به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بیش از یک سال از انتخابات 96 می گذرد و حال می توان به نگاهی عمیق تر و خارج از جنجال ها و هیجانات دوران انتخابات به وعده ها و البته بیم ها و امیدهای دوران انتخابات و نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بیندیشیم.
انتخابات ریاست جمهوری 96 در حالی برگزار شد که اصلاح طلبان با القا این تفکر که رای آوری هر شخصی به معنای بازگشت به گذشته که کنایه از بازگشت به دوران احمدی نژاد بود، سعی در حذف رقیبان و سیاه نمایی طرف مقابل داشتند. ارز8000 تومانی، تورم 50درصدی، گوشت کیلویی 100 هزار تومان و ... به عنوان نتایج رای به هرکسی به غیر از روحانی تلقی می شد، اما در کمتر از یک سال دلار از ده هزار تومان هم عبور کرد و اکنون نیز گوشت به کیلویی بیش از 100 هزار توامن رسیده است.
در واقع هر انچه روحانی برای رقیبان خود به عنوان نکات منفی معرفی کرده بود امروز در کارنامه خودش و حتی با شاخص های بدتری آنها را ثبت کرده است. هر چه بود روحانی توانست با چنین وعده هایی آرای مردم را جلب کند و برای دومین بار وارد پاستور شود. روزنامه فرهیختگان در گزارش امروز خود با بررسی بیم های طرفداران روحانی در زمان انتخابات پرداخته است که قرار بود با نیامدن روحانی اتفاق بیفتد اما با آمدن او اتفاق افتاد.
تورم مهار شد
عبدالله نوری در 25 اردیبهشت96 در باره ی دلایل رای دادن به روحانی می گوید: «چرا باید به روحانی رای دهیم؟... . همه ملت ایران که کارشناس اقتصادی نیستند، بنابراین باید با مثال این را توضیح دهند. مثلا باید گفته شود تورم در ابتدای دولت روحانی 35 درصد بوده است که اگر قرار بود ادامه پیدا کند، گوشت که الان کیلویی حدود 35 تا 40 هزار تومان است، میشد حدود ۱۰۰ هزار تومان و دهها مثال از خوراک، پوشاک، مسکن، حملونقل و... ؛ در این صورت مردم سادهتر درمییابند که کاهش تورم یعنی چه؟ از آن طرف متوجه میشوند اگر افزایش یارانه شروع شود، آن وقت تورم دوباره برمیگردد. همچنان که از وقتی پرداخت یارانه شروع شد، قیمت ارز هم سیر صعودی گرفت. ابتدای سال 90، دلار هزار و 50 تومان بود و آخر سال 91 شد سه هزار و 400 تومان و این افزایش بلافاصله در همه امور کشور تاثیر خود را گذاشت. من بارها به مسئولان دولتی هم گفتهام شما نتوانستهاید زحمات خود را برای مردم خوب تبیین کنید؛ یعنی زبان مردم را انتخاب نکردهاید. شما مقایسه کنید یک طرف آقای روحانی است با آگاهی، توان مدیریتی و تجربیات اجرایی در سطوح مختلف، از پیش از انقلاب تا الان با مجموعهای از نیروهای کارشناسی که ایشان را در دولت همراهی میکنند، طرف مقابل کدامیک از این پشتوانهها را دارد؟»
ایران ونزوئلا می شود!
علی مطهری نیز اردیبهشت 96 با بیم دادن مردم از ونزوئلا شدن ایران در صورت عدم انتخاب روحانی به ریاست جمهوری گفت: «به دلایل ذیل جناب آقای روحانی را اصلح میدانم و به ایشان رای میدهم: دولت یازدهم پس از یک نابسامانی بزرگ اقتصادی، انضباط مالی در کشور ایجاد کرده و با ثبات نسبی قیمتها آرامشی را در حوزه اقتصاد کشور پدید آورده است. فراموش نکنیم آقای روحانی دولتی را تحویل گرفت که سکه را از 90 هزار تومان به بالای یک میلیون تومان رساند. معمولا دولتها در دوره دوم خود بهتر کار میکنند، چون اولا دیگر نیاز به رای مردم ندارند و مستقلتر و آزادتر عمل میکنند، ثانیا مخالفان آنها انگیزه کمتری برای تخریب دولت دارند، زیرا در دوره اول، هدفشان نرسیدن آن دولت به دوره دوم است و در دوره دوم این هدف موضوعیت ندارد. با انتخاب آقای روحانی کشور ما از نظر رفاه مادی سوئیس نخواهد شد، اما با عدم انتخاب او احتمال ونزوئلا شدن کشور منتفی نیست.»
