تاریخ : 1393,سه شنبه 10 تير15:11
کد خبر : 134254 - سرویس خبری : یادداشت

پیمان فراهانی

استحکام ساخت درونی اصولگرایان

سال گذشته در همین ایام رقابت‌های انتخاباتی به اوج خود رسیده بود که در نتیجه‌ی آن اصولگرایان پس از یک دهه حضور در مناصب اجرایی کشور، آن را به جریان دیگری سپردند. بسیاری از رقیبان این دست به دست شدن مسئولیت را تعبیر به شکست اصولگرایی ‌می‌کردند و تیشه به ریشه‌ی اصولگرایان می‌زدند، از طرفی دیگر نیز بسیاری از رفیقان پس از این رویداد، اصولگرایان را تمام شده می‌پنداشتند و دم از عبور از اصولگرایی و حرف از بازگشت به اصل گفتمان انقلاب می‌زدند.

خبرنامه دانشجویان ایران: پیمان فراهانی// سال گذشته در همین ایام رقابت‌های انتخاباتی به اوج خود رسیده بود که در نتیجه‌ی آن اصولگرایان پس از یک دهه حضور در مناصب اجرایی کشور، آن را به جریان دیگری سپردند. بسیاری از رقیبان این دست به دست شدن مسئولیت را تعبیر به شکست اصولگرایی ‌می‌کردند و تیشه به ریشه‌ی اصولگرایان می‌زدند، از طرفی دیگر نیز بسیاری از رفیقان پس از این رویداد، اصولگرایان را تمام شده می‌پنداشتند و دم از عبور از اصولگرایی و حرف از بازگشت به اصل گفتمان انقلاب می‌زدند.

اصولگرایان پس از پیروزی‌های پیاپی که در چندین انتخابات گذشته کسب کرده بودند، اینک پس از انتخابات اخیر اولین باری بود که از جانب خودی و غیر خودی احساس فشار می‌کردند. لذا این مسئله موجب شد که «کمتر متعهدان» به سوی دیگری گرایش پیدا کنند و «بیشتر متعهدان» دچار یأس و بی‌عملی شوند.

اگر عملکرد اصولگرایان را آسیب‌شناسی کنیم بزرگ‌ترین آسیب این بود که اصولگرایان در رأس هم‌افزایی کرده و برای بدنه کمترین اهمیتی قائل نشدند و این مسئله باعث عدم همراهی بدنه با رأس این جریان شد، لذا این تزلزل در بدنه موجب به هم ریختن استحکام ساخت درونی اصولگرایان شد.

در جهت رفع این آسیب نکاتی پیرامون نحوه مواجهه اصولگرایان با بدنه اصولگرایی به نظر می‌رسد که در ادامه بدان خواهیم پرداخت. در این شرایط قطعاً اصولگرایان باید گام‌هایی در جهت رفع مشکل به هم ریختن استحکام ساخت درونی خود بردارند؛ اما این مهم تنها از یک زاویه امکان پذیر خواهد بود و آن هم نگاه مثبت به انتخاب مردم در 24 خرداد 93 است. اگر این نگاه باشد که مردم این مطالبه را داشتند که اصولگرایان پس از طی یک دوره فعالیت اجرایی به احیای مجدد خود در حوزه نظری بپردازند و تخصص مداری را در خود نهادینه کنند، می‌توانیم به دمیده شدن روحیه‌ای جدید در اصولگرایان در جهت استحکام و حتی بازسازی ساخت درونی تشکیلاتی خود امیدوار باشیم.

در نگاه کلان نیز مگر امروز نظام سلطه به دنبال وارد کردن ضرباتی به انقلاب اسلامی از ناحیه کارآمدی نیست و برای انجام این تقابل مهم چه کسی مناسب‌تر از متخصصان و مدیرانی که به اصول پایبندند و وظیفه خود را حفظ انقلاب و دستاوردهای آن می‌دانند. پس تکلیفی مشخص در جهت خنثی کردن این توطئه به عهده اصولگرایان است که باید برای انجام آن به بازسازی خود بپردازند. چرا که اگر این بازسازی رخ ندهد و افراد غیر متخصص در این عرصه وارد شوند، مردم نیز با شهید چمران بدین گونه هم کلام خواهند شد: «می‌گویند تقوا از تخصص لازم‌تر است، آن را می‌پذیرم. اما می‌گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می‌پذیرد بی‌تقواست...»

باید این نکته را نیز در نظر گرفت که در این مدت به دلایل سیاسی تمامی ظرفیت‌های اصولگرایی فعال نشده است، اما از این نکته نیز نباید غافل شد که مردم احساس می‌کنند فرصت کافی برای فعال شدن این ظرفیت‌ها به اصولگرایان داده شده است، لذا اصولگرایان برای اثبات توانایی خود باید گامی بلند بردارند.

