گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 390768

در نشست تخصصی بررسی سند همکاری ایران و چین مطرح شد/ بخش اول

افکار عمومی و بعضی از مسئولان ما از ظرفیت اقتصادی چین آگاه نیستند/ آمریکا به‌دنبال جلوگیری توسعه و مبادلات تجاری ۲ کشور است

سفیر سابق ایران در چین می‌گوید: از نظر من نظام بین الملل بعد از تحولات نزدیک به سه سالی که آمریکا و چین دارند با همدیگر هماوردی می کنند نظام بین الملل در یک نقطه جدیدی قرار گرفته. یعنی اصلا شما نمی توانید تعریف کنید که روابط آمریکا و چین به عنوان عناصر اصلی نظام بین الملل همانی است که در چهار سال پیش بود. یعنی این روابط از یک اعتماد کمتر از یک سختی بیشتر، از یک نارسایی فراتر برخوردار شده و نظام بین الملل اجازه می دهد که کشورهایی مثل ما یک نگاه دقیق تری به موضوع داشته باشند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ایران و چین به عنوان دو کشور مهم و تاثیرگذار در سطوح منطقه ای و بین المللی از سابقه ای قابل تامل و چشمگیر طی چند دهه گذشته در گسترش مناسبات دو جانبه برخوردارند. روابط ایران و چین از نوع روابط فراگیر و جامع در سطح بین المللی است و همواره متضمن منافع دو طرف بوده است. چین، یکی از اهداف تحرکات سیاست خارجی ایران به شمار می اید تا از طریق مشارکت دیپلماتیک با آن، منافع سیاسی و اقتصادی کشور توامان تامین شود.

برنامه راهبردی همکاری های تهران و پکن در روزهای اخیر به عنوان یکی از موضوعات مهم در محافل سیاسی مطرح گردیده و افکار و جریانات سیاسی داخل و خارج از کشور به تحلیل این سند پرداخته و بعضا مواضع ضد و نقیضی در این خصوص اتخاذ کرده‌اند. با توجه به این که مجمع بین المللی اساتید مسلمان دانشگاهها درارتباط دائم با محافل علمی و آکادمیک می باشد، در راستای تحقق اهداف خود در تابستان ۱۳۹۹ با دعوت جمعی از اندیشمندان و متخصصین این حوزه، اقدام به برگزاری نشست تخصصی با عنوان «برنامه ۲۵ ساله همکاری های تهران - پکن و چشم انداز مناسبات ایران و چین در دو دهه آینده» کرد و امید است توانسته باشد به بعضی از سوالات اساسی در این حوزه پاسخ دهد.

در بخش نخست این نشست «سید محمدحسین ملائک» سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در چین، «حامد وفایی» مدیر گروه مطالعات چین مجمع و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، «هوا لیمینگ» سفیر اسبق جمهوری خلق چین در ایران و «وو بینگ بینگ» عضو هیات علمی دانشگاه پکن به بررسی و تحلیل سند همکاری ایران و چین پرداختند.

«سید محمدحسین ملائک» سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در چین در این نشست مطرح کرد:

در بخش اول صحبتم ارزیابی است از واکنش هایی که نسبت به این قضیه در جامعه خود ما شده، یک بخش عمده اش شاید بیش از ۷۰- ۸۰ درصد این واکنشها منطبق هست بریک شایعه سازی که petroleum economist در واقع یک سال و نیم قبل انجام داد و براساس آن خانم شیرین هانتر یک مقاله باصطلاح عاطفی نوشت که ایران از دست رفت و دارد باصطلاح ایران واگذار می شود به کشورهای خارجی و اینها و دیگر بقیه بر اساس این دو تا اطلاعات غلطی که در جامعه پخش شد این جوی در داخل کشور ساخته شد این بحثی که در مورد نیروی نظامی حمایت کننده از سرمایه گذاری چین در ایران یا مثلا امتیازهای بسیار ویژه برای چینی ها، اینها همه نکاتی بود که در آن دو مقاله بود و به نظر من که قطعا این دو جزو عوامل و عناصر جوسازی علیه خود مطلب و تفاهم نامه بوده و لذا لزومی ندارد که خیلی به آن بپردازیم. هیچ وقت در صحنه سیاسی ایران یا حتی مقامات سطح دو و سه ایران هم به این فکرها نیافتند که بعد از انقلاب کوچکترین امتیازی به کشورهای خارجی در کار داشته باشند.

