خبرنامه دانشجویان ایران: یکی از مهمترین مسائلی که در بحث جذب باید به آن به صورت ویژه پرداخته شود، موضوع جذب خواهران به تشکیلات است. هرچند در برخی برهه ها خواهران در بحث جذب وضعیت مناسبی داشته و نیروهای زیادی در تشکیلات خواهران حضور دارند؛ اما در برخی مواقع هم با مشکل جدی در نیروی انسانی مواجه میشوند. برای بررسی این موارد با زهرا کهرام، مسئول خواهران بسیج دانشجویی تهران گفت و گو کردیم. دلیل انتخاب ایشان برای بحث و انتقال تجربه، فاصله نگرفتن از این فضا در حال حاضر بود که به آسیب شناسی واقعی تر از حقایق مسائل خواهران در دانشگاه کمک میکند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ گفتگویی که در ادامه می خوانید توسط نشریه دانشجویی 57 منتشر شده است:
* برای شروع از وضعیت جذب نیرو در بین خواهران بگویید. آیا به طور کلی وضعیت مناسبی در فرایند جذب خواهران وجود دارد؟
در بسیج دانشجویی در حوزه نیروی انسانی با موضوعاتی از قبیل جذب، استعداد یابی و بکار گیری و بهره برداری مواجه هستیم که برای هر یک از این موضوعات باید به طور جداگانه آسیب شناسی و برنامه ریزی کرد که در این گفت و گو طبیعتاً به بخشی از این موارد می شود اشاره نمود. به نظرم ما در قسمت خواهران با شرایط غیرمتعادلی مواجهیم. به عنوان مثال در سخنرانی ها، دوره های آموزشی یا اردوها، خواهران با جمعیت قابل توجهی شرکت می کنند ولی در کارهای تخصصی تر مثل فعالیت های علمی، کمیته های تخصصی مطالبه گری حضور خواهران خیلی کم رنگ است که اگر این مسئله ریشه یابی نشود قطعاً بر جذبه اولیه خواهران هم مؤثر است.
اما به نظر من پیش از بررسی این که چرا برخی خواهران مذهبی ما وارد کارهای تشکیلاتی و فرهنگی نمیشوند و دچار تفریط هستند، نیز باید این را روشن کنیم که ما نباید تصور کنیم هر خانم مذهبی الزاماً طبق آنچه تعریف می کنیم- حزب اللهی است. طیف های مختلفی از خواهران مذهبی وجود دارند که به دلیل فهم و برداشت نادرست از فضای انقلاب اسلامی وارد فعالیتهای فرهنگی نمیشوند. در اقشار دیگر هم وضعیت به همین منوال است. همانطور که بسیاری از روحانیون هستند که به دلیل عدم احساس نیاز نسبت به ضرورت انقلاب اسلامی، در عرصه فرهنگی پیش نمی آیند و اصلاً نیازی نمیبینند چنین کاری کنند.
* آیا تصور آسیب زا بودن تشکیلات به دلیل مسائلی چون ارتباط و اختلاط با نامحرم را میتوان یکی از دلایل عدم ورود برخی خواهران به فضای تشکیلاتی به حساب آورد؟
خانمهایی که به بهانه امکان آسیب زا بودن تشکیلات، وارد فضاهایی مانند بسیج دانشجویی نمیشوند بحث متفاوتی دارند. این خواهران باید در نظر داشته باشند که در هر گروه اجتماعی که عضو آن بشویم یک سری تهدیدها و فرصتهایی به صورت طبیعی وجود دارد.
درست است که آسیب ارتباط محرم و نامحرم نامحرم بدون در نظر گرفتن اصول و ضوابط شرعی مسئله مهمی است که هم خانمها در آن ضربه می زند و هم آقایان. اما اصلاً چرا ما خانم ها، کار تشکیلاتی را به صورت پیش فرض کاری در نظر می گیریم که لزوماً در ارتباط با آقایان باشد؟ در حالی که کار تشکیلاتی یک کار منسجم و هدف دار است که شاید در یک جایی هم نیاز به ارتباط با آقایان داشته باشد.
