کد خبر: 153068

بررسی سندی که افتخار شیعه و سنی است؛

توصیه حضرت امیر(ع) به خلیفه دوم درباره نحوه برخورد با ساکنان سرزمین ایلیا (بیت المقدس) چه بود؟

این روزها جهان در شرایطی سپری می شود که اسلام هراسی شدیدی با اتکاء بر حرکت های تکفیری براه افتاده است؛ جریانی تحت عنوان دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) ادعای خلافت اسلامی را دارد. جوانان بسیاری که آوازه اسلام را شنیده اند و مشتاق آن هستند، به خیال اینکه عده ای در عراق و شام دنبال حکومت اسلامی هستند، فریفته این جریان شده و به داعش می پیوندند. مطالعات این عده از جوانان که عمدتا تازه به اسلام گرویده اند و سیره خلفای اسلامی پس از رسول گرامی اسلام(ص) را خوانده اند، مشی ای متفاوت از رفتارهای تکفیری این روزهای داعیه داران خلافت اسلامی است.

خبرنامه دانشجویان ایران: «این امان نامه ایست که رئیس مسلمانان به مردم ایلیاء داده است، به جان و مال و کلیسا و صلیب و مریض و سالم و همه افراد آن امان می دهد و اجازه نمی دهد که کلیساهای آنان را اشغال کنند و آنها را ویران سازند و چیزی از آنها را کم کنند . آنان در مسائل مذهبی آزادند»

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ آنچه در فوق آمده است، بخشی از متن امان نامه خلیفه دوم به مردم شهر بیت المقدس است که آن زمان ایلیاء نام داشت.

مقارن با ظهور اسلام در سال 614 م، بیت‌المقدس دو بار در بین دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی ایران و روم شرقی دست به دست گشت. ابتدا خسروپرویز امپراطور ساسانی،‌ قدس را از دست رومیان بیرون آورد و صلیب حضرت عیسی را به پایتخت ایران منتقل نمود. در این سال علاوه بر قدس، مصر، سوریه، فنیقیه و فلسطین نیز به تصرف ایرانیان در آمد. سپس در سال 629 میلادی مجدداً فلسطین و سوریه به دست هراکلی (هراقلیوس) امپراطور روم افتاد و صلیب حضرت عیسی از پایتخت ایران به بیت‌المقدس منتقل گردید.

با ظهور اسلام، در مدت سیزده سال پس از بعثت پیامبراکرم(ص)، مسجدالاقصی در قدس قبله مسلمانان به شمار می‌رفت، در این سال هنگامی که حضرت رسول(ص) در مسجد بنی‌سلمه واقع در مدینه نماز می‌خواندند، قبله به فرمان الهی به سوی مکه تعیین شد. آن مسجد را از آن پس ذوقبلتین گفتند. یعنی صاحب دو قبله که یکی رو به سوی مسجدالاقصی و دیگری به سوی مسجدالحرام دارد.

پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) در اواخر عمر، سپاهی عظیم به سرداری جوانی به نام «اسامة بن زید بن حارثه» را مأمور فتح شام نمود. اما همزمان با حرکت «اسامة بن زید» پیامبر اسلام (ص) رحلت فرمودند. در زمان ابوبکر سپاهیانی برای فتح شام فرستاده شد و شهرها یکی پس از دیگری بدست مسلمانان افتاد و پس از مرگ ابوبکر عمربن خطاب سپاهیانی را به فرماندهی ابوعبیده جراح برای ادامه فتوحات گسیل داشت که در اثر جنگهایی بین مسلمانان و رومیان با فتح مسلمانان و سقوط دمشق از دست رومیان پایان یافت و پس از دمشق سایر شهرهای سوریه به دست مسلمانان افتاد و ابوعبیده پس از فتح حمص و بعلبک راهی شهر بیت‌المقدس گردید. سپاه ابوعبیده جراح در محلی به نام «اجنادین» نزدیک بیت‌المقدس بقیه سپاه رومیان را سرکوب ساخت، اما شهر قدس به شکست تن در نداد و به مقاومت ایستاد و ابوعبیده جراح شهر را به محاصره گرفت. عاقبت مردم شهر وادار به مصالحه شدند، مشروط به اینکه خلیفه مسلمین با حضور خود در قدس کار مصالحه و شرایط صلح را به انجام رساند. ابوعبیده جراح به خلیفه پیغام فرستاد و قضایا را شرح داد.

عمربن خطاب این شرط را پذیرفت و صلحنامه و قرار دادی به مشورت علی بن ابیطالب(ع) منعقد نمودند و بر طبق مواد قرارداد که در سال 15 ﻫ .ق منعقد شد، قدس رسماً بدون خونریزی به تسلط مسلمانان در آمد و نام این شهر از «ایلیا» به بیت‌المقدس تغییر یافت.

اما توجه به متن این امان نامه حاوی نکات مهمی است که می تواند در شرایط امروز نیز بازنگری شود. این روزها جهان در شرایطی سپری می شود که اسلام هراسی شدیدی با اتکاء بر حرکت های تکفیری براه افتاده است؛ جریانی تحت عنوان دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) ادعای خلافت اسلامی را دارد.

