گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 374818

در میزگردی با حضور فعالان تشکل‌های دانشجویی مطرح شد؛

خطیب‌دماوندی: سیاست دموکرات‌ها در مقابل ایران با پنبه سر بریدن است/ کریم‌خانی: سیاست خارجی دولت مبتنی بر سازش و خوش‌بینی است

یکی از این فعالان دانشجویی گفت: در زمان اوباما، سیاست اصلی این بود که با اجماع دول کشورهای جهان یک تهاجم علیه ایران داشته باشد، وجه تمایز آن این است که هیچ زمان دموکرات ها به صورت رسمی اقدام به کنش نظامی علیه ایران نکنند در صورتی که جمهوی خواهان اینکار را به راحتی انجام می دهند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ با حضور نمایندگان انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی و نماینده بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی به مناسبت 13 آبان سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، میزگردی درخصوص عملکرد سیاست خارجه ایران درمقابل با آمریکا (دموکرات ها و جمهوری خواهان) برگزار شد.

در این میزگرد به عملکرد سیاست خارجه و نحوه مقابله های ایران در چند سال اخیر با دولت آمریکا پرداخته شد و هرکدام درخصوص دو جریان دموکرات ها و جمهوری خواهان و انتخابات پیش رو آمریکا به بحث و گفتگو پرداختند.

مهدی خطیب دماوندی نماینده بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی: پیرامون این سوال ما لاجرم می توانیم یک گذر تاریخی داشته باشیم که به هرحال رویه دموکرات ها در این چندسال که درقبال ایران داشته اند به چه صورت بود. ما اگر بخواهیم تاریخ سیاسی ایالت متحده آمریکا را بعد از انقلاب اسلامی ایران درنظر بگیریم جز ترامپ،۶ رئیس جمهور دیگر آمدند که ۳تا آن دموکرات و۳تا دیگر جمهوری خواه بودند.

سه رئیس جمهور دموکرات آمریکا یکی آقای کارتر بود دیگری آقای بیل کیلینتون و آقای اوباما، هرسه این ها به هرحال سیاست هایی که در قبال ایران اعمال کردند، سیاست های با پنبه سر بریدن بود یعنی وجه افتراق بین حزب دموکرات و جمهوری خواه از گذشته تا دیر باز همین بوده است، جمهوی خواها اساسا مشی‌شان، مشی است که از جلو چاقو می کشند و آن روند مقابله، روند جنگ طلبانه و ستیزی که دارند را خیلی علنی بیان می کنند ولی دموکرات ها اینگونه نیستند و مشی آن ها مشی لیبرال دموکراسی است.

اصولا کسانی هستند که با گفتگو و تعامل اهدافشان را پیش می برند، هردو در نهایت هدفشان حفظ جایگاه قدرت آمریکا در عرصه بین المللی است و هردو می خواهند ارزش آمریکا را همواره سرفراز نگه دارند. تاکتیک دموکرات ها این است که با پنبه سر می برند یعنی از جلو می خندند و خنجرشان را از پشت فرو می کنند.

در زمان اوباما، سیاست اصلی این بود که با اجماع دول کشورهای جهان یک تهاجم علیه ایران داشته باشد، وجه تمایز آن این است که هیچ زمان دموکرات ها  به صورت رسمی اقدام به کنش نظامی علیه ایران نکنند در صورتی که جمهوی خواهان اینکار را به راحتی انجام می دهند.

یکی از چهره های بسیار راهبردی و استراتژیک نظام جمهوری اسلامی ایران که سردار سلیمانی بودند را در سطح منطقه مورد هدف قرار دادند و ترور کردند ولی هیچ زمان دموکرات ها همچین مشی در مقابل ایران نداشتند، اوباما علنا میگفت که ما روی میزمان گزینه نظامی داریم ولی این گزینه نظامی روی میز صرفا بخاطر یک ابزار بود که ایران را تحت فشار قرار دهد و جنگ روانی ایجاد کند.

