کد خبر: 556469

چرا «پروژه آزادی» دونالد ترامپ طی ۲۴ ساعت شکست خورد؟

هرمز، جغرافیای اقتدار ایران

 توقف ناگهانی «پروژه آزادی» ترامپ در تنگه هرمز نشان داد واشنگتن در برابر واقعیت ژئوپلیتیک خلیج ‌فارس، بار دیگر گرفتار همان خطای قدیمی شده است؛ تصور اینکه با نمایش قدرت نظامی می‌توان اراده سیاسی ایران را در مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان درهم شکست. ترامپ هفته گذشته اعلام کرد عملیات موسوم به «Project Freedom» برای «مدتی کوتاه» متوقف می‌شود تا امکان نهایی‌ کردن توافق با ایران بررسی شود، در حالی که محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا همچنان برقرار می‌ماند. همین دوگانگی، یعنی هم ادعای مذاکره و هم تداوم فشار، جوهره شکست طرح را نشان می‌دهد؛ آمریکا نه توانست مسیر را با زور باز کند، نه توانست بدون امتیازدهی فضای دیپلماتیک بسازد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ روزنامه وطن امروز نوشت: اهمیت تنگه هرمز برای فهم این شکست کلیدی است. به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، سال ۲۰۲۵ روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده نفتی، معادل ۲۵ درصد تجارت دریابرد نفت جهان، از این مسیر عبور کرده و گزینه‌های جایگزین برای دور زدن آن محدود است. ایران بر خلاف تصویرسازی رسانه‌ای غرب، در نقطه‌ای ایستاده که قدرتش فقط نظامی نیست؛ قدرتش ترکیبی از جغرافیا، انرژی، بازدارندگی و توان تحمیل هزینه به نظم مورد نظر آمریکاست.
ترامپ «پروژه آزادی» را با ادبیات انسانی و نجات کشتی‌های گرفتار معرفی کرد اما ابعاد اعلام‌شده آن کاملاً نظامی بود. آسوشیتدپرس نوشت فرماندهی مرکزی آمریکا قرار بود ناوشکن‌های موشک‌انداز، بیش از ۱۰۰ هواپیما و ۱۵ هزار نیروی نظامی را درگیر کند. چنین حجمی از نیرو برای «راهنمایی کشتی‌ها» نشان می‌داد واشنگتن می‌دانست بدون عبور از سد بازدارندگی ایران نمی‌تواند ادعای آزادی ناوبری را عملی کند. مشکل اصلی آمریکا از همین‌ جا آغاز شد که اگر کشتی‌ها با اسکورت آمریکا عبور می‌کردند و مورد هدف قرار نمی‌گرفتند، واشنگتن می‌توانست ادعای پیروزی کند اما اگر حتی یک مورد حمله رخ می‌داد، آمریکا یا باید جنگ را گسترش می‌داد یا شکست حیثیتی را می‌پذیرفت. پروفسور «رابرت پیپ» استاد دانشگاه شیکاگو، این دام را «تله تشدید» دانسته و هشدار داده واشنگتن با اسکورت کشتی‌ها مسؤول مستقیم باز نگه‌ داشتن کریدور می‌شود؛ در نتیجه عقب‌نشینی متحدان آمریکا قابل مشاهده خواهد بود و تشدید جنگ نیز شرایط را بدتر می‌کند.

تحولات میدانی خیلی زود این ضعف را آشکار کرد. گاردین نوشت تا زمان اعلام توقف، فقط ۲ کشتی تجاری از مسیر محافظت‌شده آمریکا عبور کرده و صدها کشتی دیگر با ۲۳ هزار خدمه همچنان در خلیج ‌فارس گرفتار مانده بودند. این عدد، مهم‌ترین شاخص شکست عملیاتی طرح است، زیرا آمریکا با تمام ادعای قدرت دریایی، نتوانست جریان عادی عبور و مرور را بازسازی کند. همزمان صنعت کشتیرانی جهان هم به طرح ترامپ اعتماد نکرد. به گزارش گاردین، شرکت‌ها و کارشناسان کشتیرانی درباره ایمنی عبور از تنگه تردید داشتند؛ دبیرکل اتحادیه دریانوردان Nautilus پرسید آیا حفاظت آمریکا قطعی است، تکلیف مین‌ها چیست و آیا کشتی‌ها بیمه خواهند بود؟ یک مقام امنیتی BIMCO نیز گفت بدون هماهنگی با ایران روشن نیست تهدیدها قابل مهار باشد یا نه. این یعنی حتی بازار و صنعت جهانی نیز به‌ جای تکیه بر قدرت آمریکا، واقعیت کنترل میدانی ایران را در محاسبات خود وارد کرده‌اند.

