تاریخ : 1393,پنجشنبه 03 مهر11:30
کد خبر : 143116 - سرویس خبری : خبرهای ویژه

جای خالی «نگاه واقعی به دانشگاه» در ساخته‌های رسانه ملی

نشان دادن فضای دانشگاه بدون محوریت داستانی عاشقانه که رسم متداول در ترسیم فضای دانشگاه است؛ اتفاق مبارکی است که در داستان ده نمکی رخ داده؛ و رویدادهای که در جریان تدفین شهدا که سالهای نه چندان دور متاسفانه در دو دانشگاه شریف و امیرکبیر شاهدش بودیم.

خبرنامه دانشجویان ایران: معراجی ها آخرین ساخته ده نمکی که این روزها از شبکه یک سیما در حال پخش است سریالی که همچون دیگر آثار ده نمکی سراغ داستانی می رود که کمتر دیده شده است و جای آن بسیار خالی بوده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پرداختن به موضوع «دانشگاه» آنهم از زاویه دید واقعی و درست، کمتر در برنامه ها و ساخته های صدا و سیما به چشم می خورد؛ نگاه دهنمکی به دانشگاه موضوع یادداشت پریناز احمدپور است که در ذیل می آید::

معراجی ها آخرین ساخته ده نمکی که این روزها از شبکه یک سیما در حال پخش است سریالی که همچون دیگر آثار ده نمکی سراغ داستانی می رود که کمتر دیده شده است و جای آن بسیار خالی بوده است. نشان دادن فضای دانشگاه بدون محوریت داستانی عاشقانه که رسم متداول در ترسیم فضای دانشگاه است؛ اتفاق مبارکی است که در داستان دهنمکی رخ داده؛ و رویدادهای که در جریان تدفین شهدا در واقع یادآور اتفاقات تلخی است که سالهای  نه چندان دور متاسفانه در دو دانشگاه شریف و امیرکبیر شاهدش بودیم، حاج کریم قصه دهنمکی راست می گوید وقتی از درد نبود کار فرهنگی می گوید. در واقع آن چه نشان داده می شود گوشه ای از نتیجه حاکمیت بیش از یک دهه جریان اگر نگویم لیبرال ؛ قریب به لیبرال فرهنگی است و البته نباید فراموش کنیم اثر کتب درسی و اساتید سکولاری را که زمین آماده کشت ذهن جوانان این سرزمین را در دست داشته اند. نه تنها در وقایع و رویدادهای چون تدفین شهدا و اتفاقات بسیار دیگر برطرف کننده  مجهولات ذهنی دانشجویان نبودند بلکه گرهی  نیز بر آن افزوده اند نا چون دکتر گنجی قصه دهنمکی ماهیشان را از آب گل آلود فضای دانشجوی صید کنند.

اما مسئله اینجاست که آن چه آقای دهنمکی از فضای درون دانشگاه نمایش می دهد به راستی چقدر گویای حقایق دانشگاه است؟ و به آن چه رخ داده شباهت دارد؟

آن چه  معراجی ها بیان می کند به راستی در فضای دانشگاهی رخ داده و ممکن است رخ دهد اما مسئله اینجاست که روایت از دید یک ناظر بیرونی است به همین سبب نه تنها در ارائه چگونگی وقوع داستان و مناسبات دانشجویان و اساتید موفق نبوده بلکه در ارائه فضای دانشگاه و سیستم آموزشی نیز توفیقی نداشته که شاهد مثال آن نوع اطلاع رسانی مشروط شدن فرید، برگزاری کلاس ها و ... است که با سیستم آموزش واقعی دانشگاه قرابتی ندارد؛ و همین مشکل دامن تصویر ارائه شده از  تشکل های دانشجوی را نیز می گیرد؛ مدل ارائه شده از یک تشکل دانشجوی در معراجی ها تفاوت های بسیاری با تشکل های اسلامی چون بسیج و انجمن های اسلامی و... دارد که در این  فیلم تشکل مورد نظر با توجه به نشانه های ارائه شده باید بسج باشد. و اما در رابطه با شخصیت های ارائه شده ما این واقعیت را می پذیریم که فیلم و سینما ممکن است  نگاه اغراق آمیزی به شخصیت ها و وقایع داشته باشد. مخصوصا اگر پای طنز در میان باشد اما شخصیت فرید چهار دانگه چه قشری از جامعه و به خصوص جامعه دانشگاهی را نمایندگی می کند به خصوص که شخصیت او با سمبل های به نمایش در آمده و به تمسخر گرفته می شود که بخشی از ارزش های جامعه مذهبی است فرید برخی اذکار و حرکات را بی موقع و با مبالغه بدون پشتوانه اعتقادی عمیق به کار می گیرد و از سوی عماد و استاد مهدویان مورد انتقاد قرار می گیرد قطعا امر به معروف و احتیاط در تعاملات با نامحرم و ...  که بخشی از فرهنگ جریان مذهبی است باید به گونه ای صحیح در  شخصیت های متعادل داستان چون عماد و استاد مهدویان به نمایش در می آمد.

