گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 356274

یک قدم مانده به بحران ۱/ گزارشی هولناک از خودسوزی‌ متعدد زنان در یک منطقه محروم؛

امام جمعه دیشموک: در بخش ما عدالت در تقسیم بودجه وجود ندارد

امام جمعه دیشموک: در بخش ما عدالت در تقسیم بودجه وجود ندارد، یک ریال از بودجه ای که به استان کهگیلویه و بویر احمد جهت حل آسیب های اجتماعی اختصاص داده شده به بخش ما نرسیده است. اداره بهزیستی از سال88 تا 98 بودجه ای در منطقه ما هزینه نکرده است.

به گزارش خبرنگار سرویس زنان و خانواده «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ زمانی که از شهر دیشموک صحبت به میان می آید شاید ذهن بسیاری از ما به سمت خودسوزی ها و محرومیت های این شهر و روستاهای اطراف آن سوق پیدا کند. دیشموک شهری با بیش از 23 هزارنفر جمعیت که در استان کهگیلویه و بویر احمد و در شهرستان دهدشت واقع شده است دارای مردمانی خونگرم و مهمان نواز است. منطقه ای که در کنار انواع محرومیت های خود، گرفتار رواج خودسوزی به مثابه یک ضد فرهنگ شده که خانواده های بسیاری را عزادار کرده است. خودسوزی وحشتناک ترین و زجرآورترین نوع خودکشی است که در دل خود اعتراض های فروخفته ای جای داده  تا شاید بتواند پرده از چشمان خواب آلود مسئولین بردارد. آمارها نشان دهندۀ آنند که در سال 98 تعداد این خودسوزی ها تنها در بین زنان به  12 تن رسیده و از این جهت بیشترین میزان قربانیان خودسوزی را به خود اختصاص داده است.

نام دیشموک چند صباحی است که بیش از انواع محرومیت ها با خود سوزی زنانش عجین شده که در اکثر آن خودسوزی ها، فرزندان آنان نیز نظاره گر شعله های فقر و تبعیضی بودند که مادرشان را بی رحمانه می سوزاند، اما فریاد هایشان هیچ مسئولی را از خواب غفلت بیدار نکرد. ثریا، زهرا، کافی، زیبا اسامی نام آشنایی در بین مردم این منطقه هستند که هریک خودسوزی را پایان داستان رنج و محنت خود قرار داده اند. داستان این زنان تراژدی تکراری دارد، گویا خودسوزی در این بخش به یک چرخه باطل بدل گشته است اما در این میان داستان «زیبا» بسیار غمگین است به طوری که با گذشت مدت زیادی از فوت او با وجود اینکه دو فرزند چهار و هفت ساله اش تماشاگر شعله های روی پیراهن مادر خود بودند همچنان مرگ او را باور نکرده اند. به نقل از  عصر ایران «در آن روز «زیبا» با همسرش رحیم یک مشاجره کوچک داشته و درحالی که تنها هفت روز به تولد فرزندش مانده بود خودش را سوزاند. رحیم روزگاری به عنوان دهیار روستا از هیچ فعالیتی دریغ نمی کرد اما بعد از آن که دیگر به عنوان دهیار انتخاب نشد به فقر و تنگ دستی گرفتار شد. رحیم در این مصاحبه در پاسخ به این سوال که آیا تنها یک مشاجره کوچک کار را به اینجا رسانده است؟ با بغض می گوید: «من سال‌هاست که دارم قرضی زندگی می‌کنم. آبرویم می‌رود اگر بگویم اما می‌گویم، فقر آقا فقر امان ما را بریده. همه چیز به‌خاطر فقر است.» در ادامه اشاره می کند که هر بار بحث خودسوزی زنان می‌شد همسرش با تعجب می‌گفت مگر می‌شود کسی خودش را بسوزاند، پس تکلیف بچه‌ها چه می‌شود؟ من هنوز تعجب می کنم که زیبا هم دست به این کار زده است.» اما نکته جالب توجه در این مسئله آن است که رحیم بعد از فوت همسرش با یک مراسم ختم هفت هزار نفره تقریبا 120 میلیون بدهی بار آورده است و امید به فرهنگ سازی در اجرای ساده این گونه مراسمات داشت.

