گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 369213

بخش اول/ نگاهی متفاوت به سریال «آقازاده»؛

عبور از خط قرمز آقازاده‌های خوش‌خیم و بدخیم سیاسی

این سریال از دو خانواده با دو گرایش فکری متفاوت تشکیل شده است. شخصیت‌های محوری فیلم افرادی به نام «حامد» و «نیما» هستند که هر دوی آنها به تعبیری، آقازاده‌اند، البته «حامد» از نوع آقازاده‌‌های خوش‌خیم و «نیما» از جمله آقازاده‌های بدخیم است.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ چندین سال است که سریال های نمایش خانگی در ایران مورد توجه خاصی قرار گرفته که از مخاطبان بالایی هم برخوردار است. به طوریکه بسیاری از کارگردانان و موسسات تمایل به فعالیت و سرمایه گزاری در این حوزه دارند. این نوع سریال ها معمولا با حواشی بالایی همراه است که برای بسیاری از دنبال کنندگان جذاب است.

اگر بخواهیم نگاهی جزئی به این نوع سریال ها بیاندازیم، باید بدانیم که شروع این سبک از پروژه ها  با سریال فضانوردان به کارگردانی پیمان قاسم خانی کلید خورد و پس از آن با سریال قهوه تلخ به کارگردانی مهران مدیری مخاطبان خود را پیدا کرد. امروزه بسیاری از جوانان کشورمان تمایل زیادی به دنبال کردن این نوع فبلم ها دارند و حتی هزینه های زیادی را جهت تهیه آنها صرف می کنند.

آقازاده یکی از همین پروژه هاست که از 6 تیر 99 وارد شبکه خانگی شد و به مرور جایگاه خود را دربین مخاطبان جوان کشور پیدا کرد. به گفته حامد عنقا، کارگردان این سریال در 24 قسمت تهیه شده است.

بررسی این سریال از جنبه های فنی و محتوایی نکات زیادی دارد که حتما به آنها خواهیم پرداخت. اما سوال اینجاست که چه موضوعی سبب افزایش سطح سرمایه اجتماعی این سریال و بالارفتن تعداد مخاطبانش شده است؟

قصه آقازاده از کجا شروع شد؟
اصطلاح آقازاده را در کوچه و بازار زیاد شنیدیم وشاید خودمان هم بارها ازاین اصطلاح استفاده کرده باشیم . طبیعی است وقتی می بینیم که در قالب عنوان یک فیلم ازآن نام برده میشود ما را جذب می کند که محتوای فیلم را مورد بررسی قرار دهیم .

همین موضوع سبب همراه شدنمان با فراز و نشیب و حواشی این سریال خواهد شد. 

در این گزارش قصد داریم به محتوای کلی پروژه بپردازیم و کمی در خصوص علت  به وجود آمدن چنین پدیده ای (آقازادگی) بپردازیم. این کلمه از چه زمانی و برای چه هدفی ایجاد شده و جایگاهش در میان جامعه امروزی چیست؟

همانطور که از قسمت های ابتدایی فیلم برداشت می شود، داستان سریال آقازاده به نوعی تفکیک بین دو تفکر محسوب میشود.

در یک سمت افراد ثروتمندی که به دنبال منافع سیاسی و اقتصادی خودشان هستند و از هیچ کار و وسیله‌ای برای رسیدن به هدفشان دریغ نمیکنند. در طرف دیگر خانواده‌ای ثروتمند که سعی در استفاده از این امکانات در جهتی مثبت و خیرخواهانه دارند و معمولا مخالف زندگی تجملاتی و اشرافی گرایانه هستند.

مخاطب سطحی‌نگر نیست!
متاسفانه در سینمای ایران قوه پرداختن به موضوعات خوب و بد و یا مثبت و منفی، خیلی سطحی و به تعبیری دیگر، دم دستی است. به طور مثال در این سریال، افراد ثروتمندی که دارای نیت های منفی هستند، خودروهای گران قیمت سوار می شوند و در خانه های مجلل و با امکانات بسیار بالا زندگی می کنند ولی در سمت مقابل افرادی که نسبت به اطرافشون ومردم دغدغه مند تر هست وبه نوعی نقش مثبت فیلم را ایفا می کنند، پراید سوار می شود ودر مناطق متوسط شهر سکونت دارند.

