به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از علیرضا عرب/// ترامپ که در سودای تغییر رژیم وارد جنگ با ایران شد، اکنون در آرزوی باز شدن تنگه هرمز به التماس افتاده است.
به علت تحمیل جنگی ظالمانه به ایران، جریان انرژی از خلیج فارس و تنگه هرمز بسیار محدود شده است.
تنگه هرمز متعلق به ایران است لذا ایران در شرایط یک جنگ تحمیلی حق دارد عبور و مرور از این تنگه را مدیریت و محدود کند.
در حال حاضر، ترافیک و عبور و مرور در تنگه هرمز به عنوان آبراهی که ۲۰% انرژی دنیا از آن عبور می کند به نحو هدفمند توسط ایران محدود شده فلذا این محدودیت بازار انرژی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و عرضه نفت و گاز را در عرصه بین المللی بسیار کاهش داده است، به نحوی که جهان شاهد نفت بالای صد دلار است.
لذا آمریکا جهت به حداکثر رساندن جریان انرژی در جهان، تقویت عرضه جهانی انرژی و تلاش برای تضمین ثبات بازار» باید راهی برای کاهش تنش در بحران دریایی با ایران بیاید.
آشکارا بحران دریایی در تنگه هرمز و محدودیت های اعمال شده توسط ایران بر عبور و مرور از آن سبب تقویت موضع دیپلماتیک در عرصه بین المللی و دست بر تر ایران در جنگ با متحدین شده است.
تحت شرایط فعلی گذشت زمان به نفع ایران و محور مقاومت و به ضرر متحدین است.
اکنون هدف ترامپ به حداکثر رساندن جریان انرژی در عرصه بین المللی، تقویت عرضه جهانی انرژی اعم از نفت و گاز و تلاش برای تضمین ثبات بازار جهانی است و محدودیت های اعمالی توسط ایران مانع دستیابی به این اهداف محسوب می شود.
جنگ افروزی ها و تجاوزات متحدین امنیت دریایی در تنگه هرمز را به نحو جدی دچار مجموعه ای از چالش های متعدد کرده و تجارت بین المللی به ویژه در حوزه انرژی را دچار اختلال واقعی کرده است.
در صورت ورود جدی و موثر انصار الله به جنگ فعلی و محدودیت یا انسداد در تنگه استراتژیک باب المندب و آبراهه دریای سرخ و کانال سوئز اختلالات در تجارت بین المللی به نحو بی سابقه ای تشدید خواهد شد که حتی می تواند به رکود اقتصاد و تجارت جهانی منجر گردد.
آنچه که طی روزهای بعد از تجاوزات متحدین به ایران در تنگه هرمز رخ داد قطعا و تحقیقا در سال های بعد از جنگ و در میان مدت و بلند مدت اثرات پایدار خواهد داشت و به موضوع اصلی منطقه غرب آسیا و خلیج فارس تبدیل خواهد شد.
به عبارتی وضعیت حقوقی،امنیتی،سیاسی و اقتصادی در تنگه هرمز به قبل از جنگ کنونی باز نخواهد گشت.
علاوه بر این، بسیاری از کشورها - به ویژه در آسیا -مثل چین سنگاپور کره جنوبی ژاپن هند برای امنیت انرژی خود به شدت به منطقه خلیج فارس متکی هستند.
لذا با توجه به توانایی ایران در کنترل عبور و مرور و ترافیک و ناوبری کشتی ها از تنگه هرمز از این به بعد در میان مدت و بلند مدت تنگه هرمز بهترین ابزار موثر دیپلماتیک ایران محسوب خواهد شد که می تواند توازن امنیتی ،اقتصادی ،سیاسی را به نفع ایران تقویت کند بسیاری از کشورهایی که منافع حیاتی در خلیج فارس و تنگه هرمز دارند مجبور خواهند شد با ایران به مذاکره پرداخته و به توافق دست یابند.
منطقا هر چه جنگ فعلی طولانی تر شود اعمال اقتدار و نفوذ ایران در تنگه هرمز ، باب المندب و سایر حوزه های دریایی و تجارت بین المللی انرژی تقویت شده و استمرار خواهد یافت و کشورهای بیشتری مجبور به انعقاد قراردادهای جانبی با توافقات با ایران خواهند بود.
هرمز دست طلایی و برتر ایران در عرصه تجارت جهانی و حمل و نقل دریایی است و وزن دیپلماتیک، امنیتی، سیاسی و اقتصادی ایران را به نحو موثری افزایش خواهد داد.
اقتدار و اعمال محدودیت های منطقی ایران در تنگه هرمز همزمان چند نظام منطقه ای و بین المللی را تحت تاثیر و فشار جدی قرار خواهد داد.
تولید نفت ، ذخیره سازی و انبار کردن نفت ، بارگیری نفت، حمل و نقل نفت و تجارت نفت در خلیج فارس و تنگه هرمز که ۲۰% انرژی جهان از آن عبور می کند به شدت تحت تاثیر محدودیت ها و اعمال اقتدار ایران قرار خواهند گرفت.
