خبرنامه دانشجویان ایران: پیمان فراهانی// این روزها تمام رسانه ها از مراسم تحلیف حسن روحانی سخن می گویند حال آنکه مراسم تنفیذ نقش مهمتری در آینده حسن روحانی دارد و حتی امکانش است که تنفیذ او از سوی رهبر انقلاب صورت نگیرد و او نتواند از منتخب ملت به رئیس جمهور تمام مردم ایران تبدیل وضعیت دهد.
بنابراین، اینکه شخصی به عنوان رئیسجمهور انجام وظیفه کند، باید علاوه بر طی کردن مرحله اول ثبتنام و تأیید صلاحیت کاندیدا از سوی شورای نگهبان، مرحله دوم برگزاری انتخابات و بهدست آوردن اکثریت آرا مردم و بعد هم تأیید صحت انتخابات از طرف شورای نگهبان، طبق قانون اساسی دو مرحله دیگر را هم طی کند. به این معنا که حکم ریاست جمهوری اش پس از انتخاب مردم توسط ولی فقیه امضا و به اصطلاح «تنفیذ» شود و در نهایت طی مراسمی با عنوان «تحلیف» سوگند یاد کند.
طبق بند نهم اصل 110 قانون اساسی که مربوط به وظایف و اختیارات رهبری است، از امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخابات مردم توسط رهبری سخن میگوید که از مفهوم امضاء «حکم ریاست جمهوری» به کلمه «تنفیذ» یاد میشود. اگرچه این تعبیر در قانون اساسی ذکر نشده است، اما ماده یک قانون انتخابات ریاست جمهوری مصوب 5/4/1364مقرر میدارد: «دوره ریاست جمهوری ایران چهار سال است و از تاریخ تنفیذ اعتبارنامه مقام رهبری آغاز میگردد.»
نظریه محکم در این زمینه امضای حکم ریاست جمهوری توسط رهبری را در چارچوب مفهوم «اختیار» و نه وظیفه مورد تبیین قرار داده و آن را جزء اختیارات و نه وظایف رهبری بر می شمارد و معتقد است که ولیفقیه میتواند از امضاء یا تنفیذ حکم ریاست جمهوری خودداری نماید. زیرا اعطای مشروعیت (به معنای شرعیت دینی) به تمامی قوای سهگانه بهوسیله ولایت امر صورت میگیرد و او میتواند بنا به مصالح عامه از این موضوع استنکاف نماید.
افراد منتسب به این نظریه نیز اعتقاد دارند که اساساً تشکیل هر کدام از قوای سهگانه در نظامی که مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه است، به منزله واگذاری و اعطای بخشی از اختیارات رهبری است و امضاء حکم ریاست جمهوری نیز، نشان از واگذاری قسمتی از اختیارات اجرایی ولیفقیه به فردی به نام رئیسجمهور است که میتواند این اختیارات را تفویض نموده و یا اختیارات بیشتری تفویض نماید.اما صرف نظر از مباحث تئوریک فوق که بررسی جامع آن ها در این مختصر نمی گنجد، به عنوان یک واقعیت اجتناب ناپذیر باید گفت که به لحاظ شئون رهبری و ولایت مطلقه فقیه، قطعاً اقدام ایشان در تنفیذ حکم رئیس جمهوری نه یک عمل صرف تشریفاتی یا وظیفه ای گریز ناپذیر، بلکه در اصل یک اختیار بوده و از منظر مشروعیت دارای آثار حقوقی و شرعی است و مشروعیت تصدی ریاست جمهوری به این سمت نیز منوط بر امضای حکم از سوی رهبری است. در واقع رهبری با امضای حکم رئیس جمهور آنچه مورد قبول عموم مردم قرار گرفته است را از طریق شرعی تنفیذ نموده و به آن حجیت می بخشد. این نوع نگاه بسیار مهم است، چرا که از منظر حکومت ولایی رئیس جمهور با هر تعداد آرای بالا حق شرعی تصدی به سمت ریاست جمهوری را ندارد مگر با امضای حکم از سوی مقام معظم رهبری که در این باره نیز همچنانکه گفته شد، رهبری با در نظر گرفتن مصالح عالی کشور و امت اسلامی می تواند بنا بر اختیاری که در این زمینه دارد از تنفیذ حکم رئیس جمهوری امتناع کند، کما اینکه بر این استدلال دلایل حقوقی محکمی نیز وجود دارد.
اما نکته جالب توجه در احکام تنفیذ رؤسای جمهوری، ادبیات یکسان در تمامی این احکام است که تنفیذ این رأی تا زمانی است که رئیس جمهور در صراط مستقیم راه اسلام و احکام نورانی آن و دفاع از مستضعفان و مظلومان و ایستادگی در برابر دشمنان ستمگر و زورگو و مستکبر باشند. بدین معنا که رهبری تنفیذ خود را مشروط تلقی می کند و در ایفای وظیفه الهی خود در مشروعیت بخشی به ریاست جمهوری قطعاً احکام اسلامی و الهی را مد نظر قرار خواهد داد و این بدان معناست که آرای مردم نیز مطلق نیست.
در ارتباط با تحلیف رئیس جمهوری نیز به اصل 121 مراجعه می شود که بیان داشته است، رئیس جمهوری در مجلس شورای اسلامی در جلسهای که با حضور رئیس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل میشود، سوگند یاد کرده و سوگندنامه را امضا میکند.
در این رابطه متن سوگندنامه نیز به این به شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم؛ من به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر و متعال سوگند یاد میکند که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسؤلیتهایی که بر عهده گرفتهام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است، حمایت کنم در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیج اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار(ع) قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فدارکار نگهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.»لازم به اشاره است که در جمهوری اسلامی ایران از زمان ریاست جمهوری بنی صدر (بهمن 1358) تا به اکنون ده مراسم تنفیذ و تحلیف رئیس جمهوری برگزار شده است. در این راستا مراسم تحلیف یازدهمین رئیس جمهور منتخب یعنی دکتر روحانی نیز قرار است پس از مراسم تنفیذ در 12 مرداد و یک روز پس از آن یعنی 13 مرداد انجام پذیرد؛ روحانی با حضور در مجلس شورای اسلامی در حضور مردم و نمایندگان آن ها که با شرکت مسؤلان کشوری و لشکری و همچنین میهمانان داخلی و خارجی برگزار خواهد شد مراسم سوگند را به جا آورد.