خبرنامه دانشجویان ایران: "نفت و سیاست خارجی" نام کتابی است که نوشته دکتر محمود واعظی است . از سوی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت منتشر شده است؛ کتابی مشتمل بر مقالات "همایش ملی نفت و سیاست خارجی" است که در سال 88 برگزار شد.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مطالعه این کتاب و نقد و بررسی آن ما را به شناخت نسبتا موفقی از جریان «پیشرفت برون زا» که مبتکی بر اقتصاد نفتی و خام فروشی آن است می رساند؛ اقتصادی که چندان توجهی به پیشرفت درون زا و اقتصاد دانش بنیان نداشته و به همین خاطر حتی انرژی هسته ای هم بیشتر از آنکه مفید به حال اقتصادش باشد مضر روابط بین المللی اش خواهد بود.
اهداف کتاب:
1- تبیین، تأیید و بیان ضرورتِ مدل و الگوی توسعۀ ملی برونگرا [برونزا]، عمدتاً مبتنی بر وابستگی متقابل پیچیده که رهیافتی لیبرال و خوش بین به نظام بین الملل است و بر همگرایی [وابستگی] با قدرت های بزرگ بویژه امریکا تأکید دارد و ردّ مدل و الگوی پیشرفت درونزا، که انگاره ای واقعگرایانه و بدبین به همگرایی با قدرت های بزرگ بویژه امریکا است.
2- تبیین چارچوبی برای اقتصاد سیاسی ایران با تمرکز بر دیپلماسی انرژی، مبتنی بر نفت و گاز با دادن نقش کانونی به آن در توسعۀ برونگرا، با تأکید بر الگوی امنیت بین المللی (نظریۀ ثبات هژمونیک با در نظر گرفتن امریکا بعنوان هژمون جهانی)
3- تبیین ارتباط نفت با سیاست خارجی به منظور تدوین راهبردی نفتی برای دیپلماسی ایران( دیپلماسی انرژی) و بیان الزامات سیاست خارجی توسعه گرا به مثابۀ ابزار ایجاد سیاست های همگرایی با قدرت های بزرگ بویژه امریکا، با تأکید بر نفت و موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک ایران بعنوان موتور توسعۀ ملی و محور تعامل سازنده با جهان (همگرایی با قدرت های بزرگ)
4- تبیین ضرورت، اهمیت و فوریت توسعۀ میادین نفتی با هدف افزایش تولید برای تقویت اثرگذاری در سیاست و ارادۀ دیگران (بازیگران اصلی جامعۀ جهانی)
5- بازسازی قدرت داخلی و جهانی ایران بر پایۀ نفت و گاز
6- تبیین سیاست خارجی واقعگرا مبتنی بر ارزش های لیبرال دموکراسی با تأکید بر منافع ملی
سازماندهی کتاب:
مطالب کتاب در قالب پنج فصل آمده است که در فصل اول، با تمرکز بر سیاست خارجی توسعه گرا، مدل و الگوی توسعۀ برونگرا و همگرا با قدرت های بزرگ در چارچوب امنیت انرژی و توسعۀ جهانی، بعنوان راه برون رفت از وضع موجود، تبیین، تأیید و ضروری تلقی شده است.در فصل دوم دیپلماسی انرژی کانون توجه است. در این فصل دیپلماسی انرژی قدرت های بزرگ، بویژه امریکا و اتحادیۀ اروپا مورد توجه قرار گرفته و دیپلماسی انرژی ایران بر اساس آن مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. در فصل سوم، امنیت انرژی و سیاست خارجی موضوع مورد بحث است.
مباحث این فصل از چالشی ترین بحث های این کتاب است که در آن به حل و فصل مهمترین مسائل مورد تعقیب غرب در خصوص ایران از جمله، صلح خاورمیانه، برنامۀ هسته ای و تروریسم به نحوی اشاره شده که همسو و همگرا با قدرت های بزرگ بویژه امریکا باشد. در فصل چهارم به فرصت های جهانی عرصۀ انرژی و فرصت ها و تهدیدهای پیش روی ایران بویژه با تأکید بر نقش عراق در آیندۀ انرژی پرداخته شده و ملاحظاتی راهبردی برای حداکثر سازی منافع و امنیت ملی ایران پیشنهاد شده است. و بالاخره، محور بحث در فصل پنجم، تحریم های خارجی علیه ایران است. در این فصل اثر تحریم ها بر نفت و اقتصاد سیاسی ایران مورد ارزیابی قرار گرفته که بهمراه پیشنهادهایی برونگرا برای خروج ایران از این تحریم ها است.
