به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ متن گفتگوی با محمدرضا رسولی، دبیر انجمن اسلامی آیندهوون هلند و شاهد حادثه فاجعه آمیز منا در ذیل آمده است:
یک کمی از حال و هوای قبل حادثه بگید. شما کجا بودید؟
خوب همانطور که می دانید صبح روز دهم ذی حجه همه زایران با طلوع خورشید از مشعر عازم منی می شوند. مسیر بین مشعر و منی یک مسافت حدود 5 کیلومتری هست که پیاده طی می شود. زایران روز قبل در عرفات هستند و شب را تا صبح در مشعر بیتوته می کنند در حالی که همه محرم هستند. به خاطر گرمای شدید صحرای عرفات زایران عموما آب زیادی از دست می دهند و فراهم کردن مستمر آب برای زایرین جزء ضروریات هست. این در حالی است که شرایط در مشعر به این شکل بود که هیچ پیش بینی برای توزیع آب و ... صورت نپذیرفته بود و زایرین که شب تا صبح در این صحرا بیتوته کرده بودند عموما می بایست تشنگی را تا طلوع صبح تحمل می کردند. ما صبح بعد از اقامه نماز صبح در مشعر همراه با کاروان شیعیانی که از هلند و آلمان عازم شده بود به سمت منی حرکت کردیم و توقف کوتاهی در نزدیکی ورودی منی داشتیم تا آفتاب طلوع کند و سپس وارد محدوده منی شویم. لذا می توانم بگویم جزو اولین گروه هایی بودیم که در حال عزیمت به منی بودیم. در مسیر مشعر به منی جایگاه های آب آشامیدنی بود اما تقریبا نصف این جایگاه ها فاقد آب بود که باعث تجمع زایران در جایگاه های دیگر می شد و دسترسی به آب در طول مسیر قدری مشکل بود. عموما زایرین تلاششان این بود تا زودتر به جمرات برسند و لذا از معطلی در صفوف جایگاه های آب صرفنظر می کردند.
حادثه چطور شروع شد و شکل گرفت و شما در زمان وقوع حادثه کجا بودید. لطفا مشاهدات عینی خود را بیان کنید.
ما مسیر را ادامه دادیم تا حدود 2.5 کیلومتری جمرات. در این نقطه به سمت خیابان 204، که محل وقوع حادثه بود هدایت شدیم. از بدو ورود به این مسیر حرکت سخت بود و جمعیت زیادی در حال حرکت به سمت جمرات بودند. با این که شرطه های سعودی در مسیر بودند و قطعا ازدحام جمعیت توسط دوربین ها در حال رصد بود اما هیچ اقدامی برای هدایت زایرین به مسیرهای موازی برای کاستن از ازدحام جمعیت صورت نمی گرفت. ازدحام جمعیت هر چه که جلوتر می رفتیم بیشتر می شد. دمای هوا حدود 50 درجه سانتیگراد بود. این در حالی بود که در این مسیر به هیچ وجه امکان دسترسی به آب وجود نداشت و اگر جایگاه هایی هم تعبیه شده بود (که بنده ندیدم) عملا به علت ازدحام جمعیت دسترسی به آب مقدور نبود. بنده همراه با حاج شیخ اسرافیل دمیرتکین، رییس مجلس شیعیان هلند، یکی از زایرین را که سوار ویلچر بود همراهی می کردیم. نقطه وقوع حادثه تقریبا در یک کیلومتری جمرات بود. از 300-400 متر مانده به این نقطه عملا حرکت بسیار بسیار کند بود و جمعیت کاملا به هم فشرده بود. به علت ازدحام جمعیت بعضا حوله های بالاپوش (ازار) زایرین افتاده بود و بدن های داغ در ازدحام جمعیت به هم می چسبید که موجب مضاعف شدن احساس حرارت می شد. در این شرایط هلیکوپترهای سعودی به طور مستمر در حال دور زدن بالای سر زایرین بودند. اما هیچ عکس العملی از طرف سعودی ها برای مدیریت این فضا دیده نمی شد. ما دقیقا در لحظات ابتدایی شروع حادثه به نقطه شروع حادثه رسیدیم. نقطه ای که به علت ازدحام کیف و کفش زایرین روی زمین ریخته بود، چند تا ویلچر واژگون شده بود و حدود 30 الی 40 نفر از زایرین از حال رفته و روی زمین افتاده بودند. در این نقطه به علت فشار جمعیت ویلچری که ما همراهمان بود نیز واژگون شد و چرخش در آمد. به کمک حاج شیخ اسرافیل با هر زحمتی بود پیرمردی که همراهمان بود و خودمان را از این نقطه بیرون کشیدیم. این در حالی بود که برای لحظاتی به علت فشار جمعیت که هم از جلو و هم از عقب بود در استیصال کامل بودیم و من عملا از امکان عبور از این نقطه نا امید شدم. اما به لطف خدا در اوج استیصال گویا دفعتا فرجی شد و ما توانستیم هم خودمان و هم پیرمرد را بیرون بکشیم. در حالی که دیگر نایی نداشتیم. چند متری که از این نقطه جلوتر آمدیم سیل شرطه های سعودی را دیدیم که در حال دویدن به نقطه شروع حادثه بودند. شرطه ها همراه چند ماشین که از عقب می آمد جلوی جمعیت را سد کردند. شاید به علت این بود که می خواستند شرایطی که در این نقطه ایجاد شده بود را مدیریت کنند و 30-40 نفری که روی زمین افتاده بود را جمع کنند. اما عملا این اقدام بسیار بسیار ناپخته و بچگانه سعودی ها منجر به قتل عام گسترده زایرین شد.
