کد خبر: 175441

بازی‌های محلی که در غبار تاریخ گم شدند

با پیروزی انقلاب اسلامی تحول چشمگیری در مقوله سبک زندگی و تفریحات پدید آمد و مردم با انقلاب خود به رهبری حضرت امام خمینی (ره) ، نشان دادند که به ارزش‌های اسلامی و هنجار‌های اجتماعی پایبند هستند.

خبرنامه دانشجویان ایران: بازی‌ها و آیین‌های محلی در تمام نقاط کشور و در بین همه اقوام ایرانی رشیه ای عمیق دارد اما با گسترش شهر نشینی نه نتها ظواهر مدرنیته وارد زندگی مردم شد بلکه بسیاری از این آداب و سنن کم کم به فراموشی سپرده می‌شود.

به گزارش نکته آنلاین ، شاید در یک صد سال اخیر مقوله تفریحات در کشورمان به اندازه امروز اهمیت نداشته است. در اوایل دوره پهلوی، مهمترین تفریحات جامعه ایران به دید بازدید اقوام و همسایه‌ها و همچنین بازی‌های کودکانه ساده ختم می‌شده است.  در آن زمان خبری از اینترنت و ماهواره و بازی‌های رایانه نبود و مردان پس از فراغت  از کار روزانه، با همسایه‌های خود گپ می‌زدنند و در مراکز مذهبی به مانند مساجد حضور پیدا می‌کردند.

زنان نیز که عمدتا خانه دار بودند با همسایگان ارتباط نزدیکی برقرار می‌کردند به طوری که افراد یک محل همدیگر را به خوبی می‌شناختند و با یکدیگر ارتباط قوی داشتند، بر خلاف امروز که ساکنان یک آپارتمان با هم نا آشنا و غریبه هستند.

از مهمترین تفریحات و سرگرمی‌های آن دوران می‌توان به مسابقات زورخانه‌ای، گشت‌وگذار در طبیعت و باغ و بوستان بیرون شهر، وقت‌گذرانی و دورهمی در چایخانه، بازی چرخ‌وفلک، تماشای مسابقات اسب‌دوانی، رفتن به زیارت حرم عبدالعظیم، تماشای سیرک و به بازی گروهی قلعه‌گیری اشاره کرد.

هر چند در زمان رضا شاه فرایند غربی سازی ایران دنبال شد اما با به قدرت رسیدن محمد رضا پهلوی، این فرایند شتاب بیشتری به خود گرفت.

شاه مخلوع که غرب را مدینه فاضله خود می‌دانست، سعی کرد تا تمام ظواهر و نوع زندگی مردم را شبیه فرهنگ غربی کند و به همین دلیل  نوع تفریحات به سوی سرگرمی‌های ناسالم و غیر اسلامی پیش رفت.

در دوران محمد رضا شاهد افزایش کاباره‌ها و خانه‌های فساد بودیم، قمار خانه‌ها و مشروب فروشی‌ها و همچنین سینمای آن زمان، جامعه را به پرتگاه خطرناکی سوق می‌داد.

با پیروزی انقلاب اسلامی تحول چشمگیری در مقوله سبک زندگی و تفریحات پدید آمد و مردم با انقلاب خود به رهبری حضرت امام خمینی (ره) ، نشان دادند که به ارزش‌های اسلامی و هنجار‌های اجتماعی پایبند هستند.

شاید یکی از ریشه‌های مهم انقلاب اسلامی را بتوان در اعتراض مردم به  شبیه سازی فرهنگی به غرب دانست، جامعه ایران با تکیه به باور‌های اصیل اسلامی نشان دادند که زندگی به سبک اسلامی- ایرانی را بر وابستگی فرهنگی و زندگی غربی ترجیح می‌دهند.

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خانمه ای  نیز در همان اوایلی که به رهبری انتخاب شدند، توجه به نوع زندگی در غالب سبک اسلامی را مورد تاکید قرار دادند.