جوانان بسیاری که آوازه اسلام را شنیده اند و مشتاق آن هستند، به خیال اینکه عده ای در عراق و شام دنبال حکومت اسلامی هستند، فریفته این جریان شده و به داعش می پیوندند. مطالعات این عده از جوانان که عمدتا تازه به اسلام گرویده اند و سیره خلفای اسلامی پس از رسول گرامی اسلام(ص) را خوانده اند، مشی ای متفاوت از رفتارهای تکفیری این روزهای داعیه داران خلافت اسلامی است.

برای بیان تفاوت رفتاری تکفیریون با خلفای اسلامی تنها می توان به یک سند رجوع کرد و آن همان متن امان نامه خلیفه دوم است که با مشورت علی(ع) در فتح بیت المقدس منعقد شد که براستی سندی افتخار برای شیعه و سنی است.

بخش هایی از متن امان نامه عمربن خطاب با مشورت علی(ع) به مردم بیت المقدس به شرح ذیل است:

«بسم الله الرحمن الرحیم. این عهدنامه ای است که بنده خدا عمر خلیفه مسلمین به مردم ایلیا داده و آنها را امان داده است. به خودشان به مریض و تندرستشان به اموالشان به کلیساهایشان به صلیبهایشان امان داده است. کسی حق ندارد کلیساهایشان را تخریب کند یا در آنها سکونت نماید. نباید از خود کلیساها و از جایگاه آنها کم و کاست شود. به صلیبها و اموال کلیساها زیان نرسد. آنها نسبت به دینشان مختار و برای برگذاری شعائر دینشان آزادند. در پذیرفتن دین اسلام مجبور نخواهند بود. مردم ایلیا مانند مردم مدائن باید جزیه به دولت اسلام بپردازند. رومیانی که در شهر قدس هستند می توانند آزادانه از این شهر خارج شوند و به مملکتشان بروند و تا وقتی که به محل امنی نرسیده باشند خودشان و اموالشان در امان خواهند بود. هر کسی از آنان که بخواهد اینجا بماند در امان است و از همان حقوقی برخوردار می شود که اهل شهر برخوردار می شوند، آنها نیز باید جزیه بدهند. هر یک از مردم ایلیا حق دارد همراه رومیان برود. آنها نیز تا رسیدن به جای امنی در امانند. کسانی که از سرزمین دیگری به ایلیا آمده اند و ساکن شده اند حق دارند به دیار خود بازگردند یا کماکان در اینجا بمانند و مانند اهل شهر جزیه بدهند. غیر از جزیه از کسی چیزی گرفته نمی شود، مگر آن گاه که محصولات زراعتی آنها به دست آید، در این صورت باید خراج محصولات خود را به حکومت اسلام بپردازند». تاریخ طبری، ج 3، ص 104

این منش رفتاری در امان دادن به حتی کلیساها در حالی است که حکومت مدعی خلافت اسلامی حتی به مساجد مسلمین رحم نمی کنند! خلیفه دوم به سالم و بیمار مسیحیان امان می دهد اما نگاه تکفیری دختران مسلمان را هم به عنوان کنیز می‌گیرد!

نکته جالب دیگر این سند امان به یهودیان است!

باید دانست که مسلمانان قدس را از یهودیان نگرفته اند. در آن زمان ساکنان قدس مسیحی بوده اند و جالب اینکه. مسیحیان شرط کردند که مسلمانان نباید یهودیان را راه بدهند تا شهر را تسلیم کنیم.

در آن زمان یهودیان، مسیحیان را حذف می کردند و مسیحیان یهودیان را ولی طبق این سند که نتیجه وحدت عملی علی(ع) و خلیفه دوم است، اسلام هر دو را آزاد گذاشت ولی این شرط مسیحیان را پذیرفت.

به بیان حسن رحیم پور ازغدی «این نگاه اسلامی و جهاد اسلامی است که اسلام قصد کشتن کسی را ندارد. ما دینتان را قبول نداریم، ولی مالیات بدهید. این دیگر نظر علی(ع) و عمر هر دو است. قدس بدون خونریزی تسلیم شده است. این کارهایی که تکفیریها می‌کنند کجای اسلام است؟ اگر برای سنی کسی ملاک باشد، همین جناب ابوبکر و عمر هستند دیگر. این ها کجا این کار ها را کرده اند؟ اگر اسراییل نابود شود شرایط جهان اسلام عوض می شود. اینها می‌خواهند اسراییل بماند و برای حفظ هیمنه غرب و اسراییل، ما را به جان هم می اندازند. جهاد اسلامی باید از جهاد وهابی انگلیسی امریکایی جدا شود. قدس در زمان خلیفه دوم بدون جنگ آزاد شد. مردم ایلیا نامه نوشتند که اگر نفر اول مسلمین خودش قرار داد را امضا کند ما شهر را تسلیم می کنیم. این نامه با مشورت امام علی( ع) نوشته شده است. عمر با علی و با بعضی دیگر از اصحاب مشورت می کند که بروم قدس یا نروم؟ در روایات اختلاف است. در بیشترش می گویند علی می گوید شما برو و بدون جنگ سرنوشت آن بخش از جهان را تعیین کن. نامه ای توسط عمر با مشورت علی نوشته شد. نامه زیبایی است. دو نکته را توجه کنید: اول این که جهاد اسلامی هدفش خون‌ریزی نیست. دوم این که بر خلاف تفکر تکفیری است که کلیسا و مسجد شیعه و مرقد اصحاب رسول الله را خراب می‌کنند و آتش می‌زنند و مساجد اهل سنت را هم منفجر می‌کنند و مرقد مخالفان علی را هم خراب می‌کنند.»