کد خبر: 561115

بسیج دانشجویی فردوسی مشهد؛

سازش با یزید زمان، هرگز امنیت و رفاه به همراه نداشته است

بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد در بیانیه‌ای با اشاره به پیام عاشورا و فرمایش امام حسین(ع) که «مثلی لا یبایع مثله»، تأکید کرد که تاریخ همواره صحنه رویارویی دو گفتمان بوده است: گفتمان ایستادگی حسینی و گفتمان استکباری یزیدیان.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد با صدور بیانیه‌ای به مناسبت اربعین حسینی، با استناد به آیه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا»، بر لزوم شناخت ماهیت دشمن و پرهیز از اعتماد به وعده‌های دروغین تأکید کرد.

متن کامل بیانیه:

بسم الله الرحمن الرحیم  
 
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِینَ أمَنُواْ الیهُودَ وَالذِینَ أَشرکُواْ ...  
"یقیناً سرسخت ترین مردم را در کینه و دشمنى نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهى یافت" 
  در روزگاری که دشمنان ملت، عزم خود را بر نابودی این کشور، جزم کرده‌اند، مایۀ حیرت است که عده‌ای هنوز مرزبندی صریح قرآن کریم را در رابطه با یهود و هم‌پیمانان آنان، درک نکرده‌اند؛ حال آنکه برای فهم این حقیقت نیازی به تحقیق و تتبع در کتب تاریخی نیست، با اندکی نگاه به آنچه که تا کنون توسط اسرائیل و ایالات متحده رخ داده است می‌توان دریافت که لبخند دشمن، لبخند گرگ است.
  شاید فراموش کرده‌اند که زمانی‌که ملت ایران طعم شیرین پیروزی بستن دست‌های استعمارگران و ملی شدن صنعت نفت را می‌چشیدند، پدران همین جنتلمن‌های پای میز مذاکره، چگونه کودتا کردند و دستاورد ملی ایرانیان را ربودند. 
شاید فراموش کرده‌اند که زمانی یاسر عرفات هم مانند آنان به لبخند اسحاق رابین و بیل کلینتون دل بسته بود، اما زمانی که مفاد پیمان‌های اسلو 1 و 2 به کلی نقض شد و این پیمان‌ها تبدیل به اسناد تزئینی شدند و از سوی دیگر با پذیرش ضمنی رژیم اسرائیل به عنوان یک دولت، تنها برگ برنده فلسطینیان از دستشان خارج شد؛ بسیاری از ساده‌انگاران فهمیدند که اعتماد به لبخند گرگ، بهایی جز پشیمانی ابدی ندارد. 
شاید فراموش کرده‌اند که در دفاع مقدس هشت ساله مقابل رژیم بعث عراق، بزرگترین حامی صدام، ایالات متحده و هم‌پیمانان او بودند که از هیچ آتش کین و عداوتی علیه ملت ایران چشم پوشی نکردند؛ از پشتیبانی اطلاعاتی و ماهواره‌ای توسط رژیم تروریست آمریکا تا آموزش انواع سنگرهای مثلثی و ب شکل توسط رژیم صهیونیستی به ارتش بعث را می‌توان به عنوان بخش بسیار کوچکی از این دشمنی‌ها نام برد. 
 شاید فراموش کرده‌اند که از زمان استقلال ملت ایران تاکنون، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از هیچ تلاشی دریغ نکردند تا سفره مردم را روز به روز کوچکتر کنند و حتی از تحریم داروی کودکان بیمار نیز دریغ نکرده‌اند. 
  شاید فراموش کرده‌اند که رئیس‌جمهور آمریکا از ملت ایران به عنوان «ملت تروریست» یاد کرد؛ در حالی‌که نه تنها به اذعان مقامات کاخ سفید، بسیاری از گروه‌های تروریستی از جمله داعش توسط خود آنان شکل گرفت و حمایت شد، بلکه حتی فرمانده نیروی قدس سپاه و نماد حقیقی مبارزه با تروریسم در منطقه یعنی سردار حاج قاسم سلیمانی، با دستور مستقیم رئیس‌جمهور تروریست ایالات متحده، به شهادت رسید. 
 شاید فراموش کرده‌اند که آمریکا پس از اقدام ایران در راستای عمل به تعهدات برجام، چگونه از این سند خارج شد و حتی از انجام یک بند از مفاد این سند هم اجتناب نمود و تحریم‌های جدیدی اعمال کرد ... 
شاید فراموش کرده‌اند که دو جنگ اخیری که در کمتر از یک سال توسط آمریکا و اسرائیل بر ملت ایران تحمیل شد و عامل آن شد که رهبر امت، بسیاری از فرماندهان و مسئولین و غیر نظامیان به شهادت برسند؛ در میانه مذاکرات صلح‌طلبانه ایران با ایالات متحده رقم خورد. 
اما حقیقت آن است که این فراموشی‌ها تصادفی نیست؛ بلکه محصول تغییر محاسبات و استحاله گفتمانی جریانی است که عافیت‌اندیشی خود را عقلانیت نام نهاده و ایستادگی در برابر استکبار را تحت عنوان تندروی به جامعه تزریق می‌کند. 
چگونه می‌توان از منافع ملی سخن گفت، اما چشم بر تجربیات پرهزینه و خونین تاریخ بست؟ مگر منافع ملی یک امت، گسسته از عزت، استقلال و هویت اعتقادی آن است؟