پس از انقلاب، نوع تفریحات دچار تحول چشمگیری شد و تفریحات سالم جایگزین تفریحات غیر اسلامی و غیر اخلاقی گردید. امروز صنعت سینما، موسیقی، برنامه‌های تلویزیونی و... بر مبنای اصول اسلامی حرکت می‌کند و مراکز فرهنگی معتددی مانند فرهنگسرا‌ها و کتابخانه ها، جایگزین کاباره‌ها و خانه‌های فساد شده اند.  

جای خالی بازی‌های محلی

با گسترش شهر نشینی نه نتها ظواهر مدرنیته وارد زندگی مردم شد بلکه بسیاری از آداب و سنن که ریشه در فرهنگ کهن ایرانی و اسلامی داشت ،کم کم به فراموشی سپرده شد. بازی‌ها و آیین‌های محلی در تمام نقاط کشور و در بین همه اقوام ایرانی رشیه ای عمیق دارد به طوری که در هیچ کجای ایران نمی‌توان آیین مخصوص به خود را نیافت.

بازی‌های بومی  خطه شمال مثل چلیک مارکا، رزین کا، آغوزکا یا گردو بازی، گاوجنگی، سوچلا  و ... کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و بسیاری از آنها به فراموشی سپردی شده است. آیین‌ها و بازی‌های سیستانی هم قدمتی به اندازه تاریخ این سرزمین دارد و اکنون در کشاکش زندگی روزمره و پیشرفت علم و تکنولو‍ژی رو به فراموشی است و گویی تنها در خاطرات مادربزرگ و پدربزرگ‌ها بجا مانده که "چقک پور" سرگرمی محلی و قدیمی از این جمله است.  پادشاوزیر، توطن سواری، چل بازی، چوب بازی، ستط، سرخ پری زردپری، شترسواری، غایم بازی، کَودی کَودی، کیچ زور، گل گل، لپگر، هرکشکا، اشکاتیلی، چوک چوک، لیلی گوگو، آنجلاسیکی، کلاه چل چل، قله پود، چل وشکه، کشتی کچ گردون از دیگر بازی‌های مرسوم در سیستان بوده که نقاب در غبار فراموشی به خود گرفته اند.

از بازی‌ها و سرگرمی‌های گذشته هر چه بگوییم کم گفته ایم اما آنچه که روشن است ماهیت اجتماعی و سلامت این بازی‌ها ست.

بیشتر  سرگرمی‌های بومی و محلی مبنایی اجتماعی و مفرح دارند و  به تقویت نهاد‌های مدنی می‌پردازند اما چرا این بازی‌های به سمت فراموشی رفته است؟

شاید دو  عامل را بتوان به عنوان مهمترین دلایل این فراموشی‌ها دانست، یکی خواست دولت‌ها و قدرت‌های جهانی و دیگری گسترش تکنولوژی.

همان طور که اشاره شد در دوران پهلوی حکومت مرکزی از تقویت فرهنگ‌های متنوع در ایران وحشت داشت و سعی در یکسان سازی فرهنگی در سراسر کشور نمود. پهلوی می‌خواست همه خود را فقط ایرانی بداند و از قومت خود فاصله بگیرند یعنی کسی نباید ترک ایرانی، لر ایرانی، بلوچ ایرانی و ... باشد و فقط باید واژه ایرانی را یدک بکشند.

از سوی دیگر غرب هم به شدت در حال تلاش بود تا مدرنیه را در سراسر دنیا گسترش دهد و  خود را پیشتاز فرهنگ و تمدن مردم جهان بداند که البته این تلاش تا به امروز ادامه داشته است. ورود سرگرمی‌های جدید و غیر بومی و این تئوری که انسان فقط برای کسب لذت بیشتر به این دنیا پا گذاشته، محور‌های اصلی در تغییر نوع زندگی مردم و به خصوص فاصله گرفتن از زندگی به سبک اسلامی بود.

از سوی دیگر امروزه تکنولوژی و وسایل  ارتباط جمعی به عنوان ابزاری برای تحقق جهانی شدن قرار گرفته است و این جهانی شدن به هضم فرهنگ‌های مختلف می‌پردازد و سعی می‌کند سبک زندگی را به شیوه‌های جدید که با سبک زندگی اسلامی در تضاد است پیش ببرد. 

مرتبط ها