گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 409068

گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» از یک وداع؛

عنایت امام رضا(ع) به علامه حسن‌زاده/ علامه بود اما سرباز ولایت

در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند.

خدمات علمی و فرهنگی

این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد.

در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است.

علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد.

داستان عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده

در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم.

در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد.

پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند  ///   وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى  ///   آن شب قدر که این تازه براتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب  ///   مستحق بودم و اینها بزکاتم دادند

وداع

سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

واکنش فعالان توئیتری به درگذشت علامه حسن زاده

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

علامه حسن‌زاده آملی در  ۱۳۰۷ خورشیدی در قریه ایرا بخش لاریجان شهرستان آمل دیده به جهان گشود. در ۶ سالگی به مکتب‌خانه رفت، علاقه وی به درس و قرآن تا اندازه ای بود که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی یاد گرفت. وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه روحانی (حوزه علمیه) را در محضر روحانیونی همچون؛ محمد آقا غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی و ابوالقاسم رجایی فرا گرفت. سپس به تهران آمد و در مدارسی چون مبارک حاج ابوالفتح و مدرسه مبارک مروی به فراگیری دانش پرداخت  و نزد حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی در حدود ۱۳ سال به تربیت و تعلیم پرداخت و فنونی را از قبیل علوم منقول، معقول، تفسیر، کتب قرائت و تجوید، کتب ریاضی و نجوم، تعلیم کتب مختلف و استخراج تقویم نجومی کسب کرد که تعلیمش چهار سال طول کشیده بود. حسن زاده آملی در ۲۲ مهر ۱۳۴۲ خورشیدی به قم رفت و در آنجا تحصیلات حوزوی خود را به پایان رساند. خدمات علمی و فرهنگی این عالم و فیلسوف برجسته و شهره جهان اسلام که به زبان‌های فرانسوی و عربی نیز مسلط بود. آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، ادبیات فارسی و عربی دارد، همچنین برخی از مهم‌ترین آثار فلسفی و عرفانی چون اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. به باور حسن‌زاده آملی، فلسفه و عرفان اسلامی در مسیر واحدی است و دین، فلسفه و عرفان، با هم هماهنگ است. او ادعای یونانی‌بودن فلسفه اسلامی را نادرست می‌داند؛ به این دلیل که فیلسوفان مسلمان، اندیشه‌های فلاسفه پیش از اسلام را عمق بخشیده و پخته‌اند. به گفته یکی از شاگردان وی، حسن‌زاده بیشترین تأثیر را از ملاصدرا و ابن عربی گرفته است. از جمله آثار فلسفی وی می توان به الاصول الحکمیه، الحجج البالغه علی تجرد النفس الناطقه، النور المتجلّی فی الظّهور الظّلّی، ترجمه و تعلیق الجمع بین الرّأیین، ترجمه و شرح سه نمط آخر اشارات، تصحیح و تعلیق شفا، تصحیح و تعلیق اشارات، تقدیم و تصحیح و تعلیق آغاز و انجام، تقدیم و تعلیق راسله اتحاد عاقل به معقول، دررالقلائد علی غررالفرائد، دروس اتحاد عاقل به معقول، رساله اعتقادات، رساله العمل الضابط فی الرّابطی و الرابط، رساله‌ای در اثبات عالم مثال، رساله جعل، رساله رؤیا، رساله مثل، رساله نفس الأمر و... اشاره کرد. در حقیقت باید نگاشته‌های این عالم فرزانه را به پنج دسته: تألیف مستقل، شروح، حواشی و تعلیقات، تصحیح آثار دیگران و رسالات تقسیم کرد. یکی از نخستین آثار وی تصحیح و اعراب گذاری و تحشیه نصاب الصبیان است. ایشان همچنین علاوه بر این آثار، اشعار اثرگذار و جذاب به زبان طبری و فارسی در قالب دیوانی از خود برجای گذاشته است. علاوه بر تالیف و نگارش کتاب های گوناگون، وی حدود ۱۷ سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود. حسن‌زاده پس از سکونت در قم، ۱۴ دوره شرح منظومه، ۴ دوره اشارات، یک دوره اسفار اربعه و ۴ دوره شرح فصوص قیصری را تدریس کرده است. شرح تمهید و مصباح الانس نیز از جمله دیگر تدریس‌های او است. یکی از دیدگاه‌های این فیلسوف نامدار این است که وی انسان را موجودی می داند که از عالم ملکوت بوده و در این عالم هبوط نموده است. در اصل، مجرد است و در این عالم، با ماده و عوارض مادی، همراه شده است. وی معتقد بود که انسان دارای قوه هایی است که باید آن ها را به فعلیت برساند تا بتواند به کمال برسد و هنگامی که انسان به کمال رسید، دفتر غیب الهی و لوح محفوظ می گردد که تمامی حقایق در وجود او به نحو تفصیلی وجود دارد. به همین منظور او برای رسیدن به کمال چند راه مهم را پیشنهاد می کند: ۱- علم و عمل را ۲ گوهر انسان ساز می دانند که شاکله هویت انسان را می سازند و ظرفیت وجودی انسان را وسعت می بخشند که باید در جان نفس رسوخ کند. ۲- برای نفس انسان، مراتبی قائل است و نیز برای انسان ۲ قوه نظری و عملی، قائل است و برای هر قوه، مراتبی برمی شمرد که برای تبدیل این بالقوگی ها به سوی فعلیت، باید مراحل و منازلی را بپیماید. ۳- برای انسان، هویتی الهی قائل است که انسان با شناخت خود می تواند به قرب الی الله برسد. عنایت امام رضا علیه السلام به علامه حسن‌زاده در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل سرگرم بصرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحرخیزى و تهجّد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و به زیارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسى الرضا- علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم. در آن لیله مبارکه قبل از آنکه بحضور با هر النور امام- علیه السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند که در آن مزار حبیبى از احبّاء اللّه بود و به من فرمودند در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پیشگاه والاى امام هشتم سلطان دین رضا- روحى لتربته الفداء، و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم بدون اینکه سخنى بگویم امام که آگاه به سرّ من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى‌دانست فرمود نزدیک بیا، نزدیک رفتم و چشم به روى امام گشودم دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بمن اشارت فرمود که بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع که خواستم لبهاى امام را بخورم، از کوثر دهانش آن آب حیات را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیر المؤمنین على- علیه السلام- فرمود: پیغمبر اکرم (ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آنرا بخوردم که هزار در علم و از هر درى هزار در دیگرى به روى من گشوده شد. پس از آن امام- علیه السلام- طى الارض را عملا به من بنمود، که از آن‌ خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بدر آمدم، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بگفتار حافظ شیرین سخن بترنّم آیم که: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندوندران ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبىآن شب قدر که این تازه براتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و اینها بزکاتم دادند وداع سرانجام این عالم فرهیخته پس از سال‌ها مجاهدت علمی در سوم مهر ۱۴۰۰ خورشیدی در ۹۳ سالگی و بر اثر نارسایی شدید قلبی دیده از جهان فروبست. آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در پیامی نوشتند: این روحانی دانشمند و ذوفنون از جمله‌ی چهره‌های نادر و فاخری بود که نمونه‌های معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را می‌نوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهره‌مند می‌سازد. نوشته‌ها و منشأت این بزرگوار منبع پر فیضی برای دوستداران معارف و لطائف بوده و خواهد بود.

گزارش از مسلم خلخال

نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظرسنجی

از بین شبکه‌های اجتماعی داخلی، از کدام یک بیشتر استفاده می‌کنید؟

آی‌گپ
روبیکا
سروش
ایتا
بله
سایر برنامه‌ها
مشاهده نتایج