مهمترین یافته ها و نتایج کتاب:
یافته ها و نتایج، حاصل تلاشی است که نویسندگان مقالات غالباً در چارچوب سند چشم انداز بیست سالۀ ج.ا.ا برای ترجمۀ راهبرد سیاست خارجی در حوزۀ دیپلماسی انرژی صورت داده اند. اهم این نتایج و یافته ها به شرح زیر است:
- ترسیم سه وظیفۀ اصلی سیاست خارجی توسعه گرای برونگرا در ایران که شامل، جذب منابع بین المللی برای توسعه، ایجاد و حفظ ثبات در محیط امنیتی و تصویرسازی از ایران بعنوان فرصت جمعی برای بازیگران خارجی
- سیاست های تعامل مؤثر و سازنده به جای سیاست های تقابلی و امنیتی در اقتصاد سیاسی ایران، بعنوان راهبرد اصلی برون رفت از وضع موجود
- ویژگی های دیپلماسی مناسب در عرصۀ انرژی شامل، احراز جایگاه شایسته در بازار انرژی، بررسی و رصد مداوم بازار انرژی و سیاست های تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و جذب بازار مصرف کنندگانی که در حال ورود به دایرۀ قدرت های بزرگ اقتصادی هستند و در سال های آینده سهم شان از مصرف انژی خلیج فارس افزایش می یابد.
- دیپلماسی انرژی در بهترین حالت، حاصل تعامل مثبت و رو به رشد بخش انرژی کشور از یک سو و سیاست خارجی توسعه گرا از سوی دیگر است.
- بازتعریف جدید از منافع ملی ایران با در نظر گرفتن امریکا بعنوان هژمون جهانی با راهبرد انطباق گرایی و محاسبه گری
- قیمت نفت بر سیاست خارجی و اهداف استراتژیک ایران مؤثر است.
- اعتماد به نفس ملی بعد از پیروزی انقلاب برای مقابلۀ مؤثر با نیروهای محدود کنندۀ نظام بین الملل، ناشی از افزایش قیمت نفت بوده است. گسترش اصول گرایی و تلاش برای صدور انقلاب انعکاس چنین امری است.
- موضوع نفت در دو بُعد با امنیت ملی ایران در ارتباط نزدیک است. اول در بُعد داخلی، نقشی که نفت و درآمدهای حاصل از آن در اقتصاد ایران دارد و در بُعد بین المللی، در قالب وابستگی متقابل که افزایش تنش بین ایران و نظام بین الملل به ویژه امریکا موجب به تأخیر افتادن استفادۀ ایران از موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک خود شده و تهدیدی جدی برای امنیت ملی است.
- وجهی از ضرورت دیپلماسی انرژی، جلب توجه کشورهای صاحب سرمایه و فناوری برای سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز است.
- با توجه به ایفای نقش اصلی نفت در اقتصاد ایران، ایران باید همگام با جریان اصلی توسعه گرای جهانی، امنیت خود را در قالب امنیت بین المللی جستجو نماید و نفت و امنیت انرژی را به ابزار اعتمادساز، محور تعامل سازنده و موتور توسعۀ ملی خود تبدیل کند.
- بهترین شیوه جهت تأمین امنیت ملی ایران، همکاری سازنده با جامعۀ جهانی است، زیرا طرد قدرت ها نیز به صلاح محیط استراتژیک ایران نیست. این امر مستلزم تعریفی ملی از امنیت است نه گفتمانی انقلابی از امنیت و معارض با گفتمان های ملی امنیت سایر دولت- ملت ها که زمینه ساز ستیز است و در نهایت به انزوای ایران ختم می شود.