کرم خانی - مسلم خلخال - دماوندی

علیرضا کریم­‌خانی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی: ما هفت سال است که یک جریان در کشورمان سر کار آمده که مبتنی به آن عقبه ایدئولوژی که دارد، دستگاه محاسباتی آن قادر به تحلیل واقع بینانه مسائل بین المللی نیست. تحلیل واقع بینانه یعنی اینکه مبتنی بر تجربیات تاریخی باشد، این سال ها مشی جمهوری خواه ها و دموکرات ها به روش های مختلف چاقو زدن بوده است ولی این تجربه تاریخی را نمی بینند.

علاوه بر این حتی آن چیزهایی که به صورت آکادمیک آقایون می گویند که ما درس خوانده اش هستیم و کار بلدیم به آن توجه نمی کنند. یکی از مصادیق آن این است که به مولفه های قدرت ساز توجه نمی کنند و درواقع آن را هدر می دهند، نمونه واضح آن برجام است که آن قدرت هسته ای که داریم که مولفه قدرت ساز است و یکی از پایه های آن این است که می توانید جلوی دشمن خود حرفی برای گفتن داشته باشید می آیند مشتت را باز می کنند و برای طرف مقابلت اطمینان حاصل می شود که ما دیگر روی این مولفه حساب نمی کنیم.

علت اهمیت این بحثی که عرض کردم این است که ما امروز هم شاهد این هستیم که این بزرگواران هنوز هم متحول نشده اند و درس نگرفته اند. این هفت سال تجربه ای که هم با دموکرات ها داشتند و هم با جمهوری خواهان و از اول انقلاب هم این تجربه را دیده اند و باز هم می خواهند این تئوری از بین رفته و لگدمال شده را زنده و احیا کنند. وگرنه این موضوع از روز اول انقلاب در شعارهای مردم مشخص است که "ما می جنگیم با شیطان، چه کارتر چه ریگان" یعنی تفاوتی از این بابت خود ملت و رهبران انقلاب قائل نبوده است که این دوحزب و دوجریان باهم تفاوتی دارند.

اما در هفت سال به خصوص همواره سیاست خارجی ما یک مشی مشخص داشته و معتقدم که با این شیفت گفتمانی که ترامپ داشت و به قولی مستقیم تر برخورد می کرد باز هم مشی سیاست خارجی دولت تغییری نکرد. در دوره اوباما سیاست خارجی مبتنی بر خوش بینی، سازش و نگاه به بیرون بود که در دوره ترامپ هم به همین صورت است با این تفاوت که آب ندیدند وگرنه شناگران ماهری هستند.

 یعنی ترامپ فرصتی ایجاد نکرده که بخواهیم با آن وارد مذاکره شویم یا بابی باز شود که بتواند همان سیاست سازش محور را پیش بگیرد، کما اینکه مثال هایی هم وجود دارد با اینکه ما از طرف ترامپ روی خوش ندیدیم اما از طرف دولت ایران همچنان این تمایل وجود داشته است. نمونه آن ماندن در برجام، انتظارشان برای اینستکس و تلاششان برای تصویبFATF , تمام این ها مصادیقی است که ما می خواهیم گوشه چشمی از آمریکا ببینیم. لذا معتقدم بر اینکه دوره هفت ساله مشی دولت سیاست خارجه ایران همیشه نگاه به بیرون بوده، نگاه به غرب بوده، در دولت اوباما خیلی واضح تر و در دوره ترامپ با شرایط سخت تری.

