گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 406375

محمدپارسا بامری

هزار و یک دلیل برای تغییر ناپذیری طالبان

بیش از 60 درصد خاک افغانستان را اشغال کرده اند. اشرف غنی و عبدالله عبدالله در واشنگتن، ریاض و سایر نقاط دنیا، بدنبال راه فراری از این مصیبت هستند. دولت های دیگر، همچون امریکا، کشورهای اروپایی، ایران و روسیه، حاضر به مذاکره با طالبان شده اند.

«خبرنامه دانشجویان ایران» محمدپارسا بامری*// چند هفته ای میشود که حملات طالبان به نیروهای ارتش جمهوری اسلامی افغانستان، افزایش یافته است. طالبان که مدت های مدید از یورش های خوفناک دوری کرده بود، با عزم راسخ، برای تاسیس مجدد حکومت اسلامی مدنظر خویشتن تلاش میکند. از طرفی ، چندماه است که جمهوری اسلامی ایران، باب مذاکره با طالبان را گشوده و حتی امروزه، نقش میانجی گری را در بین گروه های افغانستانی دنبال میکند. اما در این بین، برخی از کارشناسان داخلی، داعیه تغییر پذیری طالبان را مطرح کرده و به همین دلیل از این جنبش حمایت میکنند. لکن گروهی هم با انتقاد به چنین کارشناسانی، آنها را افراطی های به ظاهر اسلامی میخوانند. اما به راستی، طالبان دستخوش تغییر عقاید شده اند؟

درگیری های قومیتی در افغانستان، تاریخچه گسترده ای دارد. از قدیم الایام، قوم عموما اهل تشیع "هزاره"، به نوعی رعیت قوم پشتون بوده است. تعدادی از صاحب نظران، معتقدند که ریشه درگیری های طالبان، در اختلافات قومیتی است. اما نقدی بر این تحلیل وارد است. چنین  اختلافات قومیتی، قرن ها است که دامن گیر جامعه افغانی شده، ولی تفکر تاسیس حکومت اسلامی، بیش از چند دهه نیست که پایه ریزی شده است. گروه دیگری، درگیری های طالبان را خلاصه در اختلافات مذهبی میدانند. اما طالبان در عمل نشان داده که با اهالی سنت هم سر سازگاری ندارد. هرچند که امیرخان متقی، رئیس کمیسیون ارشاد و دعوت طالبان، اظهار کرده که اهالی سنت و تشیع، به یک اندازه عزت دارند. چنین ادعا هایی را باید در مقام عمل اثبات کرد. برخی دیگر، دخالت دولت های خارجی را سبب ایجاد چنین وضعیتی میدانند. فارغ از تمام این نظریات، چه واکنشی باید از سوی دولت ایران انجام شود؟ آیا طالبان، بنا به گفته احمد نادری، نماینده مجلس، جنبش اصیل منطقه هستند؟ یا اینکه عقیده محمود احمدی بیغش، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس صحت دارد و حمایت از طلبان، مصداق مشارکت در جنایات این گروه است؟

سالیان اخیر، طالبان در سکوت رسانه ای، بدنبال ایجاد تغییراتی در افکار خود بودند. در دنیا، طالبان را با سلفی ها مقایسه کرده و ریشه این گروه را همچون القاعده و مشتقات آن، یعنی داعش و جبهه النصره، یکسان میدانند. عقایدی که از شیوخ سلفی، علی الخصوص شیوخ در عربستان سعودی و پاکستان نشات گرفته است. هرچند که امروزه، مدارکی تحت عنوان کمک های سعودی به طالبان، جمع آوری شده است. وزیر مالیه طالبان، گفته شده چند مرتبه به بهانه حج به عربستان سفر کرده است. اما مشخصا برای دریافت کمک های سعودی راهی این کشور شده است. اما عبدالله عبدالله، رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان، پس از سفر به ریاض، ابراز خشنودی نسبت به عربستان سعودی و مواضع این کشور کرد و مدعی شد که عربستان می تواند میانجی گری بین گروه های افغان را پایه ریزی کند. لکن عربستان سعودی، اولین کشوری بود که استقلال طالبان را قبول کرد. 