- کشورهای اروپایی با وجود نیاز روز افزون به منابع نفت و گاز و نگرانی از استفاده های ابزاری روسیه از انرژی علیه اروپا، بر اساس منطق هزینه/ فایده، تلاش می کنند با امریکا بعنوان کشوری که تضمین کنندۀ امنیت انرژی جهانی است همراه شوند.
- در رویارویی طولانی ایران و امریکا در صحنۀ بین المللی، جمهوری اسلامی ایران نتوانسته است به هماهنگی و همسان/ یکپاچه سازی منافع راهبردی با اتحادیۀ اروپا دست یابد تا از این طریق از میزان نفوذ امریکا بر اروپا بکاهد.
- ایران می تواند ضمن بهره برداری از رقابت های امریکا با اروپا در حوزه های سیاسی کمتر تنش زا، به تنش زدایی مسالمت جویانه و معطوف به منافع مسلّم ملی و نه ایدئولوژیک، از راهرو پیوندجویی با قدرت های بزرگ بین المللی، به افزایش منافع خود در حوزۀ سیاست خارجی دست یابد. بنابراین، با توجه به اینکه مبارزه با تروریسم، پیشبرد روند صلح خاورمیانه و عدم گسترش سلاح های کشتار جمعی از اهداف غرب است، همکاری در این زمینه ها از سوی ایران الزامی است و اختلاف بر سر هر یک از این موضوعات، مانع پیشرفت این روابط در یک دوره و مقطع خاص می گردد و مشارکت کشورهای اروپایی را در تحریم های نفتی علیه ایران بیشتر می نماید.
- ایران می تواند بجای اقدام عملی به کاهش تولید نفت خود و یا اقدام پرمخاطرۀ بستن تنگۀ هرمز، تنها دیگران را متقاعد کند که در آینده ای نزدیک اقدام به این امور خواهد کرد. این امر در کوتاه مدت می تواند بازار نفت را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. شایعۀ کاهش تولید نفت ایران برای یک مدت یک ماهه، در صورت مؤثر بودن می تواند سودی معادل 2 تا 5 میلیارد دلار عاید ایران کند. در مورد تنگۀ هرمز، شایعۀ بستن این تنگه برای دو هفته می تواند سودی بین 6 تا 16 میلیارد دلار برای ایران داشته باشد. مسئلۀ بسته شدن تنگۀ هرمز از نوعی است که حتی کشوری مثل امریکا نیز قدرت مقابله با چنین بحرانی را ندارد.
- ایران پس از روسیه، بزرگترین مصرف کنندۀ فرآورده های نفتی در غرب آسیا است. تعاملات نفتی با کشورهای حوزۀ دریای خزر یک بازی برد - برد است و منافع زیادی را برای همۀ دست اندرکاران در بر دارد. صادرات 2/2 میلیون بشکه نفت از کشورهای قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان از طریق خطوط لولۀ انتقال نفت صورت می گیرد که سهم ایران علیرغم موقعیت جغرافیایی و استراتژیک ممتاز و روابط خوب با کشورهای فوق الذکر، حدود 10 درصد است. نفت حوزۀ کاشاگان که قرار است در سال 2014 به بازار عرضه شود، به خطوط انتقال نفت جدید نیاز دارد وبحث بر سر آن که از شرق به چین، از غرب از طریق خطوط لولۀ نفت باکو-جیهان و از شمال از طریق روسیه انتقال یابد، در جریان است. گزینۀ جنوب یعنی تعامل با ایران، اقتصادی ترین راه کار است که بصورت جدی پیگیری نشده است. لذا پیشنهاد می شود ، ایران به عنوان خریدار قسمتی از نفت کاشاگان رسماً وارد مذاکره شود.
