خبرنامه دانشجویان ایران: مهدی طرفی*// انقلاب اسلامی ایران در منطقه استراتژیک غرب آسیا و در زمانی رخ داد که هیچ کدام از کشور های جهان توان مقابله با ابر قدرت هایی مثل آمریکا و شوروی را نداشت، آمریکایی که به قول خودش می توانست برای خلیج فارس ژاندارم مشخص کند می توانست هر مقدار که می خواهد از اموال کشور های مختلف غارت کند و با تحمیل جنگ های مختلف به کشور های مختلف جهان، خیلی راحت بیاید و ادعای حقوق بشر کند و کسی جرات اعتراض به وضع را نداشته باشد.در آن زمان رژیم اسرائیل روز به روز در حال قدرت گیری بود به طوری که کشوری مثل ایران شده بود اصلی ترین حامی اسرائیل.
در چنین شرایطی مردی که میگفت حرف را دین می زند آمد و سخنرانی کرد و دل مردم را به دست آورد او گفت: وقتی که خودتان مهیا شدید زیر بار ظلم بروید ظلم پیدا می شود این موجب می شود که ظالم پیدا بشود هر چه بیشتر خضوع کنیم برای ظالم او بیشتر فشار می آورد.
آری او مقابل کسانی ایستاد که تا آن زمان جرات اعتراض به آن ها در کسی وجود نداشت. این مرد آمریکا را ریشه گرفتاری ها و رژیم اسرائیل را غده ی سرطانی نامید. امام خمینی گفت اسلام فصل الختام است اگر قرار است آزادی باشد باید در چارچوب اسلام باشد، اگر قرار است قانون باشد اسلام قانون را مشخص می کند و..آن حرفی را زد که تا آن زمان کسی در جهان آن حرف را نزده بود. او نظام جدیدی را به وجود آورد و آن را جمهوری اسلامی نامید.
وقتی در مقام مقایسه بین انقلاب اسلامی ایران و انقلاب های مردمی و جنبش ها ی برخاسته از خواست مردم مثل انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب الجزایر نگاه می کنیم، می بینیم که هیچ کدام از این حرکت ها تداوم نداشته بلکه بعد از حدود بیست سال علاوه بر نا کارآمدی انقلاب، اصل انقلاب که بر خاسته از ارزش های انقلاب است تغییر کرده است. اما چه چیزی در انقلاب ایران وجود دارد که بعد از بیش از سی سال انقلاب و ارزش هایش همچنان حفظ و روز به روز قدرتمند تر شده است.
برای بررسی علل تداوم انقلاب اسلامی ایران بهتر است شعار های انقلاب که برخاسته از ارزش های آن انقلاب است بپردازیم .شعار های اصلی این انقلاب که شامل استقلال، آزادی جمهوری اسلامی است که البته همه ی این شعار ها برخاسته از ماهیت اصلی این انقلاب یعنی اسلامی بودن آن است یعنی اگر آزادی است در چاچوب اسلام است، اگر استقلال است همان استقلالی است که اسلام آن را تعیین می کند برای روشن شدن این موضوع باید به بررسی شعار استقلال بپردازیم.
استقلال در لغت به معنی مختار بودن، اداره کشور با اختیار و آزاد بودن و اداره کشور بدون مداخله کشور های بیگانه است؛ حال این مفهوم شده است شعار اصلی انقلاب اسلامی.
مگر استقلالی که مورد نظر مردم انقلابی و امام خمینی(ره) بود غیر از کوتاه کردن دست بیگانگان از کشور و عدم اجازه دخالت اجنبی در امور داخلی بود؟! آیا استقلال مورد نظر مردم ایران استقلالی است که در مشروطه به وجود آمد که برخاسته از فرهنگ غرب و روشنفکرانی که شب و روزشان آرزوی تهرانی شبیه لندن بود؟
مگر استقلال چیزی جز خودکفایی و عدم اعتماد به بیگانگان است پس چه می شود که عده ای که خود را انقلابی اصیل نامیده و دیگران را تازه به دوران رسیده می خوانند این اصل را فراموش کرده اند.
آیا ما باید معنی استقلال را در بیانات امام خمینی جست و جو کنیم یا در صحبت های برخی آقایان؟ مگر نه اینکه آرمان های انقلاب ما همان آرمان های امام خمینی است؛ آیا آرمان های امام خمینی ارتباط با استکبار جهانی و افتخار به این ارتباط است؟ عده ای فکر می کنند امام خمینی استقلال را وابستگی اقتصادی خارج از کشور و پول نفت می دانست!
مگر امام خمینی(ره) نفرمودند که: با آمریکا ارتباط برقرار نخواهیم کرد مگر آنکه از ظلم خود دست بردارد و آدم شود. آیا حمایت از گروه های تروریستی و حمله به کشور های بی دفاع جهان و... ظلم نیست؟ پس نمی توان متوجه شد که ارتباط با کشور های مستکر جهانی یعنی استقلال بلکه این ارتباط خلاف استقلال است.
استقلال یعنی عزت و غرور یک کشور ناشی از بزرگی اندیشه و صدور تفکر یک کشور به تمام جهان یعنی پیشرفت و اتکا به نیروی درونی در جهت رشد جهان حال باید دید با تعریفی که برخی از مسئولین از استقلال دارند آیا همچنان باید منتظر بازگشت اعتبار به گذرنامه کشورمان و پیاده روی با نماینده طاغوت زمان باشیم و یا اینکه منتظر پیروزی های بزرگ در نقاط مختلف جهان.
* دانشجوی مهندسی مواد، دانشگاه شهید چمران اهواز