
از ظلمت رمیده خبر می دهد سحر
شب رفت و با سپیده خبر می دهد سحر
در چاه بیم،امید به ماه ندیده داشت
واینک ز مهر دیده خبر می دهد سحر
از اختر شبان، رمه شب رمید و رفت
وز رفته و رمیده خبر می دهد سحر
زنگار خورد جوشن شب ر ا به زهرخند
از تیغ آب دیده خبر می دهد سحر
باز از حریق بیشه خاکسترین فلق
آتش به جان خریده خبر می دهد سحر
نطع شبق مرصع و خنجر زمردآب
با حنجره بریده خبر می دهد سحر
بس شد شهید پرده شبها شهابها
وآن پرده ها دریده خبر می دهد سحر
آه آن پریده رنگ که بود و چه شد که ا ز او
رنگش ز رخ پریده، خبر می دهد سحر
چاووشخوان قافله روشنان ،امید!
از ظلمت رمیده خبر می دهد سحر
مهدی اخوان ثالث