بیشتر بخوانید

بررسی دانشجویی ابهامات یک قرارداد؛
۱۰ نکته حقوقی به همکاری‌های جامع ۲۵ ساله ایران و چین

افکار عمومی و بعضی از مسئولان ما از ظرفیت اقتصادی چین آگاه نیستند/ آمریکا به‌دنبال جلوگیری توسعه و مبادلات تجاری ۲ کشور است

از نظر من نظام بین الملل بعد از تحولات نزدیک به سه سالی که آمریکا و چین دارند با همدیگر هماوردی می کنند نظام بین الملل در یک نقطه جدیدی قرار گرفته. یعنی اصلا شما نمی توانید تعریف کنید که روابط آمریکا و چین به عنوان عناصر اصلی نظام بین الملل همانی است که در چهار سال پیش بود. یعنی این روابط از یک اعتماد کمتر از یک سختی بیشتر، از یک نارسایی فراتر برخوردار شده و نظام بین الملل اجازه می دهد که کشورهایی مثل ما یک نگاه دقیق تری به موضوع داشته باشند. و آن اینکه چگونه می توانند شرایط خودشان را در وضعیت نوین بهبود ببخشند. بنابراین از این زاویه باید به روابط ایران و چین توجه کرد. اما یک نکته درمورد موضوع این تفاهم نامه ۲۵ ساله.

ببینید فعلا وزارت خارجه هنوز تأیید نکرده این متنی که در فضای مجازی در حال گردش است اصالت دارد یا ندارد؟ ما هم کاری نداریم که آیا الان می خواهند تأیید کنند یا نمی خواهند تأیید کنند. بلکه برداشتی که از این تفاهم نامه می شود کرد این است که این یک توصیفی است از مجموعه روابط دو جانبه. بنده در ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ مسئولیت روابط ایران و چین را در پکن بعهده داشتم در سال ۱۳۷۹ جناب آقای هاشمی (معاون اجرایی ریاست جمهوی تشریف آوردند چین. تفاهم نامه ای به عنوان تفاهم نامه روابط همکاری های اقتصادی دو کشور امضاء شده. اون تفاهم نامه با این چیزی که الان پخش شده خیلی تفاوتی ندارد، یعنی پتانسیل های دو کشور برای همکاری اسم آورده شده، لیست شده و براساس آن پتانسیل ها ابراز امیدواری شده که بتوانند با همدیگر همکاری کنند.

 در سال ۲۰۰۶ در واقع در ۲۰۰۶- ۲۰۰۸ ما به موضوع بحران اقتصادی جهانی رسیدیم آمریکا اینجا عقب افتاد، غربی ها بسیار عقب افتادند از روند توسعه. چینی ها بدون اینکه خیلی مشکل داشته باشند یک گام بزرگی به جلو برداشتند برای اینکه این مقدار نقدینگی که داشتند و برای اینکه بتوانند این را مصرف کنند و وارد کار بشوند ۲۰۱۳ آن طرح مربوط به یک جاده، یک کمربند را مطرح کردند. ۲۰۱۵ ببینید اینها سرعت هایش خیلی بالاست. ۲۰۱۵ یک طرحی چینی ها دادند بنام چین ۲۰۲۵ که ظرف ده سال چین را از یک کارخانه جهان به قول خودشان تبدیل کنند به یک باصطلاح کشور نوین دیجیتالی و الکترونیکی و دیگر چین کارخانه جهان به مفهومی که می خواهیم تولید کنیم با کارگر ارزان به چین توش نباشد. اینجا نکته ای است که ما باید به آن توجه کنیم. یعنی با این طرح ۲۰۱۶ آقای شیجینگ پینگ به ایران آمده، قبل از اینکه آقای شیجینگ پینگ به ایران بیاید و اولین ملاقات مسئولین سیاسی کشور با طرف های چینی، چینی ها عین همین جمله را به طرف ایرانی منتقل می کنند می گویند: ما یک موقعی کارخانه جهان بودیم الان میخواهیم این کارخانه بودن جهان را بدهیم به کشورهایی مثل شما، شما تولید کنید طرف های ایرانی این را به عنوان یک اهانت تلقی می کنند. در ۲۰۱۶ که آقای شیجینگ پینگ به ایران می آید عین همین جمله در آن تفاهم نامه علاقمندی هایشان اشاره می شود که ما بخشی از امکانات و آنچه کاری که ما چرخاندیم می خواهیم به دیگران واگذار کنیم، شما هم بپذیرید، که خب پذیرفته نمی شود. یعنی آن زمان پذیرفته نمی شود یا به آن توجه کمتری می شود تا اینکه به مرور بعد از اینکه تحریم ها شروع می شود ما احساس می کنیم که اگر ما این پیشنهاد می پذیرفتیم می توانستیم در چرخه تولید و در زنجیره ارزش جایگاهی داشته باشیم. پس این تبدیل شده به این نکته ای که ما الان به آن می رسیم تحت عنوان تفاهم نامه ۲۵ ساله دو کشور.