این نوع فیلمسازی توهین به شعور بیننده است، زیرا این طور برداشت می‌شود که بیننده قدرت تحلیل و تفکیک ندارد. این موضوع در دیگر آثار حامد عنقا (کارگردان فیلم) از جمله فیلم "پدر" نیز آشکار است. به طوری که زشتی و زیبایی ها در فیلم خیلی مشهود هستند و به بیننده هیچ فرصتی جهت تحلیل و ارزیابی برای تفکیک گناهکار از بیگناه را نمی‌دهند.

آقازاده خوش‌خیم یا بدخیم؛ آیا مسئله این است؟!
همانطور که گفتیم این سریال از دو خانواده با دو گرایش فکری متفاوت تشکیل شده است. شخصیت‌های محوری فیلم افرادی به نام "نیما" و "حامد" هستند که هر دوی آنها به تعبیری، آقازاده‌اند. البته "حامد" از نوع آقازاده‌های خوش خیم و "نیما" از جمله آقازاده های بدخیم است. همچنین "نیما" فرزند یکی از شخصیت های مهم کشور است که پدرش سعی دارد در آینده ای نزدیک بر کرسی وزارت تکیه کند و "نیما" روی این موضوع حساب ویژه باز کرده و در تدارک است که از این موضوع برای رسیدن به اهداف اقتصادی خودش بهره ببرد.

اما چیزی که میخواهیم در این پرونده از سری نقد و بررسی سریال "آقازاده " به آن بپردازیم محتوای کلی فیلم و پرداختن به جایگاه کلمه " آقازاده" در کشور است.

در ادامه کمی از فیلم فاصله گرفته و به بحث دلایل و راه‌های درمان این پدیده خواهیم پرداخت؛

«آقازاده» اصطلاحی است برای اشاره به افرادی در کشور ایران که به وسیلهٔ رانت و سوءاستفاده از نفوذ و قدرت پدر یا مادر یا اقوام نزدیکشان شروع به فعالیت اقتصادی می‌نمایند و با زحمت نسبی کمتری، قدرت و ثروت بسیار زیادی کسب می‌نمایند و موفقیت خود را مدیون این رابطه خانوادگیشان هستند.

این جمله پس ازیک جستجو ساده در خصوص معنای اصطلاحی کلمه "آقازاده " به دست می آید.

سوال اینجاست که چرا چنین افرادی در ایران رشد می‌کنند؟ افرادی که بدون در نظر گرفتن جایگاه دیگران و بدون اندک عذاب وجدانی نسبت به هموطنانی که آب برای آشامیدن، هوا برای نفس کشیدن ولباس برای پوشیدن ندارند، تنها به رشد اقتصادی و سیاسی خودشان فکر میکنند وبرای رسیدن به جایگاه و مقام مورد پسند خود ازنام پدر و یا مادر خود همانند نردبانی برای صعود استفاده میکنند. نردبانی که پایه هایش بر روی کمر افرادی نهاده میشود که گناهشان نداشتن مقام های بزرگ پدر و یا مادرشان است. گناهشان این است که پدر و مادرشان برای کمک رسانی به بشر، شغلی مثل کارگری را برگزیدند.

آیا به نظرتان تعبیر" آقازاده خوش خیم" و "آقازاده بدخیم" مفهوم درستی است یا خیر؟

البته می دانید که اصطلاح خوش‌خیم و بدخیم در علم پزشکی برای شناسایی و تفکیک سرطان  به کار میرود. هدف ما از به کاربردن چنین تعبیری ذات پلید آقازادگی است که با رانت و حرام خوری عجین شده است و باید مانند یک غده‌ی سرطانی در مقابل آن ایستاد و درمانش کرد.

بنزین روی آتش!
در سال 1396 حمیدرضا عارف فرزند محمد رضا عارف (فعال اصلاح طلب) در برنامه ای دلیل پیشرفتش را داشتن ژن خوب توصیف میکند. این کلمه در آن زمان آنچنان هجمه‌ی رسانه ای را  به وجود آورد که همانند بنزینی شد بر شعله های آتش.

