کد خبر: 179012

ندا رستمی؛

لطفا کمی هم آرمان‌های امام را حفظ کنید!

با مروری اجمالی بر عملکرد دفتر حفظ آثار امام، اگر چه اقدامات قابل تامل و مفیدی را در پرونده کاری این دفتر می توان ملاحظه کرد اما بسیاری از موارد دیگر وجود دارد که ما را بر این امر می دارد که با مرور این موارد، برخی نکات را متذکر شویم.

خبرنامه دانشجویان ایران: ندا رستمی// "حفظ و تنظیم و نشر آثار امام خمینی"، هر بار که این نام به گوش می رسد، این سئوال بنیادین نیز پیش می آید که حقیقتا چه کسی می تواند حافظ آثار انسان های بزرگ باشد؟ وظایف این دفتر چیست و حافظ این اثر چه کسی می تواند باشد؟ مگر نه این است که  اصلی ترین اثر امام خمینی، انقلاب اسلامی است؟ پس آیا می شود بدون در نظر گرفتن اصول و مبانی ارزشی حضرت روح الله صرفا از آثار او حفاظت کرد؟ آیا می شود ارزش هایی که اثر بر ان مبتنی است را نادیده انگاشت و صرفا موزه وار با آثار حضرت امام بر خورد کرد؟ این سئوالها و سئوال های بسیار دیگری مدتها است اذهان فرزندان خمینی را به خودش مشغول کرده و این روزها با توجه به شرایط کشور و هشدار رهبری مبنی بر تحریف اندیشه امام خمینی اهمیت مضاعفی می یابد.

با مروری اجمالی بر عملکرد دفتر حفظ آثار امام، اگر چه اقدامات قابل تامل و مفیدی را در پرونده کاری این دفتر می توان ملاحظه کرد اما بسیاری از موارد دیگر وجود دارد که ما را بر این امر می دارد که با مرور این موارد، برخی نکات را متذکر شویم.

به نظر می رسد ادعای بی راهی نباشد اگر آغاز تحریف را از قبیله گرایی بدانیم. همان چیزی که حضرت روح الله بارها و بارها در مسائل مختلف بر آن تاخته است. انحرافات از مسیر اصلی زمانی آغاز شد که افرادی که نسبت های فامیلی و نسبی با خانواده امام(ره) و متولیان موسسه داشتند و دست بر قضا از گروههای تندروی جریان اصلاحات نیز بودند، میانداری موسسه را به دست می گیرند و در مقابل توهین های مکرر گروه های افراطی به حضرت امام(ره) و تخریب هایی که علیه ولایت فقیه صورت می پذیرد سکوت می کنند.

در واقع اولین سکوت موسسه حفظ آثار امام خمینی نسبت به اهانت های صورت گرفته به حضرت امام، از زمان تحرکات برخی نمایندگان مجلس ششم بود  که همنوا با اکبر گنجی در تلاش بودند تا امام را به موزه های تاریخ بسپارند. این سکوت، ثمره نسبتهای رفاقتی و فامیلی و بده بستان های احزابی بود که سرانشان در دوره حیات حضرت امام(ره) هم مواضع ایشان را تحریف می کردند. به مرور زمان نیز این جریان به خوبی توانست به شکلی کاملا تشکیلاتی از نوه امام برای هویت بخشیدن به نهاد حزبی خویش سوء استفاده کند.

یکی دیگر از وظایف موسسه تنظیم و نشر آثار امام واگذاری مجموعه پژوهش ها در رابطه با امام(ره) و سیره سیاسی ایشان به پژوهشگران است. که آثار قابل تاملی در این قسمت تولید می شود، بعضا با مبانی تفکری حضرت امام فاصله ای ژرف دارد. برای مثال در این قسمت، در یکی از سفارش ها تحقیقی  که به عباس عبدی واگذار می کند. وی در پیشگفتار این تحقیق که با عنوان “تحلیل محتوای مطالب امام خمینی” چاپ شده است، می نویسد:” از این پس (به جز موارد نقل قول) از لفظ آیت‌الله خمینی که تعبیری فارغ از جهت‌گیری و متناسب برای استعمال در یک متن پژوهشی استفاده شده است. ” این مواجهه عبدی ریشه در تفکر لیبرال او دارد و روش به کار رفته در این کتاب یعنی تحلیل محتوا، خود ذیل علوم انسانی غربی سکولار جای دارد که حضرت امام بارها و بارها  آن را مورد انتقاد قرار داده است و جای سئوال از مؤسسه اینجاست که آیا محصولات موسسه نباید مبتنی بر اندیشه های حضرت امام باشد؟ و یا خروجی های موسسه  در راستای بسط و تببین دقیق ارای حضرت امام باشد؟ و نه دقیقا متعارض با افکار ایشان؟

