کد خبر: 156892

سعید قطبی‌زاده؛

«بختک»؛ شخصیت‌هایی با رفتار غیرمنتظره

تصور اینکه فردی عادی جلوی دوربین دارد ادای خودش را در می‌آورد تا منِ شیک‌تر و جذاب‌ترش را به نمایش بگذارد، چندش‌آور است و دور از اصولی که سینماگر مستند به آن تعهد دارد.

خبرنامه دانشجویان ایران: سعید قطبی‌زاده// شاید شروع خوبی برای این نوشته نباشد گفتن این حرف که خاستگاه مستندساز در موارد بسیاری، می‌تواند روشنگر سبک کاری او و نحوهٔ انتخاب موضوع فیلم‌اش باشد. در بین مستندسازان فعال، خیلی‌ها در می‌ان-سالی به این کار گرایش پیدا کردند، برای عده‌ای مستند ساختن یک نوع زنگ تفریح است در فاصلهٔ ساختن دو فیلم داستانی یا نگارش دو کتاب، برخی مستند ساختن را چنان دست‌پایین گرفته‌اند که با کم-‌ترین بضاعت و بدون تخصص و شناخت، صرفاً موضوعات مورد علاقهٔ خود را مصور می‌کنند. اینکه با چه نیتی مستندساز پشت دوربین قرار می‌گیرد و تا چه اندازه سوژه‌اش برای او اهمیت دارد، می‌تواند در شناخت مسیر حرفه‌ای او عاملی بسیار تعیین‌کننده باشد، خصوصاً برای جوانی که در گام‌های نخستین فعالیت‌اش است.

محمد کارت فرزند سینماست و تقریباً در سینما هر حرفه‌ای را تجربه کرده است؛ از بازیگری تا دستیاری کارگردان و ساختن فیلم پشت صحنه و... زمانی که برای ساختن اولین مستند مهم‌اش پشت دوربین قرار گرفت، خیلی خوب قواعد کار را بلد بود. حاصل همکاری در پروژه‌های مهم، مثلاً به او آموخته بود که فیلم-برداری زیر آب چگونه است و چه روایتی باید برای مستندی اجتماعی انتخاب کرد. به همین خاطر بود که سال گذشته مستندش، تقریباً یکی از دو سه مستند بر‌تر سال شد؛ هم از نظر تعداد جوایز مهمی که در جشنواره‌های مختلف گرفت و از بابت جلب نظر مساعد منتقدان و کار‌شناسان.

مستند او با نام «خونمردگی» به ظاهر اثری اجتماعی و معترض بود علیه برخی ناهنجاری‌ها در دههٔ اول محرم. او با شهامت دست روی نقطهٔ حساسی گذاشته بود که با اندکی سهل‌انگاری و بی‌احتیاطی ممکن بود فیلم‌اش هرگز و هیچ جا امکان نمایش عمومی پیدا نکند. اما در‌‌ همان دقایق اولیهٔ فیلم‌اش نشان داد که موضوع مورد علاقهٔ او پیش از هر نوع گرایش روشنفکرانه، انسانی است. محله‌ای که به سراغ آن رفت، در حاشیهٔ مقبرهٔ سعدی در شهر زادگاه‌اش، کانون فقر و جهالتی چنان عظیم بود که از‌‌ همان دقایق می‌شد فهمید که کارگردان جوان حالا حالا‌ها دست از این محله برنخواهد داشت.

فیلم دوم او با رویکردی مشابه ادامهٔ منطق اولی است. «بختک» سرگذشت سه زن در‌‌ همان محلهٔ «خونمردگی» است. آنچه دو فیلم را به هم متصل می‌کند شخصیتی است که در مستند اول زندگی‌اش مرور شد و در دقایق آغازین مستند دوم مشخص شد که یکی از سه زن مورد نظر مادر اوست.

بنابراین ایدهٔ اصلی «بختک»، رهاورد تحقیق اوست در زمان ساخت «خونمردگی» که هم‌زمان که به قداره‌کش‌ها و لمپن‌های محلی می‌پرداخت،‌ گاه وارد خانه‌ها هم شد و به نحوهٔ معیشت خانواده‌ها هم سرک کشید. زمانی که سوژهٔ یک مستند انسان باشد، صرف‌نظر از قابلیت‌هایی که مستندساز در او دیده و تشخیص داده، نوع رفتار و شیوه ی حضورش جلوی دوربین می‌تواند جذابیتش را فرا‌تر از آن قابلیت‌ها، دوچندان کند. به طور مثال، زن می‌انسالی که ابتدا معرفی می‌شود از هر نظر وضعیتی قابل تحمل‌تر دارد به نسبت زن جوانی که پس از او می‌بینیم. اما رفتار و گفتار صریح و بی‌ادای اولی، دقایق دلنشین‌تری می‌سازد.

بر همین اساس، جایی که فیلم به ایستگاه پایانی‌اش می‌رسد و آخرین زن طرف گفت‌وگوی فیلم‌ساز قرار می‌گیرد، دیگر تنها اطلاعات تکان دهنده از زندگی اوست که شفاهاً بیان می‌شود و ایدهٔ خاصی برای اجرا وجود ندارد. و همین مقایسهٔ ساده نشان می‌دهد که جنس حضور جلوی دوربین، تا چه اندازه می‌تواند آدم‌های اجتماع را با همهٔ دربه‌دری‌ها و ناکامی‌ها و زندگی ترسناکشان، به شخصیت تبدیل کند. شخصیت‌هایی که بر خلاف تصور رایج از نمونه‌های مشابه‌شان در اجتماع، رفتاری غیرمنتظره دارند. شوخی‌ها و سبک‌سری‌های زن میان‌سال را بگذارید کنار رفتار ماتم‌زدهٔ زن پایانی و به موضوع شخصیت‌پردازی در سینمای مستند فکر کنید. جست‌وجوی غیرمستقیم مضمون از دل کنش‌ها و افعال واقعی و ملموس آدم‌ها، زمینهٔ شکل‌گیری شخصیت‌های راستین است. هر اندازه امکان نمایشگری و رفتار غیرطبیعی به وجود بیاید، مستند از واقعیت اصیل فاصله و به سمت واقعیت بازسازی شده میل می‌کند. در مواردی اجتناب‌ناپذیر و ای‌بسا مدبرانه، راه‌حل در بازسازی واقعیت است اما حتی تصور اینکه فردی عادی جلوی دوربین دارد ادای خودش را در می‌آورد تا منِ شیک‌تر و جذاب‌ترش را به نمایش بگذارد، چندش‌آور است و دور از اصولی که سینماگر مستند به آن تعهد دارد.

«بختک» با امکاناتی بهتر ساخته شده و نسبت به «خونمردگی» فیلمی شکیل‌تر است. با این حال جنون آن فیلم علیرغم ضعف‌هایی که دارد، بیشتر در خاطرمان می‌ماند تا قاب‌بندی‌های دقیق «بختک» و روایت و تدوین فکرشده‌اش.