زنان گرفتار گرداب بی توجهی مسئولین

بافت فرهنگی و اجتماعی این روستا به گونه ای است که زنان نه تنها هیچ فضا و امکاناتی برای اوقات فراغت خود ندارند بلکه انتظار کارهای خیلی سنگین تر از بنیه جسمانی از آنان می رود. بردن گله به چراگاه، تیمار دام ها، تامین هیزم بعنوان سوخت، آوردن آب از چشمه «فاصله چندکیلومتری،کوهستانی،بشکه های 40 لیتری آب» حتی در فصول سرد سال که کاری سنگین و خطرناک می باشد، آسیاب کردن سنتی و پخت نان و کارهای این چنینی بر دوش زنان است و حتی بیماری و باردار بودن دلیل موجهی برای عدم پذیرش انجام آن از سوی زنان نیست.

علت این امر را باید در محرومیت حاکم بر زندگی مردمان این ناحیه جست و جو کرد زیرا مردان در این منطقه به کارهای سنگین و طاقت فرسا مشغول هستند به طوری که راه های صعب العبور کوهستانی برای چوپانان، عدم وجود لوازم پیشرفته در بخش کشاورزی که موجب کار بسیار سخت کشاورزان در کاشتن بذر و شخم زدن شده و امثال این موارد سبب شده تا مردان به کارهایی فراتر از توانشان مشغول شوند و همین مسئله موجب شده تا مردان در طول شبانه روز با انجارم کارهای دوچندان سخت و خارج از توانشان زمانی برای رسیدن به کارهای روزمره نداشته باشند تا بار کارهایی همچون بردن گله به چراگاه، تیمار دام ها، آوردن آب از چشمه و امثالهم بر دوش زنان سنگینی نکند. این مسئله را اگر فراتر از گزارش های منفعت طلبانه و با غرض برخی مسئولین امور زنان و رسانه های همراه بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که کم کاری برخی نهادهای مربوطه از جمله وزارت راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی، سازمان بهزیستی، وزارت آموزش و پرورش و سایر نهاد های مرتبط در خصوص ارائه تسهیلات مناسب، تشدید کننده شرایط سخت برای زنان این منطقه می باشد زیرا واضح است که به دنبال کمبود امکانات اشتغال و شرایط دشوار کار برای مردان این بخش، زنان نیز در نبود و تحلیل توان همسرانشان در کارهای طاقت فرسا، مجبور به انجام کارهایی فراتر از بنیه جسمانی و روحیات لطیف زنانۀ خود می شوند.

راه برون رفت از مشکلات

این خودکشی ها تنها به صورت خودسوزی و همچنین فقط مختص به زنان نبوده و در مواردی هرچند کمتر، شاهد خودکشی به طرق مختلف در مردان و حتی نوجوانان نیز بوده ایم. شاید در وهلۀ اول اینطور به نظر برسد که دلایل خودکشی و یا خودسوزی مردان و زنان این منطقه عوامل مختلفی باشد و امکان نتیجه گیری واحد از آنها وجود نداشته باشد اما حقیقت آن است که ریشه این روایت های متعدد و دردناک مشترک است. فقرآموزشی و فقراقتصادی به طور غالب ریشه مشترک تمام محرومیت های این منطقه است. با توجه به بررسی های صورت گرفته در منطقه روستایی برای مدارس از کانکس استفاده می شود که آن هم تنها تا مقطع ابتدایی و به صورت مختلط وجود دارد. دانش آموزانی که برای تحصیل در مقاطع بالاتر به شهر می روند اگرچه دیگر مدارس برایشان به صورت مختلط برگزار نمی شود اما غالب معلمان مرد هستند که همین مسئله تحصیل برای دختران را محدود می کند. عدم رشد فرهنگی خود معلمان و نداشتن برخورد مناسب با دانش آموزان یکی دیگر از دلایل عقب ماندگی تحصیلی در بین مردمان این منطقه می باشد. بنابراین ضعف اصلی متوجه آموزش و پرورش است که با گذشت سالیان دراز همچنان موفق به تربیت تعداد قابل قبولی مربی زن و همینطور ارتقاء فرهنگ دبیری در این منطقه نشده است.

