به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ «ما در سیاست پیروز شدیم و آثار آن در اقتصاد مشاهده شد.» این بخشی از سخنان حسن روحانی در روزهای پایانی ریاست جمهوری بود. علاوه بر او، معاون اول، سخنگو و برخی وزرا و دستاندرکاران دولت هم از بینظیر بودن خدمات خود در دولت نسبت به ۵ دهه اخیر و مظلومت این دولت سخن گفتهاند. این درحالی است که بسیاری از مردم و فعالین مجازی به رفتن روحانی و اتمام دولتش واکنش نشان داده و ابراز خوشحالی کردند.
اما در ادامه می خواهیم به چند نکته اشاره کنیم که چرا دولت روحانی نسبت به چند دهه اخیر نتوانسته رضایت مردمی چندانی در پایان دولت خود بین مردم داشته باشد.
۱) عدم فهم ریشه تحریم و تخاصم علیه ایران
در مرحله اول باید اشاره کرد که روحانی و همکارانش در دولت پس از ۸ سال هنوز متوجه نشدهاند که ریشه تحریم و تخاصم علیه ایران اسلامی چیست؟ و یا زمینهها و راه برطرف کردن آن کدامند و یا چگونه میتوان از اثر و شدت تحریم ها کاست. در این صورت طبیعی هم هست که راهحل غلطی انتخاب کنند و مثلا تصور کنند گفتوگویشان با چند کشوری که حتی در اوج کرونا و بیماری های مختلف ورود دارو به ایران را تحریم میکنند، باعث شده سایه جنگ از سر ملت دور شود.

جالب اینجاست که این روزهای پایانی همانند روزهای ابتدایی که هرمشکلی بوجود می آمد گردن دولت قبل خود می انداختند این روزها هم بهانه تراشی می کنند و تقصیرات را گردن دلایل داخلی و خارجی می اندازند. یکی از بهانه های این هیئت دولت این بود که اگر ترامپ در آمریکا به قدرت نمیرسید، وضعیت ما خوب میشد و برجام پا برجا میماند اما حواسشان نیست که خود این سخن، بزرگترین نشانه از فهم و رویکرد غلط به مسائل خارجی است. اول اینکه خود قرارداد برجام را آنقدر قوی می دانستند که حتی باخارج شدن هرکدام از کشورهای 1+5 هم در اجرای برجام خللی بوجود نیاید اما اگر قرار بود تغییری در دولت آمریکا، سیاستهای دولت ایران را با شکست مواجه کند و به بنبست بکشاند، دیگر چه نیازی مذاکره بود.
اکنون با تنفیذ رئیس جمهور سیزهم، دولت تدبیر و امید به پایان رسید، ولی حسن روحانی در روزهای پایانی دولت خود طی اظهاراتی عجیب عامل به نتیجه نرسیدن برجام را طرح اقدام راهبردی مجلس دانست و باور داشت اگر این طرح نبود برجام موفق و تحریم ها لغو میشد. باید از آقای روحانی پرسید طرحی که زمان تصویب آن به ۹ ماه هم قد نمیدهد چگونه عامل به نتیجه نرسیدن برجام ۸ ساله شده است؟

از طرفی هیئت مذاکره کننده با داشتن همچین طرحی توانستند در مذاکرات دست بالا را داشته باشند و حتی خود اعضای وزارت خارجه نیز اعتراف کردند که این طرح در مذاکرات بسیار به کمک آن ها آمده و توانسته در پیشبرد مذاکرات به آن ها کمک کند.
۲) بیتوجهی به توان داخلی و نیروی جوان
اشکال اساسی دوم در دولت روحانی حوزه سیاست داخلی است. نگاهی که همهچیز را به خارج از کشور و به ویژه آمریکا بند میکند، طبیعی است که به توان داخلی اعتماد نکند، دنبال راهحلهای مبتکرانه نباشد و از جوانان و تکیه بر توان داخلی استفاده نکند. توانی که بی شک اگر به ظرفیت های آن نگاه ویژه ای می شد امروز کشور ما شاهد این حجم از مشکلات اقتصادی نبود.

