گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 377328

در نامه مسئول نهاد رهبری در دانشگاه فرهنگیان خطاب به وزیر علوم مطرح شد؛

دانشگاه فرهنگیان مرکز اصلی نظام تعلیم و تربیت است نه فرصت جبران ناکامی دولت‌ها در ایجاد اشتغال

در قسمتی از نامه مسئول نهاد رهبری در دانشگاه فرهنگیان آمده است: نکته دیگر دوپاره کردنِ برنامه درسی تربیت معلم به دو بخش تربیت علمی و تربیت حرف های است. این نگاه و سپردن بخشی از برنامه درسی به یک موسسه و بخشی دیگر به دانشگاهی دیگر حتماً مفروضاتی دارد که با روح اسناد بالادستی و هدف غایی تربیت معلم در دانشگاه فرهنگیان و «طراحی کلان (معماری) برنامه درسی تربیت معلم» (تهیه شده در زمان مدیریت خود جناب آقای دکتر مهرمحمدی) ناسازگار است .

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سید امین‌الله دادگر مسئول نهاد رهبری در دانشگاه فرهنگیان (سازمان مرکزی) در واکنش به نامه وزیر علوم به رهبر معظم انقلاب در باره دانشگاه فرهنگیان جوابیه ای صادر کرد.

متن کامل این نامه به شرح ذیل است:

در مورد تربیت معلم جهت جذب معلم از غیر مسیر دو دانشگاه تربیت معلم، واقعا با وجود وتاکید صریح اسنادی چون ؛ سند تحول بنیادین و نقشه جامع علمی کشور و سیاست های کلی ابلاغی امام امت جامعه اسلامی و برنامه ششم توسعه کشور و تاکیدات صریح امام جامعه اسلامی چه باید گفت ؟ شاید اگر این نصوص و صراحت های روشن قانونی و ضرورت و اهمیت التزام مسئولین در نظام جمهوری اسلامی ایران به این اسناد و نیز فرامین حکیمانه امام جامعه و دلالت های تربیتی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی نبود نمی شد با قاطعیت تمام از وجوب عقلی و ضرورت و لزوم چنین دانشگاه ماموریت محور و تربیت محور فرهنگیان سخن گفت . کاش بجای فرصت سوزی ها موانع و چالش های کمی و کیفی این دانشگاه تاکنون برطرف شده بود !

اگر بجای وزیر محترم علوم بودم موانع و چالش های دانشگاه فرهنگیان را بطور حداکثری برطرف می نمودم و تمام دانشکده های علوم تربیتی و بودجه و امکانات آنها را به دانشگاه فرهنگیان منضم می نمودم و برای نظام تربیت معلم جمهوری اسلامی ایران از نظر کمی و کیفی سنگ تمام می گذاشتم و دستان خیرین حامی دانشگاه فرهنگیان را می بوسیدم .

قاعدتا وزیر محترم علوم و وزیر محترم وقت آموزش و پرورش توصیه های اختصاصی و ویژه رهبر حکیم انقلاب ( در اتاق استقبال و پذیرایی از رهبر معظم انقلاب در دانشگاه فرهنگیان ) را فراموش نکرده اند! امان از غفلت امان از غفلت!!

لذا در مورد نامه سوم آذر وزیر محترم علوم به مقام معظم رهبری ، انتقاداتی وجود دارد که در ادامه خواهد آمد؛

1. نامه وزیر محترم علوم

نامه شماره 187736/ و مورخ 3/4/99 وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری، به امام خامنهای مدظله العالی حاوی دو مغالطه آشکار از سنخِ «اجتهاد در مقابل نص» است.

الف) در صدر نامه به «فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مسئولین محترم وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان» استناد میشود و در ذیل نامه، با اجتهاد در مقابل نص، با نادیده گرفتن منصوصات بیانات معظم له در دیدار  11 شهریور 1399، پیشنهاد جذب معلم از دانش آموختگان سایر دانشگاهها مطرح میشود. در صورتی که بیانات امام خامنهای منصوص است و نه حتی ظاهر:

«باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی و ظرفیت‌سازی شود که معلمان سراسر کشور، فقط از مسیر این دو دانشگاه [دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی] وارد آموزش و پرورش شوند و مجلس شورای اسلامی نیز باید در تصویب طرح ها به‌گونه‌ای عمل کند که خارج از مسیر این دو دانشگاه، ورودی به آموزش و پرورش وجود نداشته باشد.»

