در گفتوگو با دکتر حمیدی مطرح شد؛
راهکار ستاد احیای دریاچه ارومیه برای جلب مشارکت های مردمی
از آنجا که یکی ازمهمترین راهکار های طرح احیای دریاچه ارومیه کاهش 40 درصدی در مصرف آب کشاورزی است، در نتیجه یکی از چالش های ستاد، جلب مشارکت های مردمی به ویژه کشاورزان در همسو نمودن ذینفعان دریاچه با سیاست ها و برنامه های در نظر گرفته شده در راستای احیای دریاچه ارومیه است.
خبرنامه دانشجویان ایران: سایت ستاد احیای دریاچه ارومیه نوشت: از آنجا که یکی از مهمترین راهکار های طرح احیای دریاچه ارومیه کاهش 40 درصدی در مصرف آب کشاورزی است، در نتیجه یکی از چالش های ستاد، جلب مشارکت های مردمی به ویژه کشاورزان در همسو نمودن ذینفعان دریاچه با سیاست ها و برنامه های در نظر گرفته شده در راستای احیای دریاچه ارومیه است، بدین منظور طی گفتگویی با دکتر حمیدی، مشاور اجتماعی ستاد احیا نظر ایشان در ارتباط با رویکرد جلب مشارکت عمومی به ویژه ذینفعان اصلی دریاچه ( کشاورزان) جویا شدیم.
در هر مسئله عمومی، اولین سؤال مطرح این است که مسئله در چه سطحی از پیچیدگی قرار دارد و نحوه مداخله به میزان پیچیدگی بستگی دارد. دو نوع مسئله در حوزه عمومی میتوان تعریف نمود: مسائل ساده و پیچیده. مسئله ساده یعنی مسئلهای که با توجه به برنامهریزی قبلی میتوان پروژه را پیش برد و نقشه انجام کار از قبل آماده است؛ مانند بسیاری از پروژههای عمرانی که با طراحی از قبل تهیهشده پیش میرود. این دست مسائل ساده طبقهبندی میشوند. اما مسائل پیچیده در دو بعد شکل میگیرد: بعد دانش و تعداد بالای ذینفعان. ازنظر بعد دانش، بسیاری از مسائل حل مشخص ندارند و ممکن است یک راهحل در هند جواب داده و در بنگلادش جواب ندهد، پس روش حل آن بهوضوح مشخص نگردیده است. از بعد تعداد بالای ذینفعان میتوان گفت که به دلیل تفاوت دیدگاههای مختلف افراد درگیر، رسیدن به راهحل واحد پیچیده است؛ زیرا ذینفعان باور به ارزشهای یکسانی ندارند.
.jpg)
برخی جوابها، راهحل ساده دارند؛ مثلاً تبدیل کشاورزی با بازدهی پایین به کشاورزی پربازده برای ذخیره آب، اما در حوضه عمل پیچیده میشود. زیرا مردم دیدگاه مختلفی دارند. در حوزه اجتماعی وظیفه ستاد توسعه راهحلهای مشخصشده از قبل نیست. ما با مسائل ساده مواجه نیستیم. باید اجازه بدهیم تا راهحل از بستر جامعه درگیر مسئله تولید شود. کار ما طراحی راهحل نیست، بلکه یافتن استعدادهای داخلی است تا راهحل را پیدا کنند. رابطه ستاد یک رابطه کارفرما و پیمانکار نبوده بلکه رابطه مشارکتی دریافتن راهحل است. در یافتن راهحل مسائل ساده، دنبال بهینهسازی هستیم. اما در مسائل پیچیده پاسخ بهینه واحدی وجود ندارد و کار ما یافتن جواب بهینه نیست. بلکه به دنبال یک تنوعی از مدلها هستیم. به این مدلها متنوع اجازه پیشبرد همزمان میدهیم تا بفهمیم کدامیک با بستر جامعه هدف هماهنگتر هستند. بر همین اساس در پی تصحیح ساختار فعالیت ستاد هستیم تا فرصت بروز استعدادهای محلی در سطح استانهای آذربایجان غربی و شرقی و کردستان، داده شود، سرمایههای اجتماعی و آدمهای کلیدی شهر و روستا را یافته و راهحلهایی از دل منطقه تولید نماییم تا این دست مدلها نیز شانس اجرا بیابند.
این ایدهها باید جمعآوریشده و از منظرهای مختلف بررسی گردد. نگاه جامعهشناسانه، اقتصادی و .... میتواند با شاخصهای کارشناسی برای مناطق مختلف، اولویتبندی متفاوتی عرضه کند. باید طرحهای متعددی را بهصورت موازی جلو برد تا در صورت شکست یک طرح، زمان را از دست ندهیم. برای جمعبندی باید بگویم با لحاظ نمودن موارد مطرحشده، الآن در مرحله طراحی اولیه یک نگرش متفاوت به مساله هستیم. این نگاه یک نگاه بینرشتهای است. اگر فقط به یک جنبه مسئله پرداخته شود و به ابعاد دیگر نپردازیم، قطعاً با شکست مواجه میشویم.