کد خبر: 536639

بازدارندگی سیاسی، حلقه مکمل بازدارندگی نظامی؛

محدود کردن بازدارندگی سیاسی به مذاکره با آمریکا، یک خطای راهبردی

قدرت دفاعی ایران، سال‌هاست گزینه نظامی را از روی میز دشمنان حذف کرده، اما غفلت از بازدارندگی سیاسی، می‌تواند امنیت پایدار کشور را با تهدیدی نو مواجه کند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته، با تکیه بر توانمندی‌های بومی در حوزه دفاعی و توسعه گسترده صنایع نظامی، به جایگاهی رسیده است که دشمنان دیگر همانند گذشته از گزینه نظامی روی میز سخن نمی‌گویند. این دستاورد، حاصل رویکردی واقع‌بینانه و مبتنی بر شناخت ماهیت تهدیدات، اقتدارسازی مستمر و تولید قدرت بازدارنده در میدان نظامی است. اما در کنار این بازدارندگی سخت، نوعی دیگر از بازدارندگی نیز مورد نیاز است؛ بازدارندگی‌ای که در حوزه سیاست و دیپلماسی رقم می‌خورد و مکملی حیاتی برای قدرت نظامی است: بازدارندگی سیاسی.

بازدارندگی نظامی ایران

جمهوری اسلامی ایران طی دو دهه گذشته، توانسته است در سایه فشارهای تحریمی، تهدیدات امنیتی و محاصره‌های بین‌المللی، یک الگوی مؤثر از خودکفایی دفاعی را به نمایش بگذارد. پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه‌هایی چون فناوری موشکی، پهپادهای رزمی، سامانه‌های پدافند هوایی، جنگ الکترونیک و توان عملیاتی نیروهای مسلح ایران، سطح بازدارندگی دفاعی کشور را به‌طور چشمگیری افزایش داده است.

تأثیرات این قدرت بازدارنده را می‌توان به‌وضوح در رفتار بازیگران متخاصم مشاهده کرد. اگرچه تهدید به اقدام نظامی همچنان گاه‌ و بی‌گاه از سوی رژیم صهیونیستی یا برخی چهره‌های تندروی آمریکایی مطرح می‌شود، اما این تهدیدات بیش از آنکه ماهیتی واقعی و اجرایی داشته باشند، جنبه رسانه‌ای، روانی و تبلیغاتی دارند. در واقع، نه‌تنها گزینه نظامی از روی میز برداشته شده، بلکه حتی خیال بازگرداندن آن نیز برای آمریکا و متحدانش با هزینه‌های غیرقابل محاسبه همراه خواهد بود.

برای مثال، در سال‌های گذشته، مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی در نشست‌های مختلف بین‌المللی بارها از احتمال برخورد نظامی با ایران سخن گفته‌اند؛ اما آنچه در عمل رخ داده، عقب‌نشینی تدریجی از این تهدیدات و تمرکز بیشتر بر ابزارهای فشار اقتصادی و روانی بوده است. این نشان می‌دهد که بازدارندگی نظامی ایران نه‌تنها مؤثر واقع شده، بلکه تهدید نظامی علیه ایران را به بومرنگی بدل کرده که هرگونه اقدام عملی دشمن را به یک هزینه غیرقابل کنترل برای او تبدیل خواهد کرد.

مرزهای بازدارندگی از تهران تا صنعا

یکی از نمونه‌های روشن ناکارآمدی تهدید نظامی علیه محور مقاومت، ماجرای تهدیدات آمریکا در قبال یمن است. در دورانی که ترامپ اعلام کرد حملات انصارالله به عربستان را معادل حمله ایران تلقی می‌کند، این گفتمان تهدیدآمیز نتوانست مانع ادامه حملات یمنی‌ها به عمق خاک سعودی شود. حتی در شرایطی که ناوهای آمریکا در منطقه حضور داشتند، هیچ اقدام مؤثری برای توقف حملات مقاومت یمن صورت نگرفت و در عمل، قدرت بازدارندگی مقاومت منطقه‌ای که به نوعی امتداد عمق راهبردی ایران است، قدرت‌نمایی کرد.

