گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 381916

آرش فهیم در گفتگو با «خبرنامه دانشجویان ایران» مطرح کرد؛

«آقازاده» در پرداخت سوژه موفق نبود/ نمایش برخی از کشمکش‌ها در سریال جسارت‌آمیز است

این منتقد گفت: بزرگترین مشکل روایت سریال «آقازاده» این است که به طور عمیق و همه جانبه به این سوژه نپرداخته و باز هم در سطح برخی از معلول‌ها مانده است؛ نمایش پررنگ فساد یک آقازاده و تفریحات ناسالم و زندگی لاکچری او در این سریال، استفاده‌ای در حد ایجاد جذابیت و تحریک مخاطب برای خرید سریال بوده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی و اجتماعی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ «آقازاده» بهرنگ توفیقی بالاخره به ایستگاه پایانی رسید تا پرونده یکی از پرحاشیه ترین فیلم های شبکه نمایش خانگی بسته شود. حامد عنقا که در دومین حضورش در نمایش خانگی دست روی یکی از حوزه های جنجالی حوزه فیلمسازی گذاشته بود، توانست موفقیت چشمگیری را در این عرصه به دست آورد. سریالی که سوژه اصل آن درباره فساد اقتصادی یکی از آقازاده بود و در کنار آن به زد و بندهای سیاسی موجود در عرصه سیاست هم نیم نگاهی داشت. نکته جالب درباره آخرین ساخته بهرنگ توفیقی آن است که در ابتدا قرار بود این اثر در 24 قسمت به نمایش در آید که بعد از مدتی زمزمه ها از تولید «آقازاده» در 28 قسمت حکایت داشت، اما در نهایت قصه این سریال در 29 قسمت به سرانجام رسید تا یکی از جدی ترین سریال های سیاسی ایرانی به نقطه پایان برسد. البته این سریال از همان قسمت های اول با حواشی زیادی همراه بود که از جمله آن می توان به نمایش سکانس قتل همسر یکی از شخصیت های سیاسی سریال و همزمانی آن با ماجرای قتل همسر شهردار سابق تهران  اشاره کرد. علی رغم اینکه جسارت نویسنده و کارگردان این سریال برای به تصویر کشیدن پشت پرده های سیاسی قابل تحسین است، اما نمی توان از ضعف های این اثر نیز چشم پوشی کرد. در این گزارش به سراغ آرش فهیم، منتقد سینمای و تلویزیون رفتیم و درباره نقاط قوت و ضعف «آقازاده» پرسیدیم که در ادامه می خوانید:

تا امروز سریالی با تم سیاسی در کشور ساخته نشده بود، «آقازاده» چقدر می تواند در هموار کردن این مسیر موفق باشد؟

چند سال قبل که بازار تولید سریال در شبکه نمایش خانگی داغ شد و اغلب این سریال ها با انتقادات فراوانی در کیفیت ساختاری و محتوایی مواجه شدند، در مطلبی نوشتم که یک راه حل برای اصلاح وضعیت سریال سازی در شبکه نمایش خانگی، ورود هنرمندان متعهد و مراکزی چون «سازمان اوج» به جریان تولید سریال با موضوعات متفاوت و تأثیرگذار است. به این معنی که با توجه به محدود شدن اکثر سریال های نمایش خانگی به موضوعات پیش پا افتاده کپی شده از سریال های ترکیه ای و همچنین داستان های بی رمق و آب بندی شده که برای جبران خلأ داستان، به نمایش صحنه های پرزرق و برق و به اصطلاح لاکچری می پرداختند، باید یک جریان آلترناتیو ایجاد شود؛ جریانی که مطابق استاندارد سریال های برتر روز جهان، هم محتوایی راهبردی و پیشرو را در دستور کار قرار دهد و هم اینکه فرمی درست و حساب شده داشته باشد. پیش بینی این بود که اگر چنین جریانی در رقابت با آثار مبتذل رایج و غالب در شبکه نمایش خانگی به وجود بیاید، باعث خواهد شد که هم ذائقه مخاطب به مرور اصلاح شود و هم اینکه سازندگان آثار نازل، شرمنده شوند و تلاش کنند تا به کیفیت اهمیت بیشتری دهند.

