کد خبر: 556763

امیرحسین درکی؛

در زمان جنگ با کشورهای غیرمتخاصم در تنگه هرمز چگونه باید برخورد کرد؟

روز گذشته خبرنگار صداوسیما به‌نقل از نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرد:«تاکنون ۳۰ فروند کشتی چینی از تنگۀ هرمز با مجوز ایران عبور کرده‌اند.» مدیریت مسئله عبور و مرورکشورهای غیرمتخاصم از تنگه و آسیب رساندن به جبهه دشمن توام با کنترل کشورهای بیطرف، موضوعی است که باید از سوی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گیرد. به تعبیری دیگر جمهوری اسلامی ایران باید اعمال کنترل خود در تنگه هرمز را به گونه‌ای تنظیم کند تا در عین ضربه وارد شدن به دشمن، هیچ اجماع سازی علیه کشورمان در جهان شکل نگیرد. موضوعی که به نظر می‌رسد، مورد رصد و برنامه ریزی جبهه آمریکایی_صهیونیستی قرار گرفته و طی هفته اخیر تشدید شده است. از جمله اینکه اخبار مبنی بر اعزام ناوهای اروپایی و سفر رئیس جمهور جنایت کار آمریکا به چین را در همین راستا میتوان تلقی کرد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از امیرحسین درکی/// انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح کشورمان پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهان بویژه اقتصاد کشورهای طرف درگیری با جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است. تحت تاثیر قرار دادن کشورهای طرف درگیری که مستقیم یا غیرمستقیم علیه تمامیت ارضی ایران در جنگ تحمیلی اخیر مشارکت داشتند به عنوان یک راهبرد قطعی برای تحت فشار گذاشتن دشمن تلقی می‌شود. اما یک نگرانی مهم وجود دارد و آن این است که وضعیت کشورهای بی طرف و غیردشمن چگونه خواهد بود؟ آستانه تحمل‌پذیری و تاب آوری آنها تا چه مقدار است؟
روز گذشته مطابق اعلام خبرنگار صداسیما، حدود 30 کشتی چینی تاکنون از تنگه هرمز عبور کردند.  مدیریت مسئله عبور و مرورکشورهای غیرمتخاصم از تنگه و آسیب رساندن به جبهه دشمن توام با کنترل کشورهای بیطرف، موضوعی است که باید از سوی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گیرد. به تعبیری دیگر جمهوری اسلامی ایران باید اعمال کنترل خود در تنگه هرمز را به گونه‌ای تنظیم کند تا در عین ضربه وارد شدن به دشمن، هیچ اجماع سازی علیه کشورمان در جهان شکل نگیرد. موضوعی که به نظر می‌رسد، مورد رصد و برنامه ریزی جبهه آمریکایی_صهیونیستی قرار گرفته و طی هفته اخیر تشدید شده است. از جمله اینکه اخبار مبنی بر اعزام ناوهای اروپایی و سفر رئیس جمهور جنایت کار آمریکا به چین را در همین راستا میتوان تلقی کرد.

در همین راستا در این نوشتار درباره رژیم حقوقی ایران در تنگه هرمز و همچنین نحوه برخورد با کشتی ها اعم از کشورهای متخاصم و غیرمتخاصم مواردی بررسی شد. در پی جنگ اخیر و اعمال محدودیت بر تردد برخی شناورها در تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها در سطح بین‌المللی مطرح شده است: آیا این اقدام از منظر حقوق بین‌الملل دریاها و قواعد حاکم بر مخاصمات مسلحانه، قابل توجیه است؟

در نظام حقوق دریاها دو نوع عبور یعنی عبور ترانزیت و عبور بی ضرر پیش بینی شده است. بر اساس ماده 16 کنوانسیون 1958 ژنو، حقوق دریاها، دریای سرزمینی و منطقه مجاور که از منابع حقوق بین الملل دریاهاست، عبور از تنگه های بین المللی عبور بی ضرر است که بر اساس اصل عبور بی ضرر کشور ساحلی حق وضع قوانین و مقررات را درخصوص عبور کشتی های خارجی دارد. از طرفی به موجب ماده 37 کنوانسیون 1982 مونته گوبی، تنگه هرمز یک تنگه بین المللی است که قسمتی از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی را به دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی دیگر متصل می کند. 

