کد خبر: 352135

فعالین فرهنگی و رسانه‌ای چه می‌گویند؛

بررسی ابعاد مختلف لایوهای اینستاگرامی مبتذل و جنجالی

حالا در شرایط کرونایی و عدم ارتباط و ارضای نیاز جنسی چه در مورد نسل جدید که حالا در آن روابط بیشتری دیده می شود، چه چیزی بهتر از اینکه آنچه کمبود دارند را در لایوهای این شاخ های اینستاگرامی پیدا کنند، لایوهایی که همراه با ارضای نیاز جنسی، هیجان جنسی را نیز با خود به همراه دارد!

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزها با شدت گرفتن شیوع جهانی ویروس کرونا و رونق گرفتن قرنطینه خانگی، حضور اکثریت قابل توجهی از جامعه در فضای مجازی قابل پیش بینی بود، جامعه ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبود، اینستاگرام به عنوان یک پلتفرم جذاب و پرطرفدار این روزها بشدت مورد استفاده کاربران است و البته بی حوصلگی و بیکاری ناشی از کرونا نیز حضور کاربران را تشدید می بخشد.

در این میان لایوهای اینستاگرامی بعنوان یکی جذاب ترین آیتم های این شبکه اجتماعی طرفداران پروپاقرصی دارد، از لایوهای اینستاگرامی با موضوع سخنرانی، مناظره، آموزش گرفته تا لایوهای مستهجن و مبتذل ! البته لایو اینستاگرامی بصورت عادی مسئله نبود بلکه فرصت قابل توجهی برای گسترش مباحث مختلف و علی الخصوص مباحث آموزشی بود، اما لایو مبتذل و پر مخاطب امیرتتلو تا حدودی مسیر تحلیل از این پدیده را تغییر داد.

ساعت 3 بامداد و حضور آنلاین 426 هزار نفری در لایو اینستاگرامی امیر تتلو مطمئمنا موضوعی نیست که بشود به سادگی از کنار آن رد شد، موضوعی که تحلیل های زیادی در پی داشت، عده ای نگران فرهنگ جامعه هستند، عده ای مشکل را از ضعف صدا و سیما و وزارت ارشاد می دانند و عده ای این امر را عادی و بازتاب سلیقه ی بخشی از جامعه می بینند.

واکنش توئیتری محمدرضا زائری

لایوهای جنسی و اجاره ای

میکائیل دیانی «فعال رسانه ای» در صفحه اینستاگرامی خود نوشت: حالا در شرایط کرونایی و عدم ارتباط و ارضای نیاز جنسی چه در مورد نسل جدید که حالا در آن روابط بیشتری دیده می شود، چه چیزی بهتر از اینکه آنچه کمبود دارند را در لایوهای این شاخ های اینستاگرامی پیدا کنند، لایوهایی که همراه با ارضای نیاز جنسی، هیجان جنسی را نیز با خود به همراه دارد!

آنها بر اساس جاذبه جنسی و نیاز جنسی موجود به جامعه یک جمع وسیعی از مخاطبان را جلب می کنند و از سوی دیگر خود و دیگرانی را که مسئله «هویت» و «جلب توجه» دارند را در مرکز نگاه ها قرار می دهند. در حقیقت «بی هویتی»؛ «عدم توجه» و «عدم عزت نفس از حس مفید بودن» انها را وادار می کند که چنین کنش هایی داشته باشند و گروهی دیگر را در این لایوها با خود همراه کنند و آنها نیز برای اینکه جلب توجه کنند به برده‏داری جنسی تن می دهند.

این تحلیل جامعه شناسانه است بماند که این سبک لایو ها تکنیک تبلیغی برای قمارخانه های مجازی صاحبان پیج هاست؛ و حتی از این لایوها هم چند میلیونی پول در می آورند!

بیش تر بخوانید//تحلیلی درباره لایوهای این روزهای اینستاگرام

سکوت دستگاه های فرهنگی

خبرگزاری مهر طی گزارشی در همین مورد می نویسد: دوباره سوال می‌پرسیم که چاره چیست؟ چنانچه گفتیم چاره نه نابودن کردن راه‌های دسترسی نوجوانان ایرانی به تتلو و نه پذیرش تتلو و رفتن به سراغ راه‌های مبتذلی چون خودی کردن تتلو از راه تزریق پول و مجوز و … به او برای ساخت موزیک‌های حماسی ملی و مذهبی و… است (راهی که تجربه شد و امروز به عنوان یکی از بی‌سیاست‌ترین تجربه‌های فرهنگی تاریخ ایران از آن یاد می‌شود) چاره در اولین گام پذیرش این است که آدم‌های زیادی در ایران هستند که تتلو را پذیرفته‌اند و بعد گفتگو درباره این است که حالا قرار است چه شود؟