توان داخلی در در دولت روحانی تا حدی نادیده گرفته شد که مرحوم اکبر ترکان از چهرههای ارشد دولت که معاون ستاد روحانی در انتخابات ۹۲ نیز بود با تمسخر ظرفیتهای کشور بهصراحت میگفت: «کدام توان داخلی؟ فناوری ما درست کردن قورمهسبزی و آبگوشت بزباش است.» در هشت سال گذشته اغلب شاخصهای دانشگاهی و پژوهشی و سنجههای تولیدات علمی ما در منطقه و جهان افت کردهاند یا حداقل از شتابشان کاسته شده است. در برخی حوزهها نیازمند واردات بیشتر شدهایم و در مسیر خودکفایی، چندگام رو به عقب برداشتهایم.
۳) فاصله طبقاتی بین مردم و مسئولان دولتی
مسئله سوم جامعه و امور اجتماعی است. دولتی که ادعا میکند زبان دنیا را میفهمد، حتی نتوانسته با مردم کشور خود سخن بگوید و شاهد پایینترین میزان سرمایه اجتماعی دولت بهویژه در سالهای پایانی این دولت بودهایم. برخورد با مردم و رسانهها از موضع نخوت، ایجاد فاصله زیاد بین مردم و مسئولین هم از نظر ارتباط گیری و نحوه برخورد درست بامردم از اسطوره خودت بمال تا همین روزهای پایانی و بی احترامی رئیس سازمان محیط زیست به خانواده های داغدار که در اثر تصادف اتوبوس جان خود را از دست دادند هم از نظر فاصله طبقاتی که بین سفره مردم و مسئولین ایجاد کردند و یا برخورد نادرست با منتقدین و آنها را به جهنم حواله دادن باید هم انتظارعدم همراهی مردم در سیاستهایی همچون پایین آمدن نرخ مشارکت در انتخابات را داشت.

ایجاد بحران های متعدد در کشور و تشکیل صف های طولانی مردم برای مرغ و کالاهای اساسی روزمره، عدم اطلاعرسانی درست در حوزههای متعدد که نمونه بارزش ماجرای بنزین است که ایجاد یک بحران شدید در کشور را به دنبال داشت. بر اساس بررسیهای میدانی، حس ناامیدی بین مردم و نخبگان دانشجویی بخصوص در صنعت نفت به وجود آمد و میل به مهاجرت نخبگان در این سالها افزایش یافت و لطمههای جدی به سرمایه اجتماعی و علمی کشور وارد آمد.
۴) سقوط همه جانبه اقتصاد و عدم ثبات بازارهای مالی
مسئله چهارم اقتصاد است. هرکس سه نکته پیش را نپذیرد از نکته چهارم نمیتواند به راحتی گذر کند، چراکه این مسئله به صورت عینی مردم آن را لمس کرده و پوست و گوشت و استخوان خود آن را حس کردند.

عملکرد اقتصادی دولت بهصورت کمّی ثبتشده و قابل ارزیابی است اما خوب است جناب روحانی و دولت مردان در آستانه خداحافظی بهجای تمجید از موفقیتهای نداشته، از سقوط وحشتناک ارزش پول ملی بگویند، از تورم بگویند که تنها در همین سال ۹۹ دو برابر پیشبینی خودشان بود، از ۴۰۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه بگویند که تاوانش را دولتهای آینده و ملت ایران خواهد داد، از رشد نقدینگی و نابسامانی بازار ارز، طلا و بورس بگویند، از کاهش شاخص قدرت خرید بگویند و خلاصه به مردم پاسخ دهند که در این هشت سال چه گذشت که سفرههایشان کوچکتر و زندگیشان سختتر شد.

۵) برای بازسازی به عقب برگردیم!
اما در پایان باید به این نکیته اشاره کنیم که ستاد روحانی در انتخابات ۹۶ شعار میداد که «به عقب برنمیگردیم». اما در این چهار سال کار را بهجایی رساندهاند که مردم آرزوی دولت های پیش را می کردند و عقب گردی را بهتر از پیشروی با این دولت میدانستند حتی برخی برای اتمام این دولت روزشماری می کردند. کار را به جایی کشاندند که جز اندک مدیران دولتی یا وارداتچی و رانتخوار، همه میگویند ایکاش حداقل میشد به عقب برگردیم!
گزارش از مسلم خلخال



