تاریخ انتشار: دوشنبه 1401/04/06 - 16:38
کد خبر: 436589

در گفتگو اختصاصی با وکیل پایه یک دادگستری مطرح شد؛

قوانین باید به نفع نهاد خانواده باشد/ بازگشت به قرآن و قوانین اسلام بهترین راه حل مسائل خانواده است

قوانین باید به نفع نهاد خانواده باشد/ بازگشت به قرآن و قوانین اسلام بهترین راه حل مسائل خانواده است

تعیین سقف مهریه تا ۱۱۰ عدد مناسب ترین تعداد است و امیدوارم این مقدار کمتر نشود چرا که کاهش تعداد سکه درمان واقعی این درد نیست. در خصوص دریافت ضمانت در زمان عقد هم باید تخصصی بررسی شود چون مزایا و معایب خودش را دارد. این بحث بارها مطرح شده اما اختلاف نظراتی در آن هست که باید بررسی شود. قانون گذاری باید به گونه ای باشد که راه فرار و دور زدن از آن به راحتی وجود نداشته باشد.

به گزارش سرویس زنان «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ «طرح اصلاح قانون اجرای محکومیت های مالی» که در دی ماه سال 1399 به مجلس داده شد، تاکنون بحث های بسیاری در پی داشته است. با اعلام آخرین تغییرات این طرح در اردیبهشت ماه سال جاری نیز موجی از انتقادات از سوی کارشناسان حقوق خانواده و فعالین حقوق زنان درباره این طرح به راه افتاد. سؤالات و موارد مطرح شده از سوی این کارشناسان تاکنون از سوی نمایندگاه محترم مجلس پاسخ داده نشده. منتقدان بر این عقیده اند که در بندهایی از این طرح، به روشنی حقوق زنان و از آن مهم تر حقوق خانواده نادیده گرفته شده و تنها با پررنگ کردن مسأله زندانیان مهریه، قوانینی با نگاه تک بعدی و بدون در نظر گرفتن مصالح خانواده در حال تصویب است. از این رو در مصاحبه ای با «سودابه درویش»، وکیل پایه یک دادگستری و کارشناس ارشد مطالعات زنان در رابطه با آخرین اصلاحات طرح مذکور گفتگو کردیم.

سؤال: یک توضیح اجمالی درباره این طرح بفرمایید، اینکه آیا به نظر شما این طرح خصوصا با اصلاحات اخیرش، می تواند در راستای کاهش تعداد محکومین و زندانیان مهریه عمل کند؟

_ چون متن اصلی طرح در دسترس نیست، این توضیح را باید از نمایندگان امضاکننده طرح و نمایندگان کمیسیون قضایی مجلس مطالبه کرد اما حدود دو  سال پیش بخشنامه ای از طرف قوه قضاییه صادر شد که برای کاهش تعداد زندانیان مهریه کمک زیادی کرد. همچنین چنانچه زوج مالی نداشته باشد با دادن دادخواست اعسار می تواند از زندانی شدن خود، جلوگیری کند و حتی اگر سکه گران شود هم می توانند دادخواست تعدیل تقسیط را بدهند و با توجه به توانایی پرداخت زوج و فیش حقوقی وی، که بعضا غیرواقعی است و مزایا را قید نمی کنند، زوج اقساط را پرداخت می کند.

پس هم بخش نامه قوه قضاییه و هم دادخواست اعسار، همه در جهت زندانی نکردن زوج در نظر گرفته شده و در حال انجام است و تعداد زیادی از زندانیان مهریه براساس همین قوانین آزاد شدند. بهتر است آمار دقیق زندانیان مهریه به مردم گفته شود تا خود مردم قضاوت کنند که این موضوع واقعا چقدر بحرانی و حیاتی است که باز هم مجلس احساس نیاز می کند درباره آن طرح و پیشنهاد ارائه بدهد!  باید از نمایندگان محترم پرسید که آیا در قبال این بخشنامه حمایتی، دادخواست اعسار و دادخواست تعدیل تقسیط، جایگزین حمایتی برای زوجه هم در نظر گرفته شده یا خیر؟ بنظر می رسد بحث زندانیان مهریه را نباید آنقدر بزرگ کرد تا اغلب زنان از خیر گرفتن مهریه بگذرند و ناامید از دریافت مهریه که حق قانونی آنان است، تنها به طلاق با بخشیدن مهریه فکر کنند.

سؤال: به نظر شما راهکاری که در یکی از بندهای این طرح، مبنی بر بخشش مهریه، بعنوان راهی برای اثبات کراهت زوجه از زندگی با همسر و جاری شدن طلاق در نظر گرفته شده، در نهایت به نفع عموم زنان خواهدبود؟