طبیعی است که این پذیرش به معنای قبول کردن و رسمیت دادن به طیفی از علاقه‌های به شدت عوامانه و در موارد متعددی مبتذل نیست و بحث در اینجا فقط پذیرش این گزاره است که باید جدی گرفت آدم‌هایی را واقعاً وجود دارند و واقعاً چنین فکر می‌کنند و واقعاً چنین زندگی می‌کنند. این راه وارونه‌ای است که عده‌ای از صاحب‌نظران در واکنش به مقوله لایو تتلو به شیوه مبتذلانه‌ای به آن روی آورده‌اند. اینکه تصور کنیم که تمایلات عجیب به  تتلو به جهت رسمیت ندادن به سبک زندگی خاص او در ایران است و اگر ممانعتی برای دسترسی به او و شیوه زندگی‌اش به وجود نمی‌آمد حالا او هم طرفداری نداشت. یا اینکه تصور کنیم که اگر سخت‌گیری‌های مشروع در زمینه‌های مختلف وجود نداشت؛ این بی‌مبالاتی‌ها هم به وجود نمی‌آمد. این شبه‌فرضیه‌ها نیز چیزی جز تعویق ماجرا نیست و معمولاً در موارد این شکلی توسط چند روحانی اینستاگرامی و چند صفحه تلگرامی تکرار می‌شود و اساساً چیزی به نام کنترل فرهنگ را مردود می‌سازد.

تتلو کماکان لایو خواهد داد. موزیک منتشر خواهد کرد. زود شروع کرده است و تازه ابتدای راه است. با مخاطبانش ارتباط خواهد گرفت و دختران نوجوان ایرانی را بنده شیوه خود خواهد کرد. این مسیری است که در سالهای آینده بدون شک پیموده خواهد شد؛ اگر همچنان روش‌های آزمون داده شده فعلی را در مواجهه با این پدیده تکرار کنیم و اگر همچنان تصور کنیم که تتلو و این موجودات متعفن فرهنگی و هنری ارزشی برای توجه ندارند. اگر وزیر ارشاد ما کماکان در حال توئیت زدن درباره امور والا و توضیح پدیده‌های فاضلانه باشد و هیچ بخشی در این دستگاه بزرگ برای توجه به این امور به زعم آنها بی‌ارزش و چیپ وجود نداشته باشد.

دستگاه فرهنگی کشور هنوز هیچ واکنشی به این نشان نداده است که در دوران قرنطینه ایرانی‌ها پرطرفدارترین محصول ایرانی شبکه‌های اجتماعی آنلاین چه بود؟ اتفاق کمی نیست و با این جدی نگرفتن‌ها مسئله کماکان بر سر جای خود باقی است.

هر کس سبک زندگی خاص خود را دارد

مصطفی داننده در یادداشتی که در عصر ایران منتشر شد نوشت: نمی‌شود انتظار داشت آدم‌ها همیشه یک رنگ و یک شکل بمانند. مردم تغییر می‌کنند و این حضور شبانه در فضای مجازی، نشان همین تغییر است. تتلیتی‌ها یا همان طرفدار امیرحسین مقصود لو، او و سبک زندگی‌اش را انتخاب کرده‌اند به همین سادگی.

همانطور که من و امثال من، سبک دیگری را برای زندگی خود انتخاب کرده‌ایم.کتاب خواندن، موسیقی خوب گوش دادن، فیلم خوب دیدن، تحصیلات عالیه داشتن و اخلاق خوب داشتن بسیار خوب است اما قرار نیست همه یک شکل باشند. جامعه سربازخانه نیست که همه یک شکل و یک لباس باشند. جامعه دریایی از تفکرات و اندیشه‌های مختلف است.

بسیاری از این جماعت در ایران زندگی می‌کنند. در ایران مدرسه رفته‌اند. بر اساس آمار صدا و سیما که اکثریت تلویزیون تماشا می کنند و قاعدتا بر اساس آموزش‌ها، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی نباید به تتلو و امثال او علاقه‌مند می‌شدند اما شدند. این علاقه به خاطر این است که اتفاقات اجتماعی و فرهنگی در یک برهه زمانی متوقف نمی‌شوند و همچون رودی پر آب در حال حرکت هستند.

واقعا اگر در یک جامعه همه مثل هم بودند باید انگشت به دهان بگذاریم و تعجب کنیم. شاید اگر در دهه‌های قبل، می‌پذیرفتیم که سلیقه‌های مختلف در جامعه وجود دارد و به آنها اجازه عرض اندام می‌دادیم امروز با دیدن حضور نیم میلیونی در یک لایو اینگونه، دچار سرگیجه نمی‌شدیم.