سال 94 در کشور ایران، مستندی ساخته شد، تحت عنوان " تنها میان طالبان". اثری از محسن اسلام زاده که خود را، کارگردان پیرو ولایت میداند و آثار ارزشمندی در این زمینه هم دارد. تماشا چنین مستندی، میتواند عقاید بیننده را نسبت به طالبان دستخوش تغییر کند. کارگردان مستند، از ولایاتی در افغانستان که تحت سلطه طالبان هستتند، دیدن کرده و از مردم این ولایات، در مورد طالبان و عقاید ایشان سوالاتی میپرسد. هرچند که این مستند، با هماهنگی طالبان و شورای مدیریتی ایشان ساخته شده و قطعا دچار ممیزی های فراوانی گشته، اما بدنبال دروازه بانی خبر می باشد. به این معنا که اظهارات در این مستند، عموما حقیقت هستند. اما، تمام حقیقت را پوشش نمیدهند. مستند، گویای مردمی است که طالبان را نعمتی برای خود میدانند که علیه نیروهای آمریکایی ستیز کرده و امنیت را فراهم میکنند. اما پس از مشاهده این مستند، سوالی در ذهن مخاطب ایجاد میشود: جنایات و بمب گذاری های متعدد در افغانستان، نوعی ایجاد امنیت است؟ البته نکته کلیدی مستند، در انتهای آن است که یکی از اعضای شورای طالبان، این گروه را نیازمند دگرگونی عقاید میداند و اذعان میکند که طالبان در حال تغییر هستند و باید نگاه خود را نسبت به برخی از مسائل مذهبی و قومیتی و البته مسئله زنان، عوض کنند. دیری نگذشته که این داعیه، در گوش جهانیان پیچیده است و حتی برخی از کارشناسان داخلی، بر این باورند که طالبان تغییر کرده اند. قطعا درحال حاضر، طالبان همچون گذشته بدنبال تخریب مجسمه های تاریخی بودا نیستند. ولی این تضمینی برای تغییر عقاید ایشان نیست. عقایدی که هرچند تغییر کرده باشند، باز هم افراطی گرایی را رواج میدهند. اما، معتقدیم که هزار و یک دلیل برای عدم تغییر طالبان وجود دارد.

گروه طالبان به پشت مرزهای ترکمنستان و ایران رسیده و دو گمرک از سه گمرک مرزی  ایران و افغانستان، تحت تصرف آنها قرار گرفته است. اخیرا گروه طالبان، ادعا کرد که راه های منتهی به مرزهای پاکستان را هم تصرف کرده است. خطر طالبان، به نزدیک ترین حد ممکن در دو دهه اخیر رسیده است. امیرخان متقی،رئیس دعوت و ارشاد طالبان، معتقد است که در ولایات شیعه نشین تحت تصرف طالبان، حتی به یک شیعه هم تعرض نشده است. اما ویدیو های پخش شده، حاکی از اتفاقات دیگری است. آنها به وضوح نشان میدهند که جنبش طالبان، همچنان با عقاید ناب اسلام، فرسنگ ها فاصله دارد. کمیسیون فرهنگی طالبان، به بزرگان قبایل تحت تصرف خود، دستور داده که اسامی دختران بالای 15 سال و زنان بیوه زیر 45 سال را جهت انعقاد عقد نکاح با سربازان اعلام کنند. تفکرات ضد زن طالبان، محدود به این نکات نمیشود. طالبان همچنان مخالف تحصیل زنان بوده و آنها را از اشتغال به مشاغلی در خارج از خانه منع میکنند. ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، پوشش برقع و چادر را برای زنان، الزامی دانسته بود.

طالبان در برخی از استان های تحت تصرف خود، منشوری از قوانین را منتشر کرده اند که حاکی از عدم تغییر چشمگیر تفکرات ایشان می باشد. این جنبش، حضور زنان در خارج از خانه را، منوط به همراهی محرم ایشان کرده است. تحصیلات دختران را منع کرده اند. فروش لوازم آرایشی و پوشاک به زنان را ممنوع دانسته و حتی در ویدیویی، دو زن را برای خروج از خانه، مواخذه میکنند. در ولایات تحت تصرف طالبان، تراشیدن محاسن برای آقایان ممنوع شده است و فروش گوشت و مرغ خاجی، حرام بوده و آقایان باید هنگام 5 نوبت نماز، در مسجد حاضر شوند. چند روز گذشته، مجتبی ذوالنوری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس یازدهم، اذعان کرده بود که طالبان را نباید با داعش و القاعده مقایسه کرد. وی افزوده بود که هرگونه فعالیت طالبان، تا زمانی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را زیر سوال نبرد، ممنوع نبوده و با مبارزه ای از جانب ایران رو به رو نخواهند شد.

