تاریخ : 1395,شنبه 25 ارديبهشت15:50
کد خبر : 199679 - سرویس خبری : باشگاه نویسندگان

محمدامین خلیل‌زاده؛

ریاست مجدد لاریجانی و چند نکته

رفتاری که در موقع رای اعتماد به وزرای پیشنهادی روحانی و به ویژه برجام چه با عینکی جناحی چه با عینکی اعتقادی حکایت از عبور وی از مواضع جریان اصولگرایی و نپرداختن هزینه منسوب بودن به این جریان را دارد.

خبرنامه دانشجویان ایران: محمدامین خلیل زاده*//  "اصولگرایی" به مثابه یک گفتمان و نه یک تابلوی حزبی از سوی مقام معظم رهبری در دوران که ماهیت انقلابی جمهوری اسلامی در خطر بود مطرح و مورد ترویج قرار گرفت، به گونه ای که می توان با جستوجوی ساده در سخنان ایشان به شاخصه های اصولگرایی از منظر ایشان به راحتی دست یافت.

گذشت زمان و نفوذ عناصر فرصت طلبی که اصولگرایی را به عنوان یک دسته بندی جناحی مطرح می کرد این گفتمان را در معرض استحاله شدن قرار داد، به گونه ای که امروز در مناسبات جدیدی را پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم مشاهده می کنیم و شاهد نزدیکی عناصری که روزگاری  تابلوی اصولگرایی را بالا می برند به جریان اصلاح طلب بودیم، این رفتار سیاسی باعث شده تا به شدت به اصولگرایی به عنوان یک "برند" ضربه جدی وارد شود.

در حالی که منتخبان مجلس دهم خود را آماده می کنند تا به انتخاب رئیس مجلس دهم بپردازند، بررسی تاثیر انتخاب علی لاریجانی با حمایت اصولگرایان مجلس به عنوان رئیس مجلس از منظر "برندینگ سیاسی"  در شرایط فقدان حمایت جدی عمومی و ضعف پایگاه اجتماعی اصولگرایان از اهمیت جدی برخوردار می باشد، چرا که ادامه خطاهای گذشته و تصمیمات اشتباه دیگر می تواند برای همیشه باعث از بین رفتن اصولگرایی به عنوان یک برند مورد اعتماد به شود، نگاهی به کنش های علی لاریجانی نشان می دهد که وی با نحوه کنش های سیاسی خود نقش پر رنگی در جهت آسیب رسیدن به برند اصولگرایی داشته است.ژ

یکی از قوانین برند سازی سیاسی به "ضرورت  تعین مرزهای غیریت ساز" با دیگران بر می گردد چرا که سیاست اساسا در شهری که همه باهم دوست هستند وجود ندارد و سیاست بدون وجود معادله دوستی و دشمنی معنا نمی کند، علی لاریجانی در کنش های سیاسی خود در این چند سال نشان داده به دنبال ائتلاف های صرفا سیاسی و عدم توجه به نگاه های گفتمانی می باشد و همین مسئله باعث شده است به افرادی که روزی در مقابل وی قرار داشتند نزدیک شود و غیریت سازی با رقیب نداشته باشد، در همین راستا است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 برخلاف تصمیم اکثریت اصولگرایان به حمایت از دکتر احمدی نژاد وی ابتدا در چارچوب دولت وحدت ملی هاشمی رفسنجانی از خاتمی تا ناطق و از حداد عادل تا مهدی کروبی را در همایشی به بهانه سالگرد مشروطیت به مجلس می برد و بعد از ناکامی این پروژه موضوعی ظاهرا بی طرفانه می گیرد، تا جایی که خبر تایید نشده ای از تبریک او به موسوی به عنوان پیروز انتخابات در صبح جمعه بیست و دو خرداد حکایت می کند.