سئوال دیگری که اذهان را به خود مشغول داشت عملکرد موسسه در ایام فتنه 88 بود. در شرایطی که اصلی ترین نزاع ها بر سر امام و آرمان های انقلاب او بود، این دفتر نتوانست امتحان خود را به درستی پس بدهد. تا جایی که با همنوا شدن با عناصر فتنه گر، در خصوص اعتراض به مستند شاخص که در آن ایام، تنها مستند "تببین گر" آرای حضرت امام خمینی محسوب می شد و در شرایط حساس کشور، می توانست فصل ختام قرار بگیرد. سید حسن خمینی در نامه ای خطاب به عزت ا… ضرغامی، نوشت:” چنانکه از منابع موثق شنیده‌ام، برنامه‌ای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش می‌شود و به گونه‌ای غیر صادقانه و تحریف‌آمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی(س) را مخدوش نموده است.” این در حالی بود که این دفتر در خصوص توهین به عکس حضرت امام و تحریف های دیگر جریان های منتسب به خط امام سکوت و بعضا همراهی پیشه کرده بود.

از همه اینها که بگذریم، از سکوت این دفتر نسبت به  جعل خاطرات آقای هاشمی بخصوص خاطره ی مخالفت امام با شعار مرگ بر آمریکا که بیشتر شبیه به طنز به نظر می رسد، نمی توان گذشت. مساله ای که همه ی فرزندان خمینی نسبت به آن موضعی علنی گرفتند و اصلی ترین نهادی که موظف به حفظ آثار و بیان و خط امام است، مثل همیشه، منافع حزبی یا سلایق شخصی را مقدم بر وظیفه اصلی خود دانست و سکوت پیشه کرد. نهایتا پس از یک هفته موسسه تنظیم و نشر آثار امام در موضع گیری کاملا دوپهلو مساله حذف شعار مطرح شده از سوی هاشمی را موضع شخصی وی و نه به نقل از امام(ره) معرفی کرده و گفت: “طبعا موسسه از آراء و مبانی نظری امام(ره) دفاع می‌کند. موسسه در جایی حق اظهار نظر دارد که مطلبی به امام(ره) نسبت داده شده باشد و یا تفسیری از دیدگاه امام(ره) و به نام امام(ره) ارائه شود که خلاف نص بیان ایشان بوده باشد.”

سئوال اینجا است که آیا آقای هاشمی می تواند بدون سند و هماهنگی با موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) مطلبی را به بنیانگذار انقلاب اسلامی نسبت بدهد و از ایشان نقل بکند که در تعارض صد در صدی با اندیشه امام است؟ آیا موسسه تنظیم و نشر آثار، وظیفه خود نمی داند که از تحریف اندیشه امام محافظت کند؟ هر چند که اندیشه ی حضرت روح الله آنچنان جهانی شده است که نه چنین افرادی توان تحریف آن را دارند و نه نه نیاز است که چنین موسسه ای از آن محافظت کند.

سئوال کلی تر اینجاست که اگر وظیفه ی  موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی صرفا تنظیم و نشر آثار ایشان است، بهتر است فقط و فقط فعالیت های این موسسه به همین امر منحصر شده و حفظ اصول، شخصیت و آرمانهای امام راحل را بر مناسبات شخصی، حزبی و خانوادگی، مقدم بشمارد.

بار دیگر بر خود لازم می دانیم که یادآوری کنیم مواضع حضرت روح الله پیرامون مخالفت با حرکتهای حزبی را که می فرمود: «این اسمها را کنار بگذارید و همه با هم بشوید و یک اسم داشته باشید، و اتفاق کلمه داشته باشید، همان‌طوری که می‌بینید ایران متزلزل کرده است این ابرقدرتها را... لکن آنها از شما می‌خواهند الان استفاده کنند. استفاده از شما این است که شما را به جان هم بیندازند. این کی است؟ جبهه ملی! آن کی است؟ نهضت آزادی... این چه معنا دارد بین یک توده‌هایی، که اینها با هم در یک مقصد عالی شریکند.» (صحیفه امام، ج 5، ص 278)

شاید لازم باشد بار دیگر دفتری تاسیس شود برای حفظ  آرمان ها و ارزش های مکتب امام روح الله و نه صرفا استفاده خانوادگی از نام او. چرا که  انتساب به خمینی وراثتی نبوده و مبتنی بر یک منظومه ی ایدئولوژیکی است که هر کس ژرفای وجودش را شهود کند فرزند خلف اوست حتی اگر پیر مردی باشد با دستانی پینه بسته و صورتی آفتاب سوخته در روستایی دور افتاده. و حفظ آثار خمینی و انقلابش در دستان ملت پا برهنه ای است که همواره ندای مبارزه با امریکا و استکبار سر می دهند.