در این وضعیت اصولگرایان می‌بایست اقداماتی انجام دهند که شرح آن بسیط بوده و تنها مختصری از آن‌چه در این مقال می‌گنجد اشاره می‌شود. با این حال اولین اقدامی که اصولگرایان باید بردارند خارج شدن از فضای بی‌عملی است. برای این امر باید چاره‌ای اندیشدید، اما آن چیزی که ذهن اکثر اصولگرایان را به خود مشغول داشته و موجب نگرانی شده و مانع از چاره‌ اندیشی می‌شود، مقوله‌ی وحدت و همگرایی است.

بهتر است کمی این نگرانی را موشکافی کنیم. در دل این نگرانی خواسته‌ای نهفته و آن هم اجماع برای رسیدن به قدرت برای خدمت است. در نهایت این نگرانی به خدمت ختم می‌شود که قطعاً نیازمند تخصص و توانایی است. با این اوصاف بهتر نیست به جای تفکر در فرایند، به مدل خدمت فکر کنیم؟ اگر تمرکز معطوف به خدمت اعم از کارشناسان، برنامه‌ها، توانمندی‌ها و ... باشد حتی اگر اصولگرایان با چند مدل و چند نفر هم در عرصه رقابت شرکت کنند از امروز جلوتر هستند و مطمئناً مورد استقبال مردم قرار می‌گیرند.

یکی از اشتباهات استراتژیک اصولگرایان در انتخابات گذشته این بود که در فضایی که دو گفتمان و مدل در مقابل هم قرار گرفتند، یکی از گفتمان‌ها تنها یک نماینده داشت و گفتمان دیگر چند نماینده، از طرفی مشخص است که هر گفتمانی ظرفیتی محدود دارد و همه این افراد ذیل یک چتر نگنجیدند و شد آنچه نباشد ‌می‌شد.

اما اگر اصولگرایان به این سمت بروند که با چند مدل که هر کدام را تنها یک نفر که همسانی بیشتری به لحاظ توانایی با آن مدل دارد نمایندگی کند، می‌توانند تراز رقابتی انتخابات را یک گام بالاتر برده و از سطح شعارزدگی به برنامه محوری و تخصص محوری ببرند و اولاً فضای فعلی که عموماً دوگانه است را به چند گانه تبدیل کنند و ثانیاً دامنه بیشتری از سلایق و خواست‌ مردم را پاسخ بگویند.

اما برای نیل به این مضمون مقدماتی لازم است که اصولگرایان باید بدان توجه کنند، از جمله آنکه اصولگرایان نباید از اصلی و فرعی کردن امور بپرهیزند. اصولگرایان امروز به جای آنکه از فرصت پیش آمده جهت بازسازی هویت گفتمانی و تشکیلاتی خود بهره‌برداری کنند یا مشغول نزاع‌ خُرد سیاسی با خود یا مشغول به مسائل رقیب و حواشی هستند.

از طرف دیگر این جریان می‌بایست ارتباط خود با جامعه را بازسازی کند. چرا که یکی دیگر از نقاط ضعف اصولگرایان در انتخابات گذشته آن بود که درک صحیح و دقیقی از جامعه نداشت و اصطلاحاً نبض جامعه در دست اصولگرایان قرار نگرفته بود. اصولگرایان باید بتوانند یک رابطه مستمر،‌ پایدار، حقیقی و دقیق با جامعه داشته باشند که این نیازمند یک برنامه‌ریزی بسیار قوی و تلاش مجدانه در این عرصه است.

اصولگرایان تا زمانیکه نتوانند به فهم کاملاً دقیقی از خواست مردم برسند نمی‌توانند شعارها و برنامه‌های خود را متناسب با نیازهای آنان تنظیم کنند و با آنان همگام شوند، که بعضاً برخی از این مسئله تعبیر به شنای نخبگان در خلاف جریان مردم می‌کنند.

اصولگرایان می‌توانند از پایگاه‌های سنتی و آزموده خود همچون هیئات و مساجد استفاده کنند و در کنار آن به تأسیس موسسات مردم نهاد کمک کرده و با آن‌ها ارتباط برقرار کنند. در این ارتباط قطعاً ظرفیت‌هایی شناسایی خواهد شد و هنر اصولگرایان باید آن باشد که این ظرفیت‌ها را پرورش داده و در جبهه انقلاب انباشت کنند.