مسئله ای که در اینجا مطرح است، این است که آیا دفاع از حق مظلوم، از آرمان های جمهوری اسلامی ایران نبوده است؟ مگر مبارزه با عقاید افراطی و ضد اسلامی، در دستور کار نیست؟ عده ای دیگر، معتقدند که طالبان، جنبشی محدود به افغانستان است. لذا این جنبش، درصورتی که قدرت را در دست بگیرد، دخالتی در امور خارجی نخواهد داشت. اما این گروه، ظاهرا به سیاست های بین الملل و مضرات هم مرز شدن با دولتی تروریست که آوازه تروریسم خود را حتی تا اروپا کشانیده است را درک نکرده اند. هم مرزی با دولت طالبان، هیچ تضمینی برای عدم تجاوز این جنبش به خاک ایران نخواهد داشت. مدعیانی که معتقدند که نبایستی به آمریکا و اروپا اعتماد کرد، چگونه به وعده های طالبان اعتماد کرده اند؟ طالبان فقط در مقام سخن، تغییراتی کرده است. اکنون با پوشش نفاق وارد صحنه شده است. سخن و عملش، مانند گذشته، همخوانی کامل را ندارد. اما، اگر قدرت اصلی دولت افغانستان در چنگ طالبان باشد، قطعا خطرات زیادی را هم برای برادران مسلمان افغانی و علی الخصوص شیعیان این کشور و دولت های منطقه خواهد داشت. تفکری که با مردم کشور خود، چنین رفتاری را انجام داده، بمب گذاری ها و حملات انتحاری متعدد میکند، به نظامیان خلع سلاح شده افغانی حملات گسترده میکند، به مدارس دخترانه یورش میبرد، اعدام های اسلامی افراطی را در خیابان ها انجام میدهد و...، خطری جهانی دارد.

ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان، در مصاحبه ای خواستار عدم دخالت ایران در مسائل کشور افغانستان شده بود. او معتقد است که عدم دخالت طالبان در مسائل داخلی ایران، باید سبب عدم دخالت متقابل ایران شود. اما واقعه قتل دیپلمات های ایرانی در مزارشریف، فراموش نشده است. همچنان اخرین پیام محمود صارمی، خبرنگار ایرانی و مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف، طنین انداز است: "مزار شریف سقوط کرد. هفدهم مردادماه 1377، اینجا محل کنسولگری ایران در مزار شریف است، من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم. گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند. خبر فوری، فوری. مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده میشوند. به من بگویید که چه وظیفه ای...." قطع ارتباط.

هفته گذشته، طالبان محموله 10 هزارتنی سوخت ایران را در اسلام قلعه افغانستان، توقیف کرد و هنور مشخص نیست که این محموله 5 میلیون دلاری، به چه عاقبتی منتهی شده است. لذا طالبان در هر فرصتی، مهیای ضربه زدن به جمهوری اسلامی خواهد بود. جنبشی که به هموطنان خود، بدلیل خروج از خانه، هتک حرمت میکند، واهمه ای از تعرض به خاک کشور شیعه نشین همسایه نخواهد داشت. داعیه های طالبان، به حد اعجاب آوری، شباهت به شعارهای سایر گروهک ها دارد. داعش، خود را دولتی اسلامی میدانست که قانون اساسی دارد و مخالف هرگونه خشونت است. اسلام ناب را اعمال کرده و عدالتی بی نظیر را به ارمغان می آورد. داعش با ساخت تیزرهای تبلیغاتی که هزینه های هنگفتی داشت، موفق به جذب نیروهای زیادی از کشورهای دنیا شد که کشور های عرب زبانی همچون لیبی و تونس سهم به سزایی داشتند. داعش به عدم تفکیک عقاید شعار میداد ولی در عمل، هر آنکس که مخالف عقاید خود بود را اعدام اسلامی میکرد. و از همه مهم تر، ادعای اسلام واقعی که در بین این گروهک ها وجود داشته و صرفا بدلی پوشالی است. تمامی تروریست های به ظاهر مسلمان، عقاید خود را کامل ترین عقاید دانسته و مخالفین خود را کافر تلقی میکنند. شعار های امروزی طالبان، بی شباهت به شعار های نخ نمای داعش و القاعده و جبهه النصره نیست.

