
با این حال، در سالهای اخیر و در ماه مبارک رمضان، برنامهای توانسته رگ خواب افکار عمومی را به خوبی به دست بگیرد و به یکی از تاثیرگذارترین رویدادهای اجتماعی و فرهنگی کشور تبدیل شود؛ رویدادی که ردپای تاثیرگذاری آن را حتی در صحبتهای رانندگان تاکسی و مسافرین اتوبوس و خریداران بازار میوه و ترهبار هم میتوان جستجو کرد. «ماه عسل» که امسال وارد نهمین سال اجرای مداوم خود میشود، در این مدت توانسته به پای ثابت سفرههای افطار مردم تبدیل شود و نام خود را در لیست یکی از پربینندهترین برنامههای تلویزیون قرار دهد.
در طول همه این سالها، نقدها و مباحثههای زیادی درباره این برنامه و علت موفقیت آن مطرح شده است؛ از محبوبیت و چهره جذاب مجری آن گرفته تا دفاع از مطالب مطرح شده در آن و پرداختن به مساله آسیبهای اجتماعی. با این حال، هنوز به نظر میرسد روی اِلِمان اصلی که باعث موفقیت این برنامه شده است، اجماع نظر وجود ندارد. مساله جالبتر اینجاست که امسال برخی نشریات سیاسی به انتقاد از این برنامه پرداختهاند و آن را یک برنامه سیاسی به منظور حمایت از برخی گروهها و احزاب اصولگرا نامیدند؛ نقدهای عجیبی که به سرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر داده شد.

اما علت مهم بودن این برنامه چیست؟ پاسخ به این سئوال بیشتر از آنکه به قالب رسانه ارتباط داشته باشد، نیاز به یک بحث نظری دارد. تجربه نشان داده تلویزیون به عنوان عمومیترین رسانه کشور که حتی در دوردستترین مناطق روستایی کشور هم مخاطب دارد، زمانی میتواند جایگاه خود را به عنوان یک رسانه تاثیرگذار ارتقا دهد و بهبود بخشد که مسائل جاری زندگی مردم را که اکثر آنها به آن مبتلا هستند، در قالب تصویر بیان کند و به آنها بپردازد. نگاهی به تمامی مجموعههای موفقی که از تلویزیون در طول سالهای گذشته پخش شدهاند، اثبات میکند که نمیتوان برنامهای را بدون توجه به خواست حقیقی طبقه متوسط جامعه ساخت و انتظار بازخورد مثبت و بالا رفتن تعداد بینندگان را داشت. سریالهای مذهبی را باید مهمترین مدعای اثبات این ادعا دانست که به دلیل بافت مذهبی و گرایشهای اسلامی اکثر مردم ایران، به مجموعههای دوست داشتنی و به یادماندنی تبدیل شدند. در سوی مقابل، مجموعههایی که تلاش کردند تا به باورهای ملی و دینی مردم ایران کنایه بزنند، به سرعت با واکنش منفی مردم روبرو شدند و از سوی آنان طرد شدند؛ مسالهای که سریال پرحاشیه و جنجالی «سرزمین کهن» که با هزینه فراوان توسط کمال تبریزی ساخته شد، آن را برای چندمین بار اثبات کرد.
ماه عسل هم برآمده از متن مردم است و این، مهمترین فاکتور موفقیت آن است. دغدغهها و مشکلاتی که در این برنامه بیان میشود، موضوعاتی هستند که عامه مردم با آنها درگیرند و از نزدیک آنها را لمس میکنند. اعتیاد، فقر، طلاق، ازدواج مجدد، معلولیت، گم شدن فرزند و... همه در چارچوبی هستند که ممکن است برای هر کدام از شهروندان جامعه ایرانی اتفاق افتاده باشد. همین مساله سبب شده تا مردم و افکار عمومی، ماه عسل را نه برنامهای تولید شده برای قشر خاصی از بینندگان بلکه برنامهای برخواسته از مشکات و مسائل روزمره خود بدانند و با آن همذات پنداری کنند.
البته بدیهی است که رویکرد شخصی که گاهی اوقات در این برنامه اعمال میشود، به روح آن ضربه میزند و بافت فکری مخاطبین را دچار تشویش میکند اما باید اذعان کرد که خط سیر کلی ماه عسل بدون درنظر گرفتن برخی از اتفاقات ناخوشایند در آن – مانند اهدای ناگهانی یک کودک به یک پدر و مادر جدید یا حضور فوتبالیستهایی با درآمدهای نجومی به منظور دفاع از این ارقام – یک رویکرد ثابت رو به رشد بوده که باعث شده تا پس از ۹ سال همچنان سکه آن از رونق نیفتد و باز هم خیل عظیم مخاطبین صداوسیما ترجیح بدهند سفره افطار خود را با تماشای این برنامه تزئین کنند.
احسان علیخانی که فعالیت رسانهای در تلویزیون را با برنامه «پسر ایرانی» آغاز کرد، با هوشمندی و درایت مناسب خود اکنون به جایگاهی رسیده که میتواند طلاییترین زمان برنامههای تلویزیون در ماه مبارک رمضان را بدون هیچ دغدغهای به خود اختصاص دهد و بازخوردهای فراوانی نیز دریافت کند. حرکت علیخانی بر روی یک مسیر مستقیم و دوری از حاشیههایی که برای همه برنامههای تلویزیون پیش میآید، رمز ماندگاری ۹ سالهٔ او بر روی آنتن زنده شبکه سوم سیماست. او با ماه عسل نشان داد که بافت اجتماعی ایران را به خوبی میشناسد و میداند که نبض افکار عمومی روی چه موضوعاتی حساس است. پرداختن به همین موضوعات و مسائل سبب شده تا – خوب یا بد – برنامه او به یکی از خاطرات مشترک نسل ما در ماه رمضان تبدیل شود؛ موضوعی که با توجه به جوان بودن او و همچنین حضور رقبای قدرتمندی که سابقه فعالیت چندین ساله در صداوسیما را دارند، میتواند برگ زرینی در کارنامه فعالیت او باشد.