

1- باید از روند تولید انبوه استادان جزوه پرورده و جزوه پرور جدا پرهیز شود.
2- باید از تکثیر و تولید بی رویه و فله ای دانشجویان در هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری جهت ارائه آمار نمایشی به خود و فرهنگیان جدا اجتناب کنیم.
3- باید از تکثیر بی رویه فصل نامه های دانشگاهی و حوزوی بی مایه و بی محتوا پرهیز شود.
4- باید از برگزاری جشن و جشنواره و همایش های نمایشی و تشریفاتی پرهزینه و بی ثمر ملی و بین المللی پرهیز کنیم.
5- باید از تکثیر بی رویه بی حاصل و حیف و میل کننده پژوهشکده، پژوهشگاه و دانشگاه جدا خودداری کنیم.

7- باید از انحراف عالمان جدی محقق، نه مدرس، که انگیزه و توانمندی لازم برای اندیشیدن و نظریه پردازی دارند با مشاغل و پست های خوش نام و آوازه جدا اجتناب کنیم.
8- باید از تخصیص هرگونه امتیازات و امکانات مالی و مقامی و ارتقایی به سمت های اجرایی و مدیریتی، در هر سطحی به شدت جلوگیری کنیم.
9- دانشجویان و طلاب انگیزهمند و فکور را با جریان انبوه سازی تحصیلات دانشگاهی و حوزوی،همسان و یکپارچه نکنیم.

11- از بکارگیری صاحبان مدرک دکتری تخصصی، مگر در مواقع استثنایی در مشاغل سیاسی و اجرایی و مدیریتی، جدا خودداری کنیم، این بدین منظور است که دکتری تخصصی عمدتا و اساسا دوره ای است برای ورود به حوزه پژوهشی.
12- از ایجاد گرایش های تخصصی بدون پشتوانه لازم هیئت علمی و متخصص جدا اجتناب کنیم. این کار امروزه تبدیل به رویه ای عمومی شده است که گروهی دانشگاهی با همان اعضا، ایجاد گرایش تخصصی می کنند.

فهرست فوق راهکارهای سلبی است که می توان وضعیت فعلی آموزش عالی خارج کند؛ اما در کنار این راهکارها باید به راهکارهای ایجابی نیز توجه داشت تا حاصل جمع آنها، پارادایم علمی معاصر را به جنب و جوش، تکاپو بندازد.
1- استادان فکور و متهور را شناسایی کنیم و امکانات پژوهشی متناسب را برای شان تمهید و تدارک کنیم.
2- دانشجویان و طلاب فکور و مستعد را در فرآیند روابط استاد و شاگردی، همچون در حوزه های علمیه سابق، شناسایی کرده و راه را برای تربیت و بالندگی بیشتر آنها هموار کنیم.
3- هیچ یک از استادان و عالمان مدرس دانشگاهی و حوزوی را نمی توان با بخشنامه و خواهش و تمنا، محقق و پژوهشگر ساخت. اما می توان تمهیداتی را به کار بست تا این تحول بزرگ و مبنایی را تدریجا ایجاد کند.
4- ایجاد زمینه های مناسب برای تعامل و گفتگوهای پژوهشگرانه صمیمانه و بی تکلیف میان عالمان.

6- تمهید و ترغیب دانشجویان برای تعامل و گفتگو.
7- تنظیم تعداد دانشجویان ارشد و دکتری و توزیع دروس برای استادان به نحوی که استادان امکان ارزیابی مقالات دانشجویان را داشته باشند و دانشجو را از این بازخورد بهره مند کنند.

9- ایجاد تحولی بنیانی در تمام سازوکارهای فعلی مجلات برای خارج کردن آنها از وضعیت محفلی و محتضر فعلی.
10- بازنگری جدی در نسبت دروس کارشناسی با دروس ارشد و دکتری.
11- در سازوکار و نقش موجود فرهنگستان های کشور، شورای پژوهشی علمی کشور و شورای عالی انقلاب فرهنگی باید بازنگری اساسی کرد.
12- دانشگاه ها، و پژوهشگاه ها و سایر موسسات آموزشی – پژوهشی ای که به افراد معتمد خود سپرده ایم، هر چند سال یکبار، توسط هیئتی از عالمان هوشمند و شجاع مورد تفحص و ارزیابی صادقانه بی جار و جنجال قرار دهیم.
1- بیانات در دیدار اساتید دانشگاههای استان خراسان در دانشگاه فردوسی
2- http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27599
مطالب مرتبط::
* بازشناسی چالشهای اقتصاد دانش بنیان در ایران- بخش اول
* بازشناسی چالشهای اقتصاد دانش بنیان در ایران- بخش دوم
* بازشناسی چالشهای اقتصاد دانش بنیان در ایران- بخش سوم