
با این توضیح و تفسیر که ریاست جمهوری محمدعلی رجایی در شرایطی به ثمر نشست که مجلس شورای اسلامی رأی به عدم کفایت بنیصدر داده بود و بلافاصله انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری در دوم مردادماه همان سال برگزار میشود.
محمدعلی رجایی از میان چهار کاندیدای ریاست جمهوری حائز اکثریت آراء 13 میلیون از 14 میلیون کل آراء میشود و با قاطیت تمام مسئولیت قوه اجرایی را قبول میکند و در 12 مرداد مراسم تحلیف را انجام میدهد و مورد تأیید امام و شورای نگهبان قرار میگیرد.
رجایی فیالفور دکتر باهنر را به منصب پست نخستوزیری منصوب میکند و امام خمینی(ره) بلافاصله فرمود: این پست به اهلش واگذار شد!
اما شخص متهم به ترور(ساختمان نخست وزیری) مسعود کشمیری با ظاهری دوست نما تا مقام پست جانشینی دبیر شورای عالی امنیت ملی پیش میرود در همین زمان سازمان مجاهدین در انگلستان مسئولیت ترور را میپذیرد.
اما گروه سازمان مجاهدین خلق در کشور با محوریت بهزاد نبوی انکار میکنند و حتی تا جایی پیش میروند که مسعود کشمیری را شهید اعلام کرده و میگویند که در ساختمان ریاست جمهوری شهید شده، در حالی که آسیبدیدگان بازمانده از حادثه شهادت دادند که کشمیری قبل از انفجار، ساختمان را ترک کرده بود.
.jpg)
با این حال سازمان مجاهدین منحل میشود و برای بهزاد نبوی به عنوان متهم در جریان پرونده ترور کیفر خواست صادر میشود و با لابیهایی که انجام میدهد، موسوی خوئینیها هم به عنوان دادستان وقت خواستار بسته شدن پرونده میشود تا مبادا تئوریسین اصلاح طلبان محاکمه شود.
جالب اینجاست که دلیل اصلی عنوان شده برای عدم محاکمه این بود که کشور درگیر جنگ با بعثیهاست و اکنون زمان تنش داخلی نیست! سئوال اصلی این است چرا بعد از دو سه دهه که از جنگ گذشته پرونده دوباره باز نمی شود؟ چرا شخص متهم پستهای کلیدی میگیرد؟ آیا اگر تئوریسین اصلاحات محاکمه میشد، اتفاقات سال 88 رخ میداد؟
در قسمت دوم مقاله سعی خواهد شد تا دولت مکتبی را با توجه به مکانیسمهای موجود تبیین و شاخصههای آن نیز بیان شود.
دولت مکتبی، دولتی دینی است که ارزشها و اصول خود را از دین اسلام میگیرد دولت مکتبی غالباً دولتی هست که به درجات مختلف در هستی دولت، در مکانیسم عمل، غایات دولت به آموزه های دینی استناد میکند.
حوزه عمل دولت مکتبی میتواند حفظ فرهنگ مردم، دین مردم، جان و مال مردم، نسل و جمعیت مردم و اندیشههای مردم باشد و در مقابل آن دولت علمانیت یا سکولار قرار دارد که در متد و روش خود به جدایی حوزه دین از دولت باور دارد و بیشتر بر دیدگاه فردی و لیبرالی نسبت به دین تاکید میکند؛ از این رو میتوان دولت محمد علی رجایی را دولت مکتبی خواند.
به گفته امام راحل «ارزش این آقایان به این بود که خودی بودند با مردم بودند و برای مردم خدمت میکردند» در واقع اولین رئیس جمهور شهید انقلاب اسلامی اعتقاد داشتند که خدمت به خلق خدمت به خداست و بر همین پایه و اساس ایشان از عزت نفس، صداقت بیان، ساده زیستی و عمل به گفتههای خویش همراه با حقگرایی و پرهیز از تبارگرایی و حزب گرایی و پیروی از رهبری و ولایت و همچنین تلاش برای حل مشکلات مردم و توسعه اقتصادی در بهبود معیشت مردم گامهای مستحکمی برداشتند.
.jpg)
نقل است که امام خمینی(ره) در مورد تهذیب نفس شهید رجایی فرمودند: «ایشان از دستفروشیاش تا حال ریاست جمهوریاش در روح او تأثیری حاصل نشد چه بسا اشخاصی هستند که اگر کدخدای ده شوند، تغییر میکنند؛ به خاطر ضعفی که در نفسشان هست تحت تأثیر آن مقامی که پیدا میکنند واقع میشوند؛ و اشخاصی هستند که مقام تحت تأثیر آنهاست، از باب قوت نفسی که دارند و آقای رجایی و آقای باهنر در عین حالی که خوب، یکیشان رئیس جمهور بود و دیگری نخست وزیر، این طور نبود که ریاست در آنها تأثیر کرده باشد؛ آنها در ریاست تأثیر کرده بودند و آنها ریاست را آورده بودند به چنگ خودشان»؛ این راه و روش در سیره ائمه اطهار(ع) به وفور دیده میشود و نشأت گرفته از کردار و گفتار آنهاست که در برحههایی از زمان توسط انسانهای ظهور و بروز میکند.
مدادعلما من افضل دما شهدا