«هوا لیمینگ» سفیر اسبق جمهوری خلق چین در ایران در این نشست مطرح کرد:

از سال ۱۹۹۱ وقتی من سفیر شدم در تهران تا سال ۱۹۹۵ که از تهران رفتم در ظرف این ۵ سال، مناسبات بازرگانی دو کشور خیلی ناچیز بود. برای اینکه ما نفت ایران را وارد نمی کردیم و کالا برای مبادله خیلی کم بود. با همه تلاش هایی که من داشتم در این زمانی که من در سفارت ایران بودم متأسفانه در پایان مأموریتم در تهران، حجم مبادلات تجاری چین و ایران چیزی بیشتر از ۴۰۰ میلیون دلار نبود. این وضع همینطور ادامه داشت تا ۱۹۹۳ وقتی چین از یک کشور صادر کننده نفت تبدیل شد به یک کشور وارد کننده. اما باز هم یک مشکلی وجود داشت. در همان زمانی که من در سال ۹۳ در تهران بودم ما نتوانستیم نفت ایران را بخریم بعلت اینکه این پالایشگاههای چین مناسب برای نفت خام ایران نبودند تا سال ۱۹۹۶ چند تا پالایشگاه بزرگ چین خود را اصلاح کردند و تجهیزات جدیدی اضافه کردند که بتوانند نفت خام ایران را وارد کنند. بعد از این، رشد رابطه تجاری چین و ایران خیلی سریع بالا رفت. اینجا یک موضوع را می خواهم اشاره کنم که همیشه در رابطه چین و ایران هیچ مشکلی وجود نداشته و تنها مانعی که در راه مناسبات چین و ایران وجود دارد، امریکا میباشد. همیشه در رابطه چین و آمریکا، روسای جمهوری آمریکا به روسای جمهور چین تذکر می دادند که نباید به ایران بسیار نزدیک بشوید. در این جلسه من شنیدم که ذکر کردند که در ۲۰۱۶ یعنی چهار سال پیش، رئیس جمهور چین، شیجینگ پینگ به ایران سفر کرد.

بیشتر بخوانید

جلیلی: سند همکاری با چین می‌تواند در این بزنگاه، فشار آمریکا را بشکند/ بعضی توافق‌های محرمانه می‌تواند از تحریم‌های احتمالی جلوگیری کند

افکار عمومی و بعضی از مسئولان ما از ظرفیت اقتصادی چین آگاه نیستند/ آمریکا به‌دنبال جلوگیری توسعه و مبادلات تجاری ۲ کشور است

این بازدید رسمی رئیس جمهور چین بعد از ۱۳ سال بود یعنی ۱۳ سال رؤسای جمهور چین به ایران سفری نداشتند. این اولین سفرشان بود و در این سفر چین و ایران توافق کردند که یک مناسبات استراتژیک ایجاد بشود و توافق کردند که تفاهم نامه همکاری های بلند مدتی ایجاد بشود و اخیرا همه میدانند که رابطه چین و آمریکا خیلی مناسب نیست و امریکا فشارهای زیادی به چین و ایران وارد کرد. در روزنامه نیویورک تایمز خبری منتشر شد که یک تفاهم نامه ۲۵ ساله بین چین و ایران امضا شده و نیویورک تایمز حتی متن کامل آن را با ۱۸ صفحه منتشر کرد. تفاهم نامه ایران و چین انعکاس بسیار شدیدی در داخل ایران پیدا کرد و نظرات مختلفی در این خصوص مطرح شد. در داخل چین انعکاس زیادی پیدا نکرد چون هنوز رسمی نشده و دولت چین و دولت ایران مشغول بررسی جزئیات تفاهم هستند. چین و ایران باید خیلی هشیار باشند چراکه آمریکا به مدت بیست سال سعی کرده جلوی توسعه و رشد مناسبات چین و ایران را بگیرد و یک سوء تفاهمی ایجاد کند اما بنده فکر می کنم که نباید اجازه سوء استفاده به دیگران را بدهیم.