مهدی خطیب دماوندی نماینده بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی: نظام ما همواره نظام امت محوری است نه ملت محور، این مسئله خیلی مهم است. این چیزی که مردم نسبت به آن بی تفاوتند و فرهنگ گفتمانی آن انجام نشده و خیلی ها هم به آن واقف نیستند. زمانی که قانون اساسی را در مشروع مذاکرات مجلس خبرگان می نوشتند، شهید بهشتی و کسانی که خبرگان قانون اساسی بودند، قانون اساسی را به گونه ای تدوین کردند که یک رویکر دوگانه قانون اساسی و نظام داشته باشد، یک رویکر ملت محور و یک رویکر امت محور.

رویکر ملت محور محصور در عرض جغرافیایی نظام جمهوری اسلامی ایران با قوای سه گانه و قوای رهبری، این یک رویکرد داخلی است. ما یک رویکر خارجی داریم که ناظر آن بحث امت محور است، ما امت اسلام داریم نه ملت اسلام.

یک مسئله مهم توجه به امت محور بودن است که آیا این تعامل ما با آمریکا منطبق با امت محور است یا نه، مسئله دیگر این است که ما یک کشور مردم سالاری دینی هستیم. نظام مبتنی بر رای و نظر مردم است. ما باید یک مزاج سنی انجام دهیم در زمان احمدی نژاد رویکرد و طبع مردم ایستادگی و مقابله با استکبار بود، دو سال آخر احمدی نژاد آنقدر فشار و تحریم های نفتی ازسمت دولت آمریکا شدید شد که یک فشار اقتصادی در کشور بوجود آمد.

بحث مذاکره با آمریکا درکشور ما موضوعیت ندارد. مردم ما به دلیل اینکه الان در فشار اقتصادی هستند و دولت نمی تواند وضع معیشت مردم را سامان دهد،خواستار مذاکره با آمریکا می شوند، اگر وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی کشور ساماندهی شود برای مردم مهم نخواهد بود که تعامل و مذاکره بین ایران و آمریکا وجود داشته باشد یا نداشته باشد. در واقع مردم وقتی از درون کشور ناامید می شوند به خارج از کشور رجوع می کنند.

درمسائل بسیار مهم اقتصادی سیاسی اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت بگیرد، یعنی به طور مثال در بحث فوق العاده مهمی مثل برجام که تبدیل به یک پروژه ملی می شود اگر مجلس شورای اسلامی قادر به تصمیم گیری نبود، همه پرسی بگذارد که آیا ماندن در برجام اتفاق بیفتد یا نیفتد.

اگر مجلس و دولت ما در آن زمان در بحث برجام نظر مردم را دخیل می کرد، ما الان یک اثر مثبت و یک دستاورد بسیار مهم داشتیم آن هم این بود که مردم در قضیه برجام ابتدا چوبش را می خوردند و مسئولیت به گردن می گرفتند. زیرا مردم خودشان نظر ندادند و تصمیم گیری نکردند که در این زمان بحث از مذاکره با آمریکا می زنند و مسئولیت به گردن نمی گیرند.

علیرضا کریم­‌خانی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی: میخواهم شباهت های ترامپ و بایدن را بررسی کنم که در طول این سال های متوالی ما معتقدیم مشی هر دو آن ها یک چیز بوده است. مشی آن ها این بود که دست ایران را از قدرت تهی کنند، چه قدرت هسته ای،چه قدرت منطقه ای و چه قدرت نظامی. نقطه بحث از اینجا آغاز می شود که ترامپ و بایدن هر دو هم صدا باهم هستند که برجام ناقص است.

ترامپ روزی که از برجام خارج می شود۱۲شرط می گذارد که اگر این اتفاق ها بیفتد من به برجام باز می گردم، محدودیت ها طولانی مدت و دائمی شوند، امکان بازرسی افزایش پیدا کند، برنامه موشکی متوقف شود، توسعه نفوذ منطقه ای متوقف شود، این شرط ها را برای ایران مطرح می کند. از آن سمت شما نگاه کنید بایدن هم یکی دو ماه پیش یادداشتی بهCNA با عنوان "راه های هوشمندانه تر برای سخت گیری علیه ایران" می نویسد. آنجا همین مباحث را مطرح می کند و به ترامپ این انتقادات را اعلام می کند که تو نتوانستی به اهدافت خوب عمل کنی و ما همین گسترش محدودیت های هسته ای، بحث موشکی و منطقه ای را پیش خواهیم گرفت.

