کد خبر: 561884

حسین پاک؛

مسیری که برای «نشدن» طراحی شد!

توافق، متن نیست؛ «سازوکار اجرا» است. اگر برای اجرای آتش‌بس، کمیته‌ای طراحی کنید که تشکیل نخستین جلسه‌اش به رضایت بازیگری گره خورده باشد که اساساً نمی‌خواهد آن کمیته فعال شود، شما آتش‌بس طراحی نکرده‌اید؛ «تعلیق دائمی» طراحی کرده‌اید.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حسین پاک/// آیا اساساً سازوکار اسلام آباد برای «بودن و عمل‌کردن» طراحی شده بود؟

برخلاف آنچه ادوات رسانه‌ای فریق مذاکره تلاش می‌کنند القا کنند، نقض غرض در اجرای تفاهم اسلام‌آباد صرفاً فقط نتیجه بدعهدی طرف مقابل نیست. بخشی جدی از این شکست، محصول طراحی معیوب سازوکارهایی است که دوستان مذاکره‌کننده خود بر سر آن توافق کرده‌اند.

تفاهم برای تحقق اهداف اصلی خود، دست‌کم بر دو سازوکار مهم استوار بود؛ و عجیب آن‌که هر دو سازوکار، از همان ابتدا گرفتار اشکالاتی بدیهی و قابل پیش‌بینی بودند.

اول؛ سازوکاری برای لبنان که حتی یک‌بار تشکیل جلسه نداد: 
در بند مربوط به لبنان، عزیزان دیپلمات، پس از دو عقب‌نشینی غیرتاکتیکی، به سازوکاری رضایت دادند که امروز نتیجه‌اش مقابل چشم همه است.

عقب‌نشینی نخست، رفتن به دور اول مذاکرات بدون تحقق آتش‌بس در لبنان بود. عقب‌نشینی دوم، رفتن به سوئیس پس از امضای تفاهم، بدون آن‌که آتش‌بس در لبنان برقرار شده باشد؛ آن هم در شرایطی که در بعدازظهر همان روز امضا، جنوب لبنان نزدیک به ۳۰۰ بار هدف حمله قرار گرفت.

پس از این دو تجربه، انتظار طبیعی آن بود که سازوکاری سخت، اجرایی و غیرقابل تعلیق برای لبنان طراحی شود. اما چه چیزی روی میز گذاشته شد؟ «کمیته نظارت بر آتش‌بس» با حضور دولت لبنان، آمریکا، قطر، ایران و پاکستان. کمیته‌ای که از روز توافق تا امروز حتی یک جلسه تشکیل نداده است.

چرا؟ چون دولت لبنان حاضر نشده نماینده‌ای معرفی کند. همین یک جمله برای فهم عمق اشکال طراحی کافی است. شما اجرای یکی از اساسی‌ترین بندهای تفاهم را به حضور دولتی گره زده‌اید که بقای مسیر سیاسی فعلی‌اش در گرو حفظ کانال مستقل خود با دشمن صهیونیستی است. سپس یک طرف می‌گوید بدون لبنان کمیته را تشکیل دهید و طرف دیگر، برای «رفع بهانه»، بر حضور همان دولت اصرار می‌کند! واقعاً باورکردنی نیست.

این دیگر صرفاً بدعهدی آمریکا یا کارشکنی رژیم صهیونیستی نیست؛ این یک خطای معماری است. وقتی مهم‌ترین سازوکار اجرایی خود را به اراده بازیگری وابسته می‌کنید که انگیزه‌ای برای فعال‌شدن آن ندارد، در حقیقت «حق وتوی عدم اجرا» را از روز اول به همان بازیگر هدیه داده‌اید.

نتیجه روشن است: اسرائیل و لبنان در رم مذاکره می‌کنند و کمیته‌ای که قرار بود محصول تفاهم اسلام‌آباد باشد، هنوز برای نخستین‌بار دور یک میز ننشسته است.

این سازوکار معیوب و حقیقتاً باورناپذیر، بیش از آن‌که نشان‌دهنده قدرت طرف مقابل باشند، از ناتوانی فریق مذاکره در طراحی سازوکار اجرایی برای اساسی‌ترین بندهای همان تفاهمی حکایت دارند که خود پای آن نشسته‌اند.

مذاکره فقط نوشتن بندهای زیبا نیست
توافق، متن نیست؛ «سازوکار اجرا» است. اگر برای اجرای آتش‌بس، کمیته‌ای طراحی کنید که تشکیل نخستین جلسه‌اش به رضایت بازیگری گره خورده باشد که اساساً نمی‌خواهد آن کمیته فعال شود، شما آتش‌بس طراحی نکرده‌اید؛ «تعلیق دائمی» طراحی کرده‌اید.

 

مرتبط ها