و اگر بپذیرم که شخصیت های داستانی چون معراجی ها در حال نمایندگی انواع مختلف نگرش و تفکر هستند، باید از آقای دهنمکی پرسید رویش های انقلاب کجا هستند افرادی که اتفاقا در تشکل های دانشجوی بسیار دیده می شوند دانشجویانی که پدر و مادر شهید و جانباز ندارند خانواده مذهبی ندارد ولی آرمان ها و باورهای انقلاب با گوشت و خونشان در آمیخته است و گمشده خود را در انقلاب یافته اند وقتی آیه ای به نمایش در می آید که می تواند به طور متفاوتی فکر و عمل کند و به ظاهر از فرهنگ خانواده فاصله بگیرد و رو در روی عماد بایستد و وقتی  ریاکاری و شخصیت پوشالی  فرید به نمایش در می آید باید شخصیتی  نیز رویش ها را نمایندگی می کرد. البته این مسئله در مورد دغدغه و مدل رفتاری جماعت مخالف دانشگاه هم مطرح است و نه دغدغه های آنها مطابق با دغدغه های مخالفین در دانشگاه است و نه نوع کنش های سیاسی آنها! و همچنین نه تعداد طرفین غائله به اینگونه است که گروه حداکثری را مخالفین و اقلیت دانشگاه را قشر مذهبی تشکیل دهد. کمااینکه اصل مسئله محل مناقشه هم درست نیست چرا که بیش از 400 شهید در دانشگاه های کشور تشییع و تدفین شده اند که یکی از دیگری با شکوه تر بوده است و تنها در همان دو دانشگاه فوق الذکر مشکلاتی به وجود آمده بود که تعمیم این مسئله به کل فضای دانشگاه بنحوی زیر سوال بردن کلیت دانشگاه شهید دوست کشور است. در نهایت باید بگوییم معراجی ها با کمی مطالعه دقیق تر در فضای دانشگاه و دقت در شخصیت پردازی می توانست بسیار موفق تر باشد.

اما مسئله مطرح شده قطعا فراتر از معراجی ها و دهنمکی است مشکل اصلی نبود نگاه کارشناسی؛ دقیق و واقعی در جریان فیلمسازی کشور نسبت به دانشگاه است؛ چیزی که در معدود فیلم های ساخته شده در این حوزه بصورت گل درشت مشخص است بویژه برای کسانی که در دانشگاه زیست کرده اند. سال گذشته تله فیلم "فاصله کانونی"، پیش تر سریال سراب، فیلم های سینمایی چون «به رنگ ارغوان» و مثال های مشابه بسیار دیگر از ضعف تصویرگری فضای دانشگاه رنج می برند و شاید بزرگترین علت آن نیز نبود شناخت کافی از دغدغه ها، مشکلات، تعاملات و مناسبات فضای دانشگاهی کشور است.

این مسئله پیشتر اما در حوزه فیلم های جنایی و انتظامی نیز وجود داشت که تصویر غیرواقعی از فضای نیروی انتظامی کشور در رسانه ملی منتشر می شد و راه حل آن نیز ملزوم شدن فیلمسازان به نظارت پیش از ساخت و مشاوره نیروی انتظامی در تولید فیلم های سینمایی و تلویزیونی در مورد ناجا بوده است. شاید امروز مسئولین مربوطه از جمله شورای انقلاب فرهنگی و سازمان صدا و سیما و همچنین وزارت ارشاد نیز باید روندی را در نظر بگیرند که فیلمهایی که قرار است در مورد دانشگاه و دانشجو و یا در محیط دانشگاه و... ساخته می شود با نظارت و مشاوره یک نهاد مربوط به دانشگاه باشد.


کد خبرنگار : 22