بر این اساس نظام عبور از تنگه هایی که مشمول تعریف ماده 37 کنوانسیون 1982 میشوند، نظام عبور ترانزیت است و در ماده 38 کنوانسیون حق عبور ترانزیتی برای تمام کشتی ها، هواپیماها و زیردریایی ها شناخته شده است و در زمان صلح این عبور غیرقابل تعلیق است، اما نکته قابل توجه، ایران کنوانسیون 1982 حقوق دریاها را تصویب نکرده و از اعضای آن نیست. همچنین اینکه عرفی بودن قاعده عبور ترانزیت از تنگه هرمز محل تردید است و با قاطعیت نمی توان آن را یک قاعده عرفی دانست. از سوی دیگر اما ایران عضو کنوانسیون 1958 ژنو است و مقررات داخلی، به ویژه قانون دریایی ایران حق عبور بی ضرر از تنگه هرمز را پذیرفته است. باید نگاهی هم به جغرافیای تنگه هرمز انداخت. تنگه هرمز از لحاظ جغرافیایی به سه قسمت تقسیم می شود. یک قسمت آن دریای سرزمینی ایران است، قسمتی آب های آزاد و قسمت دیگر دریای سرزمینی عمان است.

در این شرایط باید برای یافتن حقیقت قاعده حاکم به چندین مولفه، از جمله عدم عضویت ایران در کنوانسیون 1982، قراردادی بودن عبور ترانزیت، رفتار ایران در تنگه هرمز، مناطق مورد استفاده کشتی رانی و همکاری های ایران و عمان توجه کرد. به نظر می رسد با توجه به عدم عضویت ایران در کنوانسیون 1982 حقوق دریاها و تردید در قاعده عرفی بودن عبور ترانزیت نسبت به آن قسمت از تنگه هرمز که جزء دریای سرزمینی ایران است، دولت ایران می تواند مقرراتی وضع کند، اما نسبت به مناطقی که جزء دریای آزاد یا آب های سرزمینی عمان است چنین حقی وجود ندارد. عبور کشتی ها از تمام تنگه ها؛ چه به صورت ترانزیت و چه بی ضرر قابلیت تعلیق ندارد و کنوانسیون های حقوق دریاها در زمان صلح چنین حقی را شناسایی نکرده اند.

هرچند در خصوص عبور و مرور در زمان و شرایط عادی تکلیف مسئله به خوبی روشن است. با این حال عبور و مرور از تنگه هرمز در شرایط جنگی موضوعی است که در حقوق بین‌الملل بدان اشاره صریحی صورت نگرفته است و به تعبیری دیگر قوانین بین المللی دراین باره سکوت کرده‌اند. با این حال با بررسی رویه دولت ها در این شرایط و با توجه بدان، زمانی که دولت ساحلی تنگه، مانند تنگه هرمز در ایران طرف درگیری جنگ قرار دارد. دولت حاکم میتواند درباره معلق ساختن کشتی های وابسته به دولت‌های طرف جنگ تصمیم گیری کند. در حال حاضر برای کشتی‌های متعلق به طرف‌های جنگ ممنوعیت عبور از تنگه هرمز برقرار است. از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای منطقه که بیشتر حملات به ایران از خاک آنها انجام شده و همچنین بخشی از کشورهای اروپایی که همواره نقش بسیار پررنگی در بسیاری از حملات و مسائل ضد امنیتی ایران داشتند.

از سوی دیگر ممکن است اجازه کشتیرانی و عبور و مرور به برخی کشتی‌های دولتهای غیرمتخاصم نظیر چین، روسیه و پاکستان داده شود. اقدامی که تاییدی بر حکمرانی ایران بر تنگه هرمز است. روز گذشته خبرنگار صداوسیما به‌نقل از نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرد:«تاکنون ۳۰ فروند کشتی چینی از تنگۀ هرمز با مجوز ایران عبور کرده‌اند.» احتمالا ایران این اقدام برای جلوگیری از وسوسه‌های ترامپ در پکن انجام داده است. یعنی دقبقا اتخاذ رویکرد فشار به دشمن و جلوگیری از عملیات و اجماع سازی بین المللی علیه ایران. از طرفی دیگر عبور کشتی‌های چینی تحت پروتکل ایران بعد از پرداخت عوارض به معنای رسمیت بخشیدن به حکمرانی ایران بر تنگه هرمز است.
صرف نظر از روشن بودن تکلیف عبور و مرور از تنگه در زمان صلح و همچنین ایجاد محدودیت برای طرف های متخاصم در زمان جنگ، در خصوص عبور و مرور کشورهای غیرمتخاصم در زمان جنگ، اتخاذ راهبردی منطقی و صحیح ضروری به نظر میرسد. راهبردی که هم فشار به دشمن را افزایش دهد و از سوی دیگر مانع اجماع سازی جهانی علیه ایران شود.