کریمخانی علیرضا - 13 آیان

اما نکته مهمی که بایدن می گوید این است که "من برگشت به برجام را نقطه شروعی میدانم برای مذاکرات بعدی"و همان رویکردی که دست ایران را از مولفه های قدرتمندسازش بخواهد تهی کند. بایدن با این تیتر و عنوان"راه های هوشمندانه تر برای سخت گیری علیه ایران" شمشیر را از رو بست. نقطه اشتراک دیگر تعامل هردو آن ها با اسرائیل است، تضمین امینت اسرائیل را هردو آن ها دارند و در این مورد هم کاملا با یکدیگر تفاوتی ندارند. در واقع تنها تفاوتی که آن ها باهم در قبال ایران دارند، تفاوت روشی است.

به طور مثال ترامپ کاملا یک طرفه،یک جانبه و در واقع تک روانه اهدافش را اجرایی می کند و به متعهدشان هیچ توجهی نمی کند، با اروپا بهم می زند و اجماع جهانی را ازبین می برد،اما بایدن اینگونه نیست و اگر بیاید دوباره این اجماع جهانی را برمیگرداند و اروپا هم تحمل این را ندارد که تا حدی از آمریکا دور بماند و با آن تنش داشته باشد، کما اینکه نگاه کنید مکرون می گوید: تلاشم بر این است که یک سیاست الزام آوری علیه ایران داشته باشیم که توافق هسته ای را تکمیل کنیم و محدودیت ها را بیشتر کنیم و باز با برنامه موشکی مقابله کنیم.

در رابطه با تفاوت ها مهم ترین تفاوتی که دارند همان اجماع جهانی است و نکته مهم دیگر در تفاوت ها، با حضور بایدن در کاخ سفید یک اتفاق مهمی که می افتد این است که احتمالا چین یا روسیه به طور مستقیم با آمریکا تنش نداشته باشد و همان بحث اجماع جهانی را بهتر ببینیم.

مهدی خطیب دماوندی نماینده بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی: اصولا در تعامل و مذاکره با آمریکا باید مشاهده کنیم که رویکرد ما یک مذاکره مطلق است یا مذاکره مقید. زمانی که می گوییم مذاکره با آمریکا مطلقا ممنوع با مذاکره با آمریکا مقیدا ممنوع کاملا متفاوت است. بعداز خارج شدن آمریکا از برجام مقام معظم رهبری با صراحت کلام عنوان کردند که مذاکره با آمریکا مطلقا ممنوع یعنی تحت هر شرایطی ممنوع است و ما نمی توانیم از مذاکره مقید نام ببریم.

الان بحثی که مطرح می شود دراین شرایط اقتصادی رهبری باید جام زهر را بنوشد این حرف مطلقا حرف باطل و بی اساسی است و حرف هایی که صرفا در جامعه تنش زا است و با منطق عقلی در تضاد است. آن ها برای به ثمر رساندن هدفشان و انتخابات ۱۴۰۰ جمهوری اسلامی ایران نتیجه بگیرند، همچین فرایند گفتمانی را در جامعه به کار گرفتند.

اگر بخواهم بدون تعارف عرض کنم گرانی های اخیر ارز، طلا و سکه به طور عمد از سمت دولت انجام می شود، اما به چه دلیل؟ دولت بازی برد برد انجام می دهد. دولت قیمت طلا و ارز را بالا می برد و منتظر می شود که در انتخابات آمریکا چه اتفاقی می افتد، اگر بایدن انتخاب شد قیمت ارز، طلا و سکه را پایین می کشد و می گوید مردم الان که بایدن آمد، فرآیند مذاکره مجدد باز شده و قیمت ها پایین آمد.