محمد نوروزی نیا، رئیس آموزش و پرورش دیشموک در دیدار با نماینده امور بانوان ریاست جمهوری تاکید کرده بودند: « بیشترین علل ترک تحصیل دختران در بخش دیشموک، ازدواج زود رس، بی توجهی به بلوغ حسی، عاطفی و فکری در دختران و تنها درنظرگرفتن سن شرعی است.» به نظر می رسد اظهارات ایشان در مقابل نماینده امور بانوان ریاست جمهوری، طیبه سیاوشی، آن هم درست در زمانی که فراکسیون زنان مجلس به دنبال تصویب طرح غیر کارشناسی افزایش سن ازدواج بود؛ بی اشکال نباشد. این درحالی است که محرومیت بیش از اندازه در بخش آموزش خیلی بیشتر این دختران را از فضای تحصیل دور کرده است و این اشکال در درجه اول به آموزش و پرورش برمی گردد و درجه دوم به مراجع قضایی مربوط می شود. زیرا ازدواج های زیر 12 سال که در این منطقه گزارش شده است مخالف با قانون اساسی کشور است و باید پیگرد قانونی شود و به این ترتیب نیازی به جنجال رسانه ای برای تصویب طرح جدید نیست. فقر معنوی در دیشموک هم سهم کمی در ریشه گرفتن آداب و رسوم غلط آنان نداشته است. سازمان تبلیغات اسلامی با توجه به شرح وظیفه اش مبنی بر توسعه فرهنگ اسلامی در سراسر کشور در اعزام مبلغ و روحانی به این منطقه کوتاهی فراوانی داشته است. هادی غفاری نماینده پیشرفت و آبادانی کهگیلویه و بویر احمر با تاکید بر این نکته که مردم این منطقه نیازمند پناهگاه دینی هستند گفت: «به غیر از دو یا سه روستا بقیه از نعمت داشتن روحانی محروم هستند و هر زمانی که از سازمان تبلیغات درخواست روحانی می کردیم می گفتند ظرفیت پر است و همکاری لازم را با ما نداشتند.»

بدیهی است که جهت ترسیم نقش و جایگاه والای زنان در اسلام برای جلوگیری از تنش ها و آسیب های پیش رو تنها به دست روحانیت انجام پذیر است. مردم این شهر به صورت غالب از طریق کشاورزی و دامداری روزگار خود را سپری می کنند اما به علت جاده های نامناسب و همچنین استفاده از روش بسیار سنتی نمی توانند درآمدزایی مطلوبی داشته باشند، بنابراین با توجه به موقعیت جغرافیایی این بخش که سبب محرومیت های بسیاری شده لازم است جهاد کشاورزی با افزایش تسهیلات دولتی و آموزش روش های مناسب به کشاورزان و همچنین وزیر راه و شهرسازی با اختصاص اعتبارات اختصاصی برای بهبود راه های صعب العبور که از هر جهت دسترسی مردم روستا را به امکانات لازم دشوار ساخته است در سامان دادن شرایط مذکور بکوشند. علاوه بر موارد ذکر شده مسئله ای که تبدیل به بهانه ای برای شانه خالی کردن مسئولین از رسیدگی به محرومیت های موجود شده است احداث سد بالیاب در روستای سرگچ می باشد. درصورتی که احداث این سد در طول چندین سال گذشته تنها در مرحله مطالعاتی مانده و اقدام مناسبی در جهت راه اندازی آن صورت نگرفته است. مسئولین در مقابل هرگونه درخواست مردم مبنی بر امکانات و شرایط رفاهی حداقلی این بهانه را مطرح می کنند که این بخش در محل احداث سد است و هزینه کردن برای آن فایده ای ندارد. مسئولین مربوطه باید احداث این سد را به صورت کارشناسی شده بررسی کنند اگر بنا بر احداث آن است هرچه سریع تر اقدام به انجام آن نمایند و مردم آن روستا را به محلی مناسب و مطلوب نظرشان انتقال دهند، اما اگر احداث آن غیر کارشناسی است دست از بهانه جویی بردارند و درصدد رفع محرومیت های این بخش برآیند.

