تاریخ : 1395,شنبه 22 خرداد13:30
کد خبر : 202155 - سرویس خبری : یادداشت

میکائیل دیانی

ایستاده در غبار تعریفی دقیق از یک قهرمان در دسترس

نکته بعدی که آن را هم میتوان در همان پازل تعالی روایت فتح سید مرتضی دانست، بازسازی کامل و واقعی مستند است. آوینی دوربین به دست از صحنه های واقعی جنگ فیلم میساخت اما مهدویان همه آن صحنه ها را بازسازی کرده اما بصورت کاملا واقعی و کاملا پذیرفته شده از سوی مخاطب به تصویر درآورده است.

خبرنامه دانشجویان ایران: میکائیل دیانی// در جشنواره فیلم فجر توفیق نداشتم که بهترین فیلم جشنواره را ببینم اما تعریف هایش را زیاد شنیدم. شب گذشته به دعوت حبیب والی نژاد تهیه کننده کار، توفیق نصیب شد تا در افتتاحیه اکران عمومی، به تماشای ایستاده در غبار شاهکار بی نظیر محمدحسین مهدویان نشستم و از قضا در کنارم سرکار خانم دکتر شهره پیرانی، همسر شهید رضایی نژاد به همراه آرمیتا دخترش و همسر شهید احمدی روشن نشسته بودند. فیلم را می شود از وجهه های مختلف مورد بررسی قرار داد اما من تلاش می کنم در چند بند بصورت خلاصه آنچه به ذهنم رسید را بیان کنم:

1- مهدویان با «آخرین روزهای زمستان» سبک جدیدی از مستند را عرضه کرده بود که بسیار پرمخاطب، جذاب و دلنشین بود. مهدویان در مورد آن سریال می گفت "من نامش را «درام مستند» می گذارم." اثری دراماتیک که واقعیت و مستند هم هست. اگرچه در دنیا از دهه هفتاد میلادی داکیودرام یا همان درام مستند در دنیا شروع شده بود اما در ایران تا ان زمان کسی اینگونه آثار را تولید نکرده بود، آن هم در حجم وسیع و بزرگی چون سریال آخرین روزهای زمستان، مهدویان با ساخت این سریال ثابت کرد می شود با سبک بازسازی مستندی داستانی را خلق کرد که جذابیت هم داشته باشد و مخاطب را به خود جلب کند اما به واقع ایستاده در غبار را باید مدل به بلوغ رسیده آخرین روزهای زمستان دانست. خصوصا از این حیث که دیالوگ هایش و یا در حقیقت اصوات حاج احمدی متوسلیان به مراتب کمتر از حسن باقری موجود بوده است و تصاویر بصورت کامل بازسازی شده است.

برخلاف همه فیلم های سینمایی که یکی از پاشنه های اصلی موفقیتش حضور سلبریتی ها و ستاره های سینمایی است ایستاده در غبار هیچ بازیگر ستاره ای در خود ندارد، با این حال بسیار مهیج است و بسیار تاثیرگذار است، کمااینکه در میانه فیلم و در صحنه های متواتری صدای هق هق خانم دکتر  پیرانی که خود درد شهادت همسرش را کشیده در لابلای صدای راویان در کنارم می‌شنیدم.

"ایستاده در غبار" آنقدر مهم و با ارزش است که به نظرم سینمای ایران را میتوان به دو قسمت تقسیم کرد، پیش از آن و پس از آن. بهروز افخمی می گوید:"سیدمرتضی آوینی اگر زنده بود، «ایستاده در غبار» را می ساخت. یعنی مجموعه روایت فتح سبک و لحن ماندگاری دارد و یک جور تعالی پیدا کرده آن در کار محمدحسین مهدویان است. ایستاده در غبار فاصله بین فیلم داستانی و مستند را محو کرده است" به نظر می رسد از این حیث که ایستاده در غبار فاصله فیلم داستانی و مستند را محو کرده میتوان سینمای ایران را پیش و پس از آن تقسیم کرد.

نکته دیگر فیلم آن است که اگرچه تمام فیلم نریشن محور است و کمتر دیالوگ دارد اما مخاطب اصلا خسته نمیشود بلکه برایش جذابیت هم دارد، نریشن هایی که بصورت کاملا خودمانی و در فضایی صمیمی گفته می شود و در کنار آن ریتم و آهنگ حماسی قصه به همراهی مخاطب و همچنین ایجاد حس غرور در وی کمک می کند.

نکته بعدی که آن را هم میتوان در همان پازل تعالی روایت فتح سید مرتضی دانست، بازسازی کامل و واقعی مستند است. آوینی دوربین به دست از صحنه های واقعی جنگ فیلم میساخت اما مهدویان همه آن صحنه ها را بازسازی کرده اما بصورت کاملا واقعی و کاملا پذیرفته شده از سوی مخاطب به تصویر درآورده است.

مهدویان توانسته ضمن رعایت صداقت و بدون کم و کاست یا سوگیری در پردازش شخصیت، هم مستند واقعنگری را ارائه دهد و هم داستان مهیجی را به تصویر بکشد که این مهمترین نکته است. مهم ترین ویژگی فیلم «ایستاده در غبار»، نمایان ساختن یک «قهرمان واقعی» و نه دور از دسترس است، برخلاف تمام فیلم ها که قهرمان هایشان یا غیرواقعی است و یا دور از دسترس، متوسلیان تصویر شده هم واقعی است و هم از جنس مخاطب، یعنی هم حس اینکه او، "قهرمان من" است و به او افتخار میکند در مخاطب زنده است و هم اینکه او "در دسترس" است و "از جنس من" است. قهرمانی که واقعی ساخته شده، خطا کار هم می تواند باشد و در مکتب خمینی ساخته شده است. قهرمانی که مثل دیگر فیلم های دفاع مقدس در آسمان و دست نیافتنی نیست.

این قهرمان در سینمای بی قهرمان امروز ایران، می تواند برای نسلی که بحران هویت دارد، کارآمد بیشتری داشته باشد تا آن اسطوره سازی های هاله نوری! متوسلیان انسانی است معمولی که عصبانی هم می شود، داد هم میزند، قهر هم میکند، تندی هم دارد اما به موقعش برای اینکه اطلاعات عملیات را لو ندهد حاضر است بدون بیهوشی و با درد جانفرسا جراحی هم بشود، جلوتر از همه سربازانش هم همیشه باشد، شجاعتش هم از همه بیشتر باشد، در عین حال افتاده و متواضع هم باشد، یعنی ضمن اینکه ورای انسان نیست اما قهرمان هست. پدرم بیشتر دوران جبهه اش را در جبهه غرب بود، و شهر های کردستان، در پاوه، مریوان، شاخ شمیران و... بود. وقتی داستان فیلم را برایش تعریف کردم و خلقیات متوسلیان که در فیلم آمده بود توضیح دادم، گفت دقیقا همینطور بود، جدی اما متواضع، قاطع اما دلسوز و عصبانی نمی شد اما اگر می شد، دنیا بر سر بچه ها خراب می شد. اینجا بود که فهمیدم ویژگی دیگر فیلم صداقت و ساخت دقیق بدون کم و کاست متوسلیان توسط مهدویان بوه است.


کد خبرنگار : 16