از نظر من تعریف تشکیلات، یعنی جمعی که برای هدفی که برای آنها مقدس است یک کار منظم و گروهی انجام می دهد. وقتی که تشکیلات را تعریف کردیم باید ببینیم نسبت خواهران و برادران در آن چگونه تعریف میشود. اصلاً هر تشکیلاتی لزومی ندارد بین آقایان و خانمها ارتباط وجود داشته باشد. این که خواهران با هم یک گروه مطالعاتی داشته باشند و سپس بر اساس آنچه یاد می گیرند در مسائل اجتماع از خود تحلیل و نظر داشته باشند چه نیازی به ارتباط با برادران دارد؟!
پس به نظرم این بیشتر یک بهانه است. چون اگر کسی واقعاً توانمندی دارد و از ترس آسیب ارتباط با آقایان وارد فضای کار نمیشود؛ خودش آستین بالا بزند و فعالیت و تشکیلاتی تعریف کند که در آن هیچ ارتباطی با آقایان وجود نداشته باشد. این ابهام به صورت مکرر ممکن است برای خانم های عضو بسیج هم پیش بیاید و خانم هایی که در تشکل مسئولیت دارند باید این دغدغه را رفع کنند.
البته این نکته را هم باید اشاره کنم که گاهی اوقات رفتار و تعامل برخی برادران بسیج نسبت به خواهران باعث گلایه میشود و زدگی ایجاد می کند. برای من خیلی ناراحت کننده است که برخی خانم ها گاهی از رفتار غیرمحترمانه آقایان با آنها ابراز نارضایتی و شکایت می کنند. لذا قسمتی از این مسئله به طرف مقابل که آقایان هستند هم بازمی گردد. لذا قسمتی از این مسئله به طرف مقابل که آقایان هستند هم بازمی گردد. آیا تمام برادران بسیج پس از فارغ التحصیلی در محیط کارشان با هیچ خانمی روبرو نمی شوند؟! واقعیت جامعه و سازمان های ما چیز دیگری را نشان می دهد پس برادران بسیج هم باید به مساله تعامل با خواهران و نامحرم فکر کنند و تصور نکنند همه جا می توانند خواهران را حذف کنند!
* پس دلیل اصلی مشکلات در جذب خانمهای حزب اللهی در دانشگاهها و بی رغبتی نسبت به حضور جدی در برخی فعالیتها چیست؟
به نظر من اصلیترین دلیلی که باعث میشود تعداد زیادی از خواهران مذهبی از ورود به تشکیلات صرف نظر کنند، این است که آن تشکیلات هدفش شفاف نیست و اعضا رشد خودشان را در این تشکیلات مشاهده نمی کنند.
بگذارید مثالی بزنم. ما در دستورالعمل و ضوابطی که طبق مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی برای بسیج دانشجویی تعریف کرده ایم. بسیج را یک تشکل همه بعدی دانسته ایم که نه فقط به فعالیتهای سیاسی، بلکه در حوزه های مختلف فرهنگی، علمی، دینی و... نیز نگاه جامع نگر دارد. حالا اگر برخلاف این تعریف، دانشجویان ببینند بسیج دانشجویی تشکلی شده است که صرفاً همت خود را به مسائل سیاسی معطوف کرده است؛ دیگر توان جذب گروه های مختلفی که دغدغه هایی نظیر کار علمی یا فرهنگی دارند را از دست می دهد.
در چنین شرایطی خانمی که دغدغه اصلیاش فضای علمی است؛ میبیند که جای او در بسیج تعریف نشده است. به طور کلی وقتی تنوع فعالیت ها در یک مجموعه بسیج دانشجویی کم بشود؛ تأثیر مستقیم در میزان جذب آن مجموعه دارد. لذا در بعد ساختار ما باید ساختاری را طراحی کنیم که خواهران به صورت همه بعدی خودشان تقویت بشوند. این که خواهران ما در بسیج احساس رشد کنند، حتی مهمتر از فعالیت هایی است که در زمینه های فرهنگی و سیاسی به صورت عمومی در دانشگاه انجام بدهند. اگر خواهران اطلاع درست و دانش کافی داشته باشند، بالاخره راه اثرگذاری بر دیگران هم پیدا م یشود.
یکی دیگر از این دلایل نیز، فرد انگاری است که در جامعه ما نیز مثل بسیاری از جوامع به وجود آمده است. ما امروز با نسلی مواجهیم که شاید بیشتر به خودشان توجه می کنند، و به ضرورت «ایثار» و «از خودگذشتگی» برای دیگران پی نبرده اند و همین باعث می شود دلیلی نبینند که از وقت و زندگی خود بزنند و وارد حوزه ای از فعالیت شوند که در ظاهر برای آنها منافعی ندارد.