در ظرف ۴۰ سال با صراحت باید بگویم که شناسایی مردم دو کشور خیلی کم هست. ما باید مناسبات نزدیک با هم داشته باشیم. و یکی از مشکلات این است که چینی ها اطلاعات راجع به ایران را از رسانه های غربی میگیرند و سر این اطلاعات مخفی است. بعضی از دوستان ایرانی که می بینم اطلاعات راجع به ایران را متأسفانه از رسانه های غربی می گیرند و چین را نیز از نگاه امریکا و از نگاه اروپا می شناسند و این باعث شده که با وجود این ۴۰ سال مناسبات بسیار خوب قوی سیاسی بین دو دولت، ارتباط و شناسایی ملت ها خیلی کم شده. پیشنهاد بسیار قوی من این است که ما باید خیلی سعی کنیم که مناسبات و ارتباطات مردمی دو کشور خیلی بیشتر بشود.

«حامد وفایی» مدیر گروه مطالعات چین مجمع و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در این نشست مطرح کرد:

نشست دو بخش دارد. یکی برنامه همکاری ۲۵ ساله ایران و چین هست. بخش دوم چشم انداز مناسبات در دهه آینده هست که من بیشتر می خواهم تکیه کنم روی این بخش دوم. به نظر من، موضوع شناخت دو سطح دارد. یک سطح دولتمردان و سطوح بالای کشور هست. یکی سطح افکار عمومی و پایین تر هست من موافق هستم که حالا آن سطح دوم اولویتش کمتر از سطح اول است. منتها بنده معتقدم که ما در خصوص چین در سطح اول هم مشکل داریم یعنی مقامات ما چین را نمی شناسند اتفاقا از آن طرف مقامات چین هم ما را نمی شناسند. یعنی ما اینجا مشکل دو جانبه داریم. این موضوعی که اخیرا مطرح شد همین مسئله همکاری ۲۵ ساله را شما بیاید به عنوان یک case study اینجا مطرح بکنیم. تحلیلش بکنیم، ببینیم که چه اتفاقاتی اینجا افتاد. خب اشاره شد راجع به جزئیاتش من همه اینها را فاکتور می گیرم منتها ما این را که مطالعه بکنیم متوجه می شویم که یک خطی اینجا بین ایران و چین وجود دارد که خیلی هم قابل توجه است. به نظر من اینجا چند مسئله روشن می شود اول اینکه نقش موثر منابع غربی در جهت دهی افکار عمومی ایران و چین. این خیلی اسف بار و یک حقیقت تلخی هست.اشاره کردند که در رسانه های چین این مطرح نشده من خدمت شما بگویم ما در چین دو تا لایه داریم یک لایه رسانه های رسمی چین هستند، یک رسانه اجتماعی ما در چین داریم که اتفاقا آنجا خیلی مطرح شد این موضوع. مثلا من نمونه اش را خدمت شما بگویم.

بیتر بخوانید

نگاهی به کتاب «آن سوی دیوار اقتصاد چین»؛
چه کسانی سیاست‌های اقتصادی چین را مدیریت می‌کنند؟

خانم لی که اینجا هستند خبرنگار فونیکس. ایشان یک رسانه رسمی دارند که تلویزیون فونیکس است، یک کانال دارند در وی بو چین که در حقیقت شبکه مجازی و توییتر چینیها هست و میلیون ها نفر و دهها میلیون و صدها میلیون چینى آنجا کامنت می گذارند از قضا آنجا کلی مطلب مطرح شده راجع به توافق و کلی بازتاب منفی داشته و حمل بر این شد که در ایران نسبت به چین اعتماد وجود ندارد و حتی حمل بر این شد که مقامات ایرانی نسبت به چینی این اعتماد را ندارند و نگران اند مردم ایران. من می روم سراغ موضوع دومش بحث عدم آگاهی ایرانی ها از چین هست در چند تا حوزه. اولا افکار عمومی ما و حتی خیلی از مقامات ما از ظرفیت اقتصادی چین آگاه نیستند.