نمایندگان باید در قانون گذاری، مدافع حقوق خانواده باشند، از یک طرف مهریه به شکلی که اشاره شد از دست زوجه خارج شده و از طرف دیگر یک سال یا هجده ماه زن را در سختی و مشقت آن هم در جامعه ای که انواع حمایت های اقتصادی، اجتماعی و قضایی از او دریغ می شود قرار می دهیم و بعد هم از او انتظار داریم که کل پشتوانه مالی اش یعنی مهریه را ببخشد تا از زندگی ای که احتمالا در آن رنج زیادی کشیده رها شود. تنها به این دلیل که این رنج ها قابل اثبات نیست! ما پرونده هایی داریم که زن در طی سال های بدرفتاری همسر، مجبور بوده با آبروداری تنها زمان هایی که واقعا در عذاب شدید روحی یا جسمی از سوی همسر قرار می گرفته به خانه پدری برود و بعد در دادگاه همین پدر و مادر که تنها شاهدان عسروحرج زوجه هستند بعضا به عنوان شاهد پذیرفته نمی شوند! از طرفی زوجه اگر مورد ضرب و شتم قرار گرفته به دلایل متعدد از سر ناآگاهی یا ترس از آبرو و بدتر شدن شرایط به پزشکی قانونی مراجعه نکرده است و همین دلیلی است برای عدم اثبات عسروحرج وی. حتی در مواردی برای تحقیقات محلی وقتی به همسایه ها مراجعه می شود علی رغم اینکه در جریان دعواهای شدید همسایه خود بوده اند حاضر به صحبت و ارائه شهادت نیستند. باز هم از ترس آبرو یا درگیری احتمالی! در نهایت این زوجه هیچ شاهد و مدرکی برای اثبات عسروحرجش ندارد و حالا قانون می¬خواهد چنین زنی با چنین شرایط سختی، یک سال یا هجده ماه هم در این رنج و عذاب بماند و در نهایت هم تمام مهریه را ببخشد! کجای این می تواند عدالت را برقرار کند؟ آیا این برخلاف قانون و شرع نیست؟!

از طرفی مصادیق عسروحرج باید به روز شود. مواردی از عسروحرج امروز اصلا قابل بررسی نیستند. دادگاه باید به این موارد هم فکر کند. اگر واقعا مجلس با هدف حمایت از خانواده این قوانین را وضع می کند بایداز نکاتی که به عنوان عسروحرج در پرونده های طلاق از سوی زوجه در لوایح و شرح دادخواست قید می گردد مطلع باشند. من فکر می کنم اعضای کمیسیون حقوقی مجلس باید دقت بیشتری داشته باشند که این قوانین چه بلایی بر سر خانواده می آورد. اگر واقعا به فکر خانواده و تحکیم بنیان این نهاد بااهمیت هستند پس چرا این نظرات غیرتخصصی باید در مجلس مطرح و از آن دفاع شود؟ بزرگ نمایی مسأله زندانیان مهریه در نهایت به ضرر خانواده تمام خواهدشد. مجلس نباید بر اثر فشار تصمیم احساسی و به دور از منطق بگیرد.

سؤال: بندی که از آن صحبت شد چه تفاوتی با طلاق خلع دارد؟

پدر طلاق خلع باید زوجه در قبال پرداخت مالی به زوج طلاق بگیرد. که در ماده 1146 قانون مدنی هم آمده. اما اینجا مطرح شده که زن باید کل مهریه را ببخشد و یک سال یا 18 ماه در طی سه سال هم سختی تحمل کند تا طلاق صادر شود. ما درباره زنانی صحبت می کنیم که واقعا در رنج زندگی می کنند اما در بسیاری از موارد، در پرونده هایی که ما با آنها سروکار داریم، زن با اینکه متحمل رنج زیادی در زندگی است نمی تواند حتی به خانواده خودش هم این ها را توضیح بدهد. از ترس آبرو، از ترس درگیری میان خانواده ها. حتی ممکن است ضرب و شتم از طرف همسر را هم به کسی نگوید تا جنجال به پا نشود و بعد این خانم به دادگاه مراجعه می کند و از او شاهد می خواهند. اگر قرار است زن مهریه خود را ببخشد چرا باید هجده ماه در رنج و عذاب زندگی کند؟ هجده ماهی که در آن ممکن است اتفاقات غیرقابل پیش-بینی زیادی رخ بدهد. انواع آسیب های فردی، خانوادگی و اجتماعی ممکن است در این بازه زمانی اتفاق بیفتد، بنظر می رسد این راه برای اثبات عسروحرج مناسب نیست.

سؤال: چه راهکارهایی برای جلوگیری از زندانی شدن مرد و همزمان رسیدن زن به حقوق قانونی اش وجود دارد؟

راهکار برای زندانی نشدن مردان آنقدر داده شده که بنظر می رسد کافی باشد! من واقعا فکر می کنم اگر آمار دقیق این زندانیان مشخص شود به بسیاری از سؤالات پاسخ داده می شود. اما برای رسیدن زنان به حقوقشان، اول لازم است فرهنگ سازی صورت بگیرد و آموزش انجام شود. صداوسیمای ما متأسفانه با اینکه این امکان را دارد، کاری انجام نمی دهد. از فضای مجازی هم که نمی شود انتظار زیادی داشت! دستگاه های تبلیغاتی هم که کاری انجام نمی دهند. یک کار درست، اصولی و نتیجه بخش در راستای حمایت از خانواده لازم است. در راستای اینکه زن و مرد حقوق و تکالیف خود و طرف مقابل را بشناسند و قانون هم از خانواده حمایت کند ما نه حقوق زن را صرفا می خواهیم و نه حقوق مرد را، حقوق خانواده باید در نظر گرفته شود.