کد خبر: 68338

کتابخانه دانشجویان ایران / کتاب بیست و دوم

جان من سپر آن زاده ی پاک مصطفی

حکیم بن طفیل بر جسارت خویش جری تر شده و دست چپ او را نیز از بدن قطع می کند. در این حال لشکر دشمن گرداگرد اوست و هر یک به شمشیری، خنجری، نیزه ای، چهره ی ماه را زخم می زند.

خبرنامه دانشجویان ایران: "عباس بن علی" روانه شریعه فرات می شود نه به فرات که به  میدان کارزار می رود، یک تنه در مقابل خیل عظیم دشمنان و در حالی که زمین زیر پای او می لرزد، با خود زمزمه می کند:
 


 به خداوند عزیزترین و شکوهمندترین سوگند
و صادقانه ترین سوگند
 و به حرم امن خدا و زمزم سوگند
و به خانه ی خدا و ساحت مسجدالحرام سوگند که امروز پیکرم به خون رنگین خواهد شد.
پیش پای صاحب فضیلت و کرامت؛
حسین، این افتخار پیشه ی پیشگام.



در حالیکه دشمن از هزار سو به او حمله می کند، او همچنانکه با مرگ بازی می کند، فریاد می کشد:


"از مرگ نمی هراسم، که مرگ نردبان آسمانی من است.
تا در میان شجاعان بخشنده چهره درپوشم.
جان من سپر آن زاده ی پاک مصطفی.
هان! این منم عباس که به سقایت آمده ام.
و در هنگام مواجهه، از هیچ شری بیم ندارم. 



 زید بن ورقاء جهنمی و حکیم بن طفیل بر او یورش برده و دست راستش را از بدن جدا می کنند.
او شمشیر را به طرفه العینی به دست چپ می سپارد و رجز خویش را تغییر می دهد:



به خدا سوگند که اگر چه دست راستم را بریدند.
پیوسته و هماره از حمایت دین خویش ،دست بر نمی دارم.
از امام صادق برحقم
که نواده ی پاکزاد پیامبر امین است.



حکیم بن طفیل بر جسارت خویش جری تر شده و دست چپ او را نیز از بدن قطع می کند. در این حال لشکر دشمن گرداگرد اوست و هر یک به شمشیری، خنجری، نیزه ای، چهره ی ماه را زخم می زند.
 فریاد اگرچه همچنان با جوهر و صلابت است اما خونهای رفته، رمق را تحلیل بخشیده است، آب و امید همچنان در چشم و دل عباس، موج می زند:



ای نفس! نترس از این کفار
بشارت باد بر تو رحمت خداوند جبار
همراه با پیام آور سید مختار
خدای من! اینان که دست چپم را ستمگرانه بریدند
تو با گرمای آتش دوزخ پاداششان بده.



بقیت ماجرا گفتنی نیست.
همین قدر آورده اند که پس از واقعه ی عمود و پیشانی ، و مصیبت چشم و مشک و تیر ، دو جمله خطاب به حسین (ع) فرمودند : اخی ادرک اخاک ، برادرم برادرت را دریاب و دیگری یا ابا عبدالله !علیک منی السلام ! سلام من بر تو ای ابا عبد الله

به گزارش «خبرنگار خبرنامه دانشجویان ایران»؛ کتاب "مردان و رجزهایشان" شامل رجزهای شهیدان کربلا در روز عاشوراست که توسط سید مهدی شجاعی جمع آوری و ترجمه شده است.

علاوه بر متن و ترجمه ی رجزها، توضیحات و شرح حال مختصری هم درباره ی صاحبان رجزها آمده است. در مقدمه این کتاب که بحث رجز از دو منظر لغوی و اصطلاحی به صورت علمی تشریح شده است، می خوانیم:

"معمولاً رجز خواندن در میدان جنگ، ویژه ی خاصّان و بلند رتبگان اجتماع بود و عوام نوعاً از رجزخوانی بی نصیب بودند. از افتخارات سپاه امام حسین در کربلا همین بود که از خواص و عوام، هر دو درمیدان رزم عاشورا رجزهایی روایت شده است. این از آن روست که همه ی آنچه در خواصّ یاران حضرت مایه ی افتخار شمرده می شد، وابسته ی ارزش های معنوی و شرافت روح ایشان بود و همه ی تقوامداران ولایت شعار، خواه به اصطلاح از خواص باشند و خواه از عوام، در این بهره مشترکند ... اما تاریخ عاشورا روایت نکرده است که امویان یزیدی در ذکر اهداف خود به رجزی توسّل جسته باشند."

رجزها که به زبان عربی و فارسی گردآمده با توضیحاتی چند همراه است. عناوین برخی از آنها بدین قرار است:

 "آیین دلدادگی" ، "جوهر جوانمردی" ، "تندیس وفاداری" ، "اسوه عاشقی" ، "ماذنه ولایت" و "حماسه ادب " که در بالا ذکر شد .

شجاعی در "مردان و رجزهایشان"، مختصر زندگی و رجزهای آفتاب‌هایی چون  قمر بنی هاشم، عباس بن علی (ع) و سه برادرش عبدالله و عثمان و جعفر؛ عون و مجمد فرزندان عبدالله جعفر طیار و حضرت زینب؛ عبدالله و عبدالرحمن غفاری؛ عمر بن خالد صیداوی، عبدالله بن مسلم بن عقیل؛  بریر؛ ابن و هب؛ سوید بن عمرو ؛ حبیب بن مظاهر؛ حر بن یزید ریاحی؛ قاسم بن الحسن و ... را به تصویر کشیده است.

این کتاب توسط انتشارات نیستان هم اکنون با چاپ هفتم در اختیار علافه مندان قرارد ارد.
 

مرتبط ها