- اتحادیۀ اروپا بزرگترین مصرف کنندۀ گاز طبیعی جهان است که 28 درصد این گاز از طریق شبکۀ فدراسیون روسیه تأمین می شود. دومین ذخیرۀ گاز جهان ایران است که می تواند جایگزین مناسبی برای عرضۀ گاز به اروپا بشمار آید. این مسئله به رقابت پنهان و آشکاری بین ایران و روسیه در حوزۀ انرژی دامن می زند. با وجود همکاری مشترک ایران و روسیه در کنترل بنیادگرایی، همکاری هسته ای، همکاری تسلیحاتی، مخالفت با احداث خطوط لوله از بستر دریای خزر، گسترش همکاری های تجاری و بازرگانی، دو کشور در زمینه های زیر رقیب یکدیگر محسوب می شوند:
- با رشد مصرف گاز طبیعی و ال ان جی بویژه در امریکا، هند و چین، اهمیت ذخایر ایران و روسیه باز هم افزایش می یابد و رقابت دو کشور را برای در اختیار گرفتن سهم بیشتری از بازار شدیدتر خواهد کرد. در حال حاضر ایران هیچ گازی به اروپا صادر نمی کند و با احداث خط لولۀ جریان جنوبی از روسیه به اروپا موقعیت ایران بیش از پیش تضعیف خواهد شد. به نظر می رسد ایران بدون برطرف کردن دو چالش عمده در سیاست خارجی خود بازندۀ رقابت با روسیه خواهد بود. چالش اول پایان دادن به معضل پروندۀ هسته ای و موانع سیاسی- اقتصادی که پیرامون آن ایجاد شده است مربوط می شود و چالش دوم پیگیری دیپلماسی اقتصادی فعال بدون ملاحظات ایدئولوژیک و تشکیل یک گروه کاری با اتحادیۀ اروپا برای سرمایه گذاری و تضمین امنیت عرضۀ گاز به بازار اروپا است
- جمهوری اسلامی ایران برای ارتقای جایگاه خود در ساختار نوین اقتصاد سیاسی بین الملل و در عرصۀ طرح های خطوط انتقال انرژی حوزۀ خزر با معمای پیچیده و چند لایه ای مواجه است. تأمین منافع ملی ایران در منطقه در گرو کیفیت مدیریت دیپلماسی و نوع مناسبات این کشور با کشورهای ذینفع منطقه و ممالک نافذ ماوراء منطقه است. از جمله متغیرها و مسائلی که ایران باید در نظر داشته باشد موارد زیر است
چگونگی اثرگذاری بر تعاملات مثلث ژئوپولیتیک ایران- روسیه - ترکیه بعنوان سه قدرت نافذ منطقه
بهره گیری از شکاف ها و تعارضات کشورهای روسیه - ترکیه و گرجستان
نحوۀ تعامل با کشورهای آذربایجان، گرجستان و ارمنستان
نوع نگاه و تفسیر ایران نسبت به ساختار هژمونیک اقتصاد سیاسی پس از جنگ سرد
نقش هژمونیک امریکا در معادلات سیاسی منطقه و مناسبات این قدرت جهانی با کشورهای حاشیۀ دریای خزر و منطقۀ قفقاز
ایران با در نظر گرفتن متغیر های مذکور و شناسایی مهمترین عوامل واگرایی در مناسبات کشورهای ذینفع منطقه، می تواند با برنامه ریزی راهبردی نقش اساسی و ارزشمندی را در تأمین منافع خود در منطقه ایفا کند. از مهمترین این عوامل موارد زیر است:
ضرورت توجه به مناقشات روسیه با ترکیه
نگاه ویژه به مناقشات روسیه با گرجستان
مدیریت دیپلماسی روابط ایران با روسیه
ملاحظات مربوط به منافع ملی و امنیت ملی ایران در منطقه]
به لحاظ موقعیت ژئواکونومیک و ژئوپولیتیکی، ایران مناسب ترین وضع را برای پیوند دادن کشورهای حاشیۀ خزر به آب های آزاد دارد.