ب) عجیب آنکه در ذیل نامه وزیر محترم ، برای تایید پیشنهاد فوق الذکر، به ماده 28 اساسنامه استناد می شود در صورتی که ماده 28 اساسنامه، مقید است به «رشته هایی که در دانشگاه فرهنگیان امکان توسعه وجود ندارد» و اینچنین تصریح میکند:

«تامین بخشی از نیازهای خاص آموزش و پرورش در رشته هایی که امکان توسعه آن از طریق دانشگاه وجود ندارد، مطابق ضوابط و مقررات وزارت آموزش و پرورش از میان دانش آموختگان سایر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و پژوشی کشور و حوزه های علمیه، مشروط به گذراندن دوره یکساله مهارت آموزشی در دانشگاه بلامانع است»

حقوقدانها حتماً میدانند که قواعد فهم متن اجازه «اجتهاد در مقابل نص» را نمیدهد؛ اما سادهانگاری است که این هجمه به دانشگاه فرهنگیان را به متن فروبکاهیم و از فرامتن آن غافل شویم. مسئولان محترمی که رهبر معظم انقلاب خطاب به آنها حمایت و پشتیبانی از این دانشگاه را به صراحت تاکید و مطالبه فرمودند ، باید اولا مجلس شورای اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی را دور نزنند چرا که در صورت انجام مطالعه و پژوهش مناسب در موضوعات و مسائل موجود و دست یابی به یافته های جدید ،آنها گوش شنوایی خواهند داشت و قانون را اصلاح خواهند کرد و ثانیا پاسخگوی نوع و میزان حمایت و یا «عدم الفعل»های خود در قِبال تکالیف قانونی خود در تجهیز و پشتیبانی و فراهم آوردن زیرساخت ها و ردیف استخدامی به دانشگاه فرهنگیان باشند؛ در فرامتن نیز دیده ایم و الان هم می بینیم که اجتهاد کرده اند و تضعیف این دانشگاه را دامن میزنند. مصادیق این نکته، فراوان است و فرصت اندک.

2. متن جناب آقای دکتر مهرمحمدی:

سرپرست محترم پیشین دانشگاه فرهنگیان در متنی مورخ 4 آذر 99 در مورد نامه فوق الذکر وزیر محترم علوم، مواضعی را اظهار داشتهاند. ایشان در قامت استاد تمام برنامه درسی قابل احتراماند اما در قامت شخصیت حقوقی پیشین خود در عین برخی زحمات و خدمات آکادمیک برای نظام تربیت معلم ( که آموزه های اسلام عزیز به ما آموخته بعنوان یک مسلمان قوت ها و ضعف ها و فرصت ها و تهدیدها را باید در کنار هم دید شاید فرصت دیگری برای ارزیابی تحلیلی و توصیفی این مهم باشد ) ، قاعدتا باید با توجه به حمایت تمام قد وزیر محترم وقت از جناب آقای دکتر مهرمحمدی و اقتضائات موجود در آن زمان ، بابت فرصت های فراوان از دست رفته 52 ماهه در زمینه جذب دانشجو معلم و رفع کمبود معلم (تکلیف اساسنامه دانشگاه) و روندی تنازلی آن از تقریبا 21هزار به تقریبا 4 هزار در جایگاه سرپرستی دانشگاه فرهنگیان پاسخگو باشند.

در مورد متن جناب آقای دکتر مهرمحمدی نیز نکاتی وجود دارد:

اولا در مغالطه ای آشکار، انجام وظایف قانونی و مصوب دانشگاه فرهنگیان را «انحصارگرایی» میخوانند و با این مفروضه اثبات نشده و مغالطهآمیز پیشنهاداتی برای خروج از این انحصار ارائه میکند. با این منطق، سوال این است که چرا انحصاراتی که در اسناد بین المللی و تجویزات آموزشی و تربیتی یونسکو وجود دارد، باید مُطاع بیچون و چرا باشد! و یا چرا همین تجویز، نباید انحصارزدایی شود! (می بینیم که آش چقدر شور خواهد شد؟)

ثانیا مغالطه دوم در تفکیک «علم تربیت معلم» و « عمل تربیت معلم» در «تجویزِ انحصارزدایی» است! آقای دکتر مهرمحمدی انحصار را در اولی جایز و در دومی ممنوع میداند و از لزوم انحصار زدایی در عملیات تربیت معلم از دو دانشگاه تربیت معلم (یعنی دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی) سخن می گویند . منظور از «انحصار در تولید علم تربیت معلم» این است که این تولید باید در انحصار دانشکدههای علوم تربیتی باشد. این اندیشه منطقاً با چند پرسش مواجه است:

الف) اگر به دلیل ضعف زیرساخت های دو دانشگاه تربیت معلم و ضعف در عملیات تربیت معلم، باید از آن انحصارزدایی کرد؛ چرا همین حدوسط (یعنی ضعف) را برای استدلال به رفع «انحصار تولید علم تربیت معلم از دانشکدههای علوم تربیتی» بکار نبندیم و اینگونه استدلال کنیم که به دلیل ضعف این دانشکدهها در تولید علمِ تربیت معلم بومی، از آنان انحصارزدایی کنیم و دیگر دانشکدهها و دیگر عرصه های دانشی را به خدمت نگیریم؟! جالب آنکه جناب آقای دکتر مهرمحمدی در متن مذکور به این ضعف اشاره میکند و مینویسد: «اگر  به روال صدساله گذشته و به ویژه 60-70 سالی که از تاسیس دانشکده های علوم تربیتی میگذرد [نگاه کنیم] هیچ بخشی از آموزش عالی به این عرصه [ساحت نظری و آکادمیک تربیت معلم] ورود پیدا نکرد».  

