کد خبر: 183302

تآملی پیرامون سیاست رسانه‌ای برای اداره افکار عمومی؛

سیاست دروغ بزرگ تاریخ مصرف دارد

من گاهی برای مدیریت جلسات، قیافه‌ای جدی می‌گرفتم در مجلس خبرگان، ناجور در بیرون منتشر می‌شد که بله این خودش یک طاغوت است، یک مستبد است، (مثل این که با عدم (من) قاطعیت می‌شود مجلس را اداره کرد!) متکبر است.

خبرنامه دانشجویان ایران: در سیاست می تواند؛ اخلاق و امر اخلاقی اصیل باشد؛ می تواند نباشد، در سیاست می تواند استفاده از هر وسیله ای-مشروع و غیر مشروع- را برای رسیدن به هر هدفی مجاز بداند و می تواند استفاده از هر وسیله ای را مجاز نداند؛ و در کل سیاست می تواند اشکال مختلفی داشته باشد و نکته اصیلی آن است که بپذیریم هر کدام از این اشکال نام و شکل و نشانی دارد؛ که متمایز از دیگر نام ها است. دروغگویی هم می تواند در امر سیاسی جای داشته باشد چنانچه گوبلز آن را یک تکنیک فوق العاده برای پیشبرد مقاصد سیاسی می داند اما آن سیاست ورزی را دیگر نمی توان دین مدارانه دانست و به گفته شهید بهشتی نام آن سیاست ورزی دیگر مسلمانی و علوی نیست.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ دو سال گذشته و البته بصورت خاص چند هفته اخیر چند اتفاق مهم افتاد که می تواند مایه بررسی سیاست ورزی دولتمردان باشد؛ که این سیاست ورزیِ منبعث از نگاه تکنوکراتیک کارگزارانی از چه تکنیکی برای مقاصد خود استفاده می کند و اصولا جنس این رفتار سیاسی از چه خاستگاه و پایگاهی است. سه اتفاق مهم از دولتمردان در هفته های اخیر را می توان «قسم های جلاله صالحی در جلسه بررسی طرح برجام در مجلس»؛ «رونمایی از تندیس ظریف بواسطه قهرمانی وی در عرصه دیپلماتیک» و «نکات دروغ و خلاف واقع یکی از سران در نامه به رهبر انقلاب» دانست.

«دروغ بزرگ»، اصطلاح و تکنیکی در پروپاگاندا است، که آدولف هیتلر از آن استفاده کرد و بعدها توسط گوبلز؛ وزیر تبلیغاتش صورت نظری پیدا کرد. «دروغ بزرگ» نمایندهٔ تکنیکی تبلیغاتی در دنیای سیاست به معنای غربی آن است.

آدولف هیتلر در کتاب «نبرد من»، می‌گوید: «مردم شکست آلمان در جنگ جهانی اول را به این دلیل پذیرفتند که یهودی‌های دارای نفوذ در مطبوعات از این تکنیک استفاده کردند.» از نظر او این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ کس باور نکند که «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بی‌شرمانه حقیقت را تحریف کند».

اگرچه بسیاری تصور می کنند دروغ بزرگ را اولین بار هیتلر استفاده کرده و چون گوبلز به آن نظم بخشیده؛ آلمان نازی مبدع آن است اما این سیاست در حقیقت یک سیاست قدیمی و مورد استفاده انگلیسی ها است. اولین مورد استفادهٔ دروغ بزرگ توسط هستلر در این جملهٔ معروف او مستند شده است: «در دروغ بزرگ همواره "نیروی قابل باور بودن" موجود است.» و معروفترین جمله گوبلز در تاثیر گذاری سیاست دروغ بزرگ این است که «دروغ هر قدر بزرگتر باشد، باور آن برای توده‌های مردم راحت‌تر است.»

در صفحهٔ ۵۱ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال روحی هیتلر منتشر شده بود چنین آمده است: «اولین قانون او این است که هیچ‌وقت نگذارید مردم دلسرد شوند، هیچ‌وقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچ‌وقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن یا گروه متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بدی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.»

در این سه رفتار ارائه شده از دولت همه ابعاد تکنیک دروغ بزرگ را می بینید؛ سه بار قسم جلاله صالحی برای باور پذیری و دلسرد نشدن مردم؛ و توهین های مکرر و انداختن مشکلات گردن کاسبان تحریم و منتقدان برجام این زمینه را برای قبول دروغ بزرگ انجام شد. رونمایی از تندیس ظریف به عنوان قهرمان دیپلماسی برای آنکه به جامعه القا شود واقعا کار بزرگی صورت گرفته است در رسوب بزرگ در افکار عمومی اتفاق افتاد و توده و عوام این را اینگونه حلاجی می کنند که اگر واقعا اتفاقی نیفتاده بود نیازی به این کارها نبود؛ پس حتما اتفاق بزرگی افتاده است.

در نتیجه دو سال تکرار چند باره این گزاره توسط رئیس جمهور که «همه تحریم ها لغو می شود» و ارائه این گزاره در نامه رئیس جمهور به رهبری و ارائه تضمین از سوی آمریکایی ها در حالی که آنها هیچ تضمین مکتوبی ندادند در راستای تثبیت این منظور بوده است و دولت همچنان تلاش می کند با همین تکنیک خود را جلو ببرد.