این تجربه، هشدار روشنی است برای تحلیلگران و تصمیم‌گیران آمریکایی که هرگونه درگیری مستقیم با ایران، به معنای گشودن جبهه‌ای گسترده و چندوجهی در کل منطقه خواهد بود؛ جبهه‌ای که نقطه پایان آن در اختیار واشنگتن نخواهد بود.

بازدارندگی سیاسی؛ حلقه مکمل

اما در کنار بازدارندگی نظامی، مفهوم مهم و راهبردی دیگری نیز مطرح است که متأسفانه در برخی سطوح تصمیم‌سازی کشور یا مورد غفلت واقع شده یا تعریف ناصحیحی از آن ارائه شده است: بازدارندگی سیاسی.

بازدارندگی سیاسی به معنای بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های دیپلماسی، تعاملات منطقه‌ای، قدرت نرم، توان ائتلاف‌سازی و حضور مؤثر در سازمان‌های بین‌المللی، برای کاهش و کنترل تهدیدات است. عضویت در نهادهایی چون شانگهای و بریکس، توسعه همکاری با شرق جهانی، پیوند با اقتصادهای نوظهور و قدرت‌های در حال ظهور، همگی مؤلفه‌های بازدارندگی سیاسی‌اند که اگر به‌درستی تقویت شوند، می‌توانند نقشی مؤثر در کاهش فشارهای دشمن ایفا کنند.

اما درک ناصواب از این مقوله، باعث شده است برخی بازدارندگی سیاسی را صرفاً در گرو رابطه با غرب، آن‌هم آمریکا، بدانند. این در حالی است که تجربه تاریخی ایران و بسیاری از ملت‌ها نشان می‌دهد رابطه با آمریکا نه‌تنها تضمین‌کننده امنیت نیست، بلکه در مواردی، بستر وابستگی، امتیازدهی و سلب حاکمیت را نیز فراهم آورده است.

 خطای راهبردی: تقلیل بازدارندگی سیاسی به «مذاکره با آمریکا»

یکی از جدی‌ترین آسیب‌های گفتمانی در سیاست خارجه ایران، القای این تصور است که «امنیت پایدار فقط با مذاکره و توافق با آمریکاست.» حاملان این دیدگاه، که بعضاً نفوذ بالایی در رسانه‌ها یا محافل تصمیم‌سازی دارند، تلاش می‌کنند با استدلال‌هایی از قبیل «هر توافقی بهتر از عدم توافق است»، کشور را به نقطه‌ای از عقب‌نشینی راهبردی سوق دهند. این در حالی است که حتی طرف آمریکایی نیز در سیاست‌ورزی خود، به شدت از نشانه‌های ضعف و اضطرار طرف مقابل بهره می‌گیرد.

آمریکا تنها محتویات میز مذاکره را مطالعه نمی‌کند؛ بلکه فضای داخلی کشور، مواضع رسانه‌ها، اظهارنظر نخبگان و حتی رفتار سیاسی چهره‌های داخلی را رصد و بر اساس آن سیاست‌سازی می‌کند. بنابراین، هرگونه نشانه‌ای از تمایل یک‌طرفه به مذاکره، یا عقب‌نشینی از اصول، این پیام را به واشنگتن منتقل می‌کند که ایران حاضر است از خطوط قرمز خود عبور کند؛ و این دقیقاً آغاز دوره جدیدی از فشار و امتیازخواهی خواهد بود.

بازدارندگی مؤثر، ترکیب قدرت سخت و نرم است

جمهوری اسلامی ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که بازدارندگی دفاعی‌اش تحسین‌برانگیز و بی‌بدیل است. اما حفظ این وضعیت، نیازمند تقویت لایه‌های مکمل آن در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی است. ایران می‌تواند و باید بازدارندگی سیاسی را با استفاده از مزیت‌های راهبردی خود در منطقه و جهان بازسازی کند؛ نه با عقب‌نشینی در برابر آمریکا یا امید بستن به توافقی که نتیجه‌ای جز تحمیل بیشتر نخواهد داشت.

امنیت ملی ایران محصول عزت، اقتدار و هوشمندی است؛ نه محصول تعامل با دشمنی که بارها نشان داده تنها زبان زور را می‌فهمد. حفظ این امنیت، در گرو آن است که بازدارندگی در همه سطوح، از جمله سیاست، به‌درستی بازتعریف، تقویت و پیگیری شود.

گزارش از امیر صفره

 

مرتبط ها