به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» ، به بهانه نمایش فیلم شاعر زباله ها ونقد روشنفکرانه جامعه ایرانی دراین فیلم .نوشته حاضر آماده شد که سعی در پدیدارشناسی این فیلم دارد تانقد محتوای و ساختاری اثر. تا چه درنظر آید؟
وقتی درفیلم شاعر خود را به گاو تمثیل میکند، گویی قصد خودزنی منورالفکرانه دارد.اما قصد حقیقی شاعر زدن جامعه است نه تحقیرخود. در تمام مدت نمایش فیلم مخاطب هیچ تصویر مثبتی از جامعه نمیبیند، همه چیز تیره و تار است فضا به شدت امنیتی است.
دخترک که حتی نامش تا آخر فیلم فاش نمیشود، به فکر فرار است، گویی نامزدش به قتل رسیده، شاعر در انتظار مرگ است و نقش اول فیلم پسرک رفتگر در پی یافتن آرزوهای خود در وسط زبالههاست.
هرچند فیلم احمدی به دلیل عدم پرداخت صحیح شخصیتهای خود مورد نقد قرار میگیرد، ولی گویی کارگردان تعمداً شخصیتها را پرداخت نمیکند.
هنگامی که مسئولیت اجتماعی در حد بیرون گذاشتن بهموقع کیسه زباله تنزل پیدا میکند، وقتی مسئولین تنها در اندیشه مبارزه با موشها فرو میروند، قتل و کشتار هم طبیعی به نظر میرسد.
شاعر زبالهها نمایانگر دورانی است که بسیاری آن را دوران سازندگی نام گذاشتند. دورانی سیاه و کثیف درختان حتی در دامنه کوه هم رشد نمیکنند، بیکاری معضل بزرگ اجتماعیاست و روشنفکران و نویسندگان در انتظار مرگ!
محسن مخملباف نویسنده این اثر خود و تمام روشنفکران را به گاوهایی تشبیه میکند که حاضرند به خاطر اهداف و اغراض خود در این سرزمین جان دهند تا آنکه از این دیار رخت سفر ببندند، اما گویی این شعار فیلم هم در جا ساکت میشود، دخترک به فکر رسیدن به برادری خیالی در تلاش است تا هرچه سریعتر از گشنگی و ترس از مرگ رها شود، اما سفارتخانهها هم به او جواب مثبت نمیدهند.
تردید در بودن و رفتن در سراسر فیلم موج میزند سکوت ممتد و گاه نگاههای آکنده از ترس در سراسر فیلم مشهود است. این وهم در حالیاست که فیلم با شعرهای احمد شاملو به مراتب تیرهتر میشود حتی در قسمتی از فیلم صدای شاملو به گوش میرسد که در حال خواندن قطعاتی از شعرهای خود است.
اما واقعاً این فضا چه نسبتی با ساختار اجتماعی و سیاسی ایران دارد؟! اقلیت محض خرده روشنفکران کمپرادورچه زمانی حاضر به جانبازی شدند که در این فیلم با غرور از آن یاد میشود؟
این خرده روشنفکران با کدام دشمن در حال جنگند؟ خود را داعیهدار کدام عمل سیاسی مطلوب میدانند؟ به کدام سمت در حرکتند؟
اینها سؤالاتی است که فیلم قادر به پاسخگویی آن نیست. فضا کلی فیلم تیرهتر از آن است که بتوان افقی را متصور شد. افق یعنی مرگ این شعار نهایی فیلم است؛ فضا به شدت خفقانآور است.
روشنفکری که حتی به خود زحمت خرید نان هم نمیدهد، در فکر شعر گفتن است. شعری که خود به سطل زباله میریزد و افسوس از پیروان توخالی این روشنفکران که آرزوهای بر باد رفته خود را در میان کیسههای سیاه زباله جستجو میکنند.
سرما و برگریزان نمایانگر وضعیت سیاسی اجتماعی آن دوران است.
اما اگر که بخواهیم در پارادایم فیلم قرار بگیریم، باید گفت که نویسنده این اثر متأسفانه گاو اصیلی هم نیست؛ چرا که در قسمتی از فیلم شاعر به رفتگر میگوید من گاو اصیلی هستم برای همین هم در وطن خود جان میدهم. نویسنده این فیلم به گفته خود اصالت خودرا ازدست داده ودر زمان اکران این فیلم کیلومترها آن طرف ترازخانه خود است. هرچند خانه داشتن برای منورالفکر بیبشترشبیه یک رویاست تاحقیقتی انضمامی. روشنفکر اگر وطن داشت که خود را درآن سوی مرزها جست جو نمی کرد.
هرچند اکران برخی فیلمهای توقیفی را باید به فال نیک گرفت. اما این نکته هم نباید فراموش شود که فیلمها بعضاً تصویری را از جامعه نشان میدهند که خلاف واقع است.
نویسنده سطور قصد پناه بردن به سراب سانسور را ندارد ولی گویی در سیلاب ورود اندیشههای بیگانه به این مرز و بوم هرگونه امیدی به داشتن سینمای متعهد، پنداری باطل مینماید. فیلم شاعر زبالهها با تمام سیاهنمایی، حقیقتی را به نمایش میگذارد که قابل تأمل است.و آن حقیقت این است؛ روشنفکر در جامعه ما بیگانه است. بسا که روشنفکران در میان خود هم بیگانه بهنظر میآیند. گویی ذات روشنفکران در غرب زیستن است.
روشنفکر در جامعه ما به درد شعر گفتن میخورد، آنهم نه شعر بل نمودی از احساسات و توهمات ذهن بیمارگونه خود به اصطلاح شاعر.
شاعر زبالهها جامعه را به زباله دانی تقلیل میدهد و در فیلم میکوشد هیچ فضای مثبتی را نشان ندهد.
رسالت منورالفکری بعد از مشروطه تابه امروز همین بوده است. انسانهای بی هویتی که تمام شخصیت خود رادرپشت دود سیگارشان پنهان می کنند تا مبادا حقیقتی را ببینند . که واقعا درمیان توده اصیل ایرانی هیچ جایگاهی ندارند.
در لحظات رقص رفتگر درمیان خیابان نیز صدای صفیر گلوله به گوش میرسد تا نشان دهنده عمق فاجعه درجامعه را نشان دهد،اما رفتگر بی توجه به اطراف خود خشنود ازشنیدن صدای دخترک به پای کوبی مشغول است.
این تمام تصور محمل بافی های یک نویسنده روشنفکر از ایران است.