افکار عمومی و بعضی از مسئولان ما از ظرفیت اقتصادی چین آگاه نیستند/ آمریکا به‌دنبال جلوگیری توسعه و مبادلات تجاری ۲ کشور است

چین یک بازار یک میلیارد و خورده ای هست که یک ظرفیت عظیمی برای صادرات کالای ما دارد که این را خیلی ها از آن غافل هستند و آن تفاوت اقلیمی که در چین هست. اقوامی که در چین هست. بازار منطقه مسلمان نشین چین عملا ایران هیچ حضوری آنجا ندارد. ترکیه روابطش با چین روابط خوبی نیست اما ترکیه در آن بازار حضور دارد و این خیلی جای فکر دارد که ما چرا به این نگاه نمی کنیم. من می خواهم بگویم آن دسته افرادی که این را محکوم کردند و آن دسته افکار عمومی که محکوم کردند، بی اطلاع اند از بحث ظرفیت های اقتصادی. دوم، بحث هدف گذاری مدیریت استراتژیک در سطح حاکمان چین هست، یعنی ما نمی دانیم حکومت چین و دستگاه حاکم چین، حزب کمونیست چین چه هدف گزاری را کرده برای ماههای آینده و برای سالهای آینده. اگر این آگاه سازی بشود در ایران در این حوزه خیلی از این نگرانی ها برطرف می شود شما اگر نگاه بکنید کلی از دغدغه هایی که در حوزه این برنامه ۲۵ ساله مطرح شد ناظر هست بر تجربیات منفی ایرانیان از استعمارگران سابق.

اگر ما آگاه باشیم از برنامه استراتژیک مقامات اصلی چین و آن هیئت حاکمه چین خیالمان راحت می شود. بخش دوم عنوان جلسه هم بود چشم انداز مناسبات ایران و چین در دو دهه آینده. ما در حوزه دیپلماسی که آقای دکتر هم اشاره کردند در حوزه دیپلماسی عمومی در حوزه چین ما هیچ کاری نکردیم و ما می دانیم که مدیریت استراتژیک یکی از پایه هایش روابط عمومی است. شما در حوزه روابط عمومی چه کردید با ایران. یعنی مردم ایران الان چه تصوری از چین در ذهنشان هست؟ و این خیلی مهم هست به نظر من تبیین نشده از آن طرف در چین هم این اتفاق افتاده از آن طرف چینی ها انجام نشده بنابراین یک حرکت توجیهی ما لازم داریم از سطوح حاکمیتی به سطوح اجتماعی فرهنگی. به نظر من خیلی مهم هست که ما متوجه می شویم دو کشور در سطح روابط عمومی مدیریت استراتژیک عملا کار خاصی نکردند.

نهایتا می خواهم بگویم وقتی که ما می آییم مناسبات مشارکت جامع راهبردی با یک کشوری پایه ریزی می کنید این نیازمند شناخت در دو سطح هست که اشاره کردند شناخت دولتها، شناخت ملتها و اگر این نشود اگر این شناخت صورت نپذیرد کار با مشکل موجه خواهد شد. مثلا شما ببینید افکار عمومی ایران اگر متوجه بشود که پریروز شرکت BMW اعلام کرده که اولین خودرو شاسی بلند بعدیش در چین تولید میشود. خب چرا نمی رود در آلبانی تولید بکند چرا نمی رود در خود ایالات متحده تولید بکند چرا در آلمان تولید نمی کند؟ این ظرفیتی هست که می رود آنجا این کار را دارد انجام می دهد این برای مردم ما حتی برای نماینده های مجلس ما حتی برای اعضای مجمع تشخیص ما تبیین نشده . این جزء بدیهیات هست یک نکته من بگویم راجع به بحث فرهنگی و بحثم را جمع بکنم. ما در چین که بودیم اعلام شد که ماه آینده قرار است پادشاه عربستان سفر بکند به پکن و این خیلی چیز مهمی بود یک سفری به آسیا داشت یک سفری هم آمد پکن. چهار ماه قبل از سفر پادشاه عربستان به مقداری از مقادیری از اشیاء عتیقه و موزه ای از عربستان منتقل شد به پکن توی موزه ملی چین که در اصلی ترین میدان چین میدان پکن هست. ماهها آنجا اشیا تاریخی سعودی داشت نمایش داده می شد. این اهمیت آگاه سازی افکار عمومی و دیپلماسی عمومی هست.