* برای جذب خواهران در بسیج باید چه نکاتی در نظر گرفته شود که این جذب پایدار باشد و بتوان روی افرادی که وارد تشکل میشوند حساب کرد؟
دختران در دانشگاه با توجه به این که غالباً در خانواده های کم جمعیت بوده اند؛ نوعی خلاء عاطفی دارند و تشنه دوستی هستند. به همین دلیل خیلی زود رفیق می شوند و صمیمیت پیدا می کنند و به شما اعتماد می کنند. مهم این است که ابتدا این صمیمیت را بتوانیم ایجاد کنیم. نباید از اول نگاهمان این باشد که میخواهم طرف مقابلم را جذب یا به راه راست هدایت کنم. شما بنای خود را به «دوستی» با آنها بگذار؛ این تغییر تدریجاً در وی ایجاد میشود. بسیاری از دانشجویان تشنه فقط یک ساعت حرف زدن و درد و دل با دانشجوی دیگر هستند. ما اگر بتوانیم سنگ صبور دیگری باشیم.
سرمایه گذاری بلند مدت روی نیروی خواهر ما در حال حاضر در بسیج به یک مسئله تبدیل شده است. یک دلیل بسیار مهمی که بعضاً خواهران را در جذب و تثبیت دچار مشکل میکند، فضای ذهنی غلطی است که در فکر برخی خانمهای مذهبی وجود دارد و آن تعارض کار تشکیلاتی با خانواده است. این آسیب بسیار رایج است که گاهی سرمایه گذاری زیادی روی خانم های مذهبی می شود و در دوره های آموزشی و فرهنگی مختلف شرکت داده می شوند، به امید این که در سال یا سال های بعد، بتوانند در بسیج دانشجویی فعالیت کنند و کار را به دست بگیرند. اما ناگهان می بینیم که از بعضی از این خانم ها خبری نیست و کاملاً غیب می شوند! دلیلش هم آن است که وقتی بحث ازدواج خانم ها پیش می آید، کلاً از محیط بسیج دور می شوند.
این که فردی همه توان و همت خود را معطوف بسیج کرده است و ناگهان به جایی میرسد که این ارتباط را باید قطع کند، مسئله جالبی نیست. خب وقتی ورودی های جدید می بینند کسی که فعالیت زیادی در بسیج داشته بسیج را یک دفعه رها می کند، طبیعتاً روی او تأثیر می گذارد و دلیلی نمیبیند بخواهد به تشکلی وارد شود که باید چند وقت دیگر آن را رها کند.
* برای حل این تعارض چه باید کرد؟
باید مسئله دوگانه «خانواده- اجتماع» برای خواهران ما حل بشود. این نکته ای است که اتفاقاً حضرت آقا هم به آن تاکید دارند. من که بچه مسلمان شیعه هستم باید مقلد باشم و ببینم بزرگان دینی ما چه گفته اند. شهید مطهری(ره) تاکید میکنند که در اسلام این گونه نیست که بحث حضور بانوان در اجتماع جایز شمرده شود؛ بلکه تکلیف و واجب است. رهبری هم نگاهی که نسبت به مسئله زنان در اجتماع دارند؛ دارای تفاوتهای مبنایی با آن چیزی است که ما فکر میکنیم یا بعضاً از افراد دیگر میشنویم.
حضرت آقا خانواده را اولین سلول اجتماعی میدانند که نقش اساسی در ساختن محیط پیرامون دارد. دوگانه فضای عمومی- فضای خصوصی اصلاً چیزی نیست که از اسلام برداشته شده باشد؛ بلکه این میراث تمدن رم و یونان است. ما هیچ خانمی را در اسلام نمیتوانیم؛ آگاه تر و فعال تر نسبت به مسائل اجتماعی نمیتوانیم بیابیم. از طرفی هیچ خانمی را خانه دارتر از ایشان نمی توانیم پیدا کنیم. پس این نشان می دهد که جمع این دو فضا شدنی است.