قانون دیگری در برند سازی سیاسی که از سوی لاریجانی نادیده گرفته شده است و به عنوان یکی از چهره های شاخص باعث ضربه جدی به برند اصولگرایی توسط وی شده است به " نپرداختن هزینه در سیاست"  به عنوان یک اصولگرا می باشد، رفتاری که در موقع رای اعتماد به وزرای پیشنهادی روحانی  و به ویژه برجام چه با عینکی جناحی چه با عینکی اعتقادی حکایت از عبور وی از مواضع جریان اصولگرایی و نپرداختن هزینه منسوب بودن به این جریان را دارد.

قانون داشتن اصالت نیز در برندسازی سیاسی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد که در واقع به این مسئله  می پردازد که اصالت به معنای تکیه بر ویژگی های منحصر به فرد خود به عنوان مولفه های بنیادینی است که در نهایت به تبلور عنصر اصلی در برند سازی سیاسی یعنی تمایز منجر می شود، این مسئله از اهمیت زیادی برخوردار می باشد چرا که تقلید از ویژگی های دیگر سیاستمداران  بسیار زودتر از آنچه می پندارید در نظر مخاطبین آشکار می شود، بررسی مواضع علی لاریجانی نیز نشان می دهد که او که روزگاری از سوی دوستان امروزش به عنوان" رئیس رسانه میلی" خوانده می شده است، امروز به جای رسیده است که برای یاران خاتمی و رفسنجانی سخت شده است که بین او و عارف به چه کسی رای دهند!

نگاهی به کنش های علی لاریجانی نشان می دهد که مواضع وی با جریان اصلاحات و اعتدال هم  سو می باشد در حالی که به عنوان یکی از سران اصولگرا! معرفی می شود حتی حاضر نیست که برای دلواپسی که از ناراحت شدن اصلاح طلبان در جریان انتخابات مجلس دهم خود را اصولگرا بنامد و دم از "استقلال " خود می زند، لاریجانی در طول مجلس هشتم و به ویژه نهم نشان داده است که حتی حاضر نیست که از ظرفیت اصلاح طلبان  چشم پوشی کند چه برسد به آنکه خود را به عنوان عضوی از جریان اصولگرایی معتهد به نقد و برخورد با کسانی بداند که در این کشور باعث پیدایش مجلس ششم و فتنه های سال 78و 88 شدند.

با وجود ضربه های جدی لاریجانی به برند اصولگرایی و نقش پر رنگ وی در کمرنگ شدن اصولگرایی به مثابه یک گفتمان و حتی یک جناح سیاسی! که در تشکیل فراکسیون موسوم به رهروان ولایت در مجلس نهم و سازجدایی نزدیکانش در جریان انتخابات مجلس دهم دیده شد و حتی بی محلی به کمیته موسوم به هفت نفره اصولگرایان برای مجلس دهم، بار دیگر اصولگرایان در حال تکرار اشتباه انتخاب علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس دهم هستند و خبر از حمایت وی می دهند!

در حالی که مواضع و رفتار علی لاریجانی کاملا در جهت همسویی با دولت روحانی  می باشد، انتخاب وی تنها می تواند اندک مرزهای باقی ماننده و غیریت ساز با اصلاح طلبان را از بین برده و به دلیل عدم مشخص بودن چارچوب های گفتمانی جاذبه های اجتماعی اصولگرایی به عنوان یک برند را بیش از بیش مورد خدشه قرار دهد و به تقویت گفتمانی و حق نمایی اصلاح طلبان بیانجامد، در حالی که اگر اصولگرایان با وجود عدم احتمال رای آوری گزینه خود از معرفی لاریجانی سرباز زنند و اجازه دهند که او از سوی لیست حامیان رفسنجانی معرفی شده و یا عارف به ریاست مجلس برسد با دستان خود یک عنصر پر هزینه و ضربه زننده به برند سیاسی خود را یا حذف می کنند و یا حداقل مرزهای جاذب غیریت ساز خود را با این عنصر هزینه ساز برای برند سیاسی –گفتمانی تقویت می کنند.


کد خبرنگار : 16