در فریب با استراتژی دروغ بزرگ، کوشش می‌شود تا مخاطب مورد نظر، به سمت یک فضای روانی متفاوت با واقعیت سوق داده شود. این فضای درونی باید به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که گروه هدف بدون ابزار مقاومت، در آن فضا قرار گیرد و مفاهیم و علائم انتقالی، مورد قبول و پذیرش او باشد.

دروغ بزرگ هم منتقدین را به عقب نشینی وادار می کند و هم در صورت تکرار مکرر به «خودباوری فرد دروغگو» می انجامد. گوبلز می‌گوید: «دروغ را به حدی بزرگ بگویید که هیچ‌کس جرئت و فکر تکذیب آن را نکند.» او می‌گوید: «بعضی مواقع دروغ‌هایی می‌گفتم که خودم از آنها می‌ترسیدم.

البته ما روی دیگر سکه سیاست را هم داریم که شهید بهشتی آن را سیاست مسلمانی و علوی می داند و معتقد است ارزش های اخلاقی در این سیاست اصیل اند و وسیله نیستند. ایشان می فرمایند:«موضع ما در مسائل اخلاقی و ارزشهای اخلاقی این است که ارز شهای اخلاقی اصیل ند، وسیله نیستند. وقتی می گوییم اسلام دین صدق و راستی است، یعنی جان من! اصلا دروغ نگو، اگر هم مجبوری شدی و گفتی دروغ مصلحت آمیز است، 100 روز یکی یا سالی یکی، نه ساعتی 100 تا دروغ تاکتیکی! آخر این چیست که برمبنای دروغ، تهمت زدن، شایعه ساختن، بی اعتمادی به وجودآوردن باید رشد کند!؟ این کجا میبرد ما را؟ این چیست آخر؟ با این دروغ ها با این شایعه سازی ها با این دروغ ها با این تهمت زدن ها... نمی شود آقا! باید این گروه را این فرد آن دسته را ان تشکیلات را آنقدر باید درباره اش در جامعه دروغ بسازیم و بگوییم که از اعتبار بیفتد!

خدا هم می داند که چه وعده داده است؟!، خدا گفته است: ای آدمیزاد! در راه من باش، من با تو هستم.

من در ماه فروردین، از اینجا با ماشین رفتم تا کرمان و بندرعباس، در هرجا، در راه، در روستا، در شهر، در قهوه خانه، در رفسنجان و کرمان و بندرعباس که سخنرانی داشتیم، همه جا دیدیم، مهر مردم است و شوق مردم است و اعتماد مردم؛ یعنی ای شایعه سازِ دروغ پرداز! می دانیم دروغ می گویی.

مگر می شود یک جامعه ای را بر محور دروغ تا آخر پیش برد؟ عزیز من از در راستی درآی، دروغ را به کناری بنه. همین نوجوان ها و جوانها که گه گاه فریب دروغ امروزت را می خوردند همیشه در این حال نمی مانند. فردا، ساعت دیگر، روز دیگر، هفته دیگر، ماه دیگر، سال دیگر بالاخره بیدار می شوند و برتو لعن و نفرین می فرستند که چرا ماهها یا سال ها آنها را فریفته بودی ؟!

ما معتقدیم راستی تاکتیک نیست، راستی اخلاق است هر عیب و نقصی هم در خودمان هست می آییم راست به مردم میگوییم اشتباهی هم اگر بکنیم می آییم راست به مردم می گوییم. مسلمان بیش از هر چیز در راستی و درستی در صدق و امانت و صراحت ... متجلی می شود. بنابر این دروغ تاکتیکی گفتن ... شایعه سازی و دروغ پردازی این ها جزو تاکتیک های مسلمانان علوی نیست. و دروغ پرداز ها بدانند تا وقتی ما یک چنین موضع  و رابطه ای را با مردم قهرمان و با ایمانمان داریم، آن دروغ زنی های آنها بازارش کساد است.

من گاهی برای مدیریت جلسات، قیافه‌ای جدی می‌گرفتم در مجلس خبرگان، ناجور در بیرون منتشر می‌شد که بله این خودش یک طاغوت است، یک مستبد است، (مثل این که با عدم (من) قاطعیت می‌شود مجلس را اداره کرد!) متکبر است.

مردم من را در راه می‌دیدند، که ما همان برادر خاکی متواضعشان هستیم که بودیم . خوب از همان دیدار اول، متعدد، نوجوان‌ها و جوان‌ها در این مسافرت ها، به من یادداشت دادند؛ که فلانی ما پشت سر تو نمی‌دانستیم، یک چیزهای را باور کرده بودیم، حالا دیدیم شما را، در همان دیدار اول فهمیدیم، به همان دروغ نیز گفتند، ما را حلال کن، مگر می‌شود یک جامعه‌ای را بر محور دروغ تا آخر پیش برد؟»

اگر از بعد اخلاق سیاسی اسلامی و غلط بودن این رفتار از این منظر نیز بگذریم؛ اما آنچه نظریه پردازان عرصه ارتباطات و رسانه در مورد «دروغ بزرگ» تاکید دارند آن است که این سیاست در دراز مدت قابل استفاده نیست و بویژه در دنیای جدید که عرصه ارتباطات و رسانه های تعاملی دو سویه و چند سویه است؛ تاریخ مصرف «دروغ بزرگ» کوتاه تر می شود و استفاده کننده از این سیاست پس از آنکه تاریخ مصرف آن تمام شد و حقیقت جای خود را در اذهان پیدا کرد؛ با شدت بیشتری در افکار عمومی سقوط می کند.

مرتبط ها