«آقازاده» در پرداخت سوژه موفق نبود/ نمایش برخی از کشمکش در سریال جسارت‌آمیز است

سریال «آقازاده» حداقل در سوژه یابی و موضوعات انتخابی، یک گام به جلو در این عرصه است و به ویژه در قسمت های اول به خاطر توجه به مسائل کمتر گفته شده در سریال ها و حتی در سینما، اتفاقی نسبتا مثبت محسوب می شود. تأکید می کنم که این مثبت بودن فقط در انتخاب موضوع است و نه در پرداخت. به هر حال، نمایش برخی از کشمکش های آمیخته با فساد در حوزه سیاست و اقتصاد و فرهنگ در «آقازاده» جسارت آمیز است. به طور مثال، افشاگری درباره برخی از حراجی های به اصطلاح هنری در دو سه قسمت اول این سریال، جالب بود؛ اگرچه افشاگری درباره اینکه محافل شبه هنری مذکور، بیشتر فضایی برای پولشویی و زد و بند مالی هستند قبلا در رسانه ها و توسط ژورنالیست ها انجام شده بود اما باز هم نمایش این واقعیت در یک سریال، موثرتر است. این روزها سیاه نمایی و به تصویر کشیدن معلول های اجتماعی در سینما، یک نوع ژست مبتذل روشنفکرانه است، اما خیلی از سازندگان همین فیلم ها  به دلیل وابستگی هایی که به برخی از جریان های سیاسی و کانون های اقتصادی دارند، حاضر نیستند دلایل و عوامل ایجاد کژتابی های اجتماعی و بی عدالتی ها را نمایش دهند. حداقل کارکرد مثبت ساخت سریال «آقازاده» این است که نشان می دهد نمایش پشت پرده مفاسد سیاسی و اقتصادی، خط قرمز فیلم سازی نیست و سینماگران در پرداختن به این موضوعات آزاد بوده اند و خودشان علاقه و یا جرأت ورود به این عرصه را نداشته اند.

«آقازاده» در پرداخت سوژه موفق نبود/ نمایش برخی از کشمکش در سریال جسارت‌آمیز است

در «آقازاده» آنطور که باید عمیق به سوژه پرداخته نشده است

سوژه و اسم سریال قطعا برای مخاطب جذاب است، «آقازاده» توانسته سوژه را به درستی روایت کند؟

متأسفانه خیر! بزرگترین مشکل روایت سریال «آقازاده» این است که به طور عمیق و همه جانبه به این سوژه نپرداخته است و باز هم در سطح برخی از معلول ها مانده است؛ نمایش پررنگ فساد یک آقازاده و تفریحات ناسالم و زندگی لاکچری او در این سریال، استفاده ای در حد ایجاد جذابیت و تحریک مخاطب برای خرید سریال بوده است. درواقع، میزانسن طراحی شده برای نمایش زندگی نیما بحری (امیر آقایی) در این سریال، بیش از آنکه آسیب شناسانه باشد و مخاطب را با زمینه ظهور آقازاده ها آشنا کند، جنبه تجاری و ابزاری دارد و وسیله ای برای بالا رفتن فروش و جذب مشتری است! اساسا آنچه از نیما بحری در این سریال می بینیم، لزوما ربطی به انتساب او به یک مقام دولتی ندارد؛ یک فرد غیرمرتبط با سیاست که تازه به دوران رسیده یا سرمایه دار بخش خصوصی هم هست می توانست مثل نیما بحری باشد. بنابراین مشکل بزرگ سریال «آقازاده» این است که زمینه های ظهور افرادی چون «نیما بحری» که باید موضوع اصلی سریال تلقی می شد، ناگفته مانده است.

سینا مهراد در یادداشتی نوشته که «همه ما ابوذر به دنیا می آییم» که به شخصیت ضدقهرمان این سریال اشاره دارد که اسم واقعی اش ابوذر است و فرزند شهید بوده، اما بعدا تبدیل به یک خلافکار و مفسد اقتصادی به نام نیما بحری شده است. اما در سریال، روند تغییر ابوذر به نیما نمایش داده نمی شود، درحالی که مسئله مهم این است که چرا از درون خانه و دستگاه برخی از بزرگان به جای آقا، «آقازاده» بیرون می آید؟! نکته دیگر این است که ماجرای نیما بحری در سطح تقابل فردی با حامد تهرانی به عنوان قهرمان داستان باقی مانده است. این درحالی است که اگر در سریال «آقازاده» تأثیر منفی و مخرب امثال نیما بحری بر زندگی مردم نمایشی می شد، آنوقت شاهد تأثیر عمیق تر این اثر می بودیم و مردم هم بیشتر استقبال می کردند. یعنی روایت سریال «آقازاده» طوری طراحی شده که انگار مسئله اصلی، تسویه حساب شخصی و انتقام گیری حامد و نیماست! اما داستان باید طوری طراحی می شد که حامد دنبال گرفتن حق مردم و بازگرداندن پول های به یغما رفته مردم می بود.