- کشورهای معترض به ساختار نظام بین المللی حاکم، زمینه های بهره برداری کلان مالی، تکنولوژیک، علمی و اقتصادی را از دست می دهند چرا که ساختار جدید بر پایۀ همکاری سازنده میان قطب های قدرت قرار دارد و بر اساس هژمون نظام تک قطبی پایه ریزی شده و بازیگرانی که با این ساختار همسو و هماهنگ نباشند نمی توانند سهمی از بازرهای جهانی داشته باشند. به عبارت دیگر نمی توان هم سودای رشد و پیشرفت و الهام بخشی علمی و اقتصادی را داشت و هم در پی انزوا و مشارکت ناپذیری با محیط بین المللی و مراکز قدرت و صاحبان امکانات در عصر جهانی شدن بود. نمی توان هم توسعۀ صنعت نفت را که به تعامل با مراکز تجارت جهانی، شرکت های بین المللی و سرمایه و فناوری نیاز دارد، خواهان بود و هم با سیاست خارجی دولت هایی که این شرکت ها، فناوری ها و سرمایه ها از آنجا برخاسته است تعارض داشت. دستگاه دیپلماسی ایران می تواند با تعدیل رفتار سیاسی و انطباق با واقعیت قواعد بازی، به احیای توان بالقوه و موقعیت خود و حداکثر رسانی ظرفیت محیط خارجی دست یابد.
- بررسی تحریم های اقتصادی برای مقاصد سیاسی نشان می دهد تحریم هایی که برای تغییر در رفتار و مواضع، اعمال شده است اغلب توأم با شکست بوده و نتوانسته به تغییر در رفتار کشور هدف منجر شود. همین بررسی ها نشان می دهد تحریم های همه جانبۀ شورای امنیت، گرچه از نظر تعداد بسیار اندک بوده است ولی از درجۀ بالای موفقیت برخوردار بوده اند و در سه مورد رودزیا، افریقای جنوبی و عراق در نهایت منجر به تغییر رژیم های این کشورها شده است. اما در مواردی که هدف از تحریم ها تغییر نیست بلکه حفظ وضع موجود یعنی کنترل و محدود کردن کشور هدف در بلند مدت است، فرسودگی تدریجی در بلند مدت و در طی چند دهه می تواند باعث تغییر استراتژیک در توان کشور هدف شده و احتمال از هم پاشیدگی آن را به شدت افزایش دهد.
- نفت از مهمترین منابع قدرت ایران است. توسعه و قدرتمند شدن کشور وابسته به توسعۀ بهینۀ منابع نفت و گاز است. بنابراین امنیت کشور وابسته به توسعۀ اقتصادی است. هدف تحریم کنندگان از تحریم ایران فرسودگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.
- تهدیدات مکرر دولت های غربی مبنی بر تحریم فروش بنزین به ایران عامل اصلی گسترش روابط دولت ایران با دولت ونزوئلا در سال های اخیر بوده است.
- می توان به تحریم ها که عامل اصلی گرایش دولت ایران به دولت هایی نظیر ونزوئلا تلقی می شود بعنوان یک فرصت نگریست.
- تحریم های صنایع نفت و گاز ایران علیرغم سرمایه گذاری های داخلی و بومی سازی برخی از دانش های مربوط به اکتشاف، استخراج و پالایش، ضررها و آسیب های شدیدی به صنایع نفت و گاز ایران در مقایسه با پیشرفت های این صنایع در سایر کشورهای منطقه وارد ساخته است.
- پیروی از بین المللی کردن آبراه ها، ایجاد روابط مسالمت آمیز با قدرت های مؤثر نفتی و جلوگیری از استفادۀ سیاسی از نفت بعنوان اهرم فشار از جمله راه کارهای سیاسی اسراییل برای کاهش هزینه های تأمین نفت و امنیت آیندۀ انرژی خود است.
نتیجهگیری:
این بررسی نشان میدهد که در مواجهۀ کشورها با قدرتهای بزرگ، سیاست واگرایی با قدرتهای بزرگ، با پیشرفت همبستگی مستقیم دارد زیرا مورد ایران نشان میدهد که استقلال و واگرایی از قدرتهای بزرگی همچون امریکا با بدست گرفتن حق تعیین سرنوشت و پیشرفت درونزا همبستگی مستقیم داشته و بروز استعدادهای درونی و به فعلیت رسیدن ظرفیتهای بومی را ممکن میسازد و عملاً ایران را از مصر که نمونۀ بارز وابستگی و همگرایی با امریکا است در رتبهای به مراتب بالاتر قرار میدهد.