقی پاسخی به مباحث ایشان نمی دهند و مباحث خود را فقط در اهانت و انتساب مطالب غیرواقعی به علامه خلاصه می کنند؟!
نگاهی به سیر هجمه ها به رئیس موسسه آموزشی امام خمینی(ره) در طول سال های گذشته نشان می دهد که بیم اصلی از این همه حمله و دروغ پردازی نسبت به ایشان، تفکرات و دیدگاه های متسدل و مستحکم آیت الله مصباح یزدی است که ایشان با نبوغ علمی و منطقی کم نظیری و به طور تمام قد از اسلام ناب محمدی(ص) که امام خمینی(ره) همواره بر آن تاکید داشتند دفاع می کنند. رویه علامه مصیاح یزدی نشان داده است که ایشان هیچ گاه کم ترین ابایی از هجمه ها و اهانت های مخالفین و انحصار طلبان نداشته اند و حجم گسترده حملات به ایشان موجب نشده است که کمترین عقب نشینی نسبت به دفاع از آرمان های امام و انقلاب داشته باشد. بسیار مبرهن است که هم مخالفین و هم علاقه مندان به علامه به خوبی می دانند که در طول سال های گذشته ایشان از برجسته ترین شخصیت ها و سردمدارن علمی هستند که از مبانی و اصول اساسی انقلاب اسلامی و آرمان های امام خمینی(ره) دفاع کرده اند و می کنند. همگان می دانند اندیشه ها و مکتب فکری و سیاسی ای که توسط علامه مصباح یزدی امروزه مطرح می شود، همان دیدگاه ها و مبانی امام خمینی(ره) است که نگاهی به مکتوبات و سخنان حضرت امام و مقایسه آن با آنچه امروز توسط آیت الله مصباح مطرح می شود، این واقعیت را تایید می کند. لذا بدون تردید اصلی ترین و مهم ترین دلیل این همه هجمه ها به علامه مصباح یزدی نه صرفا به خاطر شخص ایشان، که به خاطر ترویج اندیشه ها و آرمان های امام خمینی(ره) است. مخالفین رئیس موسسه آموزشی امام خمینی(ره) شاید حتی بعضا در ظاهر ادعای حمایت از امام را هم بکنند، اما امروز بیش از هر زمانی مشخص شده است که دلیل اصلی هجمه های بی محابا آن ها به علامه مصباح یزدی، بیش از هر چیز به خاطر مخالفت و کینه توزی این آقایان با حضرت امام(ره) و اندیشه های ایشان است.
پر واضح است که امروز عده ای از اینکه آرمان های ناب امام خمینی(ره) با شجاعت و جسارت مطرح شود، بیم دارند. لذا باید گفت مسئله، رئیس موسسه آموزشی امام خمینی نیست؛ مسئله خود امام خمینی(ره) است.