البته ناگفته نماند که این آتش برای بعضی‌ها هم بد نشد. نمونه‌اش جناح مقابل عارف بودند که تا چند سال بعد این موضوع را به پیش کشیده و آن را به تمامی جناح مقابل نسبت میدادند.

چندین سال است که در بحبوحه‌ی انتخابات گوناگون، این کلمات و الفاظ از دو جناح اصلی کشور یعنی اصولگرایان واصلاح طلبان مانند شمشیری بران برای زخمی کردن طرف مقابل استفاده میشود.

استفاده از جایگاه سیاسی والدین برای رسیدن به منافع سیاسی و اقتصادی موضوعی است که نه اصلاح طلبان و نه اصولگرایان نتوانستند خود را از این قضیه حفظ کنند. البته خیلی از آنها به جای این که درجهت درمان این نوع تفکر گام بردارند  سعی در مخفی شدن و عدم رسانه ای شدن موضوعات دارند.

عده‌ای از اصولگرایان که در ابتدای شروع فیلم آقازاده خیال می کردند نوک پیکان فیلم به سمت جناح مقابل است ولی در ادامه و با گذشتن چند قسمت از فیلم متوجه شدند منظور فیلم درحقیقت  جناح خودشان را نشانه رفته و به یکباره شاهد حمله موجی از رسانه های اصولگرا به این فیلم و پرداختن به جنبه های اروتیکی فیلم  بودیم که این تغییر رویکرد تعجب خیلی ها رو برانگیخت. (البته نباید از ضعف هایی که این فیلم از جنبه های فنی دارد نیز غافل شویم که در پرونده های بعدی حتما به آنها خواهیم پرداخت.)

علی‌ایحال سیاسیون اصولگرا باید توجه کنند که درخت فساد و رانت در بین آنها درحال رشد کردن ومیوه دادن است. میوه هایی شیرین و آبداری که هرکسی حسرت خوردن آنها را دارد. این را باید بدانیم که با متهم کردن و کتمان حقایق، کاری از پیش نمیرود با نگاهی گذرا به تاریخچه اصولگرایان در چند سال گذشته به حقایقی میرسیم که باید آنها را مورد توجه ویژه قرار داد.نمونه زیادی از این موارد وجود دارد که نشان دهنده ی ضعف گفتمان اصولگرایی در کنترل این موضوع است. ما به ذکر چند مورد بسنده میکنیم وانتظار داریم خود خواننده متوجه موضوع شده باشد و همگی بتوانیم قدمی در درمان این تفکر که مانند غده ای سرطانی به جان کشور عزیزمان افتاده است، برداشته باشیم.

پرونده‌های سیاه!

-یاسین رامین
فرزند محمدعلی رامین، معاون مطبوعاتی دوران محمود احمدی نژاد، اسم او چندین بار کانون توجهات رو به سمت خودش نشانه رفته است. اولین بار به دلیل ازدواجش با مهناز افشار و دومین بار به دلیل پرونده قضایی که داشت. ریاست وی در "شرکت رشد"  که یکی از شرکت های وابسته به هلال احمر است. در زمان تحریم ها، نقش یک شرکت واسطه در تامین نیازهای دارویی کشور را بازی می کرد که همین موضوع سبب موضوعاتی شد که نهایتا کاشف به عمل آمد هلال احمر به دلیل مسائل مالی از یاسین رامین شکایت و وی را روانه زندان کرده است. دادگاه برای وی 29 میلیارد تومان وثیقه مشخص کرد البته طول زندان این شخص بیشتر از 6 ماه به درازا نکشید!

-فریدالدین حدادعادل
مهم‌ترین تصویر از فریدالدین، تصویری بود که در زمان انتخابات مخابره شد. زمانی که ابراهیم رئیسی در قامت یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم برای ضبط گفتگو به صدا و سیما رفته بود، این فرید حداد عادل بود که تلاش کرد تا با قرار گرفتن در کادر دوربین، نشان دهد همیشه قرار نیست در پشت صحنه بماند و با همراهی رئیسی تلاش کرد که پیامی را به دیگر نامزد اصولگرا یعنی قالیباف مخابره کند. او چندان هم از فعالیت‌های سیاسی و رسانه‌ای دور نبود، زیرا سیاستگذاری در رسانه‌های اصولگرا مانند پنجره، مثلث، هفته نامه همشهری جوان و... در دوره‌های مختلف را در کارنامه خود دارد. فریدالدین مدیریت مدرسه فرهنگ که پدرش بنیانگذارش این مدرسه لاکچری بود را نیز برعهده دارد. در واقع  او یک پایش در سیاست و پای دیگرش در فرهنگ است، مانند پدرش که به دلیل این دوگانگی لقب (ادیب سیاستمدار) را گرفته است.

