تاریخ : 1393,سه شنبه 21 بهمن15:23
کد خبر : 157617 - سرویس خبری : باشگاه نویسندگان

امیر ابیلی؛

«چهارشنبه 19 اردیبهشت»؛ فیلم اجتماعی در مسیری درست

جلیلوند فقر و نداری و سیاهی را نشان می‌دهد، به تلخ‌ترین و گزنده‌ترین حالت ممکن هم نشان می‌دهد اما باز دریچه امیدی در انتها می‌گشاید، و همچنین سعی می‌کند از ظاهر ماجرا کمی هم به عمق و باطن قصه برود.

خبرنامه دانشجویان ایران: امیر ابیلی// در طول یکسال گذشته و در بحث‌های مربوط به «سینمای اجتماعی مطلوب» همواره روی این نکته پافشاری کرده‌ایم که فیلم اجتماعی راهگشا و به دردبخور، فیلمی است که علاوه بر نشان دادن مشکلات اجتماعی، قهرمان داشته باشد و نقطه‌‌ی امیدی برای بهبود اوضاع باقی بگذارد. جز این هم، فیلمساز ظاهرا فرهیخته باید کمی خودش را از سطح عوام جامعه جدا کند و فیلمش در سطح بحث‌های اجتماعی و سیاسی صف نان یا بحث‌های درون تاکسی باقی نماند و به جز روایت صرف مشکلات- که همه از آن‌ها آگاهند- سراغ اسیب‌شناسی و کشف چرایی اتفاق برود و نهایتا اگر توانست راه‌حلی هم پیشنهاد بدهد.

در تمام این بحث‌ها مسئله‌ی اساسی این بود و هست که صرف روایت خام مشکلات- آنهم با دیدن تنها بخشی از واقعیت و نه همه‌ی آن- نه «نقد اجتماعی» که «نق‌زدن» و «غرغر کردن» است و نه‌تنها فایده‌ای برای حل مشکلات جامعه ندارد بلکه حتی اگر به آسیب‌ها دامن نزند حتما باعث شیوع عصبیت و تنش‌های اجتماعی در جامعه خواهد شد.

حالا اما «چهارشنبه 19 اردیبهشت» نه یک فیلم اجتماعی ایده‌ال و مطلوب، بلکه فیلمی است در مسیر درست. فیلمی خوش‌ساخت و در بسیاری از لحظات و صحنه‌ها تاثیرگذار که احتمالا تا روزهای اخر نیز یکی از امیدهای اصلی بهترین فیلم اول جشنواره امسال خواهد بود.

فیلم اپیزودیک «وحید جلیلوند» در دو روایت اولش چیزی است مشابه افسرده‌ترین فیلم‌های اجتماعی چند سال گذشته، فیلمی که البته برای روایت همین تلخی و مصیبت و فلاکت هم سعی کرده است سراغ داستان‌های تازه‌تر و جذاب‌تری برود و مانند «قصه‌ها» و فیلم‌های مشابه‌ش به دم دستی‌ترین داستان‌ها چنگ نیندازد. اما با این همه اپیزود سوم و اشنایی با قهرمان ماجراست که برگ برنده‌ی فیلم جلیلوند است. او در انتهای فیلمش هم از دلیل مشکلات اجتماعی که در دو داستان قبل نشانش داده تحلیلی نسبتا دقیق ارائه می‌دهد و هم برای آن راه حلی پیشنهاد می‌کند و قهرمانی را معرفی.

معلمِ مستاجر «چهارشنبه 19 اردیبهشت» که فرزند بیمار خودش به دلیل کمبود پول فوت کرده و حالا تمام پسندازش را در اختیار نیازمندان قرار می‌دهد تا آنها هم به سرنوشت او دچار نشوند همان شخصیتی است که جایش در فیلم‌های اجتماعی چند سال اخیر خالی بود. جلیلوند فقر و نداری و سیاهی را نشان می‌دهد، به تلخ‌ترین و گزنده‌ترین حالت ممکن هم نشان می‌دهد اما باز دریچه امیدی در انتها می‌گشاید، و همچنین سعی می‌کند  از ظاهر ماجرا کمی هم به عمق و باطن قصه برود، وقتی نوک پیکانش را به سمت برخی از همین مردم برمی‌گرداند و از رواج نزول‌خواری و کاسب‌مآبی و .... صحبت می‌کند و همین را عامل بیچاره‌گی بخش دیگری از مردم می‌نامد.

«چهارشنبه 19 اردیبشهت» از این منظر فیلمی است شبیه «روز روشن» که دو- سه سال قبل در جشنواره بسیار موردپسند واقع شد. فیلمی اجتماعی که آنجا هم یک راننده تاکسی ساده قهرمان فیلم بود و نتیجه‌ای منطقی و متعادل به کلیت اثر می‌بخشید.

با این اوصاف باید فیلم وحید جلیلوند را یکی از اتفاقات قابل قبول سینمای اجتماعی این سال‌ها بدانیم، اثری که حداقل سعی کرده است همان مسیر بی‌نتیجه‌ی فیلم‌های چندسال اخیر را نرود و کمی موثرتر، امیدوارتر و عمیق‌تر سخن بگوید.


کد خبرنگار : 23