کد خبر: 405056

امین فرج‌اللهی

برای ابوذرِ در بستر، حسن رحیم‌پور ازغدی

سالهای هجمه تیٔوریک دوران اصلاحات که گذشت، تاریخ مصرف رحیم‌پور تمام نشد. چون او در زمره عروسک‌کوکی‌های سخنگوی این جناح و آن نهاد نبود که وقتی مصرفش کردند، دورش بیندازند. "استاد حسن رحیم‌پور"، چراغ راهنما و بلندگوی مبانی تفکر اسلام ناب بود که همه او را می‌شناختند و او هم برای نسل جوان تشنه معارف اسلام و انقلاب حرف داشت.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» امین فرج‌اللهی// خبر و عکس بستری شدن استاد حسن رحیم‌پور بخاطر کرونا را که دیدم داغم تازه شد. رحیم‌پور یکی از معدود مردهای وسط میدان فکری سالهای دهه هفتاد و هشتاد است. در سالهای ابتدایی دوران اصلاحات که سیل شبهات تیٔوریک سروش و کدیور و ملکیان و امثال آنها بر سر نسل جوان و کف جامعه آوار شده بود، تک و توک افرادی از جمله مرحوم آیت‌الله مصباح و حسن رحیم‌پور بودند که با پشتوانه سواد تیٔوریک و عقیدتیشان آمدند وسط میدان. رحیم‌پور متواضعانه دانشگاه به دانشگاه و مسجد به مسجد و اردو به اردو رفت نشست و حرف زد، "کتاب نقد" درآورد و مستدل و محترم از مبانی عقیدتی اسلام و انقلاب دفاع کرد. نسل جوان آن دوران خیلی مدیون حسن رحیم‌پور هستند.

سالهای هجمه تیٔوریک دوران اصلاحات که گذشت، تاریخ مصرف رحیم‌پور تمام نشد. چون او در زمره عروسک‌کوکی‌های سخنگوی این جناح و آن نهاد نبود که وقتی مصرفش کردند، دورش بیندازند. "استاد حسن رحیم‌پور"، چراغ راهنما و بلندگوی مبانی تفکر اسلام ناب بود که همه او را می‌شناختند و او هم برای نسل جوان تشنه معارف اسلام و انقلاب حرف داشت. برخلاف برخی که بعدها یاد گرفتند تا اسمی درکردند بروند بودجه کلان بگیرند و با آن دفتر دستک و دکان و موسسه و حوزه علمیه و قرارگاه بزنند و "دعوت به خود" کنند، او از این کارها نکرد و هنوز هم اگر بخواهی دعوتش کنی یا باید با برادرش حبیب تماس بگیری یا با موبایل خودش. موسسه "طرحی برای فردا" هم که مدتی قرار بود گفتارهایش را کتاب کند، به خاطر همین عدم وابستگی عمری کوتاه داشت.

حسن رحیم‌پور، برخلاف اغلب سخنرانان جبهه انقلاب، "جناحی" نشد و "انقلابی" ماند، نه انتخابات، نه اصولگرا و اصلاح‌طلب بودن دولت‌ها، نه نام و تابلوی برخی افراد و نهادها و نه هیچ چیز دیگر باعث نشد محتوای کلامش را از "حق و حقیقت" تغییر دهد. رحیم‌پور، "ابوذر" دوران ما بود که با خط‌کش و ملاک اصول و ارزشهای اسلام و انقلاب همه را می‌سنجید و بدون تعارف نقد می‌کرد. چون برایش "انقلاب" مهمتر از جناح و باند سیاسی بود. به همین خاطر کم‌کم خودی‌ها هم او را تحمل نکردند، چون تازیانه انتقادات صحیحش تن آنها را هم می‌نواخت. گاهی شورای عالی انقلاب فرهنگی، گاهی حوزه، گاهی تریبونهای نمازجمعه‌ها، گاهی فلان نهاد انقلابی و امثال اینها. به همین خاطر بود که رحیم‌پور را نه ضدانقلاب، بلکه شورای سیاست‌گذاری ایٔمه جمعه کشور و ستاد نمازجمعه تهران از نمازجمعه حذف و خانه‌نشین کردند. داشتم فکر می‌کردم اگر خدایی‌ناکرده کرونا او را هم از ما بگیرد، همینها برایش پیام تسلیت می‌دهند.