فعالیت‌های اصولگرایان در عرصه‌های اجتماعی می‌بایست کاملاً زنجیر وار صورت گیرد، لذا این امر اقتضا می‌کند که اصولگرایان توجه بیشتری به امور آموزشی داشته باشند و لازمه‌ی آن تاسیس پاتوق‌های فکری همچون موسسات آموزشی، اندیشکده‌ها، کتابخانه‌ها و ... است.

اصولگرایان از این طریق باید به سمت تولید نسخه‌های متعدد و متفاوت در همه‌ی حوزه‌ها، از جمله حوزه‌هایی که ما در آن‌ها دچار ضعف هستیم بکنند. این نظرات باید کاملاً تخصصی و از طرف دیگر کاملاً ملموس و قابل درک شود بطوریکه مردم بتوانند نقش خود را در آن به راحتی درک کرده و با آن همراه شوند.

در این میان اتحاد و همدلی و پرهیز از تفرقه اصلی اساسی است که اصولگرایان باید به آن توجه داشته باشند. عده‌ای در این فضای غبار آلود به بیانی به دنبال کاسبی تفرقه در اصولگرایی هستند. اصولگرایان برای خروج از این خطر می‌بایست راهی برای دیالوگ منطقی و مثبت‌نگر با یکدیگر پیدا کنند.

تجربه نشان داده است بحث بر سر ساز و کار وحدت اصولگرایان تا کنون نتیجه مثبتی نداده است، بد نیست این راه نیز تجربه شود که اصولگرایان به جای اتحاد بر سر یک گفتمان بر سر اجرای نسخه‌های عملیاتی به وحدت برسند چرا که این جزئی‌تر و عملیاتی‌تر است و از قالب کلی‌گویی که منجر به عدم دیالوگ می‌شود به دور است.

جبهه رقیب عموماً با راهبردی مشترک در مقابل اصولگرایی حاضر می‌شود، اما امروز به نظر می‌رسد این قوت از آن‌ها گرفته شده است لذا در این محور نیز اگر اصولگرایان بتوانند امروز جلسات متعددی را طراحی کرده و به بهانه‌های مختلف به مباحثه بپردازند خواه ناخواه به راهبردهایی مشترک خواهند رسید و به نقطه قوت در مقابل رقیب تبدیل خواهد شد.

باور به رسانه و نقش رسانه‌ها یکی از دیگر ارکانی است که اصولگرایان در مدل نگاه به آن می‌بایست تجدید نظر کنند. اصولگرایان در سال‌های اخیر رسانه‌های بسیاری را فعال کرده‌اند که اگر انسجامی میان آن‌ها شکل بگیرد می‌توانند نقش آفرینی بسیار خوبی داشته باشند.

نگاه ناقصی که در اصولگرایان وجود دارد استفاده ابزاری از رسانه برای انتخابات و در ماه‌های منتهی به آن است. این امر البته بدیهی است و کسی منکر آن نمی‌شود، اما اگر واقعاً بخواهیم باورهایی را در ذهن مخاطب طوری نهادینه کنیم که در یک طوفان هیجانی همچون شب انتخابات نشکند می‌بایست پیش از این و با استراتژی مشخص به آن مفاهیم بپردازیم که همین الان نیز به نظر دیر می‌رسد، کما اینکه جریان رقیب در بسیاری از حوزها  در این زمینه فعال است.

جریان رقیب بسیار علاقه‌مند است هویت گفتمانی و عملکردی اصولگرایان را در چند سال گذشته تخریب کند. اصولگرایی چون از همه‌ی ظرفیت‌های خود در چند سال گذشته استفاده نکرده، آن طور که باید نتوانسته در عرصه عمل خدمت رسانی کند. از آن طرف نیز جریان رقیب از مرز انتقاد عبور کرده و به تخریب اصولگرایان در این حوزه روی آورده است. لذا بر اصولگرایان واجب است که از تخریب تمامی کرده‌های خود جلوگیری کنند و در مقابل هجمه به آنچه درست بوده دفاع کنند. برای نقاطی که عملکرد مثبت بوده نسخه‌ها و عملکردهای جدید تعریف کنند و ایده‌‌ها را نو کنند و در مواردی که اشتباه داشته‌اند آسیب شناسی کرده و به دنبال نسخه صحیح باشند و به مردم ارائه دهند.

از طرف دیگر اصولگرایان نباید باورهای خود به هندسه نوین جهانی و نگاه بلند پایه خود را از دست بدهند چرا که اصولگرایی در خدمت انقلاب اسلامی هدف والایی دارد که ان شا الله در سایه ی ولایت فقیه منتهی به حکومت مهدوی خواهد شد.


کد خبرنگار : 19