
درست معلوم نمیکند شخصیتهای و اتفاقهای داستان در چه سالی رخ داده است. اما رمانی است که با زمان حال نه زیاد دور و پرت و نه زیاد نزدیک امروزی است . با این حال به امروز بسیار نزدیک تر است.
با این که شخصیت اصلی آن یعنی حبیب ابریشم کسی که در جنگ طی اتفاق هایی که برایش می افتد خیلی دیر یاد خانه وکاشانه ی خود می افتد .
بسیجی که انقلاب کرده و بعد در جنگ 8 ساله به دفاع از میهن خود پرداخته.
لحن شروع داستان امروزی و ساده است . اول داستان کمی گیج کننده شروع می شود به طوری که خواننده نمی داند و نمی تواند تشخیص بدهد که شخصیت اصلی داستان کدام اسم و فرد است . و این دلیل خواننده را به ادامه ی داستان ترغیب می کند .
یکی از نقاط قوتی که در ابتدای داستان خود نمای می کند فضاسازی هایی است که خواننده می تواند خودش را در محیط داستان قرار دهد.
البته فضا سازی ها در ادامه کم رنگتر می شود که می توان به پایه افت خیز داستان گذاشت .
ریتم داستان هم ابتدا آرام است که با پایان فصل یک و شروع فصل دوم ریتم تند تری به خود می گیرد.
از طرفی دیگر یکی از عواملی که خواننده را ترغیب به ادامه داستان می نماید سوالهایی است که در فصل یک خودنمایی کرده است که به راحتی نمیشه از آنها گذشت.
در این کتاب نویسنده قصد دارد آرمانهایی که مردم برای آنها انقلاب کرده اند و 8 سال در جبهه ها جنگیدن را به یاد مخاطب بیاندازد.
به طوری که حبیب ابریشم که برای کشور خودش و آرمان هایی که برای آن ها به جنگ رفته و از همه ی زندگی اش گذشته حس نا امید کننده ای به او دست می دهد که چرا؟
چرا او و امثال او برای این کشور زندگی و زن و بچه هایش را رها کرده تا کشور دست دشمن نیافتد . اما می فهمد که سال هاست که خاکریز ها عقب آمده است و ما با خودمان می جنگیم .
مجید پورولی در کتاب خودش انتقاد های ظریف با رندی و در جای دیگر انتقاد تند و پی شکایت از مسولین برمی آید .
اما پایان متوسط داستان که بسیار بهتر می شد به سرانجام برسد . ولی هیچ چیز از ارزش های این کتاب نمی کاهد.
اما در کنار همه ی این ها خواننده نا خواسته برای رسیدن به جواب و یا علاقه مند بودن به انتهای داستان خودشان ریتم داستان را تند تر می کنند.
در کنار همه ی این ها انتطاری است که هم شخصیت های داستان و هم خواننده به دنبال پایان اند. این انتطار (باران) است که نویسنده آن را خیلی خوب به یک داستان ابابیل ربط می دهد. نویسنده می خواهد با این تمثیل نشان دهد که خداوند هم از دست مردم ناراحت است.
در انتها باید بگویم که در مجموع نمره ی قبولی را از منتقد اصلی اش یعنی مردم گرفته است.