درست است رونق اقتصادی نداریم اما روحانی را داریم
حمیدرضا جلاییپور در ۱۳ فروردین96 با گفتن اینکه امروز یک آدم عاقل سکان دار کشور است و دیگر نگران نیستیم گفت: «شبح ناامنی بهرغم اینکه ترامپ نامتعادل هم بر سر کار آمده، از بالای سر ایران کنار رفته و وضعیت اقتصادی باثبات است. به یاد دارم قبل از انتخابات 92 که میخواستم جاروبرقی خانه را عوض کنم، فروشنده موقع قیمت دادن به دنبال قیمت دلار در بازار بود، ولی الان میتوانید بروید و خرید کنید. ما الان در این کشور یک آدم عاقل داریم که دیگر ما را نگران نمیکند، ولی اگر یک تندرو بر سر کار بود، من هم مثل شما نگران میشدم و مردم هم نگران میشدند. اصلاحطلبان معتقدند آقای روحانی در این چهار سال خوب عمل کرد. مگر اصلاحطلبان چه میخواهند؟ حامیان روحانی میگویند اگر روحانی میانهرو نیاید، میتواند وضع گذشته برگردد. یعنی برجام میتواند ضربه بخورد و ایران هم ونزوئلا شود. کافی است همین آقای جلیلی بیاید تا ایران در عرض چهار سال ونزوئلا شود؛ یعنی الان تورم 46 درصدی به 10 درصد رسیده، درحالی که در ونزوئلا 400 درصد است؛ یعنی دوباره وضعیت معیشتی کشور بههم میریزد. اتفاقا اصلاحطلبان خوب میتوانند سلبی تبلیغ کنند که روحانی نباشد، چه میشود؟ یعنی درست است که ما الان رونق اقتصادی نداریم، ولی روحانی نبود، چه بود؟»
مردم عزیز، یادتان رفته؟
شاید یکی از جملات معروف انتخاباتی صحبت هایی بود که اسحاق جهانگیری در ۲۲ اردیبهشت96 انجام داد، او با اشاره به تثبیت نرخ ارز که در دوره ی قبلی لحظه ای تغییر می کرد، گفت: «ملت عزیز ما! در دولت مشکلات زیادی از کشور را حل کردیم. ثبات اقتصادی را بازگرداندیم. مگر یادتان رفته که به صورت لحظهای، نرخ ارز عوض میشد و به صورت لحظهای قیمت کالاها تغییر میکرد. اصلا مگر سرمایهگذار میتوانست برای تولید و سرمایهگذاری فکر کند. ما منابع را به سمت تولید بردیم. حالا میشود کار کرد و سرمایه خارجی به دست آورد. ما اقتصاد کشور را راه انداختیم، سرعتش کم است، اما انشاءالله سرعتش را هم زیاد میکنیم.»
پراید 20 میلیونی به 50 میلیون می رسید
مصطفی تاج زاده، از محکومین 88 نیز با اشره به خدمات دولت، به نقد از دولت گذشته می پرداخت، او در 21 اسفند95 گفت: «کاری که در این شرایط میتوان انجام داد این است که دولت گزارش کار ارائه بدهد. به نظرم بهتر است اولین محور این باشد که دوره دوم احمدینژاد را با این دولت مقایسه کند؛ یعنی در آن گزارش بگوید مثلا قیمت کالاها، طلا و ارز از سال 88 تا 92 چه میزان افزایش داشت و این عدد از 92 تا 96 چه تغییراتی داشته است؛
مثلا قیمت مواد خوراکی و لوازم مصرفی از خودرو گرفته، تا یخچال و ماشین لباسشویی و... . سپس نشان دهد قیمت ارز تقریبا 400 درصد در بازه 88 تا 92 افزایش داشته؛ اما در دولت روحانی این افزایش حداکثر 20 درصد بوده است. حتی اگر روحانی نخواهد نامزد هم بشود، باید این گزارش را ارائه دهد. در این صورت مردم خواهند دید درست است که بسیاری از مشکلاتشان حل نشده، اما اگر قرار بود نرخ دلار با همان رشد 400درصدی زمان احمدینژاد افزایش یابد، هر دلار الان 12هزار تومان بود. سکه به جای یک میلیون تومان، سه تا چهار میلیون شده بود، پراید 20میلیونی به 50، 60 میلیون رسیده بود و قیمت مواد خوراکی، میوه، نان، برنج، چای و لبنیات سر به فلک کشیده بود.»
منبع: فرهیختگان