«آقازاده» در پرداخت سوژه موفق نبود/ نمایش برخی از کشمکش در سریال جسارت‌آمیز است

به تصویر کشیدن وضعیت پیچیده عرصه سیاست، ویژگی مثبت این اثر به شمار می رود

«آقازاده» چقدر توانسته پیچیدگی های عرصه سیاست را نشان دهد؟

شاید یکی از معدود ویژگی های مثبت محتوایی و راهبردی سریال «آقازاده» نمایش وضعیت پیچیده و هزارتوهای عرصه سیاست در زمان فعلی باشد. اینکه بسیاری از افراد ممکن است در ظاهر در یک صف یا صنف قرار داشته باشند، اما الزاما با هم نباشند. «آقازاده» این اصطلاح عوامانه که «این ها همه با هم هستند» را به خوبی رد می کند و نشان می دهد که چگونه افرادی با ظاهری شبیه به هم در عرصه سیاست اما هدف و عملکردی کاملا متضاد با هم دارند. حاج رضا (امین تارخ) و حاج حسن (جمشید هاشم پور) در ظاهر رفیق هم هستند اما درعمل، رو در روی یکدیگر قرار دارند! حامد تهرانی و قاسمی (سعید داخ) هر دو در یک سیستم کار می کنند اما یکی برای مردم و دیگری علیه مردم است و ... از همه مهمتر اینکه این سریال نشان می دهد که مبارزه با فساداقتصادی تا چه حد به این پیچیدگی ها وابسته و در نتیجه هزینه ساز است؛ اینکه افرادی مثل حامد تهرانی با غول های فساد اقتصادی در می افتند، یک مقابله ساده نیست و حتی ممکن است به قیمت جان خود او و حتی خانواده شان تمام شود.

در کنار نکاتی که مطرح کردید، مهمترین نقاط ضعف و قوت این سریال را چه می دانید؟

«آقازاده» تصنعی است! همه چیز در این سریال رنگ و بویی مصنوعی و غیرواقعی دارد! همه چیز در این سریال، آمیخته با نوعی تکنیک زدگی است، بدون اینکه حس و حال عمیقی ایجاد شود. تصنع، یقه کاراکترهای سریال را هم گرفته است. حداقل اینکه من نتوانستم با آدم های درون داستان ارتباط برقرار کنم و همدل و همراه شوم. حامد تهرانی، با اینکه یک فرد درستکار و قهرمان مبارزه با فساد است، اما فاقد جنبه های دراماتیک قهرمان پردازانه است. او نمی تواند علاقه و همزادپنداری مخاطب را برانگیزد. راضیه، نیما بحری و پدرش و ... هیچ کدام شخصیت پردازی نشده اند و پر از تناقض هستند و گذشته آن ها نامعلوم است و بنابراین رفتار امروز آن ها بی دلیل به نظر می رسد.

«آقازاده» در پرداخت سوژه موفق نبود/ نمایش برخی از کشمکش در سریال جسارت‌آمیز است

تکرار سکانس ها در قسمت های ابتدایی به کیفیت کار آسیب زده است

سریال «آقازاده» شروع نسبتا خوبی دارد؛ قسمت های اول سریال، ضرباهنگ خوبی داشت و حوادث به طور پی در پی رخ می دادند؛ هر چند که در همان قسمت های اول نیز تکرار سکانس ها به کیفیت کار آسیب زده است؛ این تمهید ناشی از تکنیک زدگی در فیلمنامه است و نه خلاقیت! چون هیچ معنا و جاذبه ای در روایت اینجاد نمی کند و بلکه موجب دست انداز می گردد و فقط حجم زمانی کار را پر کرده است. ریتم سریال در اواسط کار از نفس می افتد و تقریبا تا پایان، بیش از حادثه و اتفاق، ما شاهد گفت وگوهای دو نفره پی در پی هستیم که فقط باعث آب بندی شدن داستان شده است و زمان را پر کرده است.

درباره بازی ها هم باید بگویم که امین تارخ از پس نقش خودش به خوبی برآمده است و توانسته به کاراکتر حاج رضا، جان ببخشد. همچنان که جمشید هاشم پور در نقش یک سیاستمدار با نفوذ اما مرموز و امیر آقایی در نقش یک بچه پولدار بزن بهادر به خوبی جا افتاده اند. اما سایر بازیگرها،ضعیف عمل کرده اند. نمی توانم بگویم سینا مهراد «بد» است اما بازی او به طور گلدرشتی یادآور نقش او در سریال «پدر» است؛ او همان کاراکتر سر به زیر و آرام و متین را در اینجا ایفا کرده است و نتوانسته به شخصیت یک مأمور امنیتی و قهرمان مبارزه با فساد اقتصادی، جان بدهد. امین حیایی نیز توانمندی های بالقوه خود را به فعل تبدیل نکرده است.

گزارش از مسلم خلخال

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
تورهای مسافرتی آفری