چگونه می‌توان درس اباعبدالله الحسین علیه السلام را که در اربعین ایشان قرار گرفته‌ایم فراموش کرد که سازش با یزیدیان را شایستۀ امت اسلام ندانستند و فرمودند: مثلی لا یبایع مثله؛ جمله‌ای که نه فقط یک موضع‌گیری مقطعی در سال ۶۱ هجری، بلکه یک فرمان تاریخی و ملاک ابدی برای تمامی عصرها و نسل‌هاست. اما دقیقاً در همین نقطه است که تاریخ، پرده از یک تحریف فراموش‌نشدنی برمی‌دارد؛ در همان روزگار نیز کسانی بودند که با ادعای حفظ مصلحت، حفظ جامعه اسلامی و پرهیز از هزینه‌تراشی، حرکت مبنایی و اصولی سیدالشهداء علیه السلام را خروج از مدار عقلانیت، بی‌توجهی به اقتضائات زمانه و نه تندروی می‌پنداشتند! 
واقعیت آن است که هیچ‌گاه نفهمیدند که اولا در منطق عاشورا و عقلانیتِ وحیانی، مقاومتِ مقتدرانه عین تدبیر و پاسداری از منافع حقیقی امت است؛ چرا که تجربه تاریخ ثابت کرده عقب‌نشینی در برابر مستکبران، هرگز به امنیت و رفاه نرسیده، بلکه دشمن را در تجاوز و زیاده‌خواهی جری‌تر ساخته است. ثانیا برچسبِ تندروی زدن به کسانی‌که راه حقیقی پیروزی را ایستادگی می‌دانند، فرار رو به جلو برای سرپوش گذاشتن بر شکست نسخه‌های خسارت‌بار اعتماد به دشمن است. 
باید توجه داشت که تاریخ، صحنه تکرار رویارویی دو گفتمان است: گفتمان ایستادگی حسینی و گفتمان استکباری یزیدیان. تا زمانی که از راه حسین‌بن‌علی علیه السلام پیروی کنیم و تحت لواء هَیهاتَ مِنّا الذِّلَّه قدم برداریم، می توانیم طعم شیرین غلبه بر ددمنشان جهان را بچشیم و هرگاه از این مسیر خارج گردیم و در برابر دشمن سر خم کنیم؛ نتیجه‌ای جز خسارت محض نخواهد داشت.  

والسلام علی من اتبع الهدی

مرتبط ها