در این چند ساله گفتمان اصلاح طلبی تنها تبدیل به یک حرف شده است، حرفی که هر سری کمی آن را بزک کرده و با سر و شکل جدید در میان رسانه ها بیان می کنند ولی غافل از آن که بویی از عملگرایی در آن دیده نمی‌شود. با یک بررسی ساده متوجه می شویم که اصلاح طلبان در این زمینه ید طولایی دارند که به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم!

-خاندان هاشمی رفسنجانی
فرزندان مرحوم هاشمی رفسنجانی همگی برای خود داستان‌هایی طولانی دارند اما از این بین پرونده وحواشی فائزه و مهدی از بقیه بیشتر به چشم می‌خورد.

فائزه هاشمی در کنار فعالیت‌های سیاسی، ‌نیم نگاهی نیز به فعالیت رسانه‌ای داشت. حضور در مجلس پنجم، مدیرمسئول نشریه توقیف شده زن و تجربه 6 ماه زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام نکاتی است که باید در کارنامه سیاسی او به آن پرداخت. مهدی نیز مانند خواهرش فائزه، زندان را تجربه کرده است؛ او از سال 94 به اتهام رشوه به 10 سال زندان محکوم شد.

-محمدتقی کروبی
فرزند ارشد کروبی اگرچه در عرصه حقوق و روابط بین الملل صاحب نظر است اما بعد از حصر پدرش به تریبونی برای پیگیری مطالبات پدرش تبدیل شده است و بیشتر به دلیل مصاحبه با رسانه های خارجی شهرت یافته است. حسین کروبی نیز در داخل ایران تبدیل به یک پیام رسان برای پدرش شده است.

-فاطمه حسینی
وی فرزند صفدر حسینی وزیر کار و وزیر اقتصاد دولت هشتم و رئیس سابق سازمان صندوق توسعه ملی است. همزمانی حضور او در مجلس دهم و قرار گرفتن نام پدرش در لیست دریافت کنندگان حقوق‌های نامتعارف، موجب شد تا ترکش‌های این اتفاق، او را هم بی نصیب نگذارد. تا جایی که برخی حضور او در مجلس را به واسطه جایگاه پدرش در جبهه مشارکت و فعالیت های اقتصایش یاد کردند. نطق او در دفاع از فعالیت های اقتصادی پدرش و ماجرای «سفره انقلاب» انتقادات زیادی متوجه خود ساخت.

اقیانوس بیکران آقازادگیسم!
همانطور که دیدیم آقازادگی بعد مثبت و منفی ندارد چه خوش‌خیم باشد و چه بدخیم، ریشه‌اش باید خشکانده شود. در غیر این‌صورت با مدل تفکر جناح‌های سیاسی، فاصله مردم و نظام با این رفتارهای سرمایه‌داری زیاد می‌شود. آیا بهتر نیست که جناح‌های سیاسی کشور به جای استفاده کردن از این واژه در جهت کوبیدن طرف مقابل، برای درمان واز بین بردن آن قدم بردارند؟!

پروژه سریال آقازاده ما را در اقیانوس بی کران "آقازادگیسم" غرق کرد. در پرونده های بعدی به مباحثی از جمله علت ورود موسسه اوج به این سبک فیلمسازی سخن خواهیم گفت و پرونده یکی از بازیگران این سریال را که خودش با امتیاز آقازادگی به این جایگاه رسیده است را بررسی خواهیم کرد.

گزارش از محمد رمضانی

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
[1399/06/16 - 00:36]
سریال خوبیه. گزارش شما هم عالی بود.هم به اصولگرایان پرداخته هم اصلاح طلبان .کار موسسه اوج عالی بود
تورهای مسافرتی آفری