به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از مهدی جمشیدی/// ۱. دوباره در میانۀ مذاکره، حملۀ نظامیِ مشترکِ رژیم صهیونی و آمریکا رخ داد. دوباره ثابت شد که مذاکره، بنبستِ محض است و غیرشرافتمندانه. دوباره از مذاکره بهعنوان تله استفاده شد و دیپلماسی، تمسخر شد. دوباره ما کوشیدیم از مذاکره بهعنوان ابزار اثبات حقانیّت خویش استفاده کنیم. دوباره گزینۀ مذاکره به گزینۀ جنگ انجامید. دوباره آشکار شد که توافق، ممتنع است و مذاکره، چیزی جز عملیات فریب نیست. دوباره دیدیم که مذاکره، زمینۀ جنگ است نه مانع آن. دوباره عیان گشت که آمریکا، قصد جان ما را کرده و به چیزی جز فروپاشی و اضمحلال ما نمیاندیشد. دوباره و دوبارهها ... آری، دروغ و خدعه و وحشیگری، ذات تمدّنِ شریرِ غربی است و از سیاست غربی، هرگز انفکاک نداشته و ندارد.
۲. جنگ، آغاز شد؛ اما این جنگ، متوقفشدنی نخواهد بود. این جنگ با هیچ آتشبسی، روبرو نخواهد شد و پایان آن، جز پایان رژیم صهیونی نیست. اینبار، دنیا یک «جنگ آخرالزمانی» را به چشم خواهد دید و از حیرت، پلک بر هم نخواهد نگذاشت. تمامیّت ایران به میدان جنگ خواهد آمد؛ ما اینبار، جز به نابودی دشمن، رضایت نخواهیم داد. دشمن به همۀ خطوط قرمز ما، دست تعدّی دراز کرده است. مسأله، حیثیتی و ناموسی شده است. دیگر شرافت و غیرتمان اجازه نمیدهد که به کمتر از نزاعِ تمامکننده و نهایی، بسنده کنیم. دوران زدن و گریختن به سر آمده است.
۳. به بیت رهبر معظم انقلاب حمله کردهاند؛ این یعنی به جانِ ولیّ امرِ مسلمین جهان، سوء قصد صورت گرفته است؛ این یعنی دشمن، هیچ «خط قرمز» و «منطقۀ ممنوعه»ای را به رسمیّت نمیشناسد؛ این یعنی حتّی جان یک مرجع دینی و رهبر معنوی، در دیدۀ دشمن، فاقد اعتبار و ارزش است. ما تردید نداریم که شخص آیتالله خامنهای، پرچم را به دست حضرت صاحب خواهد داد و این تاریخ انقلاب، تاریخ متصل به تاریخ ظهور است. آیتالله خامنهای، شجاعانه و قاطعانه، ایستاده و چشم به سوی آیندۀ نزدیک دوخته که در آن، ورق برخواهد گشت. فتحالفتوح در پیش است؛ با حضور شخص آیتالله خامنهای و با دست باکفایت ایشان.
۴. خمینی کبیر گفت در قاموس «شهادت»، واژۀ ترس نیست. حتی اندکی بیم و خوف در دل نداریم و از مواجهۀ نهایی و سرنوشتساز نمیهراسیم، بلکه در انتظار آن بودیم. لحظۀ موعود، فرارسیده و تقابل و تضاد به اوج رسیده است. تاریخ انقلاب، تاریخ حسینی هست و چفیهای که آیتالله خامنهای بر گردن خویش افکندهاند، حاکی از آن است که سازش و تسلیم و انقیاد در کار نخواهد بود. شک نداریم که پایان این داستان، نابودی آنهاست و اینهمه هیاهو و وحشیگری، ناشی از نگرانی و دلهرۀ آنهاست.
۵. این انقلاب «به نام خدا» متولد شد و «به نام خدا» تداوم یافت و اینک نیز همان دست غیبی و امداد ملکوتی در میان است. خدا میخواهد خودش را در این تاریخ، بیش از همیشه نشان بدهد. خدا در میانۀ این داستان، ایستاده است. نفوس مطمئنه میدانند که اگر ماجرای انقلاب به باریکی تار مو برسد، اما هرگز گسسته و بریده نخواهد شد. اضمحلال انقلاب، افسانه است و محال. دشمن با همۀ توان و توطئۀ خویش وارد شد تا ریشۀ ما را بخشکاند، اما ریشۀ انقلابی، برکندنی نیست. این لحظهها، لحظههای دعا و استغاثه و توسل است؛ ما وعدۀ الهی را به چشم خویش میبینیم و خباثت ذاتی دشمن را مشاهده میکنیم. پشتوانۀ دیروز این انقلاب، خون سیصد هزار شهید است و پشتوانۀ امروز، هزارها جان مشتاق شهادت.
۶. خدایا، ما در برابر دشمنانت ایستادهایم و جز به فضل و رحمت تو، چشم امید به جایی نداریم. ملائکهات را به یاری این مردم مظلوم و انقلاب قدسی فروفرست و دست انتقام و عقاب و عذاب از آستین بیرون آر و این دشمنان را خاکسترنشین بگردان. خدا یا، ما به توکل تکیه داریم، نه تکنیک. ما هیچ هراسی نداریم و میدانیم که عاقبت از آن مؤمنان است و دست غیبی، بساط فرعون را برخواهد چید. آنکه رفتنیست، رژیم صهیونی و آمریکاست، نه انقلاب اسلامی.