تاریخ : 1348,پنجشنبه 11 دي07:00
کد خبر : 1540 - سرویس خبری : آخرین اخبار صفحه اول

حاشیه های متفاوت برنا از دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب

حسینیه امام خمینی همان بیت رهبری معروف و معهود حالا ظرفیتش تکمیل است. نیمی از فضای حسینیه با سفره های افطار پر شده و نیم دیگرش که مقابل جایگاه است با جماعت دانشجو. هنوز تا زمانی که میهمانان سابقه دار برای ورود آقا تخمین می زنند ساعتی مانده اما با همه شلوغی و فشردگی جمعیت پشت ستون ها خالی است چون همه جای نشستنشان را با صندلی آقا تنظیم می کنند.

خبرنامه دانشجویان ایران:«خبرنامه دانشجویان ایران»به نقل ازبرنا: 1- کسانی که سالهای قبل مهمان سفره افطار آقا بودند در صف کفش داری با آب و تاب برای تازه وارد ها صحبت می کنند . از ساعت شروع برنامه تا بخش های مختلف آن تا زمان ورود آقا و صحبت کردن ایشان و نماز جماعت و خلاصه لحظه به لحظه را بدون کم و کاست برای دوستانشان تعریف می کنند. از هر دری هم که می گذرند با افتخار جلو می روند و می گویند حالا باید از این طرف برویم، حالا نوبت کفش هاست، حالا کارت را می گیرند و ... بازار پز دادن داغ است اما نه پز ظاهر و سواد و از این حرف ها. اینجا هر کس بیشتر مهمان شده باشد به مهمانی چنین میزبانی به خود می بالد و مدام پز می دهد.
2- حسینیه امام خمینی همان بیت رهبری معروف و معهود حالا ظرفیتش تکمیل است. نیمی از فضای حسینیه با سفره های افطار پر شده و نیم دیگرش که مقابل جایگاه است با جماعت دانشجو. هنوز تا زمانی که میهمانان سابقه دار برای ورود آقا تخمین می زنند ساعتی مانده اما با همه شلوغی و فشردگی جمعیت پشت ستون ها خالی است چون همه جای نشستنشان را با صندلی آقا تنظیم می کنند. انگار همه موضوعیت این مهمانی برایشان دیدن روی ماه آقاست. که هیچ کس حتی بحثی هم بر سر نشستن یا ننشستن پشت ستونها ندارد.
3- پرژکتورهای حسینه روشن که می شود همه یک باره نیم خیز می شوند حتی همان سابقه دارها هم گاهی از این نیم خیز شدن ها رو دست می خورند و روی زانوهایشان بلند می شوند، اما هنوز خبری از آقا نیست. کم کم صلوات های پشت سر هم و بعد هم سرودهای دست جمعی شروع می شود. العجل مولای جماعت دانشجو حسینیه را پر می کند و ایهام شعرهایشان لبخندهای اشک آلود را میهمان بعضی از چهره ها می کند.
4- میکروفن ها چند بار تست می شوند، صندلی و میز آقا را هر چند دقیقه یک بار یک نفر می آید و مرتب می کند و خلاصه رفت و آمدی برپاست. یک نفر میان جمع به دوستانش می گوید پشت پرده جایگاه شلوغ شده انگار خبرهایی هست وهنوز حرفش تمام نشده که صف های جلوتر یکباره روی پا بلند می شوند و هزاران جفت چشم ناگهان قد و قامتی را از ورودی حسینیه تا کنار صندلی دنبا ل می کند و پرده پرده اشک است که مزاحم نگاهها می شود. بعد از این همه انتظار. حالا دیگر مهمان با سابقه و تازه وارد را نمی شود از هم تشخیص داد، چشم ها به وصال رسیده اند و آتش بیار معرکه عشق شده اند و حالا صدای شعارها است و دست هایی که محکم تر از همیشه بالا می رود و آقاست و آقا و دیگر هیچ...
5- قرآن زیبا تلاوت می شود و این آغاز کار است. مجری بعد از سلام و عرض ارادت شعر مجتبی زمانی را می خواند همان شاهکاری که بعد از نماز جمعه 29 خرداد آقا خلق کرد و الحق و الانصاف گل کاشت. این شعر هم با تک مصراع های بی نظیرش حال و هوایی به مجلس می دهد «رحم الله عمی العباس» تمام می شود و همه حظ می برند از این انتخاب مجری.
6- قرار است طبق روال هر ساله نمایندگاه تشکل های دانشجویی و نخبه های علمی و فرهنگی یکی یکی پشت تریبون بیایند و حرف هایشان را با رهبر در میان بگذارند. نماینده جامعه اسلامی آغاز می کند و بعد از او یکی یکی نماینده ها می آیند و متن های آماده شده اشان را می خوانند. حادثه های بعد از انتخابات، ستاد مدیریتی دانشگاه آزاد، انتخاب کابینه دهم و کوی دانشگاه و البته عرض ارادت و جان نثاری حرف مشترک همه تشکل هاست. در این میان نخبه های علمی و فرهنگی هم می آیند و حرفهایشان را می زنند و انصافا برخی از آنها دست روی نکته های خوبی هم می گذارند.
7- چند نفری می آیند و می روند تا نوبت به بسیج دانشجویی می رسد. نماینده بسیج حرف هایش که تمام می شود از آقا اجازه دست بوسی می خواهد ،تا کنار صندلی می رود خم می شود دست آقا را می بوسد و بر پیشانی اش میگذارد. با فرصت طلبی مجری نفرات قبلی هم از میان جمع بر می خیزند و برای دست بوسی می روند و نماینده جامعه پیشتازی می کند و چفیه آقا را می گیرد که این کارش با صلوات دانشجویان بدرقه می شود و باز خیلی ها میان جمع نیم خیز می شوند و نگاههایشان را با این آدم های خوشبخت تا میان خطوط دست های آقا روانه می کنند و ...