ضمن این که مفهوم و جایگاه بیت در صدر اسلام با مفهوم خانه در زمان ما خیلی متفاوت است، برای حل دوگانه خانواده و اجتماع برای زنان نیاز است جایگاه خانواده در نظام سازی اسلامی را تعیین کنیم، در نظام غرب که مثلاً شرکتهای خصوصی واحد اجتماعی هستند جایگاهشان در بین تمام سازمانهای اجتماعی مشخص بلکه همه نظامات اجتماع کمک کنند به شرکتهای خصوصی اند رابطه بانک، شرکت بیمه، آموزش عالی و... با شرکتهای خصوصی مشخص و مؤید آنهاست، خانواده چه جایگاهی در نظامات و ترتیبات اجتماعی جامعه ما دارد؟ آیا رابطه خانواده با همه ی سازمانهای اجتماعی تعریف شده است؟ این مسئله فقط با گفتن فواید خانواده و شرایط بد خانواده در غرب درست نمی شود باید تحقیقات و کارهای اساسی کرد ضمن آن خود به خود آن دوگانه برای بانوان حل می شود.
چند سال پیش یکی از دانشجویان خانم از حضرت آقا میپرسند که چگونه از حضرت زهرا الگوگیری کنیم؟ حضرت آقا در پاسخ نمی گویند از حجاب یا ولایتمداری ایشان که جزو بدیهیات است، الگوگیری کنید، بلکه به یک نکته ظریف اشاره می نمایند و می گویند: حضرت زهرا نسبت به مسائل پیرامونی خود سریعاً احساس مسئولیت می کرد. شما هم نسبت به مسائل اجتماعی خود حساس باشید و مسئولیت پذیر باشید.
رهبری در جای دیگر به سه بعد انسان ساز حضرت زهرا(س) اشاره می نمایند که عبارت است از: 1. پیوند معنوی و عبادی با خدا 2. برقراری پیوندهای سالم اجتماعی و 3. حضور در تعیین سرنوشت اجتماعی است. ما نیز باید این سه بعد را در تشکل خود ایجاد کنیم. اما متأسفانه برخی از کارهای ما واقعاً هیچ پشتوانه فکری ندارند و به این راهنمایی بزرگان توجهی نمی کنیم.
همیشه برای خود من این سؤال و ابهام وجود داشته است که آن دسته از خانم های مذهبی که در چشم انداز و آینده خودشان هیچ گونه جایگاهی از فعالیت و روابط اجتماعی برای خودشان تعریف نمی کنند و یا حتی مسئله ای مثل شاغل شدن هیچ گاه در پازل اجتماعی زندگیاش وجود نداشته است؛ اینها چرا اصلاً وارد دانشگاه می شوند؟!
ممکن است گفته شود می خواهیم وارد فضای تولید علم شویم. اگر هدف این است؛ باید گفت فضای تولید علم حداقل نیاز به تحصیلات تکمیلی ارشد و دکتری دارد. در چنین مقاطعی که دیگر نمی شود برای خود حضور اجتماعی تعریف نکند. بالاخره یا باید در پژوهشکده ای مشغول شود یا در دانشگاه مشغول تدریس شود.
خانم هایی که به دوره لیسانس می آیند و بعد از آن ناگهان ناپدید می شوند و نه در اجتماع حضوری دارند و نه در مقاطع بالاتر؛ باید به صحت انتخاب این افراد شک بکنیم. بسیاری از اینها بدون هدف در دانشگاه هستند، فقط می خواهند مدرکی بگیرند، ازدواج کنند و بروند سر زندگیشان. همین مسئله چه قدر بار مالی برای کشور و خانواده ها دارد؟! البته به همان میزان باید به نگاه و تحلیل آقایونی که با خانم های تحصیل کرده دانشگاهی ازدواج می کنند و اجازه نم یدهند به طور معمول نه در شرایط خاص، همسرشان شغل یا اصلاً هر گونه فعالیت اجتماعی داشته باشد، شک کرد.
* مشاهده می شود، بعضی خواهران در بسیج دانشجویی فعالیت گاهاً برای اثبات توانمندی خود برخی اقدامات را انجام می دهند که اساساً وظیفه آقایان در تشکیلات است. نظر شما در این خصوص چیست؟
در فضای التقاطی امروز که مقطع غرب زدگی و مدرنیته را داریم می گذرانیم و در فضای گذاری که هستیم؛ در همه حوزه های زندگی مان افراط و تفریط هایی می بینیم و بسیاری اوقات از اعتدال خارج می شویم. مسئله حضور خانم ها در فضای اجتماعی نیز از همین مسئله پیروی می کند و برخی اوقات می بینیم در فعالیت و حضور افراط صورت می گیرد و گاهی نیز متقابلاً دچار تفریط هایی می شویم.