مجموعه این اهرمهای موثر در حوزه های گوناگون دیپلماتیک و امنیتی و اقتصادی دست برتر ایران را تضمین خواهد کرد.
زنجیره تولید ،استخراج،ذخیره سازی،بارگیری و حمل و نقل و تجارت بین المللی نفت و انرژی قویا و شدیدا به یکدیگر متصل هستند و اختلال و محدودیت یا حتی انسداد در یک بخش این زنجیره منطقا سایر بخش ها را نیز به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد و تمام این ها رابطه مستقیم به تنگه طلایی هرمز و رژیم حقوقی و اقتدار سیاسی و نظامی مسلط بر آن دارد.
با اعمال اقتدار ایران بر تنگه هرمز منطقا بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت و توزیع کننده نفت و مصرف کننده نفت به شدت نیازمند ارتباط با ایران خواهند بود و این یعنی افزایش قاطع وزن سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی و تجاری ایران در منطقه و عرصه بین المللی.
اعمال اقتدار و محدودیت های منطقی ایران در تنگه هرمز، زنجیره جهانی نفت و گاز را از بالادست (اکتشاف، تولید) تا میاندست (حملونقل، ذخیرهسازی) و پاییندست (پتروشیمی، پالایش) به شدت و به نفع ایران تحت تأثیر قرار داده و وزن ایران را در عرصه منطقه ای و بین المللی افزایش خواهد داد.
آنچه برای ما مهم است اینکه رژیم حقوقی جدید منطبق بر حق تاریخی ده هزار ساله و تملک طولانی ترین ساحل در خلیج فارس برای تنگه هرمز را در بعد از جنگ هم تثبیت کنیم و تثبیت این رژیم جدبد، باید از جمله اهداف و خواسته های ملی غیر قابل اغماض ما در جنگ فعلی محسوب گردد.
ب) راهبردها و راهکارهای ایران در جنگ فعلی
با توجه به حملات متحدین به زیرساختهای انرژی ایران و در راستای ارتقاء بازدارندگی ملی و جهت تقویت دست برتر ایران در تنگه هرمز و در جنگ کنونی ، منطقا خط لوله های زیر که مسیرهای صادرات جایگزین تنگه هرمز محسوب می شوند و در تمامی این مراکز اقتصادی و صنعتی آمریکایی ها نیز ذینفع هستند و حضور دارند، مورد تهدید محور مقاومت قرار خواهند گرفت:
۱- راس لفان قطر، که شرکت بزرگ نفتی آمریکایی اکسون موبیل در این تاسیسات شریک است و بخش عمده ای از صادرات LNG قطر به بازارهای آسیایی و اروپایی از آنجا انجام می شود. هر چه حمله موثر تر باشد مدت طولانی ترین این تاسیسات از رده خارج خواهد شد.
۲- خط لوله صادرات نفت شرق به غرب عربستان سعودی از خریص در شرق سعودی به بندر ینبع در غرب سعودی و در ساحل دریای سرخ.
این خط لوله ظرفیت انتقال ۷ میلیون بشکه نفت در روز را دارد و سعودی در طول جنگ فعلی از آن برای صادرات بخشی از نفت خام خود از مسیر غیر از تنگه هرمز از آن استفاده کرده است.
البته اکنون به علت نیاز بازار داخلی، صادرات فعلی سعودی از این مسیر کمتر از ۵ میلیون بشکه در روز است.
۳- خط لوله نفت خام ابوظبی که ظرفیت انتقال ۱.۵ میلیون بشکه در روز را دارد و نفت خام را از میادین نفتی حبشان مستقیماً به فجیره در امتداد خلیج عمان منتقل میکند. این خط لوله نیز تنگه هرمز را دور می زند و از تنگه عبور نمی کند و مسیر انحرافی از تنگه هرمز محسوب می شود.
طول این خط لوله ۳۷۰ کیلومتر است از ابتداء چاه نفت حبشان تا بندر ساحلی فجیره در ساحل دریای عمان و سپس اقیانوس هند، خط لوله نفت میتواند در صورت لزوم تا سه چهارم صادرات نفتی امارات متحده عربی را به بازارهای مصرف منتقل کند.
۴- زیرساختهای صادرات نفت و انرژی در شمال عراق
لازم به ذکر است که در صورت تشدید حملات متحدین علیه زیر ساخت های انرژی ایران احتمال ورود تمام عیار انصارالله یمن به جنگ فعلی افزایش خواهد یافت و در این صورت جریان انرژی از طریق تنگه باب المندب در دریای سرخ نیز مختل خواهد شد.
اختلال در دو تنگه استراتژیک هرمز و باب المندب سبب رکود واقعی و بسیار موثر و مخربی در اقتصاد جهان خواهد شد.