8- مبتکر طرح اردوهای جهادی هم یکی از سخنران ها است، متن خوبی می خواند و شعر زیبایی را حسن ختام حرف هایش می کند و چفیه ای را که با خود آورده پیش آقا می برد تا با بوسه ای متبرکش کند. میان حرف های دانشجویان چندین بار جمعیت با تکبیر های خود حرف دوستانشان را تایید می کنند و فرقی هم نمی کند از کدام گروه و کدام تشکل باشند. حرف حساب محکم و قاطع را که می شوند همه با الله اکبر به استقبالش می روند و از قضا این الله اکبر ها در کلام نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل بیشتر تکرار می شود. نماینده این تشکل در حرف هایش از محاکمه افراد پشت پرده آشوب ها می گوید و همه تایید می کنند و جایی هم هشدار می دهد که اگر صحنه گردانان اصلی اغتشاش ها محاکمه و مجازات نشوند جنبش دانشجویی 13 آبان دیگری می آفریند و این جاسوس خانه داخلی را قطع می کند. جمله اش به اینجا که می رسد آقا که سرش پایین است و آرام آرام روی کاغذ چیزهایی یاد داشت می کند نگاهش را بلند می کند و با تبسمی دیدنی به نماینده انجمن اسلامی دانشجویان مستقل خیره می شود.
9- نماینده انجمن حرف هایش را با لبیک یا خامنه ای تمام می کند و جماعت که به تکرار این جمله می نشینند او برای عرض ارادت روی سن می رود اما به جای اینکه به مانند دیگران خم شود و دست آقا را ببوسد، پیش روی او زانو می زند و دست هایش را می بوسد و چند کلام خصوصی تر هم مثل بقیه آنجا به آقا می گوید و آقا هم دستی بر سرش می کشد و روانه اش می کند.
10- حرف های دانشجویان که کمی بیشتر از زمان مشخص به درازا می کشد، جمعیت با صلوات های پی در پی از دوستانشان می خواهند کلام را کوتاه کنند تا وقتی هم برای شنیدن حرف های آقا بماند. زمان کمی تا اذان باقی مانده و آقا صحبت هایش را بلافاصله آغاز می کند و در همان ابتدا هم نشاط و گاهی شیطنت دانشجویان را به حساب جوانی اشان می گذارد و می گوید جلسه همان جوری است که یک جلسه جوان باید باشد.
11- حرف های آقا مثل همیشه نغز و شنیدنی است. آقا به سوال های تکرار شده در صحبت دانشجویان پاسخ می دهد. از حمایت منطقی و به جایش از نقاط قوت دولت می گوید و حساب نقاط ضعف را از این حمایت جدا می کند. از دستور پیگیری حادثه کوی دانشگاه می گوید و اینکه قرار نیست هر چیزی علنی گفته شود و کار تبلیغاتی را دوست ندارد. از مصلحت اندیشی های درست می گوید و اینکه همیشه هم مصلحت مقابل حقیقت نیست و اصلا مصلحت خود مصداقی از حقیقت است. آقا دانشجویان را افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرم می نامد و هشدار می دهد که مبادا در قضایای سیاسی کوچک و حقیر دانشگاه تحت تاثیر قرار بگیرد و کار علمی اش متزلزل شود. آقا در پاسخ به سوال نماینده دانشگاه آزاد که تعریف عدالت را از رهبری خواسته بود می گوید من نباید اینجا بحث فلسفی عدالت برای شماست راه بیاندازم، خودتان باید دنبالش بروید و پیدا کنید و بعد هم با خنده ادامه می دهد تازه این آقا که از ما خواست در یک جمله هم بگویید و دانشجویان این مذاح آقا را با خنده ای بدرقه می کنند. آقا باز هم حکایتی از کسی که می خواست پسرش یک شبه فقیه شود چاشنی این کلامش می کند و دانشجویان باز هم می خندند.
12- با نوشته ای به آقا پیغام می دهند که 10 دقیقه ای از اذان مغرب گذشته، آقا حرف هایش را با تذکری به دانشجویان تمام می کند و می گوید مراقب باشید و افراط نکنید گرچه شور و تحرج و تندی ویژگی جوان است و ما هم در دوران جوانی همین طور بودیم، اما از ما بشنوید و تندی نکنید. در پایان هم به دانشجویان می گوید این را هم بدانید که اصل قضایای بعد از انتخابات خلاف انتظار ما نبود گرچه اشخاصی که وارد شدند خلاف انتظار بود. حرف های آقا ناتمام می ماند و چون زمان گذشته است آقا بلافاصله سرسجاده می رود و به نماز می ایستد. دانشجویان هم به آقایشان اقتدا می کنند و نماز مغرب تمام می شود. آقا نافله مغرب را سریع می خواند و عشا را باز هم برای جماعت دانشجو امامت می کند و پس از آن نوبت به سفره های افطار می رسد. ضیافت افطاری که ضیافت بودنش این بار به حرمت میزبان است نه میهمان ونه آنچه در سفره گذاشته اند.