عدالت در تقسیم بودجه وجود ندارد

حجت الاسلام علی اکبر راوند امام جمعه دیشموک در گفت و گو با «خبرنامه دانشجویان ایران» با اشاره بر اینکه در دیشموک سال هاست که نه آموزش داریم نه پرورش گفت: خیلی از آسیب های اجتماعی بنیادین در مناطق به آموزش و پرورش بستگی دارد. اغلب معلم ها آقا هستند و این مسئله برای ادامۀ تحصیل دختران در آینده مشکل ساز می شود و آنان را از ادامه تحصیل باز می دارد. به این ترتیب ترک تحصیل باعث بروز خیلی از مشکلات  زمینه ای می شود و درواقع راه وصول به بن بست است. در خطبه های نماز جمعه به وفور تکرار کرده ام، تقریبا به مدت 5 سال است که مامعاون پرورشی نداریم و این مسئله خود آفت بزرگی در بحث تربیتی نوجوانان می باشد.

امام جمعه دیشموک ادامه داد: خودسوزی ها در این منطقه بیشتر در بین خانم ها شیوع دارد و این مسئله دلایل زیرساختی متعددی دارد. اینطور نیست که بگوییم صددرصد فقر تاثیر دارد ویا صددرصد نرخ سواد پایین در رواج این خودسوزی ها تاثیر دارد، اما آنچه واضح است این است که نگاه به جایگاه انسانی زن در این منطقه نگاه مناسب اسلامی و درشأن نیست. دامن زدن به بحث خودسوزی های اخیر ابدا شایسته نیست زیرا آنان را به قهرمانان پوشالی برای دیگر مردم این روستا تبدیل می کند. باید فرهنگ خودسوزی به عنوان گناه کبیره زشت و ناپسند تقبیح شود. در اینجا برای ختم این افراد جمعیت زیادی دعوت می شوند و از این جهت بدهی زیادی روی دست خانواده شان می گذارد. باید در هرچه ساده تر برگزار کردن این مراسمات تلاش شود تا فرهنگ اشتباه آن از میان برود.

وی گفت: مشکلات زیادی در روستای سرگچ وجود دارد. از سال 72 با درنظر گرفتن بودجه اختصاصی مطالعاتی در خصوص احداث سد بالیاب صورت گرفت اما متاسفانه در همان مرحله مطالعاتی متوقف شد. اکنون به بهانه احداث آن و انتقال مردم آن ناحیه به بخش دیگر، نه امکانات زندگی مردم آن روستا را بهبود می بخشند و نه احداث آن سد را به پایان می رسانند.

راوند با تاکید بر اینکه عدم نظارت بر حسن اجرای قوانین پروژه ها را بی تاثیر کرده است گفت: مردم به عنوان عوام ظلم هایی در حقشان شده که مسئولین باید برای احقاق حقوق آنان اقدامات موثری انجام دهند. در بخش ما عدالت در تقسیم بودجه وجود ندارد، یک ریال از بودجه ای که به استان کهگیلویه و بویر احمر جهت حل آسیب های اجتماعی اختصاص داده شده به بخش ما نرسیده است. اداره بهزیستی از سال88 تا 98 بودجه ای در منطقه ما هزینه نکرده است. بنیاد برکت با بودجه ای که در دیشموک هزینه می کند موفق به اشتغال زایی نمی شود زیرا رانت بازی و عدم حسن نظارت بر اجرای قوانین مسیر آن را سد کرده است. طرح سرمایه گذاری در کشت گیاهان دارویی طرحی است که در صورت بهبود عملکرد و توجه مسئولین می تواند تحول بزرگی در این بخش ایجاد کند، این تحول درصورتی اتفاق می افتد که بنیاد برکت نظارت دقیق بر اجرای قانون، اجرای عدالت و عدم انجام رانت بازی را در راس کار خود قرار دهد. اتحاد فعالین اجتماعی منطقه، تقویت بخش آموزش و پرورش و همچنین مطالبه گری همراه با دلسوزی از جمله راهکارهای مناسب در جهت کاهش محرومیت های منطقه می باشد.

*گزارش از حانیه زرنگ

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
تورهای مسافرتی آفری