به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بر اساس اطلاعات بهدستآمده از روند مذاکرات، بخش مهمی از اختلافات به سه مطالبه مشخص و زیادهخواهانه آمریکا بازمیگردد؛ درخواستهایی که از نگاه تهران، عملاً به معنای عبور از خطوط قرمز راهبردی بود:
نخست، طرح بیسابقه «سهمخواهی مشترک از منافع تنگه هرمز»؛ مطالبهای که نهتنها فاقد مبنای حقوقی است، بلکه مستقیماً حاکمیت ملی ایران بر یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان را هدف قرار میدهد.
دوم، اصرار بر خروج کامل اورانیوم ۶۰ درصدی از خاک ایران؛ خواستهای که عملاً ظرفیتهای راهبردی برنامه هستهای ایران را تضعیف میکند و مخل بازدارندگی کشورمان است.
سوم، درخواست سلب حق غنیسازی از ایران به مدت ۲۰ سال؛ پیشنهادی که با اصول شناختهشده حقوق بینالملل و حقوق کشورهای عضو معاهده NPT در تضاد آشکار قرار دارد.
این در حالی است که به گفته منابع مطلع، در برخی حوزههای دیگر، تفاهمهای اولیه و محدودی شکل گرفته بود، اما پافشاری واشنگتن بر این مطالبات حداکثری، مسیر توافق را مسدود کرد.
در همین ارتباط، پایان ناگهانی مذاکرات و اظهارات بحثبرانگیز جیدی ونس در کنفرانس خبری، بیش از هر چیز از یک آشفتگی ساختاری در تیم آمریکایی حکایت داشت. ونس در حالی با لحنی طلبکارانه، ایران را به «عدم تعهد به عدم ساخت سلاح هستهای» متهم کرد که شواهد موجود، از جمله گزارشهای رسانههای غربی، روایت متفاوتی ارائه میدادند.
در همین راستا، انتقاد صریح میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه، که تیم آمریکایی را دچار «مشکل در الفبای دیپلماسی» توصیف کرد، تنها بخشی از واقعیتی بود که در پشت درهای بسته مذاکرات جریان داشت.
منابع نزدیک به گفتوگوها تأکید میکنند که تیم آمریکایی بهدلیل تماسهای مکرر با واشنگتن، عملاً فاقد اختیار لازم برای تصمیمگیری بود و بیشتر به «هیئت انتقال پیام» شباهت داشت تا یک تیم مذاکرهکننده مستقل.
یکی دیگر از متغیرهای تعیینکننده در شکست مذاکرات، نقش پررنگ تلآویو و شخص بنیامین نتانیاهو در جهتدهی به مواضع واشنگتن بود. حضور چهرههایی مانند استیو ویتکاف و جرد کوشنر در کنار ونس، بهخوبی نشان داد که اتاق تصمیمگیری، فراتر از تیم رسمی مذاکرهکننده عمل میکند.
در ادامه این بنبست، واشنگتن تلاش دارد با طرح تهدیدهایی نظیر «محاصره دریایی» یا افزایش فشارهای نظامی، همان مطالبات حداکثری را از مسیر دیگری تحمیل کند. با این حال، تجربه نشان داده چنین رویکردی نهتنها به نتیجه نمیرسد، بلکه میتواند به تشدید تنش در یکی از حیاتیترین مناطق انرژی جهان منجر شود.
تنگه هرمز، بهعنوان شریان اصلی انتقال انرژی، در صورت هرگونه تنش، میتواند به نقطه آغاز یک بحران گسترده اقتصادی در سطح جهانی تبدیل شود؛ بحرانی که هزینه آن، پیش از همه متوجه خود آمریکا و متحدانش خواهد بود.
در نهایت میتوان گفت مذاکرات اسلامآباد این پیام روشن را داشت که مسئله، «نبود توافق» نیست؛ مسئله، «نوع توافقی» است که آمریکا دنبال میکند. آمریکا همچنان به دنبال یک توافق تحمیلی است./ روزنامه نوبنیاد