
به گزارش خبرنگار «خبرنامه انشجویان ایران»؛ در روزهایی که داعش بعثی پس از به دنیا آمدن از رحم غرب آدم کش به جان امت اسلامی افتاده است، تلاش های آمریکایی در عراق و سوریه و لبنان و دیگر کشورهای منطقه، استراتژی قطعه قطعه شدن امت اسلامی و نژاد سالاری توسط حکمرانان دست نشانده را دوباره در پیش گرفته است.

شریعتی در یکی از سخنرانی هایش در رابطه با تشکیل امت اسلامی به این مسئله اشاره ای عمیق کرده است: «قومیت (ناسیونالیسم، شوینیسم، راسیسم) که مرز یک جامعه نژادی است، همیشه امت را که یک جامعه اعتقادی است قطعه قطعه می کند، چنان که در جنگ جهانی اول، استعمار غربی با دمیدن روح قومیت گرایی، قدرت جهانی اسلام را از درون متلاشی ساخت و بازنده شدن حس قوم پرستی-که در اسلام مرده بود- ناگهان خلافت وسیع اسلامی به چندین قطعه تجزیه شد و آن پیکره عظیم، با تیغ ناسیونالیسم لقمه لقمه شد و هر لقمه راحت الحلقومی که غول استعمار غرب به راحتی بلعید و کشورهای اسلامی ای ساخته شد، یک- دو میلیونی و بر سرهر کدام خانواده ای، قبیله ای و یا دست نشانده ای نشاند، سرگرم کشمکش های مرزی با همسایگانش!»
شریعتی در ادامه از بازگشت و ارتجاع سخن می گوید. عقب گرد به دوران برتری نژادها. وی نمادهایی را برمیشمرد که همگی متعلق به عصر جاهلیت اند.
دکتر اینها را یک برنامه ریزی استکبار معرفی می کند و می آورد:
«این بود که در اوایل قرن بیستم ناگهان در خلافت اسلامی، نهضت های پان پدید آمد. پان عربیسیم و پان ترکیسم و سپس پان لیبیانیسم، پان ایراکیسم(تکیه بر عراق چهار پنج هزار سال پیش، بابل و سومر و آکاد و...) و در مصر پان کوپتیسم (وحدت قبطیها در برابر عرب های مصر) و در الجزایر پان بربریسم(وحدت بربرها علیه عرب ها) و همه کوشیدند تا ریشه های تاریخی و فرهنگی خود را به دوره های باستانی پیش از اسلام فرو برند؛ ترک ها به عصر بیزانس و روم شرقی، مصر به عصر فراعنه، عراق به دوران حمورابی و تمدن بابل و سمر و حتی عرب نیز با تکیه بر شعر جاهلی و تمدن های یمن و عاد و ثمود و نیز تفاخر به عصر اموی که پیروزی عربیت بر روح انسانی اسلامی است و ملت های دیگر به ویژه ایرانی نیز در آن سهیم است. نقش لارنس انگلیسی را می دانید؟» (تشیع علوی، تشیع صفوی، ص 113، انتشارات سپیده باوران)
یکی از کسانی که با مستشرقان و بیگانگانی چون لورنس در معارضه بود، سید جمال الدین اسدآبادی بود. وی همه توان خود را برای جلوگیری از تجزیه عثمانی که یک حکومت اهل سنت هم بود، انجام می داد چرا که از سیاستهای استکباری بیگانگان آگاه بود و می دانست پس از تجزیه چه بر سر امت مسلمان خواهد آمد. نزدیک به صد سال است که کشورهای مسلمان آرامشی پایدار را تجربه نکرده اند.
اندیشه وحدت امت اسلامی و مقابله با تجزیه هم پیش از شریعتی و هم پس از وی دنبال شد. اما همیشه این آرا مترقی و اصلاح گرایانه توسط تعداد معدودی از دلسوزان جامعه اسلامی پیگیری میشد. شخصیتهایی چون سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده پیش از شریعتی تلاشهای گسترده ای را در این زمینه انجام دادند.
مهاجرت تبلیغی سیدجمال به هند، آفریقا و مصر و دیگر کشورهای مسلمان که با تاکید بر مشترکات امت اسلام صورت می گرفت تنها بخشی از تلاشهای وی بود.
نظریه همگرایی جهان اسلام از سوی سید جمال بر دو محور تاکید داشت: اول اینکه دو طرف از توهین به یکدیگر پرهیز کنند و دوم اینکه برابر منافع غرب از منافع جهان اسلام دفاع کنند. مثلاً در جهان امروز کشورهای اسلامی همه با هم در برابر سلطه طلبی آمریکا و دیگر کشورهای سلطهگر بایستند، نه اینکه از راه دامن زدن به تفرقه و جدایی سبب حضور و تقویت بیگانگان در کشورهای اسلامی شوند.
این روزها و درحالیکه عده ای از مفتی های وهابی فتوا به کشتن و ترور مسلمانان چه شیعه و چه اهل سنت می دهند، رویکردهای مترقی و وحدت بخش تنها از سوی معدودی از علمای اسلام دنبال می شود.