برای من کاملا قابل تصور بود که برای یک آدم کاملا سالم و دارای شرایط جسمی مناسب حضور 10 دقیقه ای در شرایطی که عرض کردم، تشنگی همراه با آفتاب و حرارت شدید و فشار مستمر کافی بود تا بدن تاب تحمل را از دست بدهد و فرد بی حال شود. ما با این که بیش از 2 الی 3 دقیقه در اوج فشار و ازدحام نبودیم دچار ضعف شده بودیم و کاملا قابل تصور است که افرادی که به علت مسدود شدن مسیر توسط شرطه های سعودی در پشت بودند از حال رفته و روی زمین بیفتند. بنا به شواهد عینی عموم جان باختگان به علت شرایط حاکم از حال رفته و روی زمین افتاده و در اثر فشار و ازدحام جان خود را از دست داده اند.از گروه ما شش نفر در پشت نقطه انسداد حرکت جمعیت توسط شرطه ها بودند که همگی مصدوم شده و به بیمارستان منتقل شدند اما خوشبختانه در کاروانمان جان باخته نداشتیم.
نوع مواجهه سعودی ها با حادثه و نحوه مدیریت آن را مبتنی بر شواهدی که دیدید بیان کنید.
من مواجهه سعودی ها با این حادثه را در سه بخش تقسیم می کنیم، قبل از حادثه، هنگام وقوع حادثه، و بعد از حادثه.
قبل از وقوع حادثه، با این که عملا ازدحام جمعیت کاملا مشهود بود و امکان مدیریت این ازدحام با هدایت زایرین به مسیرهای موازی بود، اما عملا هیچ اقدامی توسط سعودی ها به این منظور انجام نشد. این در حالی است که مسیر کاملا مجهز به دوربین های رصد جمعیت است و ایجاد تعادل بین مسیرهای موازی برای سعودی ها بسیار آسان بود. اما عملا هیچ اقدامی نکردند. همینطور عدم پیش بینی و تمهید لجستیک برای توزیع آب نقش جدی در وقوع خادثه داشت. به اذعان بسیاری از کسانی که در محل حادثه بودند اگر هلیکوپترهایی که در حال چرخ زدن بودند اقدام به پاشیدن آب بر روی جمعیت می کردند مانع از حال رفتن خیلی از زایرین می شد. اما هیچ اقدام پیش گیرانه ای از طرف سعودی ها انجام نشد.
هنگام وقوع حادثه، دست پاچگی، بی تدبیری و تصمیم های بسیار ناپخته سعودی ها باعث تشدید حادثه شد. همانطور که عرض کردم در دقایق ابتدایی شروع حادثه شرطه ها به صورت کاملا دست پاچه ریختند و برای مدیریت صحنه اقدام به بستن مسیر حرکت زایرین کردند. قطعا بر اساس آن چه که شخصا دیدم و شنیدم عامل اصلی کشتار انسداد مسیر حرکت در نقطه ازدحام جمعیت بود. سردرگمی شرطه های سعودی در مواجهه با بحران ایجاد شده کاملا مشهود بود. از زمان وقوع حادثه تا حضور اولین تیم های امدادی بیش از 80 دقیقه طول کشید. هم کاروانی های ما که در صفوف ابتدایی و جلویی حادثه بودند ساعت 8:10 بر روی زمین افتاده بودند، اولین گروه های امدادی که رسیده بودند و بالای سر این ها حضور پیدا کرده بودند ساعت 9:30 بود.
نقطه اوج توحش سعودی ها بعد از وقوع حادثه بود که چندین هزار نفر از زایرین به علت از حال رفتگی و ازدحام جمعیت بر روی زمین افتاده بودند. به اذعان متواتر چندین و چند تن از افرادی که در محل حادثه بودند، از جمله هم کاروانی های ما که جزء مصدومین بودند، وقتی سعودی ها با حجم زیادی از زایرین که بر روی زمین افتاده بودند مواجه شدند با کمال توحش مرده و زنده را یکجا بر روی کانتینرها ریختند. یکی از مصدومان کاروان ما می گفت در حالی که من کاملا هوشیار بودم و فقط دچار ضعف شده و روی زمین افتاده بودم همراه با اجساد من را به داخل کانتینر انداختند و چهار جسد روی من بود که من با تقلای بسیار توانستم جایی برای نفس کشیدن پیدا کنم و زنده بمانم. این در حای بود که کنار دستی من هم زنده بود اما به خاطر فشاری که داخل کانتینر آمد جان داد. این در حالی بود که دست من رویش افتاده بود و این فرد از فشاری که بهش می آمد برای این که بتواند کاری بکند دست من را در دهن گرفت و تا می توانست گاز گرفت. جای دندان های این زایر که در حال جان دادن بود در کل طول سفر بر روی دست هم گروهی مان مشهود بود.
تحلیل شما از نحوه مواجهه سعودی ها با این حادثه چیست؟
بر اساس آن چه که به عینه دیدم خوشبینانه ترین تعبیر در قبال نحوه مواجهه سعودی ها با این حادثه این است که بگوییم سعودی ها اوج حماقت و بی لیاقتی و بی عرضگی و ناتوانی در مدیریت بحران را به نمایش گذاشتند. هر چند برخی از شواهد بر موذی گری های متعمدانه دلالت دارد. اما همانطور که عرض کردم خوشبینانه ترین تحلیل این هست که بگوییم سعودی ها کمترین و اقل توان برای مدیریت بحران را نداشتند.




اگه ممکنه خبر زیر رو کار کنید...
ممنون