«وو بینگ بینگ» عضو هیات علمی دانشگاه پکن در این نشست مطرح کرد:

ترویج ثبات منطقه نگاه چین به ایران به صورت راهبردی و از منظر بلند مدت هست. این نکته روشن هست. از نگاه چین، ایران و چین می توانند مشارکت جامع استراتژیک داشته باشند. ایران می تواند شریک مهمی باشد برای طرح یک جاده یک کمربند و ایران یک قدرت منطقه ای هست در مقابل هژمونی های منطقه ای و در عین حال ایران، یکی از اصلی ترین تامین کننده های انرژی در جهان هست و همه این مؤلفه ها در نظر چینی ها در مورد شناخت شان به ایران وجود دارد. براساس این نگاه، چین یک رویکرد بسیار مثبتی را در خصوص ایران اتخاذ کرده برای همکاری های دو جانبه در حوزه های مختلف. حالا ایران به چین چه نگاهی دارد به نظر من نوعی سوء تفاهم وجود دارد که برخی مدعی اند که چون ایران گزینه ای نداشته آمده سراغ چین. این درست نیست. ایران کشور مستقلی است و همیشه قدرت مستقل بوده و این نکته مهم است پس همکاری های ایران و چین نمی شود گفت که تأثیر بدی بر ایران می گذارد و بخاطر محدودیت های گزینه های ایران نیست. این همکاری ها به نفع دو طرف خواهد بود. و در عین حال باید توجه داشته باشیم که ایران و چین دو قدرت مستقل هستند و به همین خاطر چین از برجام حمایت کرد و چین در مقابل هر تلاشی بوده که برای مخالفت با صادرات تسلیحات بوده که در قطعنامه شورای امنیت داشتیم و همه اینها بر اساس منافع مشترک هست.

افکار عمومی و بعضی از مسئولان ما از ظرفیت اقتصادی چین آگاه نیستند/ آمریکا به‌دنبال جلوگیری توسعه و مبادلات تجاری ۲ کشور است

نکته بعدی این است که بر اساس این شناخت استراتژیک، باید یک اعتماد استراتژیک وجود داشته باشد. درسته که نوعی شناخت استراتژیک بین ایران و چین وجود دارد اما هنوز هم باید تلاش های بسیار زیادی بشود تا این اعتماد استراتژیک شکل بگیرد. ما باید این نگاهمان تغییر کند به سمت اعتماد و بدون اعتماد نمی توانیم به شناخت برسیم و این نکته، نکته کلیدی است. که ما باید این اعتماد را در حوزه های مختلف بیشتر و بیشتر کنیم تا به اعتماد استراتژیک برسیم. ما نباید به همدیگر آسیب برسانیم. نکته دوم در مورد مسیر هست و اینکه چگونه همکاری داشته باشیم. اساسا اعتقادم بر این هست که چین و ایران روابط بسیار دوستانه ای دارند این نکته روشن است اما ما باید تلاش کنیم روابط دوستانه را بلند مدت کنیم. دوستانه بودن روابط خوبه اما کافی نیست. ما چطور میتوانیم رابطه بلند مدت داشته باشیم. بستر آن از طریق دیپلماسی عمومی هست و از طریق ارتباط ملت با ملت، رهبران با رهبران، تجار با تجار، مسئولان با مسئولان. تمام این مناسبات باید تقویت بشود.

روابط دوستانه هست اما به اندازه کافی گرم نیست. سازوکار ما باید از سطح وزارتخانه فراتر باشد فقط یک وزارتخانه نباید فعال باشد. فقط به حوزه نباید باشد بلکه در حوزه های مختلف و در وزارت خانه های مختلف. ما باید یک سازوکار دو جانبه داشته باشیم. بدون داشتن این ساز و کار نمی توانیم بحثهای پایدار و متکثری داشته باشیم. بدون این مکانیسم ها، روابط فقط در سطح حرف خواهد بود. ما باید بر اقدامات عینی و ملموس هم متمرکز بشویم. باید برنامه ها و پروژه های عینی و ملموس داشته باشیم. یک نکته کلیدی دیگر هم این هست که ایران باید شرکت های بزرگ و متوسط چینی را بپذیرد.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
تورهای مسافرتی آفری