ب) نکته دیگر آنکه چرا به واقعیت «ضعیف نگهداشتنِ» و «تضعیف زیرساختی / ساختاری/نهادی/بودجهای و ...» عملیات تربیت معلم در دو دانشگاه متولی تربیت معلم، توجه نکنیم و چرا مسئولین ذیربط ( دو وزارتخانه علوم و آموزش و پرورش و نیز دانشگاه فرهنگیان ، پاسخگوی تکالیف قانونی خود و «عدم الفعل»ها نباشند؟

نکته دیگر دوپاره کردنِ برنامه درسی تربیت معلم به دو بخش تربیت علمی و تربیت حرفهای است. این نگاه و سپردن بخشی از برنامه درسی به یک موسسه و بخشی دیگر به دانشگاهی دیگر حتماً مفروضاتی دارد که  با روح اسناد بالادستی و هدف غایی تربیت معلم در دانشگاه فرهنگیان و «طراحی کلان (معماری) برنامه درسی تربیت معلم» (تهیه شده در زمان مدیریت خود جناب آقای دکتر مهرمحمدی) ناسازگار است و در کسب و اکتساب شایستگیهای مذکور در اسناد فوق الذکر حتماً اختلال ایجاد میکند. در این بخش انتقاداتی از منظر فلسفه برنامه درسی، فلسفه تربیت معلم و فلسفه تربیت اسلامی وجود دارد که فرصت آن نیست.

در پایان عقل و دل می گوید ؛ با دلالت ها و قرائن متعدد باید گفت نظام تربیت معلم یک مساله حاکمیتی است و دانشگاه فرهنگیان مرکز ثقل اصلی نظام تعلیم و تربیت است نه فرصت جبران ناکامی های دولت ها در ایجاد اشتغال برف انباری!

آیا در این کشور اسلامی ، دستگاه های نظارتی و بازرسی در قبال عدم توجه به قانون و اسناد بالادستی و سیاست های ابلاغی امام جامعه وظیفه ای ندارند؟ چرا عده ای در دولت های گوناگون و مسائل متعدد ازجمله مساله دانشگاه فرهنگیان به بهانه های مختلف، اجتهاد در مقابل نص می نمایند؟!

حال که وزیر محترم علوم خواسته یا ناخواسته بجای تقویت دانشگاه فرهنگیان و ایجاد فرصت ترویج گفتمان تربیت معلم در آموزش عالی بعنوان اولویت در گام دوم انقلاب و تحکیم و تعالی آن، تزلزل و تضعیف این دانشگاه خیلی مهم را کلید زده اند، شاید با مثبت اندیشی بتوان گفت فرصتی را فراهم نموده اند تا رهبر عزیز انقلاب اسلامی در صورت مصلحت در پاسخ به این نامه ( آنهم در صورت ضرورت در پاسخ) وزرای محترم علوم و آموزش و پرورش را اولا مکلف فرمایند که نسبت به رفع نواقص و کمبودهای مشخص این دانشگاه در زمان مشخص اقدام نمایند و ثانیا هیات امناء این دانشگاه در صورت صلاح دید توسط رهبر حکیم انقلاب تعیین می شد تا این دانشگاه از حمایت سه قوه و شورای عالی انقلاب فرهنگی دقیق تر برخوردار شود و با آمد و شد دولت ها اینقدر مظلوم و محل تاخت و تاز سیاسیون واقع نشود و سالانه نیز هیات محترم امناء مکلف به ارائه گزارشی از عملکرد خود در زمینه تکوین و تحول و تعالی نظام تربیت معلم جمهوری اسلامی دانشگاه فرهنگیان به امام امت می شدند.

لذا بدلایل متعدد عقلی و شرعی و منطقی و قانونی ؛ نخبگان دانشجویی مومن و انقلابی و دانش آموختگان مومن و انقلابی و موفق این دانشگاه و دهها عضو هیات علمی و مدرسان این دانشگاه و این خادم کوچک نظام تربیت معلم دانشگاه فرهنگیان؛ اولا آماده گفتگو و مباحثه و ثانیا دفاع عالمانه و کارشناسانه و ثالثا حتی جهاد در دفاع از دانشگاه فرهنگیان هستم و در عین آمادگی برای شنیدن حرف حساب و استفاده از نظرات کارشناسی و عالمانه ، اجازه نخواهیم داد خارج از قوانین موجود و منویات امام امت اسلامی بار دیگر دانشگاه فرهنگیان تضعیف و یا تعلیق و تربیت نسل آینده این مرز و بوم دچار چالش شود.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
تورهای مسافرتی آفری