مهدی خطیب دماوندی - 13 آبان

دولت با ایجاد نوسان ارزی عملا دارد با مردم بازی می کند و این عمل دو دستاورد برای دولت دارد: در ابتدا باب مذاکره را باز می کند و می گوید دموکرات ها آمدند و وقت مذاکره است و باب دوم شرایط را برای انتخابات ۱۴۰۰ فراهم می کند. چنانچه بایدن بیاید و این بازی دولت محقق شود دوباره یک محبوبیت در ذهن مردم ایجاد می کند.

ما نمی توانیم در مورد انتخابات آمریکا صحبت کنیم اما در مورد انتخابات ایران صحبت نکنیم زیرا کاملا به هم پیوسته است. مورد دیگری که می خواهم با صداقت بیان کنم این است که متاسفانه سیستم نظارت بر دولت قفل شده است. یکی از ابزارهای بسیار مهم نظارت بر دولت، استیضاح است.

علیرضا کریم­‌خانی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی: بحث ترامپ یا بایدن اصلی ترین دلیلش عملکرد دولت است، یعنی دولت طی این سالها همه شرایط اقتصادی و سیاسی کشور را در مقابل آمریکا شرطی کرده است و با یک رویکرد نگاه به بیرون همیشه ما درگیر این هستیم که جمهوری خواه بیاید به نفع ماست یادموکرات بیاید، نگاهمان به داخل نیست.‌

مسئله ای که رهبری بارها بیان کرد و سعی کرد گفتمان سازی شود اما نشد و نتیجه اش این است ما امروز نشسته ایم اینجا و بحث می کنیم که ترامپ بیاید بهتر است یا بایدن! همین امروز بود که مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفت دیگر تحریم جدیدی نمانده که ما اعمال کنیم.

ما نباید از آمدن الاغ های دموکرات خوشحال شویم و نه مردم را از آمدن فیل های جمهوری خواه بترسانیم ولی تحلیل شخصی بنده این است که آمدن ترامپ برای ما در بلند مدت بهتر است و چهره آمریکا را واقعی تر می کند، درست است که در کوتاه مدت بایدن می آید و تحلیل هایی وجود دارد که با آمدن بایدن قیمتها پایین می آید و مردم فریب می خورند که دموکرات ها آمدند و سراغ مذاکره برویم و عملا این گفتمان جا می افتد که آمریکا با ما مشکل نداشت و ترامپ با ما مشکل داشت.

 بند شش بیانیه گام دوم قانون اسلامی میگوید: عزت ملی، روابط خارجی و مرزبندی با دشمن شاخص های اصلی عزت، حکمت و مصحلت روابط بین المللی است. بحث عزتمندی نظام جمهوری اسلامی بحث دو دوتا چهارتاست، چه زمانی کشور عزت مندی خواهیم بود زمانی که در هر عرصه ای کشور قدرتمند شویم و وابسته به کشورهای دیگر نباشیم.

اگر ما در جمهوری اسلامی اقتصاد قدرتمندی داشته بایم به تبع آن کشور عزتمندی می شویم و نیازی به بحث مذاکره با آمریکا پیدا نخواهیم کرد. اگر کشور قدرتمندی شویم خود آمریکا برای مذاکره التماس خواهد کرد.

مذاکره با آمریکا حتی اگر موفق نباشد کشور ما را وابسته می کند و دیگر استقلال آزادی محقق نخواهد شد. مشکل دولت های ما این است که وقتی سرکار می آیند در کوتاه مدت میخواهند به بهترین نتایج دست پیدا کنند و متوجه خواهند شد که این درمان بلند مدت خواهد بود به همین دلیل لاجرم به مسکن های زود گذر روی می آورند و به کشورهای دیگر وابسته می شوند.

گزارش از مسلم خلخال

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
تورهای مسافرتی آفری