گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 379412

کوتاه درباره ماجرای اخیر سرباز نظام وظیفه؛

ما و تکلیفمان با کارخانه «نفرت پراکنی»!

زیرا ما با یک رویه طرفیم، با یک پدیده طرفیم که از اساس دارد تولید نفرت میکند، از پایه دارد تبعیض آفرینی میکند، از درون اپوزیسیون بیرون میدهد. ما با یک رویه طرفیم که کرامت انسانی خدشه دارد میکند، عمر تلف میکند، ازدواج به تاخیر می اندازد، مشکل معیشتی ایجاد میکند، استعداد سوزی میکند، بیراهه میرود.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در هفته جاری خبری در رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر شد که براساس آن یک مقام قضایی(بازپرس) در دادگستری شهرستان بابل پس از آنکه سربازی که او را نشناخته و از او تقاضای کارت شناسایی می‌کند، برخوردی زننده و غیرقابل باور با سرباز وظیفه مورد نظر انجام می‌دهد. روایت‌ها متفاوت و حاکی از آن بود که این مقام قضایی که ظاهرا بازپرس بوده سرباز را به شکل تحقیرآمیزی مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد.

پس از انتشار این خبر، امیر دریادار دوم رحیمی پور، رئیس اداره سرباز سرمایه انسانی ستاد کل نیروهای مسلح ضمن تائید این اتفاق گفت: "ستاد کل نیروهای مسلح براساس وظیفه ذاتی خود که همان صیانت و پاسداری از حقوق سربازان است این موضوع را به جد پیگیر شده است."

این سرباز بابلی درباره این حادثه گفت: شامگاه دوشنبه به اتفاق پدرم به خدمت رئیس کل دادگستری استان رسیدیم و این مسئله حل شده است. وی با اظهار اینکه در جلسه با رئیس کل دادگستری که مسئولان ارشد قضائی و انتظامی حضور داشتند مسئله پیگیری و حل شد و بازپرس شعبه نیز از من دلجویی کرده است.

در این میان اظهارات متفاوتی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است، محمدامین سلیمی از فعالین سابق دانشجویی در صفحه شخصی خود پیرامون این مسئله نوشت:  اینها هیچکدام کافی نیست، یعنی اگر آن سرباز تشویق شود و تاج گل هم بیاندازند سرش و آن قاضی هم به طور کل اخراح شود و انفصال از خدمت بخورد هم ماجرا تمام نمیشود...

چرا؟ زیرا ما با یک رویه طرفیم، با یک پدیده طرفیم که از اساس دارد تولید نفرت میکند، از پایه دارد تبعیض آفرینی میکند، از درون اپوزیسیون بیرون میدهد.

ما با یک رویه طرفیم که کرامت انسانی خدشه دارد میکند، عمر تلف میکند، ازدواج به تاخیر می اندازد، مشکل معیشتی ایجاد میکند، استعداد سوزی میکند، بیراهه میرود.

پس هر آنچه در مسیر اصلاح این رویه به صورت کلان نباشد مخدر است، مقطعی است، زود گذر است... 

اما راه اصلاح کجاست؟ راه اصلاح آنجاست که برخی برادران بپذیرند خارج از معادلات مادی و محاسبه گرایانه و تامین نیروی انسانی به ماجرا نگاه کنند.

اجازه بدهند بحث و گفت و گو شکل بگیرد اجازه بدهند همه بفهمند زیر پوست این ماجرا چه میگذرد؟

از همه مهم‌تر وقتی صدای نقدمان بلند شد، عزیزان تلفن به دست به این و آن زنگ نزنند و پیامک نفرستند که ورود نکنید، حرف نزنید، تخصص شما نیست و از اینجور حرفها.....بپذیرند یک چیزی در این رویه چندساله غلط است. بپذیرند دور میز اصلاح بنشینند.

در ماجرای اخیر توقع نداشتم پیگیری اتفاق بیفتد، یعنی همینکه دوستان پذیرفتند به سرباز ظلم شده و دلجویی کردند و رسانه‌ای کردند خیلی قدم رو به جلویی است، برای خودش کلی پیشرفت است، حقیقتا نقطه امید است اما در حالتی که مقدمه شود برای اینکه صدای بقیه هم برسد، مقدمه شود برای توقف برخی چیزها...مقدمه شود که کسانی از خویش برون آیند و کاری بکنند.

آنجا میشود امید داشت که میتوان برخی چیزها را اصلاح کرد، وگرنه همان که بالاتر گفتم: مخدر است، مقطعی است، زودگذر است.

سلمان کدیور یکی دیگر از فعالین سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی نیز در صفحه شخصی خود نوشت:  لابد شنیده اید ماجرای سرباز بابلی را که می گویند عاقبت رضایت داده، اما بگذارید بگویم این خبر کذب است و ماجرا طور دیگر اتفاق افتاده و شما نباید فریب رسانه ها را بخورید.

دیروز که برای بررسی ماجرا جلسه ای با حضور سرباز و قاضی و داستان و فرماندهان و ... تشکیل شده و تصمیم رضایت را به آقای رئیسی تلفنی اعلام می کنند، که ایشان عصبانی شده و گفته: مگر مسئله شخصی است که با ریش سفید بازی حل شود؟ مسئله مسئله آبروی حکومت اسلامی است که قاضی سمبل آن است و وقتی یک قاضی که باید مجسمه عدل و تقوا باشد اینطور فرعونی رفتار می کند باید ما زنگ خطر را به صدا در بیاوریم که نکند ما هم دچار استبداد شده ایم؟ نکند شاه که رفته، مرام شاه و خان و قزاق زنده باشد هنوز و خبر نداریم.

این شده که قاضی را می برند همان اتاق، دستش را به پشت صندلی می بندند و به سرباز بابلی می گویند چند سیلی زد؟ سرباز می گوید شش تا دادستان می گوید، آقای رئیسی می گوید شش تا سیلی محکم بزن تا قصاص شود.

جوان هم مثل خود قاضی، کتش را در می آورد، آستینش را بالا می زند و می آید بزند، دلش رحم می آید و می گوید، می شود نزنم؟ می شود ببخشم؟ آقای رئیسی از پشت خط می گوید نه، این حق همه سرباز های تحقیر شده این سال هاست، نمی توانی ببخشی. بزن تا حساب دست همه قاضی ها بیاید.

جوان هم چشمش را می بندد و با ضرب می زند توی صورت گوشتالوی ضارب و دومی و سوی و... تا شش تا. بعد آقای رئیسی می گوید گوشی را بدهید رئیس کل دادگستری استان و دستور می دهد:
اساعه این قاضی را اخراج کن چون صلاحیت ندارد. وقتی علی ابن ابیطالب قاضی اش را بخاطر صدای بلندش بر متهم، عزل می کند، تکلیف این آقا روشن است.

بعد دستور داده به دادستان کل کشور که از طریق مدعی العموم، خواستار تغییر و اصلاح روند خدمت سربازی شود و کار را از طریق قضایی پیگیری کند چرا که این سیستم فقط برای جمهوری اسلامی دشمن درست می کند نه سرباز فدایی.

آره. قصه دقیقش در عالم خیال من، آنجایی که حقیقت حکم می دهد نه مصلحت، در آن ناکجا آباد وعده داده شده آرمانی، اینطور است. شما هم قصه را به روایت من تعریف کنید.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
تورهای مسافرتی آفری