واکنش‌های منفی به طرح نیز قابل توجه بود. پروفسور پیپ در پست لینکدین خود نوشت ترامپ عملاً «Project Freedom» را دفن کرده و این طرح در همان روز نخست، پس از حملات مرتبط با نفت امارات، شکست خورد. او رفتار ترامپ را رفت‌وآمدی ناامیدانه میان ۲ افراط توصیف کرد. دیلی‌بیست نیز با تیتر انتقادی نوشت این مأموریت فقط یک روز دوام آورد و ترامپ طرحی را که تازه آغاز کرده بود متوقف کرد؛ این رسانه حتی به نقل از گزارش‌ها نوشت فقط تعداد بسیار محدودی کشتی توانسته‌اند عبور کنند و حدود ۱۶۰۰ کشتی در نزدیکی یا داخل تنگه گرفتار مانده‌اند.

در سطح رسانه‌ای، سی‌ان‌ان نیز به تناقض بنیادین طرح اشاره کرد و نوشت عبور دادن چند کشتی یک مساله است اما جلوگیری از فروپاشی آتش‌بس مساله‌ای کاملاً متفاوت. این پرسش نشان می‌دهد طرح ترامپ نه‌تنها مسیر ناوبری را تضمین نکرد، بلکه می‌توانست آتش‌بس شکننده را به نقطه انفجار برساند.
واشنگتن برای جبران شکست نظامی، به مسیر حقوقی و دیپلماتیک متوسل شد. به گزارش آسوشیتدپرس آمریکا و متحدان خلیج‌ فارس پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به شورای امنیت ارائه کرده‌اند که ایران را به تحریم یا اقدامات دیگر تهدید می‌کند اما قطعنامه قبل با وتوی چین و روسیه مواجه شده بود و متن جدید نیز برای پرهیز از وتوی دوباره، از زبان مجوزدهنده به استفاده از زور عقب‌نشینی کرده است. این عقب‌نشینی دیپلماتیک مکمل عقب‌نشینی عملیاتی است؛ آمریکا فهمیده نه در میدان توان تحمیل اراده مطلق دارد و نه در شورای امنیت می‌تواند اجماع جهانی علیه ایران بسازد.

هزینه‌های اقتصادی بحران نیز علیه واشنگتن عمل کرد. آسوشیتدپرس گزارش داد قیمت بنزین در آمریکا به‌ دلیل بحران انرژی ناشی از جنگ ایران و بسته‌ ماندن مؤثر هرمز، به میانگین ۴.۴۸ دلار در هر گالن رسید و نسبت به آغاز جنگ ۵۰ درصد افزایش یافت. این فشار مستقیماً به مصرف‌کننده آمریکایی منتقل شد و نشان داد سیاست فشار حداکثری، پیش از آنکه ایران را از پا بیندازد، اقتصاد و افکار عمومی آمریکا را فرسوده می‌کند.

از منظر راهبردی، شکست «پروژه آزادی» در این بود که می‌خواست عملیاتی را انجام دهد که بدون پذیرش نقش ایران در امنیت تنگه هرمز امکان تحقق نداشت. رویترز گزارش داد پس از توقف طرح، حمل‌ونقل در تنگه عملاً متوقف بوده و یک کشتی 
CMA CGM نیز هدف حمله قرار گرفته است. همچنین یک مقام BIMCO تأکید کرد عبور بدون هماهنگی با ایران ریسک قابل توجهی دارد.
بنابراین ایران توانست معادله را از آزادی ناوبری تحت فرمان آمریکا به امنیت منطقه‌ای مشروط به پذیرش نقش ایران تغییر دهد. ترامپ با طرحی پرهزینه، پرریسک و تبلیغاتی وارد شد اما در کمتر از یک روز ناچار شد آن را متوقف کند، از پاکستان و دیگر کشورها به عنوان پوشش سیاسی عقب‌نشینی نام ببرد و دوباره در مسیر مذاکره قرار گیرد. این همان شکست آمریکاست؛ شکستی نه فقط در عبور کشتی‌ها، بلکه در تحمیل روایت، اجماع‌سازی، بازدارندگی و کنترل بحران.

مرتبط ها