درمورد دلایل پیشرفت های طالبان در نقاط مختلف کشور افغانستان، نظریات انبوهی مطرح شده است. عده ای، کمک های عربستان سعودی، که در قالب تسهیلات نظامی و حمایت های مالی این جنبش هست را مطرح میکنند. سایرین، معتقدند که خروج نظامیان آمریکایی سبب افزایش قدرت طالبان شده است. طالبان حتی از نظامیان ترکیه هم خواستار ترک مرزهای افغانستان شده است. اما این چنین دلایلی که ریشه های طالبان را در جنگ سرد و شوروی و آمریکا و سعودی و ... میدانند، از تاثیرات فرهنگی کشور افغانستان غافل شده اند. در کشور افغانستان که نرخ سواد، 38 درصد است و عوام جامعه را اشخاص فاقد سواد تشکیل داده اند، انتظار چنین اتفاقاتی، دور از ذهن نیست. احمد رشید، نویسنده پاکستانی، در کتاب خود تحت عنوان "طالبان" به توصیف جنگجویان این گروه میپردازد: " بسیاری از آن جوانان یتیم بودند و عمدتا بین 14 الی 24 سال سن داشتند. تعلیمات آنها توسط ملاهای بیسواد پاکستانی با افراطی گرایی های اسلامی شکل گرفته بود و هیچ فهمی از تاریخ کشور خود نداشتند. آنان آوارگان افغان بودند که در اردوگاه ها بزرگ شده بودند و درباره جوامع قانونمند و نحوه اداره شان، چیز زیادی نمیدانستند. به آنها گفته بودند که زنان موجوداتی زائد یا اغواگرند. به همین دلیل، لازم نیست که در تصمیم گیری ها و مسائل مهم نقشی داشته باشند. رهبران طالبان، درخصوص پرهیز از روابط جنسی استدلال میکردند و معتقد بودند که از تماس بین زن و مرد در جامعه باید پرهیز شود، چرا که دستاورد چنین روابطی، تضعیف جنگجویان است." کتب زیادی در رابطه با عقاید عامه مردم افغانستان نگاشته شده که مشخص میکند همچنان در این کشور، عقاید کهنه موج میزدند. مانند اختلافات قومی و قبیله ای، افتخار به داشتن فرزند پسر، ننگ دانستن دختر، نگاه ابزاری به زن، فروش دختران برای ازدواج و... البته وضعیت سیاسی اقتصادی بهداشتی اسف بار افغانستان و دخالت های سایر دولت ها هم بی تاثیر در این وضعیت نبوده است.

طالبان به گفته خودشان، بیش از 60 درصد خاک افغانستان را اشغال کرده اند. اشرف غنی و عبدالله عبدالله در واشنگتن، ریاض و سایر نقاط دنیا، بدنبال راه فراری از این مصیبت هستند. دولت های دیگر، همچون امریکا، کشورهای اروپایی، ایران و روسیه، حاضر به مذاکره با طالبان شده اند. بریتانیا، در صورت روی کار آمدن طالبان و التزام این گروه به معیارهای بین المللی، قول همکاری را داده است. ایران با برگزاری نشست هایی بین نیروهای دولت افغانستان و نمایندگان طالبان، سعی در ایجاد صلح مابین این دو گروه دارد. ماحصل یکی از این نشست ها، صدور بیانیه مشترکی بود که چیزی جز کلی گویی های همیشگی نداشت. مانند مشخص کردن متجاوزین و پرداخت خسارت و... اما نکته حائز اهمیت، آن است که حلقه گمشده همه این مذاکرات، توجه به بهبود وضعیت زندگی مردم افغانستان است. با پیشروی های فعلی طالبان، خطری جدی میتواند در انتظار ایران باشد. خطری که بیش از تهدید نظامی، از جنس صدور تفکر طالبانیسم است. طالبان، همسایه جدید ایران شده اند.

*  دانشجوی کارشناسی ارشد پیوسته علوم قضایی

نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
تورهای مسافرتی آفری
  • نظرسنجی

    باتوجه به آموزش مجازی دانشگاه‌ها در طول ترم جاری، با کدام نوع از امتحانات پایان ترم موافق هستید؟

    امتحانات حضوری
    امتحانات غیرحضوری
    مشاهده نتایج