این که برخی خانم های بسیج دانشجویی ممکن است رفتار مردانه از خود نشان دهند کار غلطی است. رهبری وقتی می خواهند از یک الگو برای کار تشکیلاتی زنان نام ببرند به جنبش شهیده «بنت الهدی صدر» اشاره می کنند و می گویند ایشان یک «حرکت اجتماعی زنانه» انجام دادند. نیاز هست که شاخص های حرکت اجتماعی این بانوی بزرگ احصا شود. ایشان در شرایط اختناق عراق خطابه هایی دارند و به زندان میروند اما باید دید چه ویژگی هایی در این حرکت وجود دارد که رهبری این حرکت را یک حرکت «زنانه» توصیف مینمایند. این بیان نشان می دهد که باید در نوع فعالیت های فرهنگی خانم ها و آقایان به اقتضای روحیات هریک تفاوتهایی وجود داشته باشد. البته باید دقیق و متناسب با نگاه دینی - که آن را نیز از علمای دین باید گرفت- کارها را تعریف کنیم، بهترین معیار برای تعریف اصول کار تشکیلاتی بیانات حضرت آقاست ما باید به آنها عمل کنیم.
* برای جذب و ارتباط گیری آیا فقط باید خانم های مذهبی را درنظر داشت یا باید به سمت ارتباط گرفتن با خانم هایی نیز رفت که بعضاً ظاهر متفاوتی دارند که شاید خیلی متناسب با فضای بسیج نیست؟
منِ بسیجی باید بتوانم همه را به سمت خودم جذب کنم. حالا فردی ممکن است یک اشکال ظاهری داشته باشد.؛ اما ما خودمان دهها مشکل درونی داریم. پس به دلیل ظاهر نباید کسی طرد شود. اما باید آگاه شود ما این مخاطب را نیز باید جزو دامنه برنامه خود بدانیم. تفکر بسیج، تفکری به گستردگی کل انقلاب اسلامی است و هرکس زیر چتر انقلاب اسلامی تعریف میشود در دایره جذب ما نیز تعریف میشود.
اگر حرف ما حق است باید بتوانیم آنها را اقناع کنیم. اما متأسفانه دایره فکری ما دارد بسیار تنگ می شود و بر اساس فهم خودمان - و نه بر اساس اسلام - بر رفتار دیگران حد می زنیم. اصلاً داخل خود بچه های بسیج هم گاهی می بینیم اختلاف می افتد و چند دستگی درست می شود و همدیگر را به مسائلی متهم می کنیم. البته این چند دستگی ها مخصوصاً در بین آقایان بسیار بیشتر از خانم ها وجود دارد. دلیل عمده این مسئله آن است که توان گفت و گو و دیالوگ کردن با تفکرات و انسان های مختلف کم شده و این جای نگرانی دارد، شاید از جذب نیرو مسئله مهمتری باشد! زمانی برای تودیع و معارفه مسئول بسیج یکی از دانشگاه شهر تهران رفته بودیم. مسئول بسیج در نطقی که انجام داد گفت رهبری برای ما خط قرمز است.
بعد از او، رئیس دانشگاه که اصلاح طلب بود صحبت کردند و به این نکته اشاره کرد که حضرت آقا و رهبری حلقه وصل ما است! بنده خیلی از این صحبت استفاده کردم به نظرم اشتباه است که حضرت آقا را در حد یک طیف یا گفتمان در جامعه پایین بیاوریم، حضرت آقا جایگاهشان خیلی رفیع است و با همه طیف های جامعه ارتباط برقرار می کنند ما بسیجی ها هم باید سرباز ایشان باشیم و برای همه بتوانیم مفید باشیم.
* اگر نکته پایانی در نظر دارید بفرمایید.
در بسیج دانشجویی اگر به کارها و اهداف اصلی و مهم بپردازیم همه مشکلات و حواشی حل می شوند انقلاب خیلی کار دارد خیلی از سنگرها هنوز فتح نشده است برای اینکه کار مهم و اصلی را تشخیص دهیم باید خداوند به ما فرقان عنایت فرمایند در آیه 58 سوره نساء خداوند میفرمایند: «ان الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات الی أهلها». امانات را به اهلش بدهید خداوند بیشتر از همه به این آیه عمل می کند. اهل خدا شویم تا خداوند